200 baris pertama.
«اِی آینه» «قسمتِ ششم»
!لعنتی
چرا نمیشد ماشین جدید بابات رو برداریم؟
.چون قرار نبود کل این کشور کوفتی رو رانندگی کنیم
.قرار بود به «گودویل» لعنتی بریم
.شکسته شدن واگن یه نشانه بود - .دوباره این بحثو پیش نکش -
،چرا اینجا منتظر آنتن برای تماس با امداد جاده ای هستیم
در حالی که میتونیم همین الان حرکات رو انجام بدیم و اونو به یه بعد دیگه بفرستیم؟
.نمیدونیم که اون کار جواب میده یا نه - .چون اصلا امتحان نکردیم -
عموی بیبیای رو به موته استیو .باید با عموش خداحافظی کنه
داره از این موضوع به عنوان .بهونه ای برای نپریدن استفاده میکنه
...رفیق - .خب جدی میگم -
.هیچکس تا این حد به عموش اهمیت نمیده
،اون میپره .فقط الان نه
.باید با خانواده اش خداحافظی کنه
!اوه خدای من
.لعنتی - !اوه خدای من -
!کمک
!هی - !وایسا -
!نگه دار - !خواهش میکنم! لطفا، وایسا -
!هی - !خواهش میکنم -
.لطفا
سواری میخواین؟ - .بله لطفا -
.بچه ها، بیاین
.وسایلت رو بردار باک! سوار شو
.خیلی ممنونیم - !بچه ها -
.باعث افتخاره - !زودباشین -
.شما یه ناجی هستین
چطور قراره یه پیرزن رو به یه بعد دیگه بفرستیم
اگه خودش نخواد بپره؟
باید هلش بدیم تو رود نامرئی؟
.متاسفم که تو شخص منتخب نیستی
چی؟
...می... میدونم که به خاطر
.نرفتن پیش اون ناراحتی
.درهرصورت ما حرکات رو انجام میدیم
چه فرقی میکنه اگه من درست تو ثانیه آخر بپرم؟
چه مرگته تو؟ .ریچل گفت فقط بیبیای
.مکانیک گفت ممکنه به خاطر تسمه تایم باشه
.وقتی آماده شد برامون میارنش اینجا
بقیه چی سفارش میدن؟
...خب، داشتم فکر میکردم
،خب، راستش از زمانی که ...از زمانی که فرانسویه کتاب هارو پیدا کرد
.کتاب های درباره داستانش رو میگم
میدونین، به اینکه چی واقعی بود .و چی ممکنه استعاره بوده باشه
.ببینین، من... من کلی تحقیق کردم
.دنبال تمام معدن های مس آمریکای شمالی گشتم
نتونستم هیچ معدن متروکه ای .اونجور که اون توصیف کرد پیدا کنم
...دنبال... دنبال اعجوبه های اهنگ گیتار مکزیکی ،مدارس مخصوص نابینایان
،و پزشک های اضطراری با فامیلی پرسی گشتم ...ولی
،ولی چیزی پیدا نکردم که بخوام به طور قطع بهش اکتفا کنم
.به جز یه چیز
چی؟
اینکه او ای گفت
وقتی هومر داشته تجربه نزدیک به مرگش رو براش تعریف میکرده، یه اتاق استریل مانند
،یه پل بلا استفاده و آژیرِ مخصوص مِه بیرون پنجره رو توصیف کرده
.همش هم اسم دکتر رابرت رو میشنیده ،پس با خودم فکر کردم
"اگه هومر تو بیمارستان بوده باشه چی؟"
.یه بیمارستان واقعی
.و اونجا ممکنه جایی باشه که ریچل بوده یا هست
پس، اینجوری گشتم، کدوم بیمارستانا بیرونشون یه پل بلا استفاده
و آژیر مخصوص مه دارن که دائم به صدا در میاد؟
.یکیو تو خلیج سن فرانسیسکو پیدا کردم
.با تمام نشونه ها مطابقت داره - هدفت چیه پسر؟ -
.فقط اینکه میتونیم بریم اونجا
.خب؟ میبینیم که واقعیه یا نه
،ممکنه دونستن اینکه یه چیزی معینه باعث راحتی بیبیای بشه
و کمکش به مکان درست بره .و راه رو پیدا کنه
شما ها اصلا به حرفش گوش نکردین؟ .هیچ چیزی معین نیست
ممکنه تو مترو در حال چرخیدن باشین
.و یه بابایی برای هفت سال شما رو بندازه زیرزمین
.واقعا خیلی خوبه که اینهمه کار کردی
...فقط
،حتی اگه یه جای واقعی تو این بُعد بود
اهمیت داشت؟
.اون تو یه بُعد دیگه است
همه برای سفارش دادن آماده هستن؟
.من آخر میگم - .ایرادی نداره -
میتونم کاری براتون بکنم؟
آره، میشه برام صبحانه ویژه رو بیارین؟
اوهوم
و باقی؟
.منم همون میخوام - .باشه -
دیگه؟
میشه یه لحظه بهمون وقت بدین؟
.طوری نیست. من آماده ام - .نه، واقعا نیازه تنها باشیم -
.مرسی - جریان چیه؟ -
.تلفنت
