200 baris pertama.
«ارائــه شده توسط فـیـلــم2مـدیـا»
>>>>>> مــتــرجــمــان امــیــر جـیـریـایـی و مــریـــم شـــراهـــی
ماساچوست، پِلیموث] [رور شکرگزاری
سلام علیکم ،ببخشید که مصدع اوقات شما جماعت خونه شدم
ولی ما به دنبال فردی هستیم
.رنگ رخسارهش طلاییه
تقریبا 7 کیلوئه
.بدون سر
من میدونم کجاست
حتی تو یه بشقاب نقرهای برات سِروش هم میکنم
حالا بیا تو بینم
خوشحالم که بالاخره بیرون از خلوتگاه مَردونت میبینمت
،خب، چیزه، آماندا وقتایی که میخواد
بدجور میتونه رگ خواب رو بزنه - هی عزیزم، اریک اومده -
سلام آماندا
به، به، به، به
تونستی بیایها - آره -
شرمنده
توماسـه. یه لحظه
اینو برای تو پختم دلم نیومد خودم بخورمش
اینجوری کلا بدجور دلگیرکننده میشدش
اینو تو پختی؟
آره، میدونی ،واسه یه بنده خدای مجرد
خوراکم کار با فِره
یه بنده خدای یونیفرمپوش که پخت و پز بلده
یه حسی دارم که خیلی قرار نیست عَذَب بمونی
بیا. مامانم رو که یادته درسته؟
هی مامان. اریک رو یادته؟ - سلام -
روزشکرگزاری مبارک
یه کمی میخوای یا...؟ - نه، نه -
شلوار جین و پُلیور آخه؟
اقلا میتونستی یه همتی به خرج بدی
لباس راحت بیشتر به سبک و سیاقمه کاتلین
علیالخصوص تو خونهی خودم
دیگه الان منظورت "خونهی ما" نیستش؟
سلام، سلام، سلام - سلام بابا -
روز شکرگزاری مبارک
خدا رو شکر که برگشتی، توماس
با خودم گفتم دیگه یه بوقلمون منجمد میخوریم
امان از این بابا
شرمنده راب آره، این بار اوله که
فروشگاه تو روز شکرگزاری بازه
میدونین، ما همیشه از نیمه شب، "جمعه سیاه" رو میریم آخرین جمعه ماه نوامبر و سال میلادی هستش) (و فردای روز شکرگزاریه و شروع خریدها و تخفیفات زیاد به مناسبت کریسمسه
ولی مردم از ساعت 6 غروب ...داشت پیداشون میشد. به هر حال، پس
و تو یه مرد با عقل و درایتشی، توماس
آره خب، از صدقه و سر نامزد زیبامه که اونجاست
ایده اون بودش
والا، بر مبنای چیزی که
از تعداد حضار شنیدم ،قراره که
یه روز شکرگزاری خیلی مبارک بشه
اینم از این
چه قشنگه. آره
میچ، لنگ اون مهارتای بُرش دادنتیم
وقت بُرششو دارم ولی نه واسه خوردنش
چی؟ توماس نمیتونه زورت کنه کار کنیها
از چشم باب ببین ظاهرا که، غیبت بی اجازه داشته
توماس زنگ زد و گفتش که میام کار میکنم یا اخراجم
ناراحت شدم رفیق
فروشگاه اصلا نباید که باز باشه
ناسلامتی روز شکرگزاریهها
میدونم مِری ولی بیا واقعبین باشیم
جمعه سیاه، الانی از پنج شنبه شروع میشه
حتی تو پِلیموث
،هی اندی خوانندهـهه چرا نمیری برگردی
تو صف شخمی، خب؟ - گذاشتم، بیا کیرمو ساک بزن -
ما اول اینجا بودیم
هی همگی
فقط خبرتون آروم بگیرین
دو تا "بخوری" برات دارم "جوری میزنمت یکی از من "بخوری" یکی از زمین "بخوری
این دیگه مال کجای شهره؟
بار الهی، همگی یه بستری برای صبوری فراهم کنین - هی، گاییدمت -
بزارین بیام تو، وگرنه بستری میشین تو بیمارستان عمام
آخه شما ملت مگه کِرم اضافه دارین؟
ناموس خندهدار بودها، نه؟
فروشگاه تا ده دقیقه دیگه باز میشه
ماهتابه وافل پَزتون هم گیرتون میاد
زانکس؟ - نه، شیلنگ آتیش نشانی همراته؟ -
ده درصد تخفیف، پنجاه درصد تخفیف] جمعه سیاه معامله فوقالعاده [قیمت اصلی: 19.99 دلار
،تاد
تو قسمتِ صندوق لازمت دارم
ماهتابه وافل پَز رایگان] به 100 مشتری نخست پیشنهاد منحصر به فرد [همه آن را در "مارت راستکار" دریافت کنید
این معاملهها رو] [یه لقمه چپ کن
ممنون
یه مشت ابله خدا زدهن
وقتی کاتلین این خونه رو به بابام فروخت
بو نبرده بودم که خودشم قراره شاملش بشه
اون هیچوقت نمیتونه جای مامانت رو بگیره، جِس
آره
و از این منظر هم بهش نگاه کن
،نامزدی تند و زودی بودش
پس امید میره طلاق تند و زودی هم باشه
خواهشا خدا
بزن بریم
بابا، ما میریم سینما - ،خوش بگذره. آهان بابی -
میخوام وقتی برگشتی راجع به
اون 19 پرتاب امتیازگیریت مقابل تیم بیسبال دانشگاه کالیفرنیا بشنوم
حله توماس شب همگی خوش
،اسکوبا، یولیا رو دعوت کرده تو نخشه
گرفتم. دل و جراتشو میبرم به سقف
باشه
بابی بابی قصابه
