Maklumat siaran

Mimì metallurgico ferito nell'onore 1972 1080p BluRay DD1 0 x264-EA
The Seduction of Mimi 1972 USA BluRay Remux 1080p AVC FLAC 1 0-OlSTiLe
Mimì metallurgico ferito nell'onore 1972 720p BluRay DD1 0 x264-EA
The Seduction Of Mimi 1972 1080p BluRay DTS x264-PublicHD
The Seduction Of Mimi 1972 720p BluRay DTS x264-PublicHD
The Seduction of Mimi 1972 720p BluRay x264-mfcorrea
Ulasan oleh SubAvaliHa
BluRay / Kino Lorber / Duration: 1h 52mn / Frame rate: 24.000 fps

Tag

other
Diterbitkan pada: 2022-10-14
Muat Turun: 43
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi Persian

200 baris pertama.

‫فریبندگی میمی

‫کارگرا! کارگرا!

‫کاناموزا، کاندیدای شماست.

‫کارگرا!

‫می‌دونید کارمین کاناموزا کیه؟

‫یه تخم حروم.

‫هر کَس سرکار به کارمین کاناموزا احترام نزاره،

‫داره بی احترامی به دون کالوژرو نشون میده.

‫اینو فردا وقتی میخواید برید رأی بدید، ‫یادتون باشه.

‫دار و دسته کاناموزا، ‫یه کمپین بیرون راه انداختن.

‫وایسا بیرون دربارش حرف میزنیم.

‫میمی!

‫یه سیگار پیدا کردم. ‫می‌تونم بکشمش؟

‫آره، تو این مکان پر از گوگرد بکشش، ‫تا روحمون هم منفجر بشه.

‫برات نگهش میدارم. - ‫نه. -

‫به برادر خودت اعتماد نداری؟

‫باشه.

‫این برای تویه.

‫این یکی واسه منه.

‫با همدیگه می‌کشیمشون.

‫هر چیزی که لازمه رو، بهت یاد میدم.

‫چی شد، میمی؟ - ‫ولمون کن بابا. -

‫دوست ندارم بهش رای بدم،

‫ولی دنبال دردسر هم نمی‌گردم.

‫هدف اونا هم همینه. ‫که تو رو تسلیم ترس کنن.

‫به هر کی عشقته رای بده، ‫مگه چیو از دست میدی؟

‫هیچی، فقط کارمو!

‫گودال کندن رو میگی؟ ‫اونم با این دستمزدی که بهتون میدن؟

‫اسم اینو گذاشتی یه کار درست و حسابی؟

‫نه. - ‫پس چی میگی؟ -

‫حق با تویه.

‫به جهنم.

‫تو یه آخوندک احمق، نفهم و مغرور هستی.

‫اینجا رای گیری مخفی راه انداختی؟

‫اونا همه چیو، حتی تعداد موهای کونمونم میدونن.

‫پسرم قول شش رأی رو بهشون داده. ‫پس شش تا رأی میشه واسه اونا.

‫حق با پدرته. ‫اون مرد با افتخاریه، سر قول‌هاش وایمیسته.

‫نکنه می‌خوای جنازش تو یه خندق،

‫در حالی که رود‌ه‌هاش تو دستاشه و ‫گوشاش دور گردنشه، پیدا کنن؟

‫یا پدر جد کلم! - ‫همون دمایی هستش که خودت خواستی. -

‫زدی سوزوندیم، فسیل زشت. ‫خاک بر سرت.

‫اصلاً این قضیه تمیز کردن تو بهار دیگه چه زهرماریه؟

‫مگه برای رای دادن، ‫باید پاهات تمیز باشه؟

‫گفتی قراره به کی رای بدیم؟

‫یه هالو.

‫دون کالوژرو داره سه ماهه که تو گوشمون میخونه.

‫حامیه کاناموزا هستش.

‫پس ما هم باید طرفش باشیم؟ - ‫معلومه. -

‫نمی‌خوام به کاناموزا رای بدم.

‫چرا؟ - ‫اعصابمو خط خطی میکنه. -

‫نمی‌خوای که باهاش ازدواج کنی. ‫اون گاله رو ببند و رای‌ـتو بده.

‫نه.

‫حال میده، آره؟

‫بگو خوشت میاد. - ‫آرومتر، بقیه میشنون. -

‫کی رو میگی جون هفت جدت؟

‫اونا تا هفت پادشاه خوابن.

‫روزالیا، ناسلامتی زنمی.

‫بابا تو هم یه تلاشی بکن. ‫دو خط حرف بزن.

‫چی بگم؟ - ‫هر چی دوست داری. -

‫بازم همون قیافه وحشت زده.

