Maklumat siaran

저녁 같이 드실래요 Dinner Mate E12(23-24) moonriverteam
Ulasan oleh moonriverteam1
HDTV

Tag

other
Diterbitkan pada: 2020-06-30
Muat Turun: 11
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi Persian

177 baris pertama.

میخواستم تا رسیدم خونه، بهت زنگ بزنم

نه؛همین الان از اونجا بیا بیرون

جونگ جه هیوک؟

...تو چرا

دو هی

دو هی

نجاتم بده، دوهی

نجاتم بده

دو هی

فکر کنم دارم می میرم

تو چی...چت شده؟

تو اینکارو کردی؟

چطوری اومدی این تو؟- دو هی-

اینجا یه عکس دونفره مون رو داشتی

اومدم اینجا

تا اون عکسو بردارم

میخواستم بعد اینکه عکسو برداشتم، از اینجا برم ولی اینجا نبودش

الان دارم دیوونه میشم دوهی ، لطفا کمکم کن

الان عقلت سر جاش نیست

به خودت بیا

!خودتو جمع و جور کن، جه هیوک

اینجا نیستش، واسه چی اینجا نیست؟

واسه چی عکسومونو نداری؟چرا؟

!دو هی

هیچ کاری نکن-

سرو صدا نکن

دو هی

حالت خوبه ؟

ببخشید، خیلی ترسوندمت

چیزی نیست، واقعا متاسفم

کسی اومده بود تو خونه ـت؟- نه -

کار مادرم بود،یکم پیش اومده بود اینجا

مادرت؟

واقعا حالت خوبه ؟

واقعا خوبم

مطمئنی که خوبی؟

آره

پس برو تو

خداحافظ

اینجا چیکار میکنی؟

توضیح بده

چطوری اومدی تو؟

منتظر تو بودم

رمز در عوض نشده بود

!این کارت جرمه

چطور تونستی؟

هنوزم داری از رمز قبلیمون استفاده میکنی

برای همین حس کردم، که هنوزم با هم هستیم

...این

حسم مثل اون وقتا بود که منتظرت میمونم

و وقتایی که تو منتظرم میموندی

ولی تو این خونه

نتونستم هیچ چیزی که نشونه عشقمون باشه رو پیدا کنم

تو واقعا عقلتو از دست دادی؟

چطور تونستی این کارو با من بکنی؟

چطوری این کارو باهام کردی؟

این حس اینکه واقعا همه چی تموم شده

جونگ جه هیوک

برو

...در اولین فرصت

برگرد آمریکا

یه جوری رفتار کن انگار هیچی نشده

و برگرد اونجا

دررابطه با کاری که امشب کردی

نمیتونم به کسی حرفی بزنم

بخاطر خودم، نه به خاطر تو

اگه یه بار دیگه همچین کاریو تکرار کنی

...اون موقع

دیگه واقعا میکشمت

دو هی چی شده این وقت شب اومدی اینجا؟

همینطوری

تا اونجا که من میشناسمت همیشه اینجا اومدنت، یه دلیلی داره

چت شده؟ اتفاقی افتاده؟

بزار امشب رو اینجا بخوابم

با جه هیوک دعوا کردی؟

...من براش غذا هم پختم پس

پس اون باهات خوب بوده

مامان

لطفا تمومش کن

من و اون به هم زدیم رابطه مون کاملا تموم شده

دو هی

نمیدونم باید چیکار کنم

همه چی بین ما تموم شده

ولی همه چی داره بیشتر و بیشتر به هم می ریزه

و این باعث میشه حس کنم خیلی بیچاره ـم

جونگ جه هیوک ترسناکه

و من میترسم که نکنه ، اون اینو بفهمه

جه هیوک باهات بدرفتاری کرده؟

چه مشکلی پیش اومده؟

مامان

من چه کار اشتباهی کردم؟

خدای من، چی شده ؟

بیا خونه

...برام مهم نیست رفتی ماهیگیری یا

تو خونه اون زن هستی

فردا صبح برای صبحانه خونه باش

