200 baris pertama.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(قسمت بیست و ششم)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
هیوشیم، اومدی
....هیوشیم من
به خاطر من اومده
چرا اخیرا به باشگاه نیومدی؟
تادا
این چیه؟
چی و چیه؟ امتحانش کن
زود باش، دستت رو بده به من
زود باش، برو که رفتیم
همینه
بذار ببینم
خدایا، تعجبی نداره که مدل هستی توش عالی به نظر میای
خیلی خوشگلی تو کل دنیا از همه خوشگل تری
این گرون نیست؟
انگار یه کت از فروشگاه باشه
من نمیتونم هرچیزی رو برای دوست دخترم بخرم
میتونم چنین هدیهای برات بگیرم چون دوست پسرت هستم
حق نداری ردش کنی
باید بدون هیچی تو چنین روز سردی بفرستمت خونه؟
فقط جلوت احساس شرمندگی میکنم
به جای اینکه این حرفو بزنی فقط تشکر کن
فقط همین کافیه
چرا از من خوشت میاد؟
چرا چنین چیزی رو از من میپرسی
من هیچی ندارم
حتی خوشگل هم نیستم
خودت رو دست کم نگیر
تا به حال به کسی که
به اندازه تو، مسئولیت پذیر، بخشنده
و مهربون باشه، ندیدم
من؟
درسته برای همین تو مسئولیت رو به عهده میگیری
وقتی اون اوایل عوضی بودم
هنوز هم حواست بهم بود
هیچ کس سرزنشت نمیکنه
حتی اگه تصمیم بگیری به من محل نذاری
اما با وجود همه اینها، تلاش کردی بهم درس بدی
...برای اینکه
خیلی سخته با ...کسی آشنا بشی که همیشه با دیگران
صادق باشه
....اما آخرین چیزی که من میخوام
اینه که به خاطر دیگران، زندگیت رو فدا کنی
خوشم میاد که مهربونی
اما نمیخوام که به خودت توی این مسیر آسیب بزنی
مادرت زندگی رو برات جهنم نمیکنه؟
میکنه
با مادرت صحبت کردی
نه
چرا نه؟
....چون اون
خیلی گناه داره
که چی؟
من فکر میکنم خوشحالی تو از هرچیزی مهمتره
....اما اگر خانوادهات
به ناسپاس بودن ادامه بدن
من خیلی عصبانی میشم
.... خانوادهی من
آدمهای بدی نیستن
دلایل خودشون رو دارن
با این حال
...من ازت میخوام که
راحتتر از الان زندگی کنی
باید یه جفت دستکش هم میخریدم؟
دستهات حتما یخ زدن
میرسونمت خونه
نه، نمیتونی
اگر مامانم تو رو ببینه، کلی حرف بارت میکنه
پس وقتی رسیدی خونه بهم پیام بده
مامان
چرا اینجا توی سرمایی؟
دیگه دنبال پدرت نمیگردم
منتظرش نمیمونم
"اون برمیگرده خونه"
"تا وقتی زنده باشه، برمیگرده خونه"
"اگر فرار کرده باشه و با یه زن جوون زندگی کرده باشه"
"توی ده سال، اون هم پیر و فرتوت شده"
"پس برمیگرده پیش زن و بچههاش" اینطور فکر میکردم
دیگه نمیتونم منتظرش بمونم
آروم بگیر، مامان بیا بریم داخل و حرف بزنیم
اگر میتونستم هزار تیکهاش میکردم
...اون من رو با چهارتا بچه تنها گذاشت
تا بتونه برای خودش زندگی کنه
!این انسانی نیست
!این کاری نیست که یه شوهر انجام میده
تیکه تیکهاش میکنم، پارهاش میکنم
اون عوضی کثافت
!چند تیکهاش میکنم
اون حتی آدم هم نیست
مامان بسه- تیکه پارهاش میکنم-
بسه، انگشتهات دارن خونریزی میکنن
مامان، تو من رو داری
من برات جبران میکنم
من کاری که پدرم برامون نکرد، رو جبران میکنم
این کار رو نکن مامان به خودت آسیب میزنی
بهم اعتماد کن، مامان، باشه؟
هیوشیم
...هیوشیم
...هیوشیمِ من
مامان
