189 baris pertama.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(سیگنال عشق)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
بهترین شک در دنیا که عشق رو به نمایش میذاره
خط عشقی و یک داستان ماجراجویی سیگنال عشق
شش نفر با غرایز تند عشق برای رفتن به قرار کنار هم جمع شدن
بنظر درست نمیاد
یه نفر با راداری برای گشتن به دنبال عشق و قرار
و پنج نفر دیگه
...من...من
بهت نگفتم؟
...لی هو شین
...من هنوزم نمیدونم چرا
تمام احساساتشون تغییر کرده و موقعیتهای پیچیده ای به وجود اومد درست تو زمانی که باید به هم پیام میدادن
بنظر عجیب میاد- آره درسته-
اونا باید خودشون رو مثل افرادی که پیش بینی میکنن ببینن
هفته قبل آخرین سفر دیتشون رو رفتن
یکم تغییرات توی خطوط عشقی داشتیم
جی یونگ که فقط به مین گیو احساساتی نشون میداد به هو شین پیام فرستاد
وقتی داشتم اطراف قدم میزدم
من بهت فکر کردم
این یه سیگنال واضح بود
هو شین درست توضیحش نداد و مشخص نکرد
اما برای جی یونگ انجامش داد
و برای پاسخ جی یونگ هم بهش واکنشی نشون داد
این به معنی این نیست که از مین گیو دست کشیده
اون فقط به هوشین جواب داد؟
گیوری که فقط به جی یونگ احساساتش رو نشون میداد
به جو می پیام فرستاد
همه چیز الان خیلی مشخصه
من دوست دارم با تو بیشتر سر قرار برم
خیلی سخته که بخوایم با دیدن اون پیام بگیم احساساتش کاملا تغییر کرده
احساسات گیوری به جی یونگ هنوزم مشخصه
حتی بهش پتو هم داد
دقیقا
هر امکانی وجود دآره
مین گیو و یی سو هم باهم سر قرار رفتن
ولی مین گیو در آخر راهش رو تغییر داد
من دوست دارم جی یونگ رو ببینم
من واقعا میخوام ببینمش
ولی بازم به یی سو پیام داد- درسته-
اون پیامش رو فرستاد
...به عنوان آخرین انتخاب
به نظرم احساسات پیچیدهای دارن
خیلی سخته
قرار جی مین و جی وون بزرگترین شوک بود- برای منم-
کلماتی که جی مین استفاده میکرد
من به خودم افتخار میکنم که" "جذابیت هات رو دوبآره بررسی کردم
"و بخاطرش خوشحالم"
تو باعث شدی من احساس کنم آدم خیلی باحالی هستی
و بهش احترام میزارم
من حس میکنم اون تغییر کرده- منم-
جی مین خیلی زیباتر بنظر میرسه
اون واقعا زیباست
فقط یک روز باقی مونده
من خیلی کنجکاوم که چی میشه
همیشه یه اتفاق سوپرایزی هست
من بهش باور دارم- درسته درسته-
این آخرین روز از آخرین سفره
چه اتفاقی این بار بینشون میفته؟ بیاین باهم ببینیم
احساساتی که به مین گیو دارم خیلی مشخص نیست
تو خیلی راجع به مین گیو فهمیدی
من میخوام جی یونگ رو ببینم
جی یونگ اینطور نیست؟
جی یونگ هم همینطور
ما مکالمه خوبی داشتیم و
خیلی همه چیز واضح و مشخص بود و هست
ولی میتونه کمکت کنه تصمیم بگیری؟
برات مهم نیست که اون طرف هم دوستت داشته باشه یا نه؟
تو چی؟- هو شین اوپا-
چرا؟
زمانی که با هو شین گذروندم خیلی خوب بود
به نظرتون عشق یعنی چی؟
میخوام همه نظرشون رو بگن
احساسات صادقانمون میتونه) (اینجا مسیر درستی پیدا کنه؟
بعد از آخرین فیلمبرداری بهت میگم
یه اقیانوس دقیقا اینجا هست
"آره "شب های دریایی یئوسو
میتونیم قبل از رفتن یه نگاهی بندازیم؟
یئوسو ماشین های سواری هم داره
این طرف- واقعا؟-
اینجا از هم جدا میشیم؟- ما میریم سمت راست-
همگی خسته نباشید- شب بخیر-
شب بخیر- !شب بخیر-
جی مین میدونستی؟
معلومه
چی؟
!استخره- واو-
کی با خودش مایو آورده؟
استخر اینجاست- این واقعیه؟-
یک استخر توی خونه ست
خیلی خوشگله- این چیه؟-
خیلی خوبه- واقعا خوبه-
واقعا لذت بخشه
!این خونه ماست
من واقعا آبجو میخوام، چیکار کنم؟
نمیتونیم بخوریم؟
