200 baris pertama.
:و به زن فرمود «درد و زحمت تو را در ایام حاملگی و در وقت زاییدن دوچندان میکنم»
یه غریبه بیاجازه اومده بود تو خونهم
نمیـ... نمیدونم
...آره، آره، ولی !اگه باز سروکلهش پیدا شه چی؟
میشه فوراً مأمور بفرستید اینجا؟
«ساختمون «فورمن» تو محلۀ «بروکلین هایتس
...چی؟! نه. نه
...من نمیـ
سلام، عشقم. پروازت چطور بود؟
کجایی پس؟ - دارم حاضر میشم -
قرار بود بیست دقیقه پیش کلینیک باشیها
.نه، عشقم وقتِ «بازیابی تخمک» ساعت نُه صبحـه دیگه
ساعت هشتـه، آنا
تازه یه ساعت زودتر باید اینجا میبودی
نه، عزیزدلم. اشتباه میکنی
...حداقل سه باری نوبتمونو چک کردم
دکتر هیل میگه هرچه زودتر باید خودتو برسونی
وگرنه باز میرسیم به خونۀ اول
کِی اینجایی؟
خیلی دیر کردم؟
اگه سریع آمادی شی که ،مستقیم بری اتاق عمل
لابهلای نوبتها میفرستنمون تو
شرمنده - عیب نداره. بجنب -
همراه من بیاید، خانم آلکات
تا حالا تجربۀ آرامبخشیِ آگاهانه داشتی، خانم آلکات؟
بله. کل این کارها رو قبلاً هم انجام دادم
اونم دو بار
بسیار عالی
یه سوزش جزئی داره
یواشیواش گیج میشی و
بعدش ممکنـه خوابت ببره ممکنم هست نبره
در هر صورت
حس خوشایندیـه
ایندفعه جواب میگیریم
حس خوبی دارم
هنوزم دوستم داری؟
با وجود اینکه من با پرواز نصفهشبی
خودمو از برلین رسوندم اینجا، ولی تو دیر اومدی؟
دارم
...یعنی میگم
با وجود اینکه مشکل دارم؟
تو هیچ مشکلی نداری، عزیزدلم
ما هم مثل سی درصدِ زوجها
درگیر نازاییِ بدونعلت هستیم
تقصیر کسی نیست
وقتی کوچولوی قشنگمون به دنیا بیاد
میفهمیم ارزشش رو داشته
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت :دیجی موویز را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez
« ترجمه از یاشار جماران و کیارش نعمتگرگانی » ::.:: KiarashNg & TAMAGOTCHi ::.::
خانم آلکات. خانم آلکات؟
دکتر هیل هستم
صدامو میشنوی؟
!خوش اومدی
همسرت هم اینجا پیشمونـه
سلام، عزیزم
حالِت چطوره؟
راستش... افتضاح
خب، کاملاً عادیـه
میتونی جوابِ چندتا سؤالم رو بدی؟
اسمت چیـه؟
...آنا. ویکتوریـ
...ویکتوری - خوبـه. همین کافیـه -
آنا ویکتوریا آلکات
بگو ببینم امروز چندمـه؟
چهارم سپتامبر
!خیلی هم عالی
حالا یه خبری برات دارم
نُه تا تخمک رو تونستم بازیابی کنم و
حسابی از نتیجه راضیم
خوبـه یعنی؟
.کاملاً راضیم برات شیاف پروژسترون هم
مینویسم که
باید از همین امشب مصرفشو شروع کنی
تا رحِمت آماده شه برای
کاشت جنین
خب؟
اینا انحصاری خودمونن
مختص کاشت جنین فریزشدهن
پس باید حتماً جای سرد نگهداری بشن
نکتۀ خیلی مهمیـهها
دقت کردی؟ خب - بله -
یهکم استراحت کن
منم در مورد رویانهات که ،بهزودی قراره تبدیل شن به جنین
،هر اطلاعات جدیدی داشتم فوراً در جریانت میذارم
تبریک میگم
واقعاً نسبت به موفقیتمون خوشبینم
چرا فقط به تو گفت؟
واقعاً این لازمـه حالا؟
روند معمولِ کار ـه، خانم آلکات
...میگم
عادیـه آدم اینقدر درد داشته باشه؟
متأسفانه درد مزمن جزء لاینفکِ کار ـه
...آخه درد عادی که نیست
متوجهم، عزیزم
ولی هیچچیز باارزشی راحت بهدست نمیاد
حالِ شما؟ یهسری قرصهای لازم برای دوران بارداری
اگه مایلید میتونم با کارتِ اَمریکناکسپرستون
