195 baris pertama.
!پرونده رو حل کرده ؟
... این پرونده ی قتل یه پرونده ی مسکوت بود
مردم می گفتند هیچوقت حل نمیشه
اون دانشجوی جدید باورنکردنیه ، بهترین دانشجوییه ! که آکادمی تا بحال به خودش دیده
درک میکنه که مجرمین چطور فکر می کنند ؟
همین که فارغ التحصیل بشی ، می تونه پایان ... پرونده های حل نشده ی دنیا باشه
! کامونوهاشی رون
از تعریفتون خوشحال شدم
استفاده از همچین توانایی های بی همتایی برای وقف کردن خودم برای کاراگاه شدن
چیزیه که به زندگیم مفهوم میده
تحقیقات ممنوعه ی
رون کامونوهاشی
قسمت 02 پرونده ی دزد قلک اتاق قفل شده
مدیر ساختمان
یعنی خونه است ؟
!یه اتاق قفل شده است ؟! یه مرگ مشکوک ؟
... آی
هی ، توتو
کیکو-سان از من خواست یه سری بهت بزنم
می بینم که زنده و سرحالی
فکر کردی کشته شدم یا همچین چیزی ؟
خوب ، پرونده ای برام آوردی که قلبم رو به رقص بیاره ؟
نه ، نیاوردم
! کفپوش تنبلی گرفتش
... من من ، من من ، من من ، من من
ها ؟ من من کردن رو تموم کن و حرف بزن دیگه
! تو اصلاً بدرد نمی خوری
! باشه ، ترجیح میدم اونو با لحن بهتری بگی
تو اشتیاق سرشار من برای حل کردن معما و بزرگترین استعدادی
که بلو تا بحال به خودش دیده رو داری هدر میدی
بلو ؟
بلو یه آکادمی تربیت کاراگاهه که توی دنیا سرآمده
صد درصد از بهترین کاراگاهان از اونجا فارغ التحصیل شدند
! اون که میشه همشون
و بین اون همه ، من بالاترین رتبه ها داشتم
می گفتند من بزرگترین نابغه ای بودم که به آکادمی افتخار داده
چی ؟ اون فوق العاده است
... اما
اما موقع تمرینات عملی ، همه ی مظنونینی که دنبالشون بودم مردند
که باعث شد به من مظنون بشند
از بلو اخراج شدم و بدست آوردن مجوز کاراگاهی برام ممنون شد
حتی انجام کار کاراگاهی هم برای من ممنوع شد
مجوز کاراگاهی چیه ؟
پاسپورتی که برای حل کردن سختترین معماها بهش احتیاج داری
بدون اون ، اجازه ی دسترسی به هیچ پرونده ای رو ندارم
اگه قانون شکنی کنم ، بلو منو با مرگ مجازات میکنه
!مرگ ؟
صبر کن ... تو توی آخرین پرونده کار کاراگاهی انجام دادی ، مگه نه ؟
اون اجتناب ناپذیر بود
اما از الان به بعد ، در ظاهر تو داری کار کاراگاهی رو انجام میدی
در حالی که من از پشت صحنه کنترلت میکنم
پس برای همون بود که گفتی ، تو ! از امروز یه کاراگاه بزرگی
تو کار بهتری برای انجام دادن نداری ، درسته ؟
نه ... اما از مفهوم کنترل شدن خوشم نمیاد
ببخشید ، انتخاب کلماتم خوب نبود
تو نوکر منی
!تو چی هستی ، یه شیطان ؟
اینقدر عصبانی نباش
هویتم رو مخفی میکنم ، با تو به صحنه ی جرم میام
و راهنماییت میکنم ، همش همین
پس چرا فقط از پشت تلفن راهنماییم نمیکنی ؟
نه ، دلم می خواد به مرده ادای احترام کنم و خودم شخصاً ببینمشون
... دوباره شروع کرد ، گوش نمیده
فکر نمیکنم همچین اتفاقی بیوفته
! آره ! تا وقتی برای من پرونده بیاری
! اصلاً آدم منطقی ای نیست
ببین ، منم دلم می خواد روی یه پرونده ی بزرگ کار کنم ، اما آمامیا-سنپای در مورد واگذاری پرونده ها تصمیم میگیره
آمامیا-سنپای ؟
... هووو
خوشگله ، مگه نه ؟
می تونم متوجه بشم که چرا توی اداره ی پلیس طرفدار داره
از اونجایی که تو هم توی عکسی ، پس اونی که عکس رو گرفته تو نیستی
دلیل اینکه هیچکدوم از شما به دوربین نگاه نمی کنید اینه که این عکس مخفیانه گرفته شده
درست میگی
یه همکار که میگه دلش می خواد آمامیا-سنپای روش پا بذاره اینو برای من فرستاده
سلیقه ی خوبی داره
برعکس تو که هر دفعه با جیغ و داد در موردش حرف میزنی
بخاطر اینکه اون ترسناکه
... همین امروز
بخش تحقیقات 1
! آمامیا-سان
! یه جسد کنار رودخونه پیدا شده
یه مرد بیست و خرده ای ساله با صدمه به سر
دارن یه عکس می فرستند
ممکنه قتل بوده باشه
! میریم به صحنه ی جرم