تلفن؟
همه باهم نگاه نکنین. تلویزیون" ".هشدار کودک دزدی پخش کرده
...مامانم فکر میکنه
،وارد یه فرقه شدیم و تو منو شستشوی مغزی و... دادی
کی؟ کی این اتفاق افتاد؟
.من... نمیدونم. تلفنم خاموش بود
باقیتون چی؟ خانواده های شما چی گفتن؟
.اوه خدای من .خواهش میکنم بگین که بهشون زنگ زدین
.خدای من
.باید بهشون زنگ بزنین. همین الان
الان دیگه چه فرقی میکنه؟ .احتمالا دستگیرت میکنن
.اوه خدای من - .خیلی خب. همگی آروم باشین -
فقط عادی رفتار کنین. نمیخوایم .توجه کسی رو به خودمون جلب کنیم
.اینجوری خوبه
منظورم اینه که، اینجا دیگه کارمون تمومه. بیاین بریم بیرون
.و بفرستیمش به اون طرف - .نه، به حرفش گوش نکنین -
...اون به محض اینکه رود نامرئی ظاهر - .خفه شو انجی -
.اینجوری باهام حرف نزن
...احساس میکنم
.احساس میکنم نمیتونم نفس بکشم
.بیا، یکم آب بخور
.پناه بر خدا
.و از همه کوچیکتری
.از مرز های ایالتی عبور کردیم .احتمالا افبیآی دخیل شده
.احساس... احساس گیجی دارم
.قلبم داره خیلی سریع میزنه
...سفر
سفر کردن بین بُعد ها به معنی مردن تو بُعدی که الان توش هستیه؟
،او ای تیر به قلبش خورد .منم احساس میکنم قلبم داره میایسته
...شاید
...اینطوری کار میکنه. شاید
.به همین خاطر ریچل گفت فقط من میتونم برم
.چون شماها برای مردن خیلی جوونین
.خیلی خب، باید از اینجا بریم
.خب؟ و باید از شر تلفنهامون هم خلاص بشیم. بیاید بریم
،تمام پول نقدی که میشد رو گرفتم
و یه اتوبوس به رینو پیدا کردم .که میره خونه دختر عموم
میتونیم بهش اعتماد کنیم؟
.خب، ما با هم بزرگ شدیم
.وقتی به رینو رسیدیم با یه تلفن عمومی بهش زنگ میزنم
چرا فقط 5 موبایل هست؟
.جسی، بده بیاد - چرا؟ -
.رفیق - .میدونیم کسی دنبال من نمیگرده -
.زودباشین، بیاین از اینجا بریم
جسی؟
جسی؟
رفیق؟
.فقط یه ماشین بود پسر
حالت خوبه؟
.فقط خسته ام
.باید بخوابی
.زودباش
.بتی
!از دیدنت خیلی خوشحالم
تا حالا هیچکدومتون اقیانوس رو دیده؟
تا اونجا چقدر راهه؟ - .درست پشت خونه است -
.چند... چندتا چادر از گاراژ بیرون آوردم
.با خودم گفتم شاید دلتون بخواد تو ساحل کمپ بزنین
واقعا؟ - .آره -
.ایول
!هی
.یا خدا
.خیلی قشنگه
.آره، زیباست
.هی، من که خیلی به حموم نیاز دارم
!استیو
عمو کارل؟
.بتیم
خیلی وقته گذشته، اینطور نیست؟
...ممنون بابت اینکه
...اجازه میدادی من و تئو بیایم و
.هر تابستون رو سرت خراب بشیم
.هاله نجات بخشمون بودی
.قهرمانمون
.الان یادم افتاد
."قدیما به بابات میگفتم "عمو توپ ساحلی
.چون شکمش به خاطر آبجو ها خیلی گرد شده بود
.درسته
.افتضاحه
.میدونی چیه؟ فراموشش کن
این چطوره؟
.ها؟ خوبه؟ بیخیال
!جسی
!جسی - !هی -
!یالا
!جسی، بیا تو
!حسی یالا
!جسی
چقدر سرده؟
میخوای امتحان کنی؟ - !نه -
.یه سلامتی عمو توپ ساحلی
.به سلامتی عمو توپ ساحلی - .آره -
.ممنونم که اجازه دادی بچه هارو بیارم اینجا
شرط میبندم بابا حالا که خونه باز شلوغه خوشحاله
.به نظر بچه های خوبی میان
چرا اینجان؟
آخرین تابستونی که اومدیم رو یادته؟
من و تئو فک کنم 16 سالمون بود؟
.اوه معلومه
جارویی که پرت کرد و از در آلومینیومی .مخصوص طوفان رد شد رو یادمه
،هنوزم میتونی ببینیش، یه سوراخ داره .مثل سوراخ گلوله، کامل رد شده
.میتونم. کنترل کردن تئو سخت بود
.آره
چیزی که میخوام بگم اینه که، واقعا قدردان .گذروندن اون همه تابستون کنار شماها هستم
...خونه ما
.جای خوبی نبود
اون دو سه هفته در سال
.تنها مواقعی بود که واقعا میتونستیم نفس راحت بکشیم
...بتی
.کلانتر دیروز زنگ زد
.پلیس میشیگان باهاش تماس گرفته بود .اونا دنبالتن
.پلیسا
No comments yet. Be the first to leave one.