آبش گرم نیست؟
گرمه، مگه نه؟- گرمه-
خیلی خوبه- نمیخوام برم بیرون-
من میخوام شنا کنم
واقعا میخوام شنا کنم
نون عسلی تونگیونگ که) (هو شین و جی یونگ خریدن
وای گشنمه- چرا میخورم وقتی سیرم؟-
اونا خریدنش پس میتونیم بخوریم
خیلی خوبه من بازم میخورم
واقعا دیوونه کنندست خیلی خوبه
چرا ناراحتی؟
کسی هست که دوستش داشته باشی؟- با کی میخوای بری سر قرار؟-
کیه؟ بگو
چرا این چند روز دیگه حرف نمیزنی؟
نمیتونم احساسات جی مین رو متوجه بشم
مین گیو نیست؟
دیدی؟ ما نمی دونیم- چی گفت؟-
خیلی عجیبه- دیدی؟ ما نمیدونیم-
من جی وون و هو شین رو انتخاب میکنم
هو شین اوپا؟
آره- اوه-
من یه مکالمه خیلی خوب با جی وون داشتم
ولی کسی که امروز بیشتر دنبالش بودم هو شین بود
که اینطور
پس این احساسیه که جی مین داره
نمیدونستم- منم همینطور-
جی مین هم خیلی مرموزه
بنظر شبیه یه خواهر کوچیکتر بنظر میاد
اما وقتی یه چیزی به زبون میآره
خیلی جذاب بنظر میرسه
دلیلی که برای آخرین بار میخواستم جی وون رو ببینم
این بود که میخواستم بهش نزدیک بشم
انجامش دادی؟- آره-
من نمیخوانم پشیمونی ای داشته باشم
چرا اینقدر دیر کردی؟ خواب بودی مگه نه؟
واقعا دور بود- تو خوابت برد، نه؟-
صورتم ورم کرده؟- نه-
میخوای بری؟
آه، حتما
اونی، میخوای بنوشی؟
آیگو
حتما خیلی ذهنش مشغوله
اوضاع امروز با گیوری چطوری بود؟
مطمئن نیستم که احساسم کمرنگ شده یا نه
بهم گوش بده
راستش من فکر میکردم که پارتنرم قراره جی وون باشه
ولی خیلی تعجب کردم وقتی گیوری رو دیدم
به محض اینکه دیدم اون گیوریه، رفتم و گفتم واو
خیلی هیجانزده بودم
اینو دیروز به جی یونگ گفتم
که من میخواستم با گیوری به یه قرار باحال برم
حتی نمیخواستم درمورد احساسات پیچیدهام صحبت کنم
ولی گیوری اوپا پیشنهاد داد که ما به یه قرار بریم
چهارشنبه، پنجشنبه یا جمعه توی سئول
"منم گفتم: "فکر خوبیه
اون گفت که میخواد احساساتی که تا الان
بهش نشون دادم رو جبران کنه
اما بعد از شنیدنش احساس عجیبی داشتم
این احساس که انگار اون داشت بهم مسلط میشد؟
انگار داشت به من غلبه میکرد
بخاطر همین احساساتم پیچیده بود
قرارمون به تنهایی واقعا خوب بود
اما وقتی تموم شد نمیدونستم باید به چی فکر کنم
یی سو، امروز چطور بود؟
قطعا یی سو هم بهم ریخته
من مین گیو اوپا رو دوست دارم
واقعا قرارم با مین گیو اوپا رو دوست داشتم
فکر میکنم از زمانی که اومدم اینجا، این بهترین بود
ما امروز درمورد احساساتمون حرف زدیم
اما فضای قرارمون رو واقعا دوست داشتم
خیلی خوشحال بودم
من واقعا...واقعا دوسش داشتم
واقعا از اول تا آخرش رو دوست داشتی، نه؟
این حس رو بهم میداد که انگار ما یه کاپل واقعی هستیم
اما احساس اون چیز دیگهای میگه
مین گیو اوپا میخواد با جی یونگ اونی قرار بذاره
حس میکنم جوری که قراره تموم بشه مهم نیست
به نظرم اونا باید باهم قرار بذارن
ولی از طرفی اون) (احساسات خودش رو پنهان میکنه
نمیدونم- جی یونگ دوباره گیج شده-
فکر کنم میدونم چرا جی یونگ به هو شین پیام داد
طبق حرف های یی سو
به نظر میرسید که جو می میتونه یی سو رو درک کنه
اما جی یونگ به نظر گیج میومد
آها، اونا بعد از صحبت هاشون پیام دادن؟
اینطور فکر نمیکنی؟- منم همینطور فکر میکنم-
...اونا انجامش دادن- آه-
جی یونگ اخم نکرد و پیامی به مین گیو نداد
فقط با شنیدن حرف های یی سو
...به جای ناراحت بودن
اونا از راه دوری اومدن، درسته؟- اوهوم_
اون خسته ست. وقتی حرفهای یی سو رو شنید خسته شده بود
"من خیلی خوشحال بودم"
No comments yet. Be the first to leave one.