درمورد چی انقدر خوشحالی؟
بفرمایید
این چیه؟
این اولین حقوقم از باشگاهه
چرا میدیش به من؟
برای به دست آوردنش سخت کار کردی تو باید خرجش کنی
فقط بگیرش چیزی ندارم که براش خرجش کنم
برای مخارج این ماه ازش استفاده کن
تو به تازگی شغل خانهداریت رو از دست دادی
...نمیتونم غر بزنم که اونها
دست از استخدام بکشن چون نمیتونن حقوق بدن
....چرا میدی به من؟
انقدر پول درآوردی؟
مربی باشگاه این رزوها شغل محبوبیه
سرگروه تیم حتی بیشتر درمیاره
...با این وجود، این
همه اینها چقدر میشه؟
مامان، انقدر پاکت نامه درست نکن
یک ساعت طول میکشه تا پولی که تو، پنج ساعته درمیاری رو دربیارم
بیکاری هیچ فایدهای نداره
باید تا وقتی جوون هستم، تا میتونم پول جمع کنم
با من حرف نزن
دارم سعی میکنم پول ها رو بشمرم
صبر کن، هفده، هجده
ازش خوشت میاد؟
بله
راضی هستی؟
البته، راضیم
کی از پول بدش میاد؟
خوشحالی؟
خوشحالی چیه؟ مواد تهیه سوپه؟
چرا وقتی دارم پول میشمارم باهام حرف میزنی؟
صبر کن.کجا بودم؟
درسته. بیست، بیست و یک
اشکالی نداره فقط میخوام تو خوشحال باشی
اگر تو خوشحالی، منم خوشحالم
سی و پنج، سی و شش سی و هفت، سی و هشت
پول داره میاد
پول داره میاد
....پولِ بینهایت
داره میاد پیش من
من به خاطر ثروت بادآورده شکرگذارم
هر روز
مقدار زیادی پول میاد
تمامِ پولِ دنیا
به سمت من میاد
خیلی ممنون، خانم لی
اگر شما نبودین، شغلم رو از دست داده بودم
حتما خیلی نگران بودین
دستمزدم برای شش ماه قطع میشه
اما خوشحالم چون میتونم شغلم رو نگه دارم
حالا هیچ آسیبی به شما یا باشگاه نمیزنم
آقای هوانگ هم الان حواسش به شبکههای مجازیمون هست
بیاید از الان به بعد بهترینمون رو نشون بدیم
با دقت بیشتری مشتریهامون رو مدیریت میکنیم
اوکی
ببخشید
چیکار میکردی؟- معلومه دیگه، کار میکردم-
چیکار؟
بس کن، ما اول صبح همدیگه رو دیدیم
الان وقت ناهاره
خیلی خشن نباش
...داشتم با خانم مین کار میکردم
و باید زود برگردم. چه خبر؟
برای عکاسی و مراسم رونمایی دستمزد میگیری
حسابت رو چک کن
زنگ زدی که این رو بگی؟
آره، بهونهی دیگهای برای زنگ زدم نداشتم
و کارساز بود
اوکی، پس. خداحافظ
ناهار میخوای چی بخوری؟
من و خانم مین میخوایم کیمباپ بخوریم
چرا برای ناهار نمیای اینجا؟
نمیتونم، وقت ناهار فقط سی دقیقه است
امروز کلی کلاس دارم و باید سریع برگردم
اوکی
بعد از ناهار، دوباره باهات تماس میگیرم
...میشه لطفاً زنگ نزنی
...الو؟ چی
خدای من
گائون، من خونهام
از مدرسه برگشتی؟
گائون؟
....امروز، قرار نیست باهاشون صحبت کنم
و اول ازشون بخوام با من وقت بگذرونن
همیشه من هستم که پیش قدم میشم تا باهاشون وقت بگذرونم
....این باعث میشه که خانم اتاق پشت بوم
و حتی سونسون فکر کنن که من محتاج و خبرچین هستم
خانم بنگ- خدای من-
خدایا، زهرهترکم کردی
اینجا چیکار میکنی؟
داشتم از تنهاییم لذت میبردم
خانم بنگ، گائون اینجا نیست؟
بهم گفتی با گائون وقت نگذرونم
اون اینجا نیست
اوکی، ممنون
صبر کن، باهات میام. منتظرم بمون
پس الان کجا میتونه باشه؟
گوشیش رو جواب نمیده
No comments yet. Be the first to leave one.