All About My Mom

All About My Mom (부탁해요, 엄마)

Muat Turun Sari Kata Farsi Persian

Maklumat siaran

All About My Mom E08 korean-dream ir
Ulasan oleh shahlaz
korean-dream.irترجمه و زیر نویس بـهار و شـهلاز

Tag

other
Diterbitkan pada: 2015-09-09
Muat Turun: 21
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi Persian

200 baris pertama.

هرگونه استفاده ي مادي از اين زيرنويس بدون هماهنگي با مديريت انجمن مجاز نمي باشد KOrean-Dreamir

= قسمت 8 =-

اين همون مدير عامل شرکت جين يي نيست؟

هنوز يه ذره هم از وقتي که دختر مردمو دزد صدا کرد نگذشته

... واقعا جين يي...اون دختر، دارم ديوونه ميشم

نگاه کن نيشش تا بناگوشش بازه

گريه کردي؟

نگاهش کن خيلي خوشحال نيست؟

مامان،چطوري اين همه راه رو تا اينجا اومده؟

من گرسنمه بريم يه جايي تا غذا بخوريم؟

باشه

مرغ دون

هيچ رستوران مناسبي براي رفتن تو محله ما نيست

اينجا هم خوبه

وقتي پسرم کوچيک بود خيلي با هم مرغ ميخورديم ياد گذشته ها افتادم

اوه - چرا؟ -

من اينجا با يکي قرار داشتم که غذا مهمونش کنم

فکر کنم هنوز نيومده

کي؟

اون خيلي بهم تو کار کمک کرده ببخشين يه لحظه

باشه

معاون رييس لي جين يي

...دستگاه مشترک مورد نظر

متاسفم يه کار اضطراري پيش اومده من بايد برم

باشه منم کار ضروري برام پيش اومده

پس من دفعه بعد برات شام ميخرم

خيلي وقت بود که مرغ تند و آبجو نخورده بودم

لذت ببرين

خيلي خوشمزه به نظر مياد به سلامتي هم آبجو بخوريم؟

باشه

بفرمايين

رييس لي، قول بده که عذرخواهي من رو بپذيري و از فردا

خوشحال تر زندگي کني خوبه؟

بله، همين کارو ميکنم خانم مدير عامل

فايتينگ - فايتينگ -

منم ميخوام بنوشم

هوا خيلي گرمه

... اون تاحالا با من کيمباب نخورده اونوقت

خداي من نگاه کن نيشش تا بناگوشش بازه

!مامان

!مامان - ترسونديم -

چرا اينجوري نگاه ميکني؟

من به چي دارم نگاه ميکنم مگه؟

!مامان! مامان

مامانم ميخواد مرغ بخوره؟

مامان گفت مرغ تند دوست نداره مامان گفت مرغ تند دوست نداره

ولي دروغ گفت

لي هيونگ سون الان نوبت تو بيکار که حق فرزنديتو ادا کني

يه لحظه!فکر نکنم بتونم با اين نصف مرغم بخرم

...اوه تو

هان؟

هيونگ(داداش)، براي چي اينجايي؟

خب يه کاري همين اطراف داشتم

اوه که اينطور

اومدم مرغ بخرم ولي پول کم دارم

فکر کنم بايد برگردم خونه خداحافظ

برات ميخرم

هان؟

خيلي خوبه که باهم غذا بخوريم ...ولي من الان کار مهم دارم پس

...بيا دفعه بعدي با هم بخوريم فعلا اينو بگير

نه لازم نيست فقط برميگردم خونه

چرا برگردي فقط چون پول نداري؟

من ميخوام برات بخرم

من بايد شما رو دعوت کنم چون بابامو دفعه قبل نجات دادين

...من به برادرت

هان؟

مهم نيست از غذات لذت ببر

پس به خواهرت نگو من بهت پول دادم ناراحت ميشه

البته

هيونگ، پس راحت حرفتو بزن

پس، بايد اينکارو بکنم داداش؟

بله، هيونگ

سلام- سلام خوش اومدين -

هيونگ سون

!(نونا(خواهر

نونا، اينجا بودي؟

بله خودتو معرفي کن ايشون خانم مديرعامل ما هستن

خانم مديرعامل؟

سلام برادر معاون رييس لي، لي هيونگ سون هستم

خوشبختم من هوانگ يونگ سون هستم

اون خوش قيافست

همتون خيلي خوش قيافه اين حتما به مامانتون رفتين

پدرم خيلي خوشتيپ تره منم به پدرم رفتم

اوه واقعا؟

چرا اومدي اينجا؟ - ميخوام براي خونه مرغ بخرم -

آه

پس من براتون ميخرم

نه - اوه نه، خانم مديرعامل لطفا دفعه بعد به يه چيز بهتر مهمونمون کنين -

!هي

باشه پس

پس خوش باشين

من دارم ميرم

با خانم مديرعامل خوش ميگذره؟

درسته

من ميخوام سفارش بدم - چي ميل دارين؟ -

اينا ديگه چين؟

اينا براي اينه که مامان گفت که ميخواد مرغ بخوره

اوه مامانت همچين حرفي زده؟

عزيزم، بيا بيرون هيونگ سون مرغ آورده

هي

مرغ تو اين ساعت به چه دردي ميخوره

خودت گفتي ميخواي بخوري

هيونگ سون اينو براي تو خريدم

کي گفتم؟