دو هی اینجاست

اوه، خدای من ، آخرین باری که من و تو با هم صبحانه خوردیم ، کی بود؟

تولد پارسال شما

اون موقع سرم خیلی شلوغ بود برای همین مجبور بودم بعد یه شب کاری طولانی بیام

مامان گفته بود باید بیام و با شما صبحانه بخورم

این آخرین صبحانه ـی خانوادگی ماست

باز بخاطر منه ؟

نه، این تصمیم منه

ای خدا، دو هی اینجاست برای چی این موضوع رو پیش کشیدی؟

بابا ، من دوستت دارم

تو پدر خوبی هستی

ولی با مامان خیلی بد بودی

من از تصمیمی که گرفته، حمایت میکنم ، حالا هر چی باشه

هی ، دو هی

به هر حال ؛ شما ها باید اینو بین خودتون حلش کنین

من دیگه باید برم، چون اول باید یه سر برم خونه خودم

در واقع، اون به من خیانت کرده

باهاش به هم بزن - قول داده دیگه تکرار نمیکنه-

چطور حرف یه خیانتکار رو باور کردی؟

برای اون خیانت کردن ؛ راحت تره تا بخواد جلوی دستشویی کردنشو بگیره

آدما هیچ وقت عوض نمیشن

اوه ، مثالت، دقیق زد به هدف

باید انگلیسی هم بگم به یه خیانتکار بگو نه

ولی ما سه سال قرار میزاشتیم از وقتی راهنمایی بودیم

دقیقا، خب؟

الان 18سالته، چطور میتونی اینقدر ساده باشی؟

حتی اگه به پات افتاد گریه زاری کرد و التماست کرد هم، نزار برگرده

اگه بزاری برگرده، همه چی بدتر میشه - درسته -

اوکی، خوبه، نمیزاریم دیگه برگرده

دیگه پیشش بر نمیگردم - مراقب باش ، باشه؟-

باشه- یکی دیگه بده بهم -

سر وقت اومدی

خوشحالم میبینمت

البته فقط 12ساعت ازهم دور بودیم

صبحانه خوردی؟

یه صبحانه ناخوشایند چون پیش مادرم خوابیدم

قهوه میخوری؟

البته، همین نزدیکی یه کافه هست میتونیم قهوه بگیریم

باشه

...ولی

داری غیررسمی باهام حرف میزنی؟

نمیخوای؟- واو-

....این

تصمیم گرفتی غیر رسمی باهام حرف بزنی؟

تو هم باید سعی کنی ، آره این کارو بکن

نمیخوای یه حد وسط انتخاب کنی؟

خدای من

...حد وسط صحبت رسمی و صمیمی حرف زدن

چی هستش؟ بگو منم بدونم

راستشو بگم، الان یه حس عجیبی دارم

راستشو بگم، خیلی تابلوئه

احتمالا جلو مریضات هم نمیتونی دروغ بگی

واو، چه صبح جالبی

داری بلند بلند میخندی، باید واقعا خنده دار باشه، درسته؟

بله، کاملا

خدایا

...همیشه به بیمارام میگم که پشتکار و

اراده داشته باشن

ولی خودم برای یه صمیمانه حرف زدن کلی دردسر دارم

باید حرفامو رو خودم پیاده کنم

برای همینه که تجربه خیلی مهمه

خدای من

هنوزم باید تمام تلاشمو بکنم ، درسته؟

موفق باشی

بیا بریم ، دوهی ،زود باش

چی؟- واسه چی گوشیتو جواب نمیدی؟-

...دیروز ، خاله

صدات چی شده؟

جه هیوک

الو؟جه هیوک؟

چی شده؟

باشه

این واسه چیه؟پشتیبانیِ امروزه؟

برای منه؟

چرا؟

اون چی بود؟

متنت- البته-

تهیه کننده پارک این قهوه رو بهت داد؟

صبح دوست پسرم واسم خریدش

باشه بیا شروع کنیم

خدایا یه نفر داره با قهوه ای که دوست پسرش بهش داده حال میکنه

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left