Fire Country

Fire Country

Muat Turun Sari Kata Farsi/persian

Musim 3

Maklumat siaran

Fire Country S03E05 WEB AMZN FLUX Filamingo Fa
Ulasan oleh filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tag

webdl
amzn
flux
web
filamingo
Diterbitkan pada: 2026-08-08
Muat Turun: 0
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi/persian

200 baris pertama.

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏دور دوم؟‏

‏نه. دارم مطمئن می‌شم‏

‏قیافه‌ت داد نزنه که من و تو همین الان...‏

‏همون کاری رو کردیم که هر شبی که زندان بودم‏

‏دلمون می‌خواست بکنیم؟‏

‏هوم، برای سومین بار این هفته.‏

‏باشه، باید راه بیفتیم.‏

‏یه شیفت دوبل دیگه می‌رم تا بدهی عروسی رو صاف کنم.‏

‏و...‏

‏- تو هم امروز روز مهمی داری.‏ ‏- آره.‏

‏بالاخره همه‌چیز داره جور می‌شه.‏

‏کَل فایر از همیشه نزدیک‌تره.‏

‏من و تو هم...‏

‏می‌تونیم. می‌تونیم از پسش بربیایم.‏

‏این بار واقعاً با هم.‏

‏هر وقت آماده بودی.‏

‏من اصلاً آماده نیستم‏

‏یه تصمیم بزرگ برای زندگی‌م بگیرم.‏

‏توی یه تریلر موقت زندگی می‌کنم‏

‏که پول عروسی‌ای رو که هیچ‌وقت برگزار‏ ‏نشد به خانوادهٔ دیه‌گو پس بدم.‏

‏و من...‏

‏حتی نمی‌تونم با بابای خودم روبه‌رو شم.‏

‏گبز، ببین.‏

‏تو از عروسی‌ت زدی بیرون.‏

‏من با اسلحه از یه مغازه سرقت کردم.‏

‏یعنی تو... توی یه ایرستریم زندگی می‌کنی؟‏

‏من توی زندان زندگی کردم.‏

‏و امروز منو ببین.‏

‏ازم نپرس چی هستیم. نپرس بعدش چی می‌شه. من...‏

‏فقط همین الان رو می‌تونم بهت بدم.‏

‏همین الان رو قبول دارم.‏

‏باشه، ولی نه دقیقاً همین الان.‏

‏برو.‏

‏دیرمون می‌شه.‏

‏یواشکی برو بیرون.‏

‏ممنون که وقت دادین.‏

‏هر وقت بتونم خودم رو برسونم،‏

‏- میام.‏ ‏- مشکلی نیست، خوشحالم تونستم کمک کنم.‏

‏- این دیگه چه مزخرفیه.‏ ‏- من خبر دارم.‏

‏خب، جواب آزمایش‌ها اومده‏

‏و هیچ نشونه‌ای از نارسایی عضو نیست.‏

‏کلیهٔ احمقانهٔ برادر احمقت سالمه.‏

‏که خبر خیلی خوبیه، نه؟‏

‏نه، یه چیزی رو دارن از قلم می‌ندازن.‏

‏من... منم همینو بهشون گفتم.‏

‏از زمان گنبد گرمایی‏

‏حالم درست نشده و شونه‌م هنوز خشکه.‏

‏خب، خودت رو کشتی‏

‏تا اسموکیز رو دوباره باز کنی.‏

‏درسته؟ مطمئنم فقط...‏

‏می‌دونی، یه عضله رو کش آوردی.‏

‏اوه، چه خوب.‏

‏پس اگه تو فکر می‌کنی خوبم، حتماً خوبم.‏

‏ولی نیستم.‏

