One Hundred Years of Solitude

One Hundred Years of Solitude (Cien años de soledad)

Muat Turun Sari Kata Farsi Persian

Musim 1

Maklumat siaran

Cien Anos De Soledad S01E06 720p NF WEB-DL H264-playWEB
Ulasan oleh Overhaul
🔸 ترجمه اختصاصی فیلامینگو | 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼 | https://b2n.ir/filamingo 🔸

Tag

webdl
Diterbitkan pada: 2024-12-18
Muat Turun: 127
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi Persian

200 baris pertama.

حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم می‌کند

دنیا همیشه از دید تو قشنگ‌تر بود بابا

‏65 بار دور دنیا گشته

عضو گروهی از دریادارهای تبعیدی شده بود

... و کشتیش غرق شده بود

و دو هفته رو توی دریای ژاپن گذرونده بود

کشتی‌مون توی طوفان غرق شد

من و یه دریانورد دیگه چند روز توی دریا بودیم

روی یه تکه چوب

فقط من زنده موندم

اما دوتا بودید اون یکی چی شد؟

سکته قلبی کرد

هوم، اما جونم رو نجات داد

گوشتش ... نمکی بود

خیلی خوش‌مزه بود

شیرین هم بود

... اورسولا جوری سر میز گریه می‌کرد

انگار داشت نامه‌هایی که خوزه آرکادیو ... در مورد پیروزی و بد اقبالی‌هاش

براش نوشته بود اما هیچ‌وقت به دستش نرسیده بود رو می‌خوند

در این خونه همیشه به روت باز بوده پسرم

اینجا یه‌عالمه غذا داریم

وقتی ناپدید شدی، دنبالت گشتم

همه‌جا رو گشتم انقدر که دیگه جایی نمونده بود

دیگه نمی‌دونستم کجا می‌تونم پیدات کنم

خب، این یارو کیه؟

سلام، من پیترو کرسپی هستم

نامزد ربکا

تو کی هستی؟

خواهرته، ربکا

برادر کوچولو

... خوزه آرکادیو

کجا بودی؟

همین حوالی

بعد از ازدواج، رفتم طبقه دوم

و این اتاق، تا قبل از رفتن آرکادیو مال اون بود

آرکادیو؟

پسرت

... هیچ‌وقت اون دفعه‌ای که

بعد از اینکه دزدکی از اتاق‌مون خارج شدی ... و سپیده‌دم برگشتی

و در مورد ماجراجویی‌هات بهم گفتی رو فراموش نمی‌کنم

... بعدش یه بار تصمیم گرفتم ازت

بپرسم که این ماجراجویی‌ها چه حسی داره

... و گفتی

"انگار کل دنیا داره می‌لرزه"