بابی "بازو طلایی"، که برای ،روز شکرگزاری خونهست
،و رفیق خوشی و ناخوشیم، جِی مایهداره چطور مطوری، مَشتی؟
شنُفتم تو همون بازیکنـه جدید بازی جمعه شبی
بهتره که باشم اونم با سریعترین پرتاب توپ با سرعت 155 کیلومتر در ساعت
اِوِن، عجب کیری خانی هستی تو - چیه؟ -
یارو خسته نباشید بهتون بابت شکست تیم هانوفر
اسکوبا، شنیدم جلودارت نبودنها
ممنون آقایی اصلِ یه شب خوب بودشها
تا اینکه "تایسون فیوری" که اینجا حی و حاضره، بوکسور سنگینوزن اهل بریتانیا) (و قهرمان فعلی سنگینوزن دبلیوبیسی هستش
نزدیک بود کارمون رو به بازداشتگاه تخمی بکشونه
اِوِن همیشگیه دیگه - چرا؟ چی شد؟ -
کارمون با چند تا از احمقای مست هانوفری به جاهای باریک کشید
کیرم تو هانوفر - پای چشم یکیشون -
،بادمجون کاشتم ولی این فرد که
،برای گرفتن یه فیلم شخمی سرش تا ته، گرم فیلمبرداری از خودش بود
بدمصب، میشد اینترنت رو بترکونه
اتفاقا خوش شانسی ازش فیلم نگرفتم، خب؟
اینجور بگم که در حد چندشآوریه تبلیغای شهر فرش بود
ضایع بودشها
هانوفر رو گاییدم
هانوفر رو گاییدم! هانوفر رو گاییدم
هانوفر رو گاییدم
،این ترافیک لندهوری مسخرهست بابا
نمیتونم این ریدمانو تاب بیارم
یارو
یه توقف موقتی. یه موبایل جدید لازممه
مال خودم که تو اون دعوا تا دسته خُرد شد
،فروشگاه نمیریما باغ وحشی میمونه
نه، نه، نه، چرا، میریم
چون اِوِن یه رژ لب جدید طلبمه
دستتم درد نکنه - ...نگران نباش، نگران نباش، خودم برات -
چیه؟ - بچهها، فکر میکردم -
قرار بودش بریم سینما - آره، میریم -
میریم دیگه. آخه چطور قراره بی موبایل
طِی فیلم پیام بدم؟
به کی میخوای پیام بدی؟
هی! مسیر اشتباهیه، عوضی
هی
بچهها، باید تندی سر و تهش رو هم بیاریما، باشه؟
پنج دقیقه. میریم تو و میایم بیرون - برو، برو -
.ماموریت مخفیکاریه، قول
نمیتونی ماشینت رو اینجا پارک کنی
اینکه ماشین نیست، یه شاسی بلنده
هی عزیزم میشه من فقط اینجا بمونم، تو رو خدا؟
خواهشا مجبورم نکن این کارو تنهایی انجامش بدم - ...من -
بابی، میشه یه سِلفی باهات بگیرم؟
هی، یه لحظه الانه برگشتم
سلام آقایی، چطوریایی؟ - هی -
بابی، بابی باید بجنبیم
باشه، باشه یه لحظه، یه لحظه
،"بابی "بازو طلایی .رکورددار تموم دوران
برای پرتاب امتیازگیر، در پلیموث شرقی -
سلام جِس - سلام -
اینجا، یجوری، آخرین جاییه که فکر میکردم امشب میبینمت
آره، هم حکایت تویه هم من
فروشگاه بابات این الانی آشفته بازاریه
این همه آدم رو باش
،شرمنده رایان، باید
برسم به دوستام - منم همراهیت میکنم -
بیا. بیا
میگما، شنبه شب چیکارهای؟
با بابی میریم به کلبه
...باشه، خب ...ببخشین
من یه دور هم جمع شدن کوچولو ...با دوستام دارم
،ببخشین... و چیزه ،اگه دلت میخواست سری بزنی
...کلا مثل یه چند تا آدم میشه که
نمیتونم. بابی فقط تا دوشنبه تو شهره ...پس
خو باید زودترش یه تُک پا بیای
،میتونیم مثلا یکم بازیهای آبجو خوری کنیم
.خوش گذرونی کنیم، میدونی من چند تا بشکه مشروب دارما
اون ردیف ردیفه، رایان یالا. بیا بریم
اجازه بدین
خنک کن بابا فقط داره کمک میکنه
چه مَرد زمانهای
بپذیرش بابا
مادامی که بازو طلایی دور و برا باشه تو دماغ سوختهای
اسکات. اسکات - بِریونیای. سوختهای -
خفه کار کن گاله رو، اسکات - بریونیه گِل بر سرِ سوختهای -
دوستت دارما، رفیق ولی میزنم از کون دارت میزنم
هر چی زور داری رو کن
میخواین اون ورودی رو برامون باز کنین، آقایون؟
ببخشید، ببخشید - اینجا آماندا، بیا اینجا -
وای خدا
شب بخیر - شب بخیر کلانتر -
پروردگار عالمین
گاییدمت
دیوونهواره بابا
آره. بیا از در پشتی بریم - باشه -
هی
هی تو! ما یه کار رو زمین مونده داریم ای کیری
اَی مادرت. همون یارویه از تیم هانوفره که بهش مشت زدم
گاییدمت
بیا کیرمو بساک
کصپرورده
هی، کیرم توتون
کیرم تو مامانت، کصپروردههای کیری
اوهوی لانی، مامانت کجا اتراقه؟ - هی -
همین فکرم میکردم - ،کیرم تو پسر عموت -
تو پسرِ پسرعموت و کیرم تو سگت
No comments yet. Be the first to leave one.