شما چون مرغ تند ميخواستين داشتين توي مغازه رو نگاه ميکردين

چي؟ من داشتم اون تو رو نگاه ميکردم چون خواهرت اونجا بود

درسته نونا با مدير عاملش بود و جو بينشون خيلي خوب بود

اوه واقعا؟ فکر کنم همه چي درست شده ، درسته عزيزم؟

معلومه براي همينه که با هم گل ميگفتن و گل ميشنيدن

هان؟ هان؟

همه اينا چقدر شده؟ چطور ممکنه يه بيکار پول همچين چيزايي رو داشته باشه؟

مامان، واقعا که من اينارو براي شما خريدم

اگه واقعا ميخواستي برام کاري کني نبايد برام اينو ميخريدي

واقعا نميدوني چي براي من خوبه؟

ميدونم - چرا اينطوري ميکني؟ -

عصبانيتو سر اين مرغ بد بخت خالي نکن

بياين خوب بخوريم، باشه؟

خودت بخورش

!خداي من، واقعا باشه باشه! اوک

خداي من، واقعا که

خدافظ دوباره تشريف بيارين

بله

ممنونم که خودتون شخصا تشريف آوردين

...من بايد ممنون باشم که منو بخشيدي

...نه، بخشش؟ چطور ميتونم

واقعيت اينه که من باورت کردم

ولي وضعيت سختي بود و بايد فاصلمونو با هم حفظ ميکرديم

و من بايد باهات خوب رفتار نميکردم براي همين خيلي از خودم نااميد شدم

اين براي منم خيلي سخت بود

ولي اين حرفا هم مثل بهونه به نظر ميان من اين چيزارو دوست ندارم

مهم نيست چون ميدونم منو باور کردين

واقعا خوشحالم

اوه واقعا؟

بله، بابا همه اتهامات پاک شد و همه چي حل شد

خداي من دخترم خداي من خداي من

حتما تمام اين مدت بهت سخت گذشته

خداي من،حتي صورت خوشگلتم لاغر شده

حتما تمام اين مدت ناراحت بودي

اين بخاطر تلاش توئه که به اون شرکت رفتي و مديرعاملشو ملاقات کردي

من که کاري نکردم تازه براي رفتن به اونجا با سر و وضع بد سرزنشم شدم

مامان، من کي شما رو سرزنش کردم؟

من اومدم

هيونگ، همه اتهامات خواهر پاک شده

اوه بله؟ - بله

تو مجرم رو معرفي کردي؟ - آره -

يه رييس از دفترش بوده

اين همون رييسيه که من براش فرني دانه کاج درست کردم آره؟

خداي من نميدونم ساده لوحي يا مريم مقدس

مامان

...فکر کنم به خاطر اينه که

من به خاطر حس شيشم گفتم که خيلي خوب در موردش تحقيق کنن

ميدونستم به خاطر کمک برادرت همه چي حل شده

با اينکه داداشم کمک کرد ولي يکي ديگه کاراي مهمو انجام داد

کس ديگه کي؟

کي؟

بله،خوب پيش رفت

به خاطر زحماتتون ازتون خيلي ممنونم، منشي مين

ممنونم

قبل ترک کشور براتون يه غذا ميخرم

بله

اون کار اضطراريت تموم شد؟

متاسفم که امشب هم برات غذا نخريدم

فکر کنم نمي خواي برام غذا بخري

به جاش دوبار برات غذا ميخرم

چي شدع؟

پس واقعا همه چي درست شده؟

البته خانم مديرعامل خودش شخصا اومد و ازم عذر خواست

حتما خيلي خوشحالي

چقدر اين خانم مدير عامل خوبه که انقدر راحت عذرخواهيشو پذيرفتي؟

تو بايد براي اون آسيبايي که ديدي غرامت بگيري

لازم يه اين کار نبود اون گفت از اول باور نداشته

من اون کارو کرده باشم ولي بايد حفظ ظاهر ميکرده

اون گفت هميشه باورم داشته

اون خيلي خوب ميدونه چطور حرف بزنه

همه چيزو خيلي گول زننده بيان کرده

مامان، مديرعامل ما خيلي مهربون نيست؟

مديرعامل ما؟ خداي من

اگه انقدر دوسش داري چرا اونو مادر خودت نمي دوني؟

کاش ميتونستم

پوستم داره ميافته اي بابا

باشه حسابي ياد بگير و پول در بيار

حتما خيلي خوبه که همچين مادر مدرني داري

يه جايي اينورا کرم داشتم

کجاست؟

ترسيدم

باشه، پس کلا سه بار

!کانگ هون جه رو دور شانسه

بخند

اتفاق خوبي افتاده؟

...مامان! چرا شما چرا اينجايي

چرا اينجام؟

آخه يه دفعه اي اومدين

داشتم رد ميشدم ياد تو افتادم

دوست دخترته؟ - چي؟؟ -

نه، دوستمه دوستم

کانگ هون جه، ميدوني اين روزا خيلي عجيب شدي؟

من؟ من چي؟

اگه دختر خوبي پيدا کردي به بگو متنفرم که پسرم چنين چيزايي رو ازم پنهان کنه

البته، اگه دختر خوبي پيدا کردم بهتون ميگم

شما نفر اول تو زندگي منين

All About My Mom subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for All About My Mom

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left