Forbidden Fruits

Forbidden Fruits

Muat Turun Sari Kata Farsi Persian

Maklumat siaran

Forbidden Fruits 2026 AMZN WEB 30nama BDSubs Fa
Ulasan oleh PersianSUB
سی‌نما تقدیم میکند ‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی @BDSubs ‫CinamaSub@

Tag

webdl
amazon_prime_video_synced
Diterbitkan pada: 2026-05-24
Muat Turun: 66
Masalah Pendengaran: No
FPS: 23.976

Pratonton sari kata Farsi Persian

200 baris pertama.

‫سلام خانوما...

‫هوای دالاس بالاخره داره خنک میشه

‫برای همینه که...

‫یه حس عجیبی به دلم افتاد

‫...برنامه‌ای پر از لاته...

‫اد شیرن دوباره توی دالاس کنسرت گذاشته...

‫می‌خوام در مورد ‫بدترین دوست‌هاتون برام بگین. با شماره‌ی...

‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

‫« بابای نمونه‌ »

‫وای لعنتی! کیرم!

‫آخ!

‫« مـیـوه‌هـای مـمـنـوعـه »

‫وقت ناهاره، خل‌و‌چل‌ها

‫وای خدا، دخترهای "بهشت آزاد" دارن میان

‫امکان نداره بتونی اونجا استخدام بشی

‫عملاً اشراف‌زاده‌های پاساژن

‫مادر داره میاد

‫- "میوه‌ها" خیلی جذابن ‫- یه نفر چهارمی نداشتن؟

‫شنیدم یهویی دیوونه شد

‫چری... ‫(گیلاس)

‫- وایسا ببینم، مگه پول نمیدن؟ ‫- ما از میوه‌ها پول نمی‌گیریم

‫- اپل (سیب) خیلی سلیطه‌ست ‫- خیلی فراتر از این حرفاست

‫شاورمام رو می‌خوام ‫بده من، بده من!

‫ممنون

‫- شما هم می‌خورین؟ ‫- نه

‫- شنیدم قبلاً گاوچرون بوده ‫- یه بار برام دست تکون داد

‫وای خدا، خیلی دلم می‌خواد جاش باشم

‫دخترخانم گاوچرونم

‫لباس‌هاش بی‌نقصن

‫- گرسنه‌ای؟ ‫- چی؟

‫وای خدا

‫می‌خوای بهت سس هم بدم؟

‫ببین. دیدیشون؟

‫- خبرها رو به منم بده، سلیطه ‫- وای خدا

‫- چهارشنبه می‌بینمت ‫- خداحافظ!

‫عاشق "فیگ"ـم ‫(انجیر)

‫- اونو بیشتر از همه دوست دارم ‫- برین!

‫وای خدا، ای‌کاش ‫اسم منم اسم یه میوه بود

‫کالین، اینقدر خیال‌پردازی نکن

‫دلم می‌خواد تو دهنم تف کنن

‫وای خدا، خیلی جذابن

‫داداش، حتی نمی‌دونه تو وجود داری

‫فیگ، امروز برس به 10 هزار

‫چری، تو می‌تونی کمکم کنی ‫بارهای جدید رو بچینم

‫الان عملاً دارم جای دو نفر می‌فروشم

‫پس اگر قرار باشه مدیر بشم...

‫وایسا ببینم، مگه حامله‌ای؟

‫نه! نه، منظورش...

‫اسمش رو نگو ‫اون دیگه اینجا کار نمی‌کنه

‫مشخصه که حامله نیستم

‫اگر یه‌موقع پسردار بشم ‫و مجبور بشم

‫اسمشو بذارم "باب" و این مزخرفات چی؟

‫- آره ‫- آره

‫اپل، تو از شارون ‫خیلی مدیر بهتری میشی

‫آره. هرکاری لازمه می‌کنیم ‫که از شر شارون خلاص بشیم

‫شارون

‫فکر کنم این پاستیل‌ها ‫دارن نشئه‌م می‌کنن

‫آره، یه اعتیاد جدید سودی به حالت نداره

‫همونطور که یه کت بولروی ریزه‌میزه ‫فایده‌ای واسه من نداره

‫وایسا ببینم، اگر از شارون بخوایم

‫جای "اسمشو نبر" یکی دیگه رو استخدام کنه چی؟

‫نه، یه نسخه‌ی دوم ‫دیوونه‌ی دیگه از خودم نمی‌خوام

‫آره فیگ، نیازی به کسی نداریم

‫تا پای مرگ با هم می‌مونیم

‫اوه!