‫انگار چند تا آخوند ریختن سرش.

‫قشنگ ساخته شدی برای ضد حال زدن.

‫خداییش، ‫اعصاب برای آدم نمیزاری.

‫آخه این چه وضع قیافه هستش. - ‫پس نگام نکن. -

‫نکنه توقع داری، با بالش تلمبه بزنم؟

‫انگار قراره قُله قافو فتح کنی.

‫یه حرکتی بکن. حرف بزن. ‫آخه تو دیگه چجور زنی هستی؟

‫.خجالت می‌کشم

‫همینه. ‫اون کارخونه پایینو روشن کن.

‫نمیخواد، خاموشش کن.

‫و به کاناموزا هم رای نمیدی‌ـها.

‫نزارید نخاله‌های دون کالوژ، شما رو بترسونن.

‫چون فقط برای ترسوندنمون اینجا اومدن.

‫رای‌هاتونو مخفیانه بدید.

‫به جناح چپ رای بدی. ‫هیچ کی خبردار نمیشه.

‫سِری میمونه؟

‫فوق سری میمونه.

‫کارملو مردوچئو

‫سلام عرض شد.

‫اومدم بهت اطلاع بدم،

‫نمی‌خواد زحمت بکشی بری سرکار.

‫چون هیچ کاری اونجا نداری و دیگه هم گیرت نمیاد.

‫همه چی بین تو و ما تموم شده.

‫چرا؟

‫هم من میدونم چرا،

‫هم خودت میدونی،

‫و هم خدا میدونه.

‫مگه نگفتی این یه راز فوق سری میمونه؟

‫خب، تابلویه که نمونده.

‫بیکار شدم رفت. ‫هیچ کاری هم این دور و برا بهم نمیدن.

‫لعنت بر جد و آباد مامان اون مرتیکه.

‫میمی، چی شده؟

‫دیگه حتی برای تمیز کردن اصطبل‌ها هم، آدم حسابم نمیکنن. ‫این شده.

‫شدم رسوای دو عالم.

‫هیچ کاری برام نیست و ‫دیگه هم پیدا نمیشه.

‫میرم تورین.

‫ولشون کن اونا رو. - ‫گیر یه مُشت پخمه افتادم. -

‫ خودم تو ساختمون سازی، برات شغل پیدا میکنم.

‫دیگه نیستم. ‫به اینجام رسیده! میخوام برم.

‫تو تورین به کارگرا پول میدن. ‫بهشون احترام هم میزارن.

‫آدمای آزاد و محترمی شمرده میشن.

‫ولی با این کارت، داری برندشون میکنی. ‫همینجا بمون و مبارزه کن.

‫برو بابا! می‌خوام برم تورین.

‫حداقل اونجا، یه مشت مافیا و حرومزاده، ‫پیدا نمیشه.

‫بیاید یه راست بریم سر اصل مطلب.

‫کسی از حزب سیاسی یا اتحادیه کارگری، اینجا هست؟

‫نه قربان. - ‫خوبه. -

‫چون اگه بخواید زیر فشار کار نِق بزنید،

‫نمی‌تونم کمکتون کنم.

‫فقط می‌تونم به مردایی کمک کنم که، ‫مثل بچه آدمیزاد، شغل لازم دارن.

‫پس، از فردا ساعت 6 صبح، ‫کارتون رو شروع میکنید.

‫برای یه روز جون کندن، ‫دو برابر پولی که تو سیسیل بهتون میدادن رو میدم.

‫پونصد لیر در ساعت. ‫جیرینگی میاد تو دستاتون.

‫و اگه جایی برای خوابیدن ندارید، ‫یه پانسیون تو ترینیا هستش.

‫پول هر تخت، 200 لیر هستش.

‫اینجا تو انجمن برادری سیسیلی،

‫هممون دوست و برادر هستیم.

‫ولی هر کاری که میگم انجام میدید و ‫دهنتونم می‌بندید.

‫اون زیپ دهن‌هاتونو می‌بنید، حله؟

‫چون دارم بهتون لطف میکنم.

‫و اگه کسی باهام با بی احترامی رفتار کنه،

‫خیلی جوشی میشم.

‫گرفتید؟

‫ببریدشون. - ‫راه بیفتید. -

‫یالا.

‫از فهمیدن اسماشون شروع کنید.

‫برید اونور.

‫گوش کن هم قطاری. ‫تو تورین، با روزنامه کلاه درست میکنی.

‫یه چایی بیارم بخورید؟

‫فکر کردید برای شاشیدن بهتون پول میدیم؟

‫برید موقع ناهار خوردن بشاشید. ‫تکون بخورید، پسرا.