حساب کنم - عالی میشه -
اینم شیاف پروژسترون که
دکتر هیل تجویز کردن
باید هرچه زودتر
بذاریدشون تو یخچال - حتماً -
ساکتون جا نمونه، آقای آلکات
میرم ماشین بگیرم، خب؟
ممنون
کمک نمیخواید، خانم آلکات؟
نیازی نیست. تشکر
!میدونم کیای
مرسی که بینندهمون هستید
!بیننده؟
تو همونی
خانم پریچر
...میدونید که اجازه ندارید
ببخشید همسرم منتظرمـه
!خانم پریچر؟ خانم پرچیر
خوبی تو؟
اون زنه رو صبح نزدیک خونهمون هم دیدم
شاید از بیمارهای دکتر هیل ـه
اونقدرهام چیز عجیبی نیست
به انتخاب مجلۀ نیویورک
بهترین متخصص درمان ناباروریِ اینجاست دیگه
اگه دنبال بارداری بود
!نباید سیگار میکشیدها
...وایسا ببینم، بهنظر تو از اینا نیست کهـ
که چی؟ - ...مثلاً -
خیال میکنی تعقیباینات میکنه؟
من که میگم بعید ـه، عشقم
درستـه ستارۀ سینما شدی، ولی
بعیده کسی تو رو زیرنظر بگیره
البته فعلاً
بریم اینا رو برسونیم به یخچال و
یه ناهاری هم بخوریم، خب؟
میخوای بازی کنیم؟
سایمون
تِرِیا - !همچین اسمی نداریم -
چرا، خوبشم داریم - خیلیخب. تِرِیا -
پیاس ۸ « ابتدایی دولتی »
!پس پیشدبستانی چی شد؟
ایوای! پیشدبستانی رو کلاً یادم رفت
اینطوری میخوای بابا شی؟
مشارکتی باشه و نزدیک خونه
من میرسونم، تو میاری
خب پس. اگه پسر بود سایمون
...اگه دختر بود تِرِیا
!ولی همچین اسمی نداریمها
مهدکودک مشارکتی
...ابتدایی پیاس ۸
نوبت توئه راهنمایی رو انتخاب کنی - «سنت اَن» -
!عشقم، باید خوب پولی دربیاریها
چون شهریۀ اونجا شوخیبردار نیست
پس جنابعالی چیکارهای؟
خودت سنت اَن رو انتخاب کردی
دبیرستان رو تو بگو
سنت اَن
!ای پدرسوخته
...اگه ایندفعه هم نشه چی - حتماً میشه -
بهت قول میدم
!لوس نشو
شکموی من کیـه؟
بخوربخور
آفرین
اگه اینطوریـه به دنیلز بگو !بیاد بره تو کونم
قرار نیست یه نشست مطبوعاتی مهم رو فدای یه آگهی مسخره بکنه
!بهترینبودن آدم رو هلاک میکنهها
این یکی رو نمیتونم امضا کنم، شیوان
حداقل مال پونزده سال پیشـه
،پرکارتر که بشی
طرفدارهام عکسهای جدیدتری میفرستن
دیدی هیچوقت مجبورم نمیکرد از این کارها بکنم
دیدی عقبافتاده بود
واسه همین هم عذرشو خواستی و اومدی اینجا
سراغ شرکتِ من
حالا که حرفش پیش اومد اینم بگم
یه مقاله در موردت فرستادم واسه تایمز و
منتظر جوابشونم
!عالیـه
!وای، خدا
ببین چه خبری رسید
اندی کوهن میخواد فقط با خود تو مصاحبه کنه
بدون اینکه یکی از این دوزاریهای براوو تیوی» ور دلت نشسته باشه»
!جداً؟ خدایا! کِی؟
پنجشنبه - همین پنجشنبه؟ -
آنا، این اولین حضورت تو یه تاکشوی شبانهست
یهـ... یه کاریش میکنم - !خدا رو شکر -
یه لحظه گفتم نکنه زوالعقل زودرس گرفته باشی
...آها، راستی
یکی از طرفدارهات خواسته اینو براش امضا کنی
!ای خدا
سرِ این کار آبروم رفت
بهخاطر همین افتادی سرِ زبونها
بد و خوبش هم که خدا میدونه - خوبـه -
.همین باعث شد به اینجا برسیم به مسیر بردن جایزۀ اُسکار
تأکید شده رو بدنش امضا بزنی
!جدی میگی؟
بله
طرفدارها خُلوضعن دیگه
بالاتنهش اونقدر غیرعادی باریکـه که
!اسمم کامل روش جا نمیشه
مخفف بنویس
انگار دارم به خودم توهین میکنم
No comments yet. Be the first to leave one.