200 baris pertama.
مترجمين آريايي تقديم مي کند برترين سايت دانلود زيرنويس فارسي فيلم و سريال کره اي
قسمت 20
تيم پزشک اسب از مترجمين آريايي با افتخار تقديم مي کند
.خيلي خوب
.حالا ريشه لِدِبوريا رو بده بهم
.از امپراطور دور شو
منتظر چي هستين؟ ببريدش کنار
.علياحضرت، درمان هنوز کامل نشده
.ساکت شو
.ناله کردن نجاتت نميده
.ببريدش بيرون
.بله، علياحضرت
.زندانيش کنين .از اين به بعد لرد يي مسئوله
.لرد يي
.بله، علياحضرت
از اين پس شما اعليحضرت .رو درمان ميکنين
... به علاوه - .يه لحظه صبر کنين -
.يه لحظه صبر کنين، لطفاً
.ما اشتباه نکرديم
.تشخيص و درمان اشتباه نبودن
.اعليحضرت رو به بهبودن
.بدون شک در حال بهبودن
،لطفاً بهم اعتماد کنين .سنگ کيسه صفراشون داره حل ميشه
.لطفاً اجازه بدين درمان رو ادامه بديم
اين کيه؟
.کارآموزي که بيماري شاه رو تشخيص داد
چي؟
.ايشون از سنگ کيسه صفرا رنج ميبرن
.سنگشون داره ميشکنه
.به همين دليله که مدفوعشون سبزه
لطفاً به لرد کو اجازه .بدين درمانُ ادامه بدن
.تو چند روز آينده اعليحضرت خوب ميشن
چي؟ سنگ کيسه صفراشون داره ميشکنه؟
،بله، ايشون سنگ رو دفع نميکنن .سنگ داره تو بدنشون ميشکنه
کارآموز بِک اينو از رو مدفوع .اعليحضرت تشخيص داده
... آخه چطور
از کجا مطمئنه؟
.ساکت شو احمق
يه مريض رو به مرگ در حاله بهبوده؟
.بس کن اين چرندياتُ
.نه، من دارم حقيقتُ ميگم
.من مشابهش رو تو احشام ديدم
احشام؟
هنوزم داري اعليحضرتُ با حيوونا مقايسه کني؟
.اين سنگ کيسه صفراست
.بدون شک همينه
.اولش مطمئن نبودم
،اما سبز شدن مدفوع .اينو تأييد ميکنه
.من اينو تو درمان يه گاو ديدم
اون چند روز درد داشت .و سنگُ دفع نميکرد
.واسه همين فکر ميکرديم ميميره
.بعد ديديم مدفوعش سبز شده
.بعد از چند روز کم کم بهبود پيدا کرد
.چون بدنش سنگُ حل کرده بود
... سبز
علياحضرت، درمان ،سنگُ دفع نميکنه
.داره ميشکندش
.به همين دليله که مدفوعشون سبز رنگ شده
.علياحضرت، اين مزخرفه
.تغيير رنگ مدفوعشون بيربطه
.حال اعليحضرت داره بدتر و بدتر ميشه
اين رعيت فقط ميخواد از زير .مسئوليت شونه خالي کنه
.نه، اين طوري نيست، قسم ميخورم
.ساکت شو
.نه، تو ساکت شو
.علياحضرت، حرف اين کارآموز، منطقيه
مخلوط چتر گندمي و گل صد توماني .به احتمال قوي سنگُ حل ميکنه
.علياحضرت، گولشونُ نخورين
.من در اين مورد مطمئنم
.تشخيص و درمانشون اشتباهه
.بايد سريعاً متوقف بشه
.قربان
.علياحضرت
خوب چي شد؟
.علياحضرت هنوز تصميم نگرفتن
.هر دوشون خيلي مطمئنن .گيج کنندهست
.رئيس داروخونه مخالفه
.اون پدر توئه
پس اون و کار آموز با هم مخالفن؟
پدرم مخالف درمانه؟
پدر من؟
.قربان، شما بايد متقاعدشون کنين
.اونا نبايد اجازه درمان امپراطورُ داشته باشن
.اما وضع بحرانيه
.بايد مراقب باشم چي ميگم
.قربان
.نيم ساعته که درمان متوقف شده
.اعليحضرت، حالتون به زودي خوب ميشه
.لطفاً تحمل کنين
علياحضرت، ميخواين چکار کنين؟
.نبايد بيش از اين درمانُ متوقف کنين
... علياحضرت
.صحبت درباره جونشونه
.بايد يکم ديگه فکر کنم
.من مطمئنم .ايشون دارن بهتر ميشن
من همچين چيزي رو .قبلاً تو حيوونا ديدم
.اما شرايط ايشون بدتر شده
