200 baris pertama.
احساس تازگی میکنی؟ آره-
فکر کنم باید بهش بگم
میتونی بازم برام صبر کنی؟
اگه الان نمیتونی بیای پیشم بگو منتظرت بمونم
چون میتونم منتظرت بمونم
منتظرت میمونم
انقدر عکسامو دوست داری؟
نمیدونستی؟
هنوز عکسی که ازم گرفتی رو دارم
نمیتونم کیفیت رو تضمین کنم چون خیلی وقته میگذره
فقط عکسی رو که گرفتیو میخوام
نمیتونم باهات زندگی کنم؟
این خونهی منه
تو بابامی
فکر میکنی من خوبم؟
من تو رو دور کردم تا درست بزرگ بشی
بنظر میاد که اوضاعت خیلی خوب نیست
،من فکر میکردم مردی که
وضعش از من بهتره، برات بهتر باشه
فکر میکردم اون برات کارای خیلی بیشتری انجام میده
برمیگردم
چرا تلفنِ منو جواب میدی؟
خوب چی میشه اگر تلفنِ تورو جواب بدم؟
این چه وضعیه بعداز این همه وقت که
به خاطر تو اصلا نتونستم بخوابم
نمیتونی ازش دست بکشی،هان؟
وقتی بهم گفتی فرار نکنم منظورت چی بود؟
همش بخاطر اینه که اونا عکسای توئه
خوشگله
اجازه بده قراردادو ببینم
باید دلیلی برای تغییر زمان
تو نیویورک میبینمت
استاد
حالتون خوبه؟
کسی اونجا هست؟
...کی
خیلی وقته ندیدمت
خودشه
وقتی خودم درست میکنم ،نمیتونم همچین مزه ای رو حس کنم
شاید به خاطر جاشه
منظورت از اینکه اومدی اینجا چیه؟
همینجوری
نمیخوام برای همیشه برگردم
میخواستم بیام و ببینم که چیا تغییر کرده
در مورد تو هم کنجکاو بودم
اما چرا ما باید بیرون همدیگه رو ببینیم؟
رفته بودم خونت ببینمت
گفتی هیچ کس نمیدونه که تو اومدی
چان هم نمیدونه، درسته؟
شنیدم که شماها با هم در تماس هستین
نمیدونستم اینطوری با تو میمونه
اون با پلیس مشکل داره و سرتقه، هان؟
وقتی فهمیدم شماها به هم نزدیکین،خیالم راحت شد
تو کسی هستی که میتونه بهش وابسته باشه
...چرا
چرا بهم نگفته بودی که چان رو حامله شدی؟
سوالت خیلی قدیمیه
چون از قبل جوابتو میدونستم
...وقتی اون روز تو فرودگاه دیدمت
فهمیدم که نمیخوای با من بیای
فقط اومده بودی باهام خداحافظی کنی
نمیتونستم به کسی که همچین تصمیمی گرفته چیزی بگم
سرزنشت نمی کنم فقط دارم بهت میگم که چطور بود
عکس به دستت رسید؟
چه حسی داشتی؟
فرستادمش تا احساساتیت کنه
چرا این اینقدر ادویه داره؟
میخواستم با پاسپورت مامانم فرار کنم
اما صورتم واسه تو تلویزیون بودن داغونه
پس، داری میری خونه؟
آره، تو اتوبوسم
تو چی؟ مهمون خونه؟- آره-
یه چیزی بین تو اون آقا هست
درسته؟
هی
مسخره نیستم؟
میخواستم پاکش کنم
نمیخواستم راجع به گذشته چیزی بگم
فقط چون تو پرسیدی جواب دادم
تقصیر من نبود
اینروزا چطوری؟
خودت چی؟
زندگی شادی نداشتم
پس به جای صحبت کردن در مورد گذشته بیا در مورد آینده حرف بزنیم
در آینده میخوای چیکار کنی؟
،اول
میخوام برم مسافرت
بدون هیچ ناراحتی
،اگه بخت باهام یاری نکنه ممکنه برم پیش شوهرم و پسرم
چاره ای ندارم
بعدا بهش فکر می کنم
میخوام درست مثل یه مسافر بدون هیچ نگرانی سفر کنم
