200 baris pertama.
= قسمت 15 =-
.پـدر
.پـدر
نگاه کن
تو همون دختر خانم اون روزی نیستی ؟
...پدر بزرگ
از کره شمالی اومدی دختر خانم؟
درسته
یه روز حتما می بینیش
یه روز قطعا می بینیش
پس گریه نکن
.گریه نکن
قهوه رو تا داغه بخور
باشه ...متشکرم
اینجا تنهایی زندگی می کنی؟
خودت تنهایی فرار کردی؟
نه
مادر و برادر زاده مم باهامن
اوه ...واقعا؟
خدارو شکر که با خانواده ای
امروز برای اولین باره میای اینجا؟
بله
الان دوساله که اومدم اینجا
اینقدر فقط مشغول فکر کردن به زنده موندن بودم که فکر هیچ چیز دیگه ای نبودم
امروز بدون اینکه قبلا بهش فکر کنم اومدم
...راستش چون دلم برای پدرم تنگ شده بود اومدم اینجا
و اینکه دلم میخواد برگردم کشور خودم
خیلی دلم گرفته
با اینکه درست جلوی چشم ماست ولی نمی تونیم بریم اونجا
با اینکه درست روبروی ما قرار داره ولی کاری ازمون ساخته نیست
شما کی اومدین کره ؟
من؟
الان شصت سالی هست که خونه رو ترک کردم
شصت سال؟
من الان فقط دو ساله که اومدم
با این حال خیلی دلم تنگ شده شما چطوری طاقت آوردی؟
برای همین اغلب میام اینجا
هر وقت دلم میگیره
هر وقت خیلی خوشحالم
پس اگه بیام اینجا می تونم بازم شمارو ببینم
بله
بله
انگیزه درونی؟
همچین چیزی نیست - دیگه هیچی نگو -
به مادرت بگو این پول کافی نیست و به اینجا زندگی کردنم فکر نکنه
حتما بهش بگو وقتی پولتونو گرفتین سریع باید از اینجا برین
...مشترک مورد نظر
می پونگ کجایی؟
زود باش بیا توی زمین بازی منتظرتم
وقتی این پیام دیدی بهم زنگ بزن
!خداحافظ پدر بزرگ
به امید دیدار
آقای کیم دور بزن
ببخشید؟
پدر بزرگ چیزی جا گذاشتین؟
اسم و شماره تلفنت برام بزن
اسم و شماره تلفنم؟
بله
هر وقت خواستی دوباره بیای اینجا به منم بگو بیام
اونوقت دوباره برات قهوه میخرم
واقعا؟ باشه حتما
اسمت کیم می پونگه؟
بله اسمم کیم می پونگه
اسم منم کیم دوک چونه
کیم دوک چون
اسم شمارو اینجا سیو می کنم
بعدا که دوباره همو دیدیم حتما باید برام قهوه بخرید
بهت قول دادم البته که میخره
باشه
پس بعدا دوبارمی بینمت
.خدا نگهدارتون - .خداحافظ -
!خدانگهدار
چرا اینقدر زود خوابش میبره؟
بابا خیلی متاسفم
حتی اگه خیلی از من عصبانی هستی ولی بازم زیاد مشروب نخور
بابا عاشقتم
متاسفم
هی را چت شده؟
چرا گریه میکنی؟
دلم برای بابام خیلی می سوزه
خیلی دلم براش تنگ شده
...هی را
چون عاشقتم موندن پیش تو
الان حس میکنم یه یتیمم
دیگه با خانواده ام رابطه ندارم
مگه چیکار کردیم که با هم اشتباه کردیم؟
کجای کار من اینقدر اشتباه بوده که پدر مادرم باهام قطع رابطه کردن؟
اونها هنوزم باید بهم پول توجیبی بدن
نگران پول تو جیبی نباش از امروز خودم بهت میدم
واقعا؟
البته
بهم قول دادیا
آره حتما
.گریه نکن
اومدی؟
چقدر سرده؟
اینجا چیکاری میکنی؟
چرا مثل در به درا اینجا خوابیدی؟
وای چقدر وقت زود میگذره؟
حتما وقتی منتظرت بودم خوابم برده
اگه همسایه ها ببینن چی میگن؟
همه میدونن که وکیلی ... آبروت میره
هیچ کس نمی تونست منو بشناسه چون پشتم بود
هی فقط در به درا روی نیمکت می خوابن؟
چه خواب خوبی کردم
پیغامتو دیدم