‫با کفش پاشنه‌بلند سوار پله‌برقی نمیشیم

‫- میرم دستشویی ‫- باشه

‫- تنها. خیلی‌خب، خدافظ ‫- باشه

‫سلام بچه‌ها

‫عـه! نمونه‌های مجانی

‫نـه!

‫سلام

‫نمی‌دونم توی جشنواره‌های ‫ رنسانسی چیکار می‌کنین

‫ولی خودت می‌دونی اینجا توی پاساژ

‫با کارکنان "سیستر سوئیت" حرف نمی‌زنیم

‫راستش، "سیستر سالت"ـه

‫باشه، باشه، باشه، باشه! ‫هیس، هیس، هیس

‫بذارش کنار. بذارش زمین ‫بذارش زمین

‫آره

‫خیلی‌خب، بیا بریم

‫- خداحافظ ‫- نه، براش دست تکون نده!

‫- چرا؟ ‫- الکی فکر و خیال به سرش می‌زنه

‫و اپل میگه اینا...

‫با پنیر پارمزان؟

‫و بعدش قهوه‌ی داغم رو ‫ریختم روی کیرش

‫وایسا ببینم، قهوه‌ت یا لاته‌ت؟

‫لاته. بس کن. قضیه جدیه

‫وای خدا، شرمنده. راست میگی

‫لاته‌ی داغم رو ریختم رو کیرش

‫چون مشخصه اجازه نمی‌دادم یارو ارضا بشه

‫وای خدا، آره معلومه

‫ولی می‌دونی قشنگ‌ترین بخشش کجاست؟

‫امروز صبح یه لاته‌ی اضافه برات گرفتم

‫آینده‌نگری کردم ‫یه لاته‌ی اضافه برات گرفتم

‫انگار داریم با همدیگه ‫جلوی مردسالاری درمیایم

‫چری، یکم روی این عادتت کار کن

‫که همیشه سعی می‌کنی خودت رو

‫شخصیت اصلی داستان بقیه جا بزنی

‫- خیلی خسته‌کننده‌ست ‫- باشه

‫امیدوارم چیزی باشه ‫که بتونم حسابی ازش بفروشم

‫سلام خانوما ‫برای شما 800 حساب می‌کنم

‫ممنون

‫این ست سه‌تکه هم ‫تخفیف خورده و 2500 دلار بیشتر نیست

‫خیلی خوش‌شانسی

‫آره، عالیه

‫رسیدها رو براتون ایمیل می‌کنیم

‫ممنون

‫وای خدا. سلام

‫اینا خیلی خوشمزه‌ن

‫تابحال همه‌شون رو با هم خوردی؟

‫خیلی محشره

‫اوه!

‫دامن مینی‌ژوپ اکلیلی

‫تیپ هیلاری دافی برگشته

‫الهه رو شکر

‫عین "گوردو" می‌مونم

‫نه، تو عین میراندایی ‫فیگ عین "گوردو"ـه

‫- دوباره میگی اسمت چی بود؟ ‫- پامکین (کدوتنبل)

