200 baris pertama.
.- آره .- یه کار دیگه هم تموم شد
.نگاشون کنید
نمیتونی سر 90هزارتا بحث کنی، مگه نه؟
.اما من فکر میکنم "استیسی" یکم ناامیدکننده بود
.- من تو نخش نبودم .- آره، تو راست میگی
.اون هدفمون بود
.- گفتی که جذاب بود .- اونطور که یادمه گفت: خیلی بامزه
.آره. جذاب برا یه کلکسیونر آلبوم موسیقی بودن
."در مورد کلکسیونرا بد نگو "استیس .جیب خیلی گشادی دارن
.من بدش رو نمیگم. فقط تو نخش نبودم
."- خیلیخب. بازم درموردش شروع نکن "استیس .- من شروع نکردم
.میدونی، منم یه زمانی میخواستم آلبوم جمع کنم
واقعا؟
.آره، 5هزارتا برا هر آلبوم گروه "بیتلز" گیرت میومد ((بیتلز: یه گروه موسیقی انگلیسی قدیمی راک
.- گروه جوون افسانهای بودن - تا حالا دیدیشون "آلبرت"؟
.آره، آره. امضای همهشون رو دارم
واقعا؟ حتما باید خیلی قیمتی باشن، ها؟
.آره. هروقت که میفروشمشون، حتی بیشترم میارزن
.باشه
.آره
*"استیسی"؟
دختره کیه؟
."امیلی شاو". با "استیسی" باهم بزرگ شدن
- همونی که خیریه داره؟ .- آره
.اه، خب
چه اتفاقی براش افتاده؟ معلومه؟
.یه عذرخواهی صادر کرده "Weekend World" گفتی روزنامه
.یه پاراگراف تو صفحه 9 کی اونو میخونه؟
نه بعد از تیتر صفحه اول که ...نوشته اون از خیریه کلاهبرداری کرده و
.از بچههایی که سالها بهشون کمک میکرده دزدی کرده
حالش خوب میشه؟
.نمیدونم، هنوز بیهوشه
.Weekend Worldـه اگه خوب نشه، همهش تقصیر روزنامه
.اون حرومزاده ها رو گیر میارم
.- "استیسی" میدونم که ناراحتی ."- نه، جدی میگم "میکی
.اگه یه مرد بودم، تا حد مرگ میزدمشون
.اگه یه وکیل بودم، ازشون شکایت میکردم .اما هیچکدوم نیستم
.من یه کلاهبردارم، پس از این استفاده میکنم
.باشه. یه راهی پیدا میکنیم
."اینجور روزنامهها قدرتمندن "میکی .اونا میتونن مردم رو نابود کنن
.منطقی نیست که شماها این ریسک رو به جون بخرین
."نه، نه، نه، "استیسی .بیخیال، همهمون باهم یه راهی پیدا میکنیم
."ممنون "میکی
.آقایون
.آقایون، آقایون
.یه هدف جدید داریم
...یه داستان مهیج رو راه انداخت Weekend World روزنامه
که "امیلی شاو" رو متهم به اختلاس از .خیریه خودش به نام "آموزش آفریقا" کرده
..."امیلی" یه مبلغ نقد قابل توجه رو برداشته
.اما برا ساختمون مدرسه جدید باید میپرداختتش
.رهبرای قبیله تو سودان کارت اعتباری ندارن
.وقتی دلیلش دراومد، اونا یه عذرخواهی چاپ کردن
.یه پاراگراف تو صفحه 9
."ویراستار، "فرانسیس اون
."اون" و این مرد، "تیموتی میلن" داستان "امیلی" رو نوشتن
- "دنی"؟ .- آره، به چندتا بار روزنامهنگارا رفتم
.حقیقتش اینه که "اون" به معنای واقعی کلمه یه کثافته
."میلن" فقط یه بدبخته، اما جاهطلبه
،پس "میلن" برا هدف شدن راحتتره .و میتونیم از اون استفاده کنیم تا به "اون" برسیم
"اش"؟
.آره، خب، تحقیقات یکم سخت بود
تنها چیزی که بنظر میرسه این آدما .در موردش نمینویسن، خودشونن
،اگرچه، بیشترشون خودشونو میپسندن .برا همین از "شناخت خبرنگارا" استفاده میکنیم
.- نمیدونستم همچین چیزی وجود داره .- وجود نداره، البته فعلا
چیه؟
اهمیتی نمیدم اگه حتی مجبور شی .کل هفته رو اونجا منتظر باشی، دم در بشین
...گوش کن، وقتی هیچکی نبینه