! اطاعت
! آمامیا-سنپای
! لطفاً منو هم با خودتون ببرید
نه ، یه کار دیگه دارم که بیشتر مناسب توست
بفرما
ها ؟
اون چیه ؟
! ها هان
ایشیکی
از زیر کار در نرو
! اطاعت
اوضاع اونجوری پیش رفت
عالیه که یه پوشه کار فقط برای خودت داری ، مگه نه ؟
بجز اینکه همشون کارهای معمولی یا با اولویت پایین هستند
مردم یواشکی بهش میگن سطل زباله
یه روزی ، آخرین خنده برای تو میشه
یه روزی ، زباله جمع کن به کل بشریت حکومت میکنه
! نمی کنم ! توی دلداری دادن افتضاحی
خوب ، آشغال امروز چیه ؟
هوی
یه گزارش در مورد گم شدن پول از یه قلک داشتیم
یه جورایی اشتباهی پرونده به دست بخش 1 رسیده
یه قلک ؟
چیزیه که می تونی بهش بگی جرم کاملاً غیرممکن
اما بنظر نمیاد به دزد یه مقدار پول خرد علاقه ای داشته باشی
بیا بریم ، توتو
! من کلی سوال دارم
اون دیگه چیه ؟ لباس مبدل ؟
چت شده ؟
... حل کردن پرونده ای که همه ولش کردند
اون وظیفه به من داده شده ، با استعدادترین مرد در تاریخ بلو
خوب دیگه ، بیا بریم
! هی ! صبر کن
! اوه ، نزدیک بود
مرده ؟
خوابه
بله ؟
اوه
سلام ، ایشیکی از اداره ی پلیس هستم
و من کانه تامارو کاموو از خدمات اضطراری قلک هستم
لطفاً بفرمایید تو
چرا شبیه شرخرها بنظر میرسی ؟
اسامی و ماهیتها اغلب با هم مطابقت دارند ، درسته ؟
! توی این مورد دقیقاً
اگه لو بری ، کارت تمومه ! یه اسم عادی انتخاب کن
اوه ؟
این چیه ؟
این باید همون قلکی باشه که در موردش بهمون گفتند
! کانه تامارو
اون یه چمدانه
بی خود نیست که اینقدر بزرگه ، برای شماست ؟
برای خواهر بزرگتر منه ، تازه برگشته خونه
فقط خودتون دو نفر اینجا زندگی می کنید ، درسته ؟
... و قلکی که ازش سرقت شده
توی اتاق نشیمنه
... این
این قلک محبوب با دریچه ی لاستیکیه
! که بیرون آوردن سکه ها ازش کاملاً غیرممکنه
! خوک رسوخ ناپذیر
چطور همه اون چیزها رو می دونی ؟
از تلفنت استفاده کردم تا در موردش تحقیق کنم
! بدون اجازه ازش استفاده نکن
رنگ صورتیش محبوب بود ، اما این زرده
درسته
اون تنها چیزی بود که توی فروشگاه محلی باقی مونده بود
... و ارزون بود ، برای همین
پس ، پریروز شما و خواهرتون هر دو بیرون بودید ؟
بله ، دیروز بعد از اینکه برگشتم خونه متوجه شدم سبکتر شده
نظری دارید که چه اتفاقی افتاده ؟
... خوب
! آخ
! سبیلم بهش گیر کرد
!کی سبیل در آوردی ؟
اون جواهر خواهرمه
اگه یکی توی جیبت داشته باشی باید بذاریش دیگه ، درسته ؟
!اشتباهه ! فقط برای این اومدی که مزاحم کارم بشی ؟
هی ، توتو ، فکر میکنی چرا دزد جواهر رو ندزدیده ؟
سوالی که روی صورتت نوشته شده رو می بینم
ها ؟
صبر کن ، نکته ی خوبیه ، عجیبه
صحبت از عجیب شد ، این اواخر کلی مزاحم تلفنی داشتیم
مزاحم تلفنی ؟
نگران کننده است ، برای همین مطمئن شدم که پریروز همه جا رو قفل کنم
اون باعث میشه جواب واضح بشه
چیزی رو متوجه شدی ؟
من تسلیمم
!چی ؟
... یه قلک رسوخ ناپذیر توی یه خونه ی قفل شده
دزدیدن پول از اینجا واقعاً یه جرم کاملاً غیرممکنه
مگه نگفتی حل کردن پرونده هایی که نادیده گرفته میشند وظیفه ی توست ؟
صبر کن ، شیره ی غلیظ شکر سیاه می خوری ؟
شیره ی شکر سیاه
خوشمزه ترین
! من اومدم
! خواهرمه
پریروز ، به والدینم کمک می کردم و خونشون موندم
دیروز برگشتم
... و وقتی خواهر کوچیکترم رسید خونه
وقتی بلندش کردم که چندتا سکه توش بندازم ، متوجه شدم که سبکتر شده
... فکر میکنم فقط خیال کرده ، اما
خیال کرده ؟
اطلاعات جدیدی نیست ، ها ؟ این یه مشکله
چرا بی خیالش نمیشید ؟ فقط خیال کردید
! هی ، کل تحقیقات رو نفرست هوا
! من خیال نکردم
! این خوک به سنگیتی یه مجسمه ی آهنی بود
خوبه ، خواهر کوچکتر
اون همون چیزی بود که می خواستم بشنوم
چی ؟
No comments yet. Be the first to leave one.