200 baris pertama.
..."آنچه در "پروژه کتاب آبي گذشت
سفينه هاي فضايي، بيگانه ها، همه اين چيزا
...که ازمون خواستن تحقيق کنيم
نيرو هوايي ميدونه که وجود خارجي ندارن
هيچي نيست که بتونه از اون آسمون بياد
که من يا تو نتونيم توضيحش بديم
اگه باور دارين که اين نور هاي عجيب
رو در آسمون ديدين، لطفا دستتون رو ببرين بالا
تو که واقعا باور نداري يه ذره از اين قضيه هم
واقعي باشه، داري ؟
احتمال اينکه ما در جهانمون تنها باشيم
صفره
و همسرت چيکار ميکنه ؟
واقعا نميتونم در موردش حرف بزنم
فکر ميکنم چيز بيشتري در جريانه
منطق حتي نميتونه توضيح بده که اينجا با چي سرو کار داريم
اتفاق بزرگي قراره بيفته
چيزي که از زماني که اين
:شغلو گرفتي منتظرش بودي
مدرک
ميخوام که برم اون بالا، قربان
هيچکس در اين مرحله شايسته تر نيست
به نظر من يک هواپيما بود
ولي اصلا نميدونم چه نوعي
من قانع شدم که کاپيتان کويين
داستانشو باور داره
اون پريشوني که توضيح داده شد اون بي نظمي
بيشتر ميخوره جنون در زمان کمبود اکسيژن باشه
بعد از تمام چيزايي که ديديم، منو فروختي
تنها راهي که واقعا به حقيقت برسيم
اينه که قانعشون کنيم باور نداريم
چون اگه باور نداشته باشيم تهديد حساب نميشيم
...و اگه تهديد حساب نشيم، پس
شغلمونو نگه ميداريم
شغل هايي که بهمون اجازه ميده
به جست و جومون براي حقيقت ادامه بديم
.ما دستورات خودمونو داريم، رفقا .جمع و جورش کنين
ژنرال ها، دارم براي درگير شدن وارد ميشم
يعني چي ؟
!نميتونم پا به پاش برم
نميتونم نگهش دارم
!داره کنترل رو به دست ميگيره
کاپيتان، در تماس بمونين
دارم قدرت رو از دست ميدم
دارم کنترل رو از دست ميدم
هدف از بين رفته ؟
کاپيتان کويين، وضعيتتون چيه ؟
جواب بدين، کاپيتان کويين
کاپيتان کويين
دريافت ميکنين ؟
دريافت ميکنين ؟
بکشين بالا. بکشين بالا، کاپيتان
هنوزم که يه چيزايي هست که نميتونم توضيح بدم
هيچي نيست که بتونه از آسمون بياد
که من يا تو نتونيم توضيحش بديم
حتي وقتي که حقيقت مستقيم بياد تو سرت
همچنان باورش غير ممکنه
اين قراره همه چيز رو تغيير بده
کاپيتان ؟
لازم هست هدفمون رو اينجا بهتون يادآوري کنم ؟
کاپيتان، دريافت ميکنين ؟
بشقاب هاي پرنده وجود ندارن
!کاپيتان
کاپيتان
کاپيتان، نظرت چيه ؟
اين... واسه ژنرال ها هست
به اين نتيجه رسيدم که اگه پيروزي هاي ميهن پرستانمون رو منتشر کنيم
کمي از اعتمادشون بهمون برميگرده
به ژنرال ها چيزي که ميخوان رو بديم
اجازه ميده حقيقت رو توي مدتي که ميخوايم کشف کنيم
الان ديگه خيلي مطمئن به نظر نمياي
داشتم فکر ميکردم که چه اتفاقي اون بالا افتاد
اون هواپيمايي که بالا دي سي بود
اون تئوري که دادي جنون در زمان کمبود اکسيژن
شايد داشتم يه چيزايي رو تصور ميکردم
جايي ميري ؟
لحظه آخري پيش اومد
درخواست پرواز محرمانه به رازول، نيومکزيکو
همين جوري پيش اومد ؟
جريان چيه ؟
دوباره ديشب يکي از اون تماسا باهام گرفت
بله ؟
طرف راجع به رازول ياوه ميگفت
...ميگفت تموم اسرارشو ميدونه
تموم اسرار ما
ميگه اين دفعه شواهد واقعي داره
هميشه اون بيرون يه کله خري هست
که بگه شواهد دارن
نميتوني شخصي بگيريش
تماس هاي يه بخششن
هر بار که به يکي که دنبال به هم ريختن
ملتمون با تئوري هاي توطئه آميز در مورد
بيگانه ها و بشقاب هاي پرنده هست يه ذره فرصت ميدم
يه چيز رو بهم ثابت ميکنه
کار کوفتيمو انجام ندادم
معلومه، دو به شک شدم
آخه، تموم اين پرونده ها رو ببين
...تک تکشون يه جور
توضيح منطقي علمي دارن
منظورت توجيحه
ببين، من نميدونم اون بالا چي ديدم
ولي ميدونم که مردم ترسيدن
و اين کار ماست که بهشون بگيم
چيزي واسه ترسيدن نيست
ولي اين حقيقت رو تغيير نميده که من و تو هر دومون
چيزايي ديديم که نميشه توضيحشون داد
ژنرال هاردينگ منتظر هر دوي شما هستن
برو که رفتيم
ببين توي دي سي چيکار انجام داديم
يک تهديد ناشناخته ميره در گوش کاخ سفيد وز وزميکنه
هزاران نفر مشاهدش ميکنن و همچنان ما کسايي هستيم که
باهاش سرو کله ميزنيم. چطور ؟
چون ما رسما در موردش تحقيق کرديم
ميخوام پروژه کتاب آبي
رسما حادثه رازول رو ببنده
بستن رازول به معناي دوباره باز کردنشه
تو عوامل پروژه کتاب آبي رو توي اون موقعