Snowdrop

Snowdrop (설강화)

Muat Turun Sari Kata Farsi Persian

Musim 1

Maklumat siaran

 설강화 Snowdrop MoonRiverTeam E14
Ulasan oleh moonriverteam1
All.Vers.HDTV .Webdl .NYH تیم ترجمه مون ریور دانلود زیر نویس ها و آهنگها و فیلمهای درخواستی شما در تلگرام و وبلاگ ما @moonriverteam_sns https://moonriverteam.blogsky.com/ ترجمه شده برای پلتفرم فلیکس دراما لینک دانلود اپ: @flixdrama

Tag

other
Diterbitkan pada: 2022-01-30
Muat Turun: 15
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi Persian

200 baris pertama.

تا نیمه شب، خودت و گروگانها رو منفجر کن و گرنه ایم سوهی اعدام میشه

کی حرف سازمان رو زد؟

اون باید برای به هم زدن نقشه انتخابات با پولا بیاد تو خوابگاه

...این تنها راه نجات زندگی گروگانها

!دستگیری رودخانه ته دونگ یک و بقیه ـشونه، تمام

...همه حرومزاده های جنوبی موشای خائنی

مثل تو هستن که از پشت به آدم خنجر میزنن؟

خیانت یا نه، این کاریه که باید انجامش بدم

...من تصمیم دارم دستگیرت کنم

و مجبورت کنم خودتو به جنوب تسلیم کنی

!واسه خودت خیالبافی نکن

من فقط برای نجات پیدا کردن باهات دست همکاری دادم معنیش این نیست که من جنوب رو انتخاب کردم