‫خدایی؟

‫خدایی چی؟

‫این اسم طعمی چیزیه؟

‫نه، اسم خودمه

‫می‌دونستم خاصی

‫- واقعاً؟ ‫- آره

‫ببخشید، آخه با کارکنان ‫سیستر سالت میونه‌ی خوبی نداریم

‫ته هرم غذایی حساب میشین

‫کنار کارکنان "حرص نخور، کلوچه بخور" ‫می‌گیری چی میگم؟

‫کمابیش آدم حسابتون نمی‌کنیم. شرمنده

‫اشکال نداره. من فقط در شغلم خلاصه نمیشم

‫جذاب بودن و شخصیتم نشون میدن کی هستم

‫راستی، دنبال فروشنده نمی‌گردین؟

‫فیگ، هنوز به ده هزار نرسیدی؟

‫آخه من و چری داریم ‫این پشت عرق می‌ریزیم

‫کم‌کاری نکن

‫دوستت دارم عزیزم

‫دریافت شد، اپل

‫کی بود؟

‫فردا برگرد

‫ولی چوب‌شور نیار، باشه؟

‫اینجا عین سم می‌مونن

‫نه می‌دونی چیه؟ چوب‌شورها رو هم بیار

‫ولی فقط طعم دارچینی بیار

‫اپل عاشق دارچینه. طبیعیه

‫ممنون فیگ

‫ممنون پامکین

‫سلام میوه‌ها

‫خب، می‌دونم نمی‌خوایم ‫کس دیگه‌ای رو استخدام کنیم

‫ولی با یه دختر خیلی ناز آشنا شدم

‫از اون دخترهای خیلی جیگره

‫و شخصیت خیلی خوبی داره

‫باید یه دستی به سر و روش بکشیم

‫ولی بهش گفتم فردا برگرده

‫خیلی‌خب، دیگه باید برم

‫یه خانمی با شلوار ورزشی اومده

‫و تازه با دوست‌پسرش بهم زده

‫اوضاع ناجوریه. خیلی‌خب، خداحافظ

‫لعنتی!

‫مدام بهت میگم ناخن‌هات خطرناکن

‫آخه خیلی دوستشون دارم

‫چوب‌شور تازه می‌خوری؟

‫عاشق دارچینم

‫آره شنیده بودم

‫تو رو می‌شناسم؟

‫فکر نکنم. تازه هفته‌ی قبل اینجا مشغول شدم

‫داری دنبال شغل می‌گردی، عزیزم؟

‫صبح به این زودی؟

‫خودم یه شغل دارم

‫از شغلت خوشت میاد؟

‫پولی گیرم میاد که بزنم به زخم زندگی

‫فیگ، یه فرم استخدام بهم بده

‫اوهوم

‫عین گُـه‌های کوچولو موچولو می‌مونن

‫قهوه‌ت رو چطور دوست داری؟

‫دوست ندارم. حالت تهوع می‌گیرم ‫چای می‌خورم

‫خیلی‌خب، می‌تونیم روش کار کنیم

‫گاهی اوقات احساس تنهایی نمی‌کنی؟

‫یه خالکوبی قلب روی انگشت کوچیکه‌م دارم

‫همم

‫به‌نظرم هرکسی که یه قلب کوچولو

‫روی بدنش خالکوبی کرده ‫به‌شدت تنهاست

‫اوهوم

‫فکر کنم بخاطر این خالکوبیش رو زدم

‫چون وقتی بچه بودم والدینم پول نداشتن

‫عروسک‌های "دختر آمریکایی"برام بخرن

‫فکر کنم خودمم ‫دلم می‌خواد عروسک باشم

‫دوست دارم یه نفر موهامو ببافه

‫وای خدا!

‫چقدر بی‌ادبم

‫اسمت چیه؟

‫پامکین

‫آره، می‌دونم عجیبه ‫ولی واقعاً پامکینه

‫اینجا توی بهشت آزاد ‫همه‌مون میوه هستیم

‫امشب چیکار داری؟

‫خب، می‌خواستم برم خونه

‫و با مامانم کیک شکلاتی درست کنم

‫ولی خب... دلت می‌خواد ‫امشب چیکار کنی؟

‫خریداران عزیز، توجه فرمایید

‫پاساژ هایلند پلیس دالاس ‫از این لحظه تعطیل می‌باشد

‫ لطفاً به سمت خروجی تشریف ببرید

‫بسوزونش

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left