200 baris pertama.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم میکند
سرت رو از توی یخچال بیار بیرون،
و بذارش روی کار آتشنشانی.
امروز دما میره روی ۱۱۰ درجه.
فقط دارم قبل از این همراهی عملیاتی یه کم خنک میشم.
امروز زیر گنبد گرمایی هستیم.
حتی داغتر از موج گرما.
نه کولر، نه یخزدگی مغز، هیچکدوم اینو درست نمیکنه.
اوه. فقط باید باهاش کنار بیای، نه؟
گرفتگی عضله و همهچی.
آره، امروز هرجا همراه عملیات بری،
قراره بسوزونه.
ولی توی همراهی عملیات عالی عمل میکنی...
و بعد مرحلهٔ دو تمومه.
بعد میفرستیمت ایستگاه ۴۲.
یه جور برگشت واقعی به خونه.
بیوقفه تمرین کردم.
شلنگ کشیدم و نردبون انداختم.
گزارشهای پس از عملیات رو خوندم.
یادت نره: سمت چپ خودرو بشین.
درسته. همونطور که یادم دادی، آره، میدونم، میدونم.
خوبه.
پس، اِه، هنوز اینجا چی کار میکنی؟
شنیدی نونّوت چی گفت.
سر وقت رسیدن یعنی دیر، نه؟
درسته.
تو چته؟
منظورت چیه؟
همین الان از حرف بابات نقل قول کردی، اونم برای نصیحت والدگری؟
خوبی؟
کَل فایر برام اعلامیهٔ واجد شرایط شدن برای بازنشستگی زودهنگام فرستاده...
بهخاطر مشکل قلبم. با اینکه اون قضیه تموم شده.
آره، این... هیچی نیست.
منم بعد از پیوند کلیه یکی از اینا گرفتم.
فقط یه تشریفاته.
توهینه. بچهمون تازه داره شروع میکنه،
حالا میخوان منو بذارن روی طاقچه؟
فقط یه تکه کاغذه، وینس.
برای من شبیه تاریخ انقضاست.
همه کولرهاشون رو تا ته روشن کردن.
این برای شبکهٔ برق مشکل میشه.
سلام. صبح بهخیر.
برای گردنت.
- ممنون. - چه روزی هم، اِ...
کولرم خراب شده، ها؟
هی، میخوام یه چیزی ازت بپرسم.
چیز خوبیه.
یه پاورپوینت درست کردم.
باشه، آره. «مزایای آموزش در خانه».
اسلاید اول.
بچههایی که توی خونه درس میخونن میتونن با سرعت خودشون جلو برن.
میدونی توی کلاس ریاضی حوصلهم سر میره.
باشه، اینا یهو از کجا اومده؟
اسلاید بعد.
معلمهام از قبل این برنامه رو تأیید کردن...
به شرط اینکه یه بزرگسال پارهوقت ناظرم باشه.
آره، تو دقیقاً صفر نظارت بزرگسال داری.
من شغل دارم، یادت هست؟
اسلاید بعد. زن ریک، نوئل،
الان یکی از خواهر یا برادرهام رو توی خونه درس میده.
پس میتونه ناظر منم باشه.
نوئل.
زن ریک، توی آیداهو.
اسلاید آخر.
آیداهو.
جایی که همهٔ خواهر و برادرهام زندگی میکنن...
و هیچکس منو بهعنوان دختری با مامان مرده نمیشناسه...
که قبلاً خواهرش حساب میشده.
جِن، میخوای ما بریم آیداهو؟
ولی ما اینجا زندگی داریم، یعنی من...
شغل دارم.
نه «ما». من.
فقط تا آخر ترم.
من و خواهر و برادرهام میخوایم توی دنیای واقعی با هم وقت بگذرونیم.
اِم، باشه، ببین جِن،
تازه شروع کردی با خواهر و برادرات فیستایم کنی.
حالا میخوای وسایلت رو جمع کنی بری آیداهو؟
باشه، ببین، میدونم وقتی یه فکر میافته توی سر بچهها،
هی بزرگتر میشه، ولی...
ریک و نوئل هم فکر میکنن فکر خوبیه.
اگه تو بگی آره.
خب من به این نمیگم آره، ببخشید.
حتی بهش فکر هم نمیکنی؟
به اینکه بری یه ایالت دیگه فکر کنم؟
بدون من؟ نه.
داری همهچی رو خراب میکنی.
باشه، ببخشید بچهها. کولر خودروی حمل خراب شده.
کول، خوبی؟
گرمه. خستهام و گرمه.
آره، چون داداشمون داشت مثل فلش خط آتشبُر میزد.
مجبور بودم. تماس هفتگی با خانواده دارم.
اگه جون نمیکندم هنوز اون بیرون داشتیم کباب میشدیم.
هی، شارون؟
میشه یه سر بریم ۴۲ و یه کم زیر کولرتون باشیم؟
آره، بیاین کیتهای گرما رو بستهبندی کنین.
نه، نه، امروز نه، کاپیتان.
میگین توی این گرما نمیخواین زیر کولر بشینین؟
نه، قضیه این نیست. قضیه اینه که گابریلا...
حتی جواب تماسهای لعنتیم رو هم نمیده.
نمیتونم همینطوری سر کار غافلگیرش کنم.
آره، و منم نمیتونم بچههام رو بغل کنم، کاپیتان. فقط یه تماس هفتگی دارم.