‏برای همین خواستم آزمایش‌های بیشتری بگیرن.‏

‏چرا همه جوری باهام رفتار می‌کنن انگار...؟‏

‏ببخشید. خبر تو چی بود؟‏

‏بُدی می‌خواد از خونه بره.‏

‏- وای خدای من، نه!‏ ‏- نه، نه، نه، نترس.‏

‏نگران نشو. اتفاق خوبیه، باشه؟‏

‏دنبال آپارتمان می‌گرده.‏

‏اون تماس هم صاحبخونه‌ای بود که داشت‏ ‏محل سکونت فعلیش رو بررسی می‌کرد.‏

‏می‌دونم بالاخره یه روز می‌ره،‏

‏ولی الان وقتش نیست.‏

‏نباید حداقل... نمی‌دونم... دوره‌ش رو تموم کنه؟‏

‏فکر کردم سر این توافق کردیم.‏

‏دیگه پدر و مادرِ بیش‌ازحد مراقب نباشیم.‏

‏درسته؟‏

‏آماده‌ست.‏

‏سر این یکی باید قبول کنیم که اختلاف نظر داریم.‏

‏یه ضربدری کوچیک،‏

‏بیار بالا و جا بزن.‏

‏اگه پسره،‏

‏بهتره تا جای ممکن پوشیده نگهش دارین.‏

‏مگر اینکه دلتون بخواد خیس‌تون کنه.‏

‏پس دخترا راحت‌ترن؟‏

‏نمی‌گم راحت‌ترن.‏

‏خب، کی می‌خواد امتحان کنه؟‏

‏- هوم؟‏ ‏- من امتحان می‌کنم.‏

‏باشه. سلام بچه‌ها.‏

‏چطورین؟‏

‏- چه خبر، کاپیتان؟‏ ‏- سلام.‏

‏می‌تونم باهات حرف بزنم؟‏

‏خب رفیق، اوضاع چطوره؟‏

‏عالیه.‏

‏این بچه‌ها پدرهای خیلی خوبی می‌شن‏

‏- وقتی از اینجا برن بیرون.‏ ‏- من از خودت پرسیدم.‏

‏می‌دونم گبز هنوز نیومده ملاقاتت.‏

‏نه.‏

‏ولی خب، می‌دونی، اونم قبول داره که بالاخره‏

‏می‌خوایم دوباره یه خانواده بشیم،‏

‏پس به همین امید می‌مونم.‏

‏همین رو دوست داشتم بشنوم.‏

‏باشه، رفیق.‏

‏راستی، خودش چطوره؟‏

‏جای جدیدش چطوره؟‏

‏راستش من... خبر ندارم.‏

‏نه خودش رو دیدم، نه خونه‌ش رو.‏

‏خب پس...‏

‏این خوب نیست.‏

‏وقتی یه چیزی گابریلا رو اذیت می‌کنه،‏ ‏خودش رو قایم می‌کنه.‏

‏وقتی رفتم اسموکیز، درباره‌ش می‌پرسم.‏

‏آهان، آره، برای بازگشایی می‌ری، نه؟‏

‏نه، اِم...‏

‏برای یه...‏

‏موضوع خانوادگی می‌رم.‏

‏ممنون که اومدین، بچه‌ها.‏

‏دقیقاً نمی‌شه گفت جمعیت زیادیه.‏

‏مگه فروش فوق‌العادهٔ دان مرغ گذاشتن؟‏

‏نمی‌دونم، من... توی کل شهر آگهی زدم.‏

‏واقعاً فکر می‌کردم مردم میان.‏

‏حداقل کارآموزها اومدن.‏

‏- درسته؟‏ ‏- آره.‏

‏من برای غذا اومدم.‏

‏- و حمایت، رئیس‌ها.‏ ‏- آره.‏

‏خب، پس می‌رم یه کم دیگه‏

‏خون از دستم بکشن.‏

‏اوه، بعد از اینکه با بُدی حرف بزنم.‏

‏اِ، دربارهٔ رفتنش از خونه زیاد سخت نگیر، باشه؟‏

‏داری بهم می‌گی چطور با پسرم حرف بزنم؟‏

‏پس بابات می‌گه می‌خوای از خونه بری؟‏

‏کاش برای خودم نگهش می‌داشتم.‏

‏وقتی یه جا پیدا کنم.‏