میخواستی چی بهم بگی؟
...خب
در مورد اون اتفاقی که افتاده بود؟
اگه مادرت هنوزم براش سوء تفاهم شده میتونی اون پولو برگردونی
به هر حال ما قصد داریم بعد از گرفتن پولمون از اینجا بریم
نه
قبول کرد
متاسفم
من از طرف مامانم معذرت میخوام
کار مامانم اشتباه بوده
کل روز اینجا منتظر من بودی اینو بگی؟
آره
تو مجبور به عذر خواهی نبودی
به هر حال ممنونم
ولی امیدوارم مامانم در مورد مسئله امروز چیزی نشنوه
امیدوارم مامانت چیزی به مامانم نگه
باشه
نگران نباش همچین چیزی نمیشه
دا میری یوسونگ بیاری؟
یوسونگ داره بزرگ میشه خیلی شبیه یونگ چول شده
...اوه امروز یکشنبه است
می پونگ غذا خوردی؟
.مامان
ببخشید که سرت داد کشیدم
اما شما خودت قول دادی بذاری می پونگ
باخانواده اش اینجا زندگی کنن
پس یعنی تمام این مدت من داشتم اذیتشون میکردم؟
نه اینکارو نکردین
من برای اینکه فکر کردم با این پول میخوان
اینجا بمونن این کارو کردم
...مامان من به شما گفتم - به هر حال -
حالادیگه گذشته حتی اگه اشتباه بوده باشه
بازم باید تو طرف منو میگرفتی چطوری تونستی طرف اونها رو بگیری؟
باعث شدی دلم بشکنه
من؟
من این کارو کردم
چرا من همجین کاری کردم؟
دیگه همچین کاری نمی کنم مامان
بهشون بگو سرقولشون وایسن
واقعا اینقدر بدت میاد اونها اینجان؟
آره بدم میاد
احساس ناراحتی می کنم
خیلی خب
بدش به من
چرا؟ باید بیشر اتو کنم
خسته می شی کافیه
ممنون
شب خوب مامان
این گوشت گاو کباب شده است
امروز روز خاصیه؟
تو یه کارجدید گرفتی یو سونگ مام سُر و مُر گنده است منم که پول دار میارم
خوشحال بودم برای همین جشن گرفتم
گوشتش واقعا خوشمزه ایست
دقیقا مزه اش مثل مزه مال شهر خودمونه
یوسونگ بیا تو هم بخور
پول دادی به صاحبخونه؟
بله دادم
چیزی نگفت ؟
بله هیچی نگفت
خیلی حس بدی بود بدون پول اینجا بودیم
همیشه از جلوی چشم صاحبخونه در میرفتم
حالا میتونم راحت بخوابم
واقعا؟
خیلی ناراحت بودم فکر میکردم اینجا مجانی موندیم
با تشکر از تو تونستیم یه قسمت از پول اونها رو بدیم
وقتی پولمونو گرفتیم می تونیم از اینجا بریم
بله الان دیگه نگرانی نداریم
یوسونگ خوشمزه است؟
بله ...شمام بخور مامان بزرگ
باشه حسابی بخور و بزرگ شو
.:.:ترجـــمه و زيــــرنويـس::.:. .:.:( شهنــاز (شـــهلاز:.:.
جانگ سو کجا رفت؟
هی را امروز تمرین داشتم نگران نشو
خیلی زود میام خونه
اگه چیزی دلت میخواد بخوری بگو سر راه بگیرم بیام
چطوری دلش اومد منو تنها بذاره حالا من چیکار کنم؟
حد اقل باید کارت اعتباری شو میذاشت
اینجا خونه لی جانگ گو هست درسته؟
بله همینطوره
لطفا اینجارو امضا کنید
با اجازه - خوش اومدی -
گو سیل اینها چیه؟
رئیس شرکت حقوقی"جانگ و کو"اینهارو فرستاده
گفتی رئیس شرکت"جانگ و کو"؟
چطور ؟ می شناسی شون؟
رئیس همون شرکتیه که جانگ گو دادگاه ازشون برد
برای چی اینهارو فرستاده؟
چه میدونم
!جانگ گو
!لی جانگ گو
زن داداش بیارشون تو - موضوع چیه ؟ -
واه واه واه این چرا اینقدر سنگینه ؟ - !جانگ گو -
یعنی این هدیه هارو فرستاده که تو پیشنهاد اونها رو قبول کنی؟
راست میگی؟
No comments yet. Be the first to leave one.