.موقتاً، بله، همينطوره
.تا اينکه بدنشون خودشو تطبيق بده
بعد دردشون کم ميشه؟
.بله، تو حيوونا که اين جوريه
پس تو به تجويز و تشخيص پزشک بِک اطمينان داري؟
...علياحضرت
.بهم بگو .بحث، سرِ زندگي برادرمه
.ميدونم که جوونم
،ممکنه با پزشک بِک مهربون باشم
ولي نه اونقدر که جون .برادرمو به خطر بندازم
علياحضرت، من به خاطر دلايل .شخصي اين درخواستو نميکنم
،به عنوان يه پرستار
به قضاوت لرد کو و .پزشک بِک اعتماد دارم
به نظرم، اين ممکنه تنها .شانس اعليحضرت باشه
.علياحضرت
.علياحضرت
.نه. اين کارُ نميکنم
،چه حرفش منطقي باشه، چه نباشه
.نميذارم يه رعيت به اعليحضرت دست بزنه
بانو نام؟
.بله، علياحضرت
.پيغاممو برسون .لرد يي پادشاه رو درمان ميکنه
لرد کو و اون کارآموز، متهم .به رفتار غيرحرفهاي ميشن
.بله، علياحضرت
چي؟ مادرم اينو گفتن؟
.بله، علياحضرت .همين الان اين دستورُ دادن
.علياحضرت
.بانو کواک، جلوي بانو نام رو بگير
.اگه لازم شد بزنش، ولي برام زمان بخر
فهميدي؟
.بله، علياحضرت
.قربان، يه مشکلي پيش اومده
.ممکنه شما رو برکنار کرده باشن
نه
،متوقف کردن درمان .ايشونو به خطر ميندازه
...من ... من بهشون ميدم
.من دارو رو بهشون ميدم
اين چه حرفيه؟
!خواهش ميکنم
چي گفتي؟
بذارم اون کارآموز درمانشون کنه؟
پرنسس
.علياحضرت
.ميدونم که از رفتارم مأيوس شدين
ولي با اين وجود، من بارها و .بارها به اين موضوع فکر کردم
.بهتون التماس ميکنم، خواهش ميکنم
.به خاطر برادرم
.سوکي
علياحضرت، ميدونم که من در .جايگاهي نيستم که نظر بدم
.ولي مجبورم
.حق با لرد کو و کارآموز بِکه
چينيونگ، ميدوني کي با اين کار مخالفه؟
.پدرت، رئيس داروخونه
... بله، علياحضرت، ولي با اين وجود
.با اين وجود، من بايد حرف بزنم
،اگر چه اين خلاف نظر پدرمه
،به عنوان يه پرستار ،و به عنوان خدمتگزار پادشاه
.مطمئنم که اين درمان درسته
.برو پيش لرد يي
... علياحضرت - !بانوي من -
!يه لحظه صبر کنين
بانوي من، کجا دارين ميرين؟
.نبايد اين کارُ بکنين
.بانو کواک، توضيح بده ببينم
.بانوي من، نرين
.بذارين توضيح بدم
.چي رو توضيح بدي؟ برو کنار
نميتونم
.اگه برم کنار، پرنسس منو ميکشن
.بيا نزديکتر ببينم چي ميگي
.کمکم کنين .به عنوان لطف يه بانو به يه بانوي ديگه
چي؟
.بانو نام، فقط به حرفم گوش بدين
گوش کن، اگه ميتونستم .به حرفت گوش ميکردم
جونيونگ، به حرفم گوش کن
.خواهش ميکنم
.بانو نام، بانو کواک
شما دو تا چيکار دارين ميکنين؟
.بانوي من - .بانوي من -
.چه به موقع. دنبالم بياين
.بايد حرف بزنيم
چي؟
چي؟
...مادر
.نه، به هيچ وجه
!چطوري بذارم يه رعيت ايشونُ درمان کنه؟
!علياحضرت، خواهش ميکنم
.لطفاً به قصر بياين .خواهش ميکنم
.امپراطور
.اعليحضرت - .اعليحضرت -
.امپراطور
.قربان .کارآموز بِک
اين حقيقت داره؟ ايشون هوشياريشونُ بدست آوردن؟
.بله، حقيقت داره
.درمانهاي قبلي ايشونُ به هوش آوردن
چي؟ امپراطور دارن ...؟
بهتر ميشن...؟
.بله، قربان، هوشياريشونُ بدست آوردن
.نه، امکان نداره
... نميتونه
.قربان
کاري از تيم پزشک اسب از مترجمين آريايي
.وضعتون پايدار شده، اعليحضرت
No comments yet. Be the first to leave one.