‏نگران نباش، پول یا...‏

‏- می‌دونی، ضامن.‏ ‏- واقعاً؟‏

‏واقعاً؟ ما که می‌دونیم کارآموزها چقدر حقوق می‌گیرن‏

‏و اجاره‌ها هم چقدره.‏

‏ولی باید خودم این کارو بکنم.‏

‏باشه؟ برای خودم.‏

‏هی، لازم نیست نگران باشین.‏

‏باشه، باشه.‏

‏باشه.‏

‏- من که خیلی نگرانم.‏ ‏- منم.‏

‏بیشتر بابت این همه پولی که داریم‏ ‏توی این بارِ متروکه می‌ریزیم.‏

‏هی، گبز رو دیدی؟‏

‏اِ، چطوره اول بگی:‏

‏«سلام جیک.‏

‏«دوست عزیزم.‏

‏- حالت چطوره؟»‏ ‏- سلام.‏

‏ببخشید.‏

‏چه خبر شده؟‏

‏- خوبی؟‏ ‏- مرسی، آره.‏

‏و نه، گبز رو ندیدم.‏

‏می‌شینی؟‏

‏آره، نمی‌تونم زیاد بمونم.‏

‏اِ، باید یکی رو ببینم.‏

‏تو رو خدا بگو همون دختر خوش‌اندامِ کتل‌بله‏

‏که با شوخی‌های باباییِ مضطربت کلافه‌ش می‌کنی.‏

‏باشه، خفه شو، نه.‏

‏می‌خوام برادرم رو ببینم.‏

‏اوه.‏

‏وای، اِ...‏

‏می‌دونستم به الایجا پیام دادی، ولی...‏

‏آره، خودمم مطمئن نبودم جواب بده.‏

‏ولی...‏

‏حالا اینجاییم.‏

‏یه طرفدار داجرز توی شمال کالیفرنیا.‏

‏قراره حسابی کتک بخوری.‏

‏شاید، ولی اِ...‏

‏نه به بدیِ بلایی که فصل بعد سر جاینتس میاد.‏

‏انگار باد سانتا آنا زیادی به سرت زده.‏

‏نیومد.‏

‏فکر می‌کنی پیچونده‌م؟‏

‏کی پیچونده‌ت؟‏

‏سلام، گبز.‏

‏اینجاییم.‏

‏من...‏

‏- هیچی نمی‌گم...‏ ‏- هی. اوه.‏

‏اِ...‏

‏سلام.‏

‏دوباره با هم شدین، ها؟‏

‏نه.‏

‏ولی با هم می‌خوابین، نه؟‏

‏ها! درست گفتم.‏

‏لعنت. درست گفتم. پول رو بده.‏

‏پس دوباره قراره همه‌چیز رو عجیب کنین؟‏

‏اوه، شک نکن دوباره عجیبش می‌کنن.‏

‏باشه، من می‌رم یه نوشیدنی بگیرم.‏

‏منم یه نوشیدنی می‌گیرم. یهو تشنه‌م شد.‏

‏آره، آره. آب بدنتون رو تأمین کنین، بچه‌ها.‏

‏آره.‏

‏بی، با این قضیه مشکلی نداری؟‏

‏داریم یه جوری مدیریتش می‌کنیم.‏

‏باشه، ببین، دیگه مربی‌ت نیستم.‏

‏پس به‌عنوان دوستت،‏

‏این هر چی که هست...‏

‏نذار هدفت رو خراب کنه.‏

‏تقریباً آموزش رو تموم کردی.‏

‏ولی اون مرحلهٔ آخر...‏

‏سخته.‏

‏ببین، این...‏

‏این ماجرای من و گبز...‏

‏سرعتم رو کم نمی‌کنه؛ داره هلَم می‌ده جلو.‏

‏انگیزه‌ست، می‌فهمی؟ که آموزش رو تموم کنم،‏

‏یه جای خودم بگیرم،‏

‏همه‌چیز رو سر و سامون بدم تا...‏

‏وقتی اون آماده شد بتونیم جلو بریم.‏

‏ببین کی اومده.‏

‏خونه‌خراب‌کن.‏

More Farsi/persian subtitles for Fire Country

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left