200 baris pertama.
گلچین دانلود - مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور " GolchindlMe "
:: تـرجمه از سعیـد پردیـس :: :: کـانـال تـلگـرام : Saeed_Pardis_Sub ::
خیلی وقت پیش، آکادمی اِستارفلیت
بهترین ذهنها، قلبها و روحهای
هر نسل رو گلچین میکرد و بهشون یاد میداد
که کاوشگرای همیشگیِ فضا باشن
آخرین مرزِ ما
سپس، یک روز، سرنوشت ضایعهای باورنکردنی رو به ما تحمیل کرد
واقعهای سوزان
که همهچیز از بین رفت
خیلیخب، کیلب باید مطمئن شم که بلدیش
دوباره
ناه-رو، سلا، باک، کالی و اسکوئیل
این رمز ماست
رمز مخفیمون
مال من و تو، برای همیشه
قول میدی؟- قول میدم-
خب، حالا بریم سراغ ماهها
اون یکی که اونجاست چیه؟ دقیقاً همونجا
اسم خودته که درهمبرهم شده
تو یه ایشـایی اسم اون ماه رو گذاشتن "ایشـانی"
درسته خوشگل نیست؟
معلومه که هست
یه روز، وقتی سفینهی خودمون رو داشته باشیم،
قراره بریم دیدنِ
... سول 3، که بهش میگن زمین - زمین
درسته
یه روز یه خونه پیدا میکنیم
من، تو و اسکرپ
مگه نه، اسکرپ؟
بله، دوشیزه آنیشا
مامان، چرا اینجاییم؟ اون مرده کیه؟
عزیزم، اون مردی که باهاش اومدیم اینجا،
اسم اون مرد نوس براکاست
و وقتی که غذا سخت گیر میاومد
خیلی خوب بهم کمک کرد تا غذا پیدا کنیم
ولی زیاد اهل این نبود که
بهم بگه چطوری قراره این کارو بکنه
اون یه دزد دریاییه
مامان، اگه دزدیدیش هم اشکالی نداره
...میدونی که
ما همیشه پیش هم میمونیم
همیشه
لطفاً بلند شید و دستهاتون رو نشون بدید
یالا
چیزی نیست
اشکالی نداره
تمامی پرسنل برای توفان شن سطح 3 آماده باشید
تمامی پرسنل برای توفان شن سطح 3 آماده باشید
"تاریخ فضایی: 853724.6" "پایگاه فدراسیون، پیکارو"
هی! هی!
چیزی نیست سلام، عزیزم
سوءتغذیه واقعاً استخونای گونهت رو انداخته بیرون
هی، سلام، ماهی کوچولو اون نمیتونه بهت آسیبی بزنه
بیا، نگام کن، نگام کن شماها آدمای بیگناهی مثل منو
بستید به زنجیر، در حالی که فدراسیون
کونِ گندهش رو چسبونده به صندلی!
آقای براکا، ساکت شو
واقعیت، واقعیتـه
تو یه سفینه تدارکاتی فدراسیون رو آوردی پایین
و خلبان شاتل رو کُشتی تا جیرههای غذایی رو بدزدی
نه، واقعیت اینه:
یه زن داشت از گشنگی میمُرد و منم یه راه حل داشتم
نه یه ایده، نه نیتِ خوب، بلکه یه راه حل
براکا، خفه شو ...تو یه زنی رو
که برای سیر کردن بچهش درمونده شده بود، شریک جرمت کردی
و حالا یه افسر مُرده
این 12امین نفره تو امسال که به دست "وناری رال" کشته میشه
به عنوان افسر ارشدِ حاضر در صحنه، وظیفه و افتخار منه
که بهت بگم قراره بقیه عمرت رو
توی مستعمرهی مجرمین فدراسیون سپری کنی
آنیشا میر
اتهامی که میتونست فقط یه دزدی ساده باشه
با مرگ اون خلبان، تبدیل شده به سرقتِ جنایی
متاسفم
تو به یه کمپ بازپروری فرستاده میشی
چی؟
تو گفتی که بهم کمک میکنی
کمک کردم، دیگه زندان نیست، حق ملاقات داری
بیشتر از این نتونستم ازشون امتیاز بگیرم
اوه-هو-هو!
یه افسر فدراسیون کشته شده، خانم میر
اوه پسر
غیرقابلباوره، چه بلایی سر پسرم میاد؟
تحت سرپرستی فدراسیون قرار میگیره
خدای من، نه
خیلی متاسفم
نه! کیلب، به حرفم گوش کن!
بهشون اعتماد نکن! فقط به من اعتماد کن!
به ماهمون اعتماد کن! خداحافظ، مامانی
دوسِت دارم!
مامان؟
کیلب، دوسِت دارم!