.سعی کن با یه کلید زیر چراغشو خراش بندازی
.این باید باعث یه واکنش شدید ازش بشه
.ببین، سادهش میکنم
،یه چیزی برام گیر بیار .یا یه شغل جدید پیدا کن
.خل وضع
.میبینم که یکی از اون پرسشنامه ها داری رئیس
برا تو هم فرستادن؟
.احتمالا به خاطر اون کاریه که با "کامیلا" کردم
- خب، چی میخوای؟ .- خبر بدی دارم رئیس
.اون "امیلی شاو" که یه داستان درموردش کار کردیم از پل پریده
.- شبیه خودکشی بوده - توی احمق "میلن". خبر بد؟
.این بهترین خبر تو کل این هفته بود
.متوجه نشدی رئیس. ما تازه ازش عذرخواهی کردیم
.خب، همینه دیگه خل ...اکه این تلاش به خودکشی رو روش کار کنیم
.نشون میده که از اول داشتیم راستشو میگفتیم
.- آره، اما راستشو نمیگفتیم - کی اهمیت میده؟
.- آدمای بیگناه خودکشی نمیکنن .- اگه افسرده باشن میکنن
.تو خیلی سریال "تریشا" رو نگاه میکنی رفیق
.برو و بشین درموردش بنویس .چندتا هم گل برا دلگرمیش براش بفرست
.- نشون بده که ما اهمیت میدیم .- خیلیخب
.به صورتی که تابلو نشه اشاره کن، تدریجی
.باشه
اگه، اگه بمیره چی؟
پس دیگه نمیتونی تکذیب کنه، میتونه؟
.دلیل برای انتخاب حرفه روزنامهنگاری
.جستجو برای حقیقت .مبارزه با بی عدالتی
.بکش بابا
.و رستوران مورد علاقه، اسم همسر و بچهها رو گیر آوردیم
.خودشه
.داستانی که مایل بودین فاش کنین ...ادوارد" اعلام میکنه همجنسبازه"
.و ازدواجش با "سوفی" یه دروغ بوده
"میلن" چی؟
.حضور شاهزاده "ویلیام" و "کیت موس" در مجلس عیاشی و دود و دم
.چه مردای خوبی
یجور عقده علیه خاندان سلطنتی دارن، اینطور فکر نمیکنین؟
.خب، من دیگه جواهرات سلطنتی رو کش نمیرم
چیه؟
:"فرانسیس اون" توی غذاهای مورد علاقهش نوشته .کباب قلب "مارتین تاونسند" با نون تست
"مارتین تاونسند" کیه؟
.ویراستار روزنامه "ساندی اکسپرس"ـه .یجورایی رقیب همدیگه هستن
.از همدیگه متنفرن
چیزی که باید بکنیم باید در مورد .یکی از رخدادای قرن خاندان سلطنتی باشه
- "اش" و "کامیلا" چطوره؟ - چرا من؟ ((کامیلا: شاهزاده مسن ولز
.خب، من که جالب نمیشم رفیق .بیشتر به سن تو میخوره تا من
.باورم نمیشه، "دنی" داره مشکل پسند میشه
.اشتباه برداشت نکن عشقم ...من از تیکه های پیر خوشم میاد، خیلی بیشتر حقشناسن
.چون میدونن دورشون تموم شده .اما "اش" برا اون کسی عالیایه
.صبر کن، صبر کن، صبر کن .یه داستانی بود که مادرم برام گفته بود
.یکی از اون افسانههای عام سلطنتی
...نمیدونم بتونیم عملیش کنیم، اما این افسانه
،میگه که ملکه مادر، خدا بیامرزدش .واقعا ملکه مادر نبود
الو. "ریگال رزمبلانک"؟
آره. درمورد ملکه جوان مادر چی داری؟
.چه مزخرفاتی
- رفیق چیزی برا من داری؟ .- آره. بگیر
.عالیه
- جایی مشغولی؟ - آره، تو؟
.Weekend World - آره، روزنامه .- خیلی دوست دارم تو روزنامه سراسری باشم
کجا کار میکنی اونوقت؟
.من؟ 5-6ساله تو "ریدینگ کوریور" هستم
.اخبار محلی. کارای جدید شهردار، همچین چیزایی
- زنده نگهداشتن روزنامه؟ .- دقیقا
.- "کریس کری" هستم ."- "تیم میلن
.چی؟ ببخشید
تو "تیم میلن" هستی؟
چیطور، درموردم شنیدی؟
.درموردت شنیدم؟! تو قهرمان منی
واقعا؟
.شاهزاده "هری" مثل فاحشه ها لباس پوشیده بود "سوفی وسکس"، چاقه یا حامله؟