به هر حال که نمیتونی برگردی الانش هم بهت انگ خیانتکار خورده

...من

حتی اگه بخوامم به خاطر سوهی هرگز نمیتونم خودمو به جنوب تسلیم کنم

باشه

درک میکنم

واقعا درکت میکنم

پس بیا اسلحه هامونو بیاریم پایین

نمیتونیم این تو، با همدیگه هم بجنگیم

موافق نیستی؟

فرمانده- بله، قربان-

امشب خوابگاه رو منفجر میکنیم

فهمیدم، قربان

یه بهونه ای جور کن و این خبرنگارا رو از محوطه دانشگاه بنداز بیرون

و یه جوری نشون بدین که انگار اونا اون تو خودشونو منفجر کردن

بله، قربان

ولی اگه این کار رو بکنیم

وضعیت گروگانگیری تموم میشه

باید فورا پول شمال رو بدیم؟

!دیوونه شدی؟

لیاقتشو ندارن که زودی پولشونو بدیم

به هر حال قرار بود پولشونو بعد از انتخابات بدیم

وقت دارم

تا جایی که امکان داره طولش بده که نگران و عصبانیشون کنی

اونقدر دیر که نگران بشن؟ درسته-

الو؟

منشی چویی هستش قربان

چی شده؟

معاون دفتر جبهه متحد خلق، چویی سوریون میخواد باهاتون حرف بزنه

چویی سو ریون؟

پس فقط به کانگ چونگ یا اعتماد کنیم و منتظر بشینیم؟

...با اون پول قلمبه تو دستاش

میتونه تو هر کشور دنیا که بخواد یه زندگی جدید رو شروع کنه

...یه زندگی خیلی لوکس

ولی ما بهش اعتماد کردیم که برگرده تو یه خوابگاهی که دور تا دورش بمب گذاری شده؟

منظورم اینه، تو فکر میکنی

اون فرشته ست؟

یه قدیس ـه؟

آره

حق با توئه

منم به اندازه تو اضطراب دارم

صدها میلیارد وون پول دستشه

شاید باهاش پرواز کنه بره یه کشور دیگه

نه

ممکنه با نام ته ایل حرف بزنه و همه ـمونو بکشه

و یه کاری کنه که هویتش مخفی بمونه

بنابراین اگه شک کنه که داره تعقیب میشه

فکر میکنی چه عکس العملی نشون بده ؟

کاری که الان داری میکنی

این درست عین اینه که مجبورش کنی

بهمون خیانت کنه، فهمیدی؟

...حالا، من چاره ای ندارم جز اینکه

به همرزم کانگ اعتماد کنم و منتظرش بمونم

هیچ چاره دیگه ای ندارم

تا نیمه شب، خودت و گروگانها رو منفجر کن و گرنه ایم سوهی اعدام میشه

همین که جلسه با چویی می هی تموم بشه یکی از طرف بانک بی آر سوئیس میاد

اوکی

کار تو اینه که باهاشون بری تا بانک و پول رو به اسم شرکت کاغذی واریز کنی

گرفتم

بهشون نگفته بودی تا زمان تحویل اتاق نیازی نیست اتاق رو تمیز کنن؟

گفته بودم

چیکار داری میکنی

...اگه دعا کنم

جواب میده ؟

...مشکلی

پیش اومده؟

نه

همه چی روبراهه

...متاسفم که

تو این شرایط گذاشتمت

...اگه منو ندیده بودی

مجبور نبودی این همه عذاب بکشی

...ولی تو

این کارها رو به خواست خودت نکردی

...اگه

...اگه هردوی ما

فقط دو تا آدم عادی بودیم

به نظرت چی می شد؟

...احتمالا من

تو یه کافه ای یه آهنگی میخوندم

آهنگ می خوندی؟

... میخواستم

مثل پدرم، یه موسیقیدان بشم

حتی بعد اینکه از معدن ذغال سنگ پرتمون کردن بیرون

...بازم درباره گل ها و باد

و عشق، آهنگ می ساخت و برای ما می خوندشون

سوهی و منم همراهیش می کردیم

...و من فکر میکنم این باعث می شد تو

اون مکان سرد وبی آب و علف، لبخند بزنیم

...واسه همین من هم

...میخوام زندگی کنم

و برای کسایی که دوستشون دارم همچین آهنگ‌هایی بخونم

...اگه

تو یه کافه آهنگ بخونی

...هر روز به اون کافه میرم

...تمام روزها

چه بارون بباره چه برف بیاد

...من دوست دارم که

خوندن تو رو بشنوم

اتفاقی که برای رئیس اون افتاد مایه تاسفه

ولی در واقع این مامور شما بود که مامور ما رو متقاعد کرد تا بهمون خیانت کنه

طرف شما هم مقصره

ببین همرزم جانشین فرمانده

الان داری جدی حرف میزنی؟

نیروی تو به رئیس سازمان اطلاعات و امنیت !شلیک کرده، محض رضای خدا

این طرح سیصد میلیون دلار می‌ارزه

!ولی تو چند تا از وطن‌فروش‌های آینده رو فرستادی

و داری ما رو سرزنش میکنی؟ داری شوخی میکنی؟

وضعیت گروگان‌گیری دیگه نمیتونه بیشتر از این طول بکشه، بنابراین ما اقدامات ویژه‌ای انجام دادیم

...براش یه پیام فرستادم که اگه تا نیمه شب

خودش رو همراه با گروگان‌ها منفجر نکنه، خواهرش میمیره

پس به من اعتماد کن و صبور باش

تا نیمه شب امشب؟

شاید اون وفادارترین سرباز ما نباشه

ولی به شدت به خواهرش علاقمنده

مطمئنم که خودش رو منفجر میکنه

...پس به محض اینکه این کار رو کرد

طبق قولمون سیصد میلیون دلار رو واریز کن

!این عالیه

اونا از داخل خودشون رو منفجر میکنن؟

این همه چی رو برای ما آسون‌تر میکنه

قطعاً همینطوره قربان

به نظر میره همه چی داره با آرامش حل میشه

رئیس سازمان اطلاعات و امنیت، اون چانگ سو

اگه حواسمون به این آخری هم باشه

همه چی عالی میشه

چی هست قربان؟ چیزی داره اذیتتون میکنه؟

مرکز پزشکی هانکوک

اتاق وی آی پی

باهاش چیکار کنیم؟

اگه بیدار بشه، تو دردسر می افتیم

چون باید خبر داشته باشه کی بهش شلیک کرده

...عزیزم! نه

نمیتونی من رو اینجوری تنها بزاری

یونگ اونگ عزیزمون الان همش نه سالشه

...بچه ام یونگ یوی عزیزمون

به دست اون عوضی‌ها کشته شد

...اگه تو هم بمیری

الو؟

قربان بازم منشی چویی ـه

الو؟

هیونگنیم

باید همین الان اخبار ام بی اس رو روشن کنی

اخبار ام بی اس؟

...هرچقدر بیشتر به خاطر خونریزی زیاد توی شوک بمونه

احتمال زنده بودنش هم کمتر میشه

پس ما هنوز مطمئن نیستیم

که قراره زنده بمونه یا نه

این یعنی ممکنه نتونه دووم بیاره

خدای من، باعث تاسفه- !عزیزم، نه-

فکر نکنم نیازی باشه که کاری برای خلاص شدن ازش انجام بدیم

نگران نباش

باشه، فهمیدم

!عزیزم- خدای من-

رئیس اون چانگ سو در وضعیت بحرانی

خیلی براش ناراحتم- نمیتونی اینجوری بمیری-

...کشور و مردم همیشه برای اون

نسبت به خانواده ش ارجحیت داشتن خودت میدونی که

...رمز عبور

تاریخ تولد توئه

اگه مشکلی پیش بیاد، من میمیرم اینو میدونی، دیگه؟

خدایا، انقدر ترسو نباش

گفتی تو هم بررسیش کردی

آره

واقعا یه مدیر سرمایه گذاری به اسم لیندا یونگ تو سرمایه گذاری ای بی کی هستش

دیدی؟

اون همون شخص ارزشمندی هست که پیشگو بهم گفت، اون اشتباه نمیکنه

دفترچه بانک و مهر شرکت چطور؟

همونطور که گفته بودی، خیلی باعجله حساب رو باز کردم ولی چرا به حساب بانکی شرکت نیاز داریم؟

پول زیادیه

برای همین پول رو می فرستیم خارج به یه شرکت کاغذی

طوری که انگار این شرکت کاغذی داره سرمایه‌گذاری میکنه

بعد اون شرکت کاغذی، پول رو توی صندوق سهام خصوصی سرمایه‌گذاری میکنه

اینطوری نمیشه، منم باهات میام

رئیس دفتر برنامه ریزی و هماهنگی سازمان امنیت ...که حضور داشته باشه اونا جرات نمیکنن دیگه

!جدی نمیگی که

میخوای همه بدونن که داری از بودجه مخفی سازمان اطلاعات و امنیت استفاده میکنی؟

درسته

شرکت به اسم خانم کیمه، درست میگم؟

البته، به اسم کیم یه نی

باید بگم، تو به اندازه هانیبال باهوشی

...انگار از قبل میدونستی که همچین اتفاقی می افته

و به کره‌ای-آمریکایی رو به عنوان منشی استخدام کردی، تو فوق‌العاده‌ای

انقدر حرفای مسخره نزن

فقط یه هفته

فقط توی یه هفته قراره نود میلیون دلار پول دربیاریم

!که میشه هفتاد و یک میلیارد و سیصد میلیون وون

تنها کاری که نیازه انجام بدی اینه که برام یه هفته وقت بخری

باشه؟

More Farsi Persian subtitles for Snowdrop

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left