اگه آدم خوبی باشه ،پس منم میرم پیشش
می خوای فردا با هم بریم بیرون؟
جالب نیست
من جدی ام
اگه نمیخوای، خب اشکال نداره
اومدی اینجا که همیشه بمونی؟
هیچ کس منو نمیخواد
تو هم همینطور به نظر میای
۱۷ سال شده
خیلی بیشتر از اونه که از دیدنت خوشحال بشم ترکیبی از احساساته
خب چیه؟
دلسوزی؟
همدردی؟
...این احساسات منفی
تو احساساتتو پنهون میکنی
و این منو عصبانی میکنه
پس میتونی فقط باهام بازی کنی
پول غذا رو تو بده
حسش نیست من حساب کنم
الان باید بریم سر یه قرار واقعی؟
باید یه چیزی بهت بگم
متاسفم
چی شده؟
ببخشید
اینجا جای خوبی برای حرف زدن نیست
بیا بریم یه جای ساکت ،درست
صحبت کنیم
عوارض جانبی داروی تب زرد سرگیجه و تهوعه
نتیجه آزمایش خون ،یک تا دو ساعت دیگه میاد
نظرتون در مورد اینکه به بیمارستان منتقل بشه و اندوسکوپی بشه چیه؟
الان خوب به نظر میرسه، ولی
ممکنه تو خونه مریض بشه
سرنگتی
یه بیمار باید به حرف دکتر گوش بده
میتونه به خوردن دارو ادامه بده؟
نگرانم
مشکل بزرگی نیست
برای پذیرش ثبت نامش کنید
همین الان ترتیب آندوسکوپی رو میدم
ممنون
باید ترسیده باشین
رفتن به سرنگتی آسون نیست
ترسوندمت ، هان؟
باید خوب غذا بخورین
انقدر سبک بودین که حتی رو کولم احساستون نمیکردم
،گفتی میخوای یه لطفی بهت بکنم
اما من حتی بهش گوش نکردم
نه، چیزی نیست
ثبت نام میکنم و بر میگردم
چاتو هوسانا
این چیزیه که وقتی شغلت رو گرفتی نوشیدیم
بیا همینو سفارش بدیم
یاد آوری گذشتمون
چاتو هوسانو و بشقاب پنیر لطفا
سه ساله که این حسو دارم
متاسفم و ازت تشکر میکنم
میدونم
بیا ازدواج کنیم
،فکر میکردم بعد از انجام اون کار
وقت مناسبی برامون باشه
این تو زندگیمون خیلی لحظه مهمیه
،شروع جدید
برای هر دومون
همه نگامون میکنن
از این خوشت میاد؟
فکر کنم این واسه من نیست
چی؟
فهمیدم که تو اون چیزی نیستی که من میخوام
داری میگی اینکارو بهتر انجام بدم ،هان؟
فهمیدم
بر میگردم و این کارو درست انجام میدم
این خیلی سادست
بیا دیگه همو نبینیم
اون آدم تو نیستی
شماره ۴۷۵، لطفا بیاین به قسمت پذیرش
اون آدم من نیستم؟
پس اون کیه؟
کیه؟
،یه نفر هست که ۵ ساله دارم بهش فکر میکنم
،دلتنگش میشم
و بهش وابسته شدم
تو واقعا
کسی رو تو زندگیت داری؟
جواب بده
گفتم جواب بده
ثبت نام ۴۷۸
دیشب باهم بودیم
ما سه ساله باهم قرار میذاریم
و من ازت خاستگاری کردم
نباید ازم مخفیش میکردی
چقدر دیوونهایی ، این احمقانست
تو درست میگی
من دیوونم
پس،فقط بذار برم
همونجا وایسا ، هان یو کیونگ
الان میخوای بری ببینیش؟
هاه؟
دیوونه
یوکیونگ
لطفا این کارو باهام نکن
اگه الان ولم کنی کل زندگیت پشیمون میشی
مهم نیست طرف کیه اگر الان ولم کنی پشیمون میشی
متاسفم
حالا ببین چیکار میکنم
هنوز تموم نشده
واقعا؟
کارمو شروع کنم؟
گفت هرجور شغلیو بهت بدیم
No comments yet. Be the first to leave one.