.یکم تلاش کنید شاید "بکهام" رو تو تیم لوس آنجلس پیدا کنید
.درسته. چیزایی میدونی
.باور کن "تیم"، وقتشه دیگه به جاهای بالاتر برم
- نظرت در مورد این چیه؟ - سند که نیس، هس؟
.نه، نه، نه .تحقیقه. در مورد رستورانهای فست فود
فکر میکنی با اونهمه روغن که باهاشون غذا میپزن چیکار میکنن؟
.تو بگو
.توی فاضلاب "ویکتورین" لندن میریزن
اونهمه روغن تو تیکههای تنفرانگیز .توی فاضلاب روی هم جمع میشن
...مثل یه استعاره عالی برای گیر افتادن
.اونهمه چربی توی شاهراههای شهره
کجاش استعاره است؟ ...داستان تو به اندازه
.یه مرد تک پاست که توی یه رقابت افتاده ((منظورش اینه که به درد نخوره
.اون یه تشبیهه
- داری میری؟ .- جاهای دیگهای هستن که باید برم رفیق
.""تیم"، "تیم"، "تیم .یه چیز دیگه هست که دارم روش کار میکنم
.هیجان انگیزه. هنوز همه حقایق رو جمع نکردم
.- اما فکر کنم ارزش گوش دادن رو داره .- باشه
.5ثانیه وقت داری تا علاقهمندم کنی .یک. دو
"- "الیزابت باوز لیون - ها؟
.- ملکه مادر .- آره، میدونم کیه مغز فندقی
اون چی؟
...توی یه آسایشگاه یه سری تحقیقاتی میکردم
.که از دوره درمان شکایت داشتن
.- علاقهای ندارم .- نه، نه، نه، صبر کن، صبر کن
.یکی از پیرزنا نگهم داشت .یکی از خدمتکارای قصر "باکینگهام" بود ((قصر باکینگهام: قصر سلطنتی انگلستان
.یه شایعه بینظیر در مورد ملکه مادر توی زمان جنگ داشت
.خب، بگو بشنوم
."- آقای "کری .- "مورفی". این "تیم میلن"ـه
.""تیم میلن" از روزنامه "ویکند وورلد
- سلام، چطوری؟ ."- آقای "میلن
"کریس"، امیدوارم در مورد تحقیقاتمون حرفی نزدی؟
تو روزنامهنگار نیستی، هستی "مورفی"؟
.- نه، نیستم .- فکرشو میکردم
.شبیه اون آدمای بی قید و بند این دنیا نیستی
."کریس" یه پیشرفتای خوبی در اون موردمون داشتم
بستگی به تو داره، اما بهتره بریم .یه جای دیگه تا در موردش حرف بزنیم
."آره باشه. بریم بار "ادی
.حق با اونه. بهتره تا وقتی مدارک محکمی گیر نیاوردم چیزی نگم
،"خوشحال شدم از دیدنت "تیم .همم طرفدار پرو پاقرصتم
.دوباره میبینم .البته نوشتههاتو دوباره میخونم
اون تماشای هتل چی؟ .آره، اتاقای مسافرتی
.یه مشت کاغذ بهشون بده تا ترتیب کار مهمونا رو بدن
.باید تعداد پخشمون در روزو ببریم بالا
جما"، اگه چپ و راست ...روزنامهی "ساندی اکسپرس" فریبم بده"
.به خودم میگیرم
کدوم گوری بودی؟
...رئیس، داشتم
...داشتم در مورد این جزئیات رستوران های فست فود
.و تاثیرشون رو فاضلاب لندن تحقیق میکردم
.چربیای که میره اون پایین منجمد میشه
.تقریبا مثل اینه که رگهای لندن گرفته میشه
.تشبیه خلی قویایه .خیلی جالبه
همین؟ داری رو این کار میکنی؟ !کثافتای مهیج توی فاضلاب؟
."تیم"، مثلا قرار بود خبرنگار اول من باشی .به یه چیزی برا صفحه اول نیاز دارم
.برو بیرون. و یه داستان توپ برام گیر بیار
.باشه، ببخشید
.- یه قهوه برام بیار !چی؟ -
.اون داستان "رابی"ت رو خوندم .مزخرفه، دوباره بنویسش
- منظورت چیه مزخرفه؟ !- فقط حرف گوش کن
- سلام رفیق. نمایش "بلیتز"ـه؟ .- بله
.... پایان حمله بزرگ
،بازدیدکنندهها ...اعلاحضرت پادشاه و ملکه
.به محلات شرقی لندن، که رنج فراوانی دیدن، میرن
No comments yet. Be the first to leave one.