نمیتونم از دستش بدم.
باشه، باشه. کول، مطمئن میشم تماست رو داشته باشی،
زیر کولر.
و منی، غافلگیری نیست، دستوره.
برای هردوتون خوبه.
هی. لطفاً بریم ۴۲.
- چشم. - ممنون.
هشت هزار دلار برای عروسیای که اصلاً برگزار نشد؟
شوخی میکنی.
طوری به اون لپتاپ زل زدی انگار میخوای بکُشیش.
این... هیچی نیست.
هیچی بهنظر نمیاد.
اِم، فقط...
فقط چون داریم سعی میکنیم «ما» نباشیم،
یعنی دیگه نمیتونیم حرف بزنیم؟
حدود دو هفتهست اصلاً درست حسابی حرف نزدیم.
باید یه حالت عادی جدید پیدا کنیم.
ببخشید.
تری راک اومد تو خونه!
ایو.
چی... اینجا چی کار میکنی؟
اوه، اومدیم خنک شیم. این گنبد گرمایی شوخی نیست.
حتی عرقم هم عرق کرده.
باشه، آقایون، یه کم آب بخوریم.
لئونه.
کول، چه خبر مرد؟
اوه مرد، تو با این یونیفرم کارآموزی، دقیقاً...
همون جاییای که من میخوام باشم.
بیرون، در شروع یه فصل تازه.
نوبت بعدی تویی، داداش.
امیدوارم، مرد. میدونی جلسهٔ آزادی مشروطم نزدیکه.
داداشت فقط میخواد بچههاش بهش افتخار کنن.
هی، اِم، هنوز تا وقتی خونه پیدا کنم پیش تو میمونم؟
میدونم بیرون اومدن از خونهٔ دیهگو کار بزرگیه.
هی، میخا، جا برای موندن لازم داری؟
میتونم چندتا زنگ برات بزنم.
نه. دقیقهٔ نود یه جا پیدا کردم.
گفتم که داره ازم دوری میکنه.
خب، ظاهراً از منم دوری میکنه.
آب.
کارآموز لئونه.
از الان وقتت مال منه.
بریم.
باشه، آقایون، آب بخورین.
داریم کلی آب از دست میدیم.
در رو ببند.
فکر میکنی بابام قصد داره این چیز رو...
تا کی همینجا پارک نگه داره؟
آره، حتی با من هماهنگ نکرد.
یعنی شاید گردان رو اداره کنه، ولی من...
هنوز کاپیتان این ایستگاهم.
خوبی؟
تو تمرکز کن خودت خوب باشی.
همراهی عملیاتی امروز آخرین آزمونت برای گذر از مرحلهٔ دوئه.
بعضی از همدورهایهات همین الانش آزمونشون رو رد شدن.
خب بعضی از همدورهایهام...
مثل من توی ایستگاه آتشنشانی بزرگ نشدن.
ببخشید، ولی اینکه چطور بزرگ شدی مهم نیست.
فامیلیت مهم نیست.
و اینجا تری راک نیست.
یعنی چی؟
کار تری راک این بود...
که بر اساس پتانسیل آدمها ازشون آتشنشان بسازه.
این برنامهٔ آموزشی برای اینه که ببینه استعداد...
و تعهد از قبل وجود داره یا نه.
کارآموزهایی که من قبول کردم...
بهطور مداوم نشون دادن آمادهان.
کارآموز لئونه، تو چی نشونم دادی؟
هر روز اولین نفر میام و آخرین نفر میرم.
ثابت میکنی تکرو هستی.
نه، چیزی که نشونم دادی اینه...
که نقشهای رو اجرا میکنی که خودت فکر میکنی بهتره،
و برای انجامش از دروغ گفتن هم ابایی نداری.
فکر میکردم قضیهٔ گیل دیگه پشت سرمونه.
نه، برای من پشت سرمه. ببین، این همراهی عملیاتی...
برای اینه که به من نشون بدی برای تو هم پشت سر گذاشته شده.
اینکه بُدیِ گاوچران رو بازنشسته کردی...
همونی که از پل میپره، گردنبند قایم میکنه،
و از وقتی شناختمش همیشه خودسرانه عمل کرده.
نشونم بده آتشنشانی هستی که میتونم فرماندهیش کنم.
وگرنه وسایلت رو جمع کن.
بهخاطر قطعی برق یه عملیات نجات آسانسور در خیابون هفتم داریم.
یادت باشه، این گرما آدمها رو شدیداً کمآب میکنه.
یه کم هم عصبیشون میکنه.
پس خونسرد بمونین. بزنین به کار و حواستون باشه.
هی رئیس، میتونم درخواست انتقال موقت بدم...
که منی رو با خودت ببری.
تجربهٔ آسانسور داره. شاید لازم بشه.
با کمال میل. یک، دو، تری راک.
بریم.
میدونی گبز توی یه خودرو نمیتونه ازت فرار کنه.
ممنون، کاپیتان.
باشه آقایون. وقت استراحته.
نگین تا حالا هیچ کاری براتون نکردم.
کاپیتان ادواردز. مشکل داریم.
چی؟
همین الان سرشماری کردم. کول نیست.
نه، بهش گفتم میتونه تماسش رو بگیره.
خب، چک کردم. اونجا نیست.
No comments yet. Be the first to leave one.