خداحافظ
بچه، همینقدر که ازم متنفری رو یادت باشه ببریدش بیرون
شبها همین نفرت گرمت میکنه
همین الان ببرش بیرون- اونم در حالی که داری زیرِ چکمهشون-
روی گلوت، نفس میکشی!
این یه مسخرهبازیه!
به این میگید عدالت؟!
این عدالت نیست!
ممنون
کیلب
اسم من ناهلاست
...من
میتونم تصور کنم که چقدر ترسیدی
تا حالا پیش اومده که از مامانت دور باشی؟
یه دانشکده میشناسم که
یه حیاط خیلی، خیلی بزرگ داره
اسمش "شکوفههای کوچک"ـه و توی "بِیجور" قرار داره
تا حالا دانشکده رفتی؟ نه
خب، این یکی خیلی دانشکدهی خوبیه
غذا تا دلت بخواد هست
کلی بچهی دیگه هم اونجان
آدمای مهربونی داره
من یه کاری میکنم که تو و مامانت
خیلی زود دوباره همدیگه رو ببینین، باشه؟
جات امنه
تنها نمیمونی
قول میدم
کیلب؟
قول میدم، باشه؟
خرسم رو جا گذاشتم
الان برمیگردم
لطفاً منو ببرید پیش کیلب
لطفاً منو ببرید پیش کیلب
نه، نه، نه
لطفاً منو ببرید پیش کیلب
کاپیتان ناهلا آکِی تایید شد
نفوذ به درگاه، اتاق قرنطینهی دو
نفوذ به درگاه، اتاق قرنطینهی دو
در حال بستن درگاه
قرنطینهی کل مرکز
پیداش کنین! قرنطینهی کل مرکز
قرنطینهی کل مرکز
قرنطینهی کل مرکز
قرنطینهی کل مرکز
"پـانزده سـال بعـد"
"تبعیدگاه مجرمین وریلیک"
"سیـارهی تـوراث"
شاتل تراکاک
مسیرِ فرودِ شما رو به سمتِ تبعیدگاه مجازاتیِ وریلیک ردیابی میکنیم
دریافت شد، اسکن زندانی 1174 درحال پردازش، همین الان
نام زندانی: کیلب میر، سن، 21
سن 8 سالگی، دزدی خُرد،
سن 12 سالگی، تخریب اموال
سن 14 سالگی، وندالیسم
سن 18 سالگی، تجارت غیرقانونی
زندهای یا مرده؟
سن 20 سالگی جابهجایی غیرقانونی مواد
هی!
دارم با تو حرف میزنما
گفتم: "زندهای یا مرده؟"
جوابمو بده
آره لعنتی گندش بزنن، آره، زندهم
حسابی سرت شلوغ بودهها
عجب رزومهی خفنی داری
از بچگی زود شروع کردم
فکر دیگهای هم تو سرت هست، حرومزادهی دزد؟
آره، یه فکری دارم
چی مثلاً؟
رخنه امنیتی. بندِ زندانی باز شده
تکرار میکنم، رخنه داریم امنیت زندانی برقرار نیست
امنیت زندانی برقرار نیست
کامپیوتر، نزدیکترین ایستگاه شبهفضای فدراسیون رو پیدا کن
مراکز بازپروری رو بگرد، زندانی: آنیشا میر
ایستگاه شبهفضا پیدا شد
شروع جستوجو
هشدار، مسیر پرواز ناپایدار
هشدار، مسیر پرواز ناپایدار
هشدار، مسیر پرواز ناپایدار
هشدار، مسیر پرواز ناپایدار
برخورد حتمیـه
موتور از کار افتاد
در حال راهاندازی مجدد
راهاندازی مجدد
راهاندازی مجدد
موتور به کار افتاد
ایول!
جستوجو تمام شد
آنیشا میر در هیچ پایگاه دادهی شناختهشدهای پیدا نشد
نه، نه، نه! دوباره امتحان کن!
دوباره امتحان کن!
پرتوی کششی قفل شد
زندانی کیلب میر،
تحت تعقیب و هدفگیری هستی
نه، نه، نه، نه! سلاحها رو غیرفعال کن
کنترلهای پرواز هم همینطور وگرنه نابود میشی
پس نابودم کن!
آماده باش تا برای بازپروریِ اجباری به بازداشتگاه منتقل بشی، زندانی میر
من زندانیِ شما نیستم!
من زندانیِ شما نیستم!
"پیشتـازان فضـا"
"آکـادمـی اِستـارفلیـت"
گ ل چ ی ن د ا ن ل و د
"سیـاره بـِیجـور"
دارین با مقدسترین نهادها شوخی میکنین
نه قربان، نه خانم، تا وقتی من اینجام ابداً
خب، بگو ببینم:
"ببخشید که بستنیت رو توی روزِ بستنی کش رفتم"
No comments yet. Be the first to leave one.