حق با تو بود یادته؟

همین که تو یادته، کافیه

خب، ازدواج کردی، نه؟

آره

الان هم بیوه شدم

پایان

هی، بارِ کاتارینو چی؟

هنوز وجود داره؟

!هی، یکی دیگه برام بریز

خوزه آرکادیو به حساب خودش برای همه نوشیدنی سفارش داد

!هی

... بدن مردونه‌اش

کنجکاوی زن‌ها رو برانگیخته بود

!اه

... پیشنهاد می‌داد که در ازای ده پزو

با زن‌ها رابطه برقرار کنه

... قیمتی گزاف

... خیلی‌خب

چون بهترین فاحشه‌ها شبی هشت پزو می‌گرفتن

!ترسا

اما همه‌شون قبول می‌کردن

!هی

اه

!خودشه

!راه رو باز کنید

!برید کنار

!اه

!یوهو

... مطمئنم می‌دونید

که زمان اولین انتخابات توی ماکوندو رسیده

... از امروز تا روز انتخابات

... از ساعت 8 شب تا 6 صبح

حکومت نظامی خواهیم داشت

... از الان به بعد، فروش و مصرف

هرگونه نوشیدنی الکلی، ممنوع‌ـه

همین‌طور تجمع‌های بیش از سه نفر

که از اعضای یک خانواده نیستن

... آرکادیو برگشت سراغ تنها کسی

که آزارهای دولت محافظه‌کار رو پیش‌بینی کرده بود

کیه؟ - آرکادیو هستم. مدیر مدرسه -

سلام

چیزهایی که پیش‌بینی کرده بودی داره اتفاق می‌افته

باید همین الان دست به کار بشیم

دکتر آلیرو نوگرا چند وقت پیش رسیده بود ماکوندو

یه کیف پُر از قرص‌های بی‌مزه داشت

... و مدرک پزشکی از دانشگاه لیپزیگ

که خودش جعل کرده بود

... پشت نقاب مظلومانه یه دکتر بی‌آلایش

یه تروریست مخفی شده بود

این اینجا چی کار می‌کنه؟

از آدم‌های شهرداره - من آدم کسی نیستم -

خیلی‌خب، خیلی‌خب آروم باشید، آروم باشید

یکی از ماست

... اون بطری‌های کوچک پُر از قرص

نماد یه قیام بودن

به انقلاب خوش اومدی

ممنون

دوباره ازدواج کن پسرم من شش تا دختر دارم

... توی پایتخت شایعه شده که

لیبرال‌ها حاضرن وارد جنگ بشن

خب، دلیل‌شون چیه؟

نیازی به دلیل ندارن پسرم

لیبرال‌ها آدم‌های دمدمی‌مزاجی هستن

از کُشتن کشیش‌ها حمایت می‌کنن

همین‌طور از ازدواج مدنی و طلاق

... و می‌گن بچه‌های نامشروع

باید حقوق یکسانی با بچه‌های نامشروع داشته باشن

خودت می‌دونی نظر من در مورد بچه‌های نامشروع چیه

اون فرق می‌کنه

آئورلیانو خوزه اسم بوئندیا رو از پدرش گرفته

و اسم موسکوته رو از مادرش این خیلی فرق می‌کنه

آقا، حقیقت اینه که هیچ‌کدوم این موضوعات برام جذابیتی نداره

اما شاید باید داشته باشن

الان بیش‌تر از هر زمان دیگه‌ای باید توی تیم برنده باشی

هوم

چون ما مخالف جنبش منفعت‌گرایی هستیم

... دکتر نوگرا با جوان‌های شهر که خیلی

آگاهی سیاسی نداشتن ارتباط برقرار کرد

دولت سکولار ...

و یه کارزار مخفی انقلابی راه انداختن

اینجا هیچ‌کس تا حالا در مورد سیاست یا احزاب صحبت نکرده بود

آره، اما والدینت و پدر و مادر اونا ... ماکوندو رو بر اساس

اصول حزب لیبرال بنا کردن

من از ریوهاچا اومدم

دنبال دکتر نوگرا می‌گردم

من دکتر نوگرا هستم

ژنرال مدینا، محموله‌ای که خواسته بودید رو فرستاده

زود باشید، بریم

... نزدیکی به انتخابات باعث شد

که آتش سرنگونی توی وجود دکتر نوگرا شعله‌ور بشه

تقریبا تمام فرزندان بنیان‌گذارها عضو گروه انقلابی شدن

و بااینکه هیچ‌کدوم‌شون دقیق نمی‌دونستن ... که چه برنامه‌ای دارن

... اما اکثرشون شوق

حذف دولت محافظه‌کار رو داشتن

رای می‌دم

دوستان من، نباید بذاریم محافظه‌کارها برنده انتخابات بشن

... و با نزدیک شدن انقلاب

هیجان آرکادیو بیش‌تر و بیش‌تر می‌شد

بیاید اینا رو پخش کنید

آزاد و امن. می‌بینی؟ - این؟ -

ممنون

صحبت اعدام پدر نیکانور شده بود

همین‌طور تبدیل کلیسا به مدرسه

و شکل‌گیری عشق آزاد

... اون روز صبح، ربکا وقتی دیدش

با خودش گفت که شاید پیترو کرسپی ... در مقایسه با این موجود برتر

که نفس‌های آتشینش از اون‌سر ... خونه هم شنیده می‌شه

یه موجود ضعیف‌ـه

!حق نداری این کار رو بکنی

درک کنم؟ چی رو درک کنم؟ چیزی برای درک کردن وجود نداره

!نمی‌تونی چاقوهام رو ببری

دستور از طرف شهرداره، باشه خانم؟

اوه جدی؟ که این‌طور؟

!خب، شهردار باید حرف‌هام رو بشنوه

حالا چطور باید کار کنم؟ ها؟ - هوم -

بگو ببینم مرد جوان، ها؟

!هی، وایسا داری چی کار می‌کنی؟

فکر کردی داری چی کار می‌کنی؟ !اینجا هیچی نیست

چطور جرات می‌کنی این‌طوری وسایل‌مون رو بگردی؟

!مرد جوان !دیگه صبرم داره لبریز می‌شه

!دستور، دستورـه - !دیگه داره به اینجام می‌رسه -

!دارم بهت هشدار می‌دم

!مرد جوان، چاقوهام رو پس بده !دارم بهت هشدار می‌دم

وقتی انتخابات تموم بشه بهتون پس می‌دیم

!مرد جوان

حالا با چی آشپزیم رو تموم کنم؟

!برگرد اینجا

داری چی کار می‌کنی؟

!چاقوهام رو پس بده - !چاقوهام رو نبر -

!نه - حداقل بذار گوشت رو بِبُرم -

چه خبره؟

حالا باید چی بخوریم؟

چاقوی خودته !برو بیرون

شهر واقعا به‌هم ریخته

باید ببینیم چه خبره - مسخره‌ست -

ماتیلده ... چرا باهامون مثل مجرم‌ها برخورد می‌کنن؟

به چه حقی؟ !ما هیچ کاری نکردیم که این‌طوری باهامون رفتار می‌کنن

دیگه نمی‌تونیم غذا بپزیم

چرا دارید این کار رو می‌کنید؟

... فکر کردید کی هستید که

همین‌طوری میاید و هرچی می‌خواید، می‌برید؟

چه خبره؟

هیچ‌کس بهمون نگفته

این پوسترها چیه؟ - باید یه کاری بکنیم -

می‌کنیم - اما چی کار؟ -

!مدرسه تعطیل‌ـه

غم جدید، غم کهنه را برد از یاد

!هیس

کس دیگه‌ای باهاتون نیست؟ - نه، تنهاییم -

بیاید

!تاریخ‌مون رو مشخص کنیم - !آره! درسته -

... چون آتش انقلاب درون تک‌تک‌تون

!شعله‌وره

!آره - !و ما تنها نیستیم -

!ما، اکثریت هستیم

و از زندگی زیر سلطه !حزب محافظه‌کار خسته شدیم

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left