‫دیگه حتی نمی‌تونیم بشاشیم. - - ‫ولش کن بابا. -

‫طرف حرومزادست. ‫من خیلی دوست دارم بشاشم. -

‫رو پَس سرش.

‫یکی افتاد!

‫چه بلبشویی شده؟

‫نیکولا!

‫صدمه دیده؟ - ‫انگار اصلاً مُرده. -

‫خاک عالم بر سرم شد.

‫کمکش بکن دیگه.

‫بسه پسرا. ‫کار تموم شد، برگردید شهر.

‫زود باشید، تکون بخورید.

‫اونایی هم که تو پانسیون هستن، بیان بیرون.

‫یالا.

‫راه بیفتید.

‫حالا نمی‌خواد اینقدر با سرعت برید بیمارستان. ‫میگم طرف مُرده.

‫این از کجا پیداش شد؟ - ‫یعنی چی؟ تو دیگه اینجا چی می‌خوای؟ -

‫من از اون موقعی که راه افتادید، اینجا بودم.

‫آخه اون پشت چه غلطی میکنه؟

‫یالا. ‫بندازیدش از اونجا بیرون.

‫چیکار می‌کنید؟ - ‫فقط کارتو انجام بده و خفه خون بگیر. -

‫اونم مثل تو، غیرقانونی کار میکرد.

‫مگه تقصیر ما هستش که از داربست افتاد؟

‫بیاریدش بیرون. ‫حتی اسمشم نمی‌دونیم.

‫من میدونم. نیکولا اسپیرو هستش. ‫الان کی قراره به خانوادش نون و آب بده؟

‫فکر کردی تو خیریه کار میکنی؟

‫بیاریدش بیرون. ‫فعلا کسی پیداش نیست.

‫نه، نکن ببینم. ‫پس تکلیف خانوادش چی میشه؟

‫دیگه تو هم باید بری ور دلش.

‫این اسقاطی رو پرت کنید بیرون.

‫مراقب باشید.

‫بگیریدش.

‫بهتره دعا کنه امشب برنگرده هتل.

‫این حرومیه کوچولو رو بگیرید. ‫کجا می‌خوای بری؟

‫حواستون جمع باشه. ‫من مثل نیکولا نیستم.

‫اگه بلایی سرم بیاد...

‫کجا ببریمش؟ - ‫خودم حل و فصلش میکنم. -

‫خیله خب، سوسک بالدار له شده!

‫برای چی این تهدیدا رو میکنی؟

‫نکنه به اتحادیه گفتی؟

‫نه، برای زنم نامه نوشم. ‫توش از سیر تا پیاز قضیه رو تعریف کردم...

‫و اسم همه‌ی شما رو هم آوردم.

‫اینو باش.

‫برای خانمش نامه نوشته.

‫خیلی حرکت مسخره‌ای بود، پسر جون.

‫تهدیدای تو از یه گوش میاد تو، ‫و از اون یکی میره بیرون...

‫و تو خط افق محو میشه.

‫با این همه ترافیک و تصادفای تو جاده‌ها...

‫یه عالمه بلا می‌تونه این روزا سر آدم بیاد.

‫چون برای زنت نامه نوشتی، ‫یادم باشه یه تاج گل عزا هم براش بفرستم.

‫ببریدش.

‫حواستونو جمع کنید.

‫پدر خونده‌ی زنم، ‫کالوژرو لیجو هستش.

‫اگه یه مو از سرم کم بشه، ‫زنم به آدماش میگه، خشتک سالواتوره تریکاریکو رو کراوات کنن.

‫لیجو از کورلئونه رو میگی؟

‫پسرعموشl.

‫ولش کنید.

‫یه چیزیو بهم بگو.

‫برای چی باید یکی از قوم و خویش‌های خانواده لیجو،

‫بیاد تو تورین عملگی کنه؟

‫نمی‌خواستم آویزون اونا باشم.

‫ولی حالا که اوضاع خیط شده، مجبورم که...

‫خب پس. ‫حرفتو باور میکنم.

‫ولی می‌تونستی همون اولش بگی، ‫از چه خانواده‌ای هستی.

‫سالواتوره تریکاریکو، ‫همیشه به خانواده‌ی لیجو، احترام گذاشته.

‫بدبختانه، افتخار آشنایی باهاتونو نداشتم.

‫پس گفتم بزار فاصلمه‌مو حفظ کنم.

‫ولی اگه می‌شناختمت، ‫همه جوره کمکت می‌کردم.

‫خب، اگه هنوز خیلی دیر نشده،

‫یه کار خوب با ماشین پیرلی یا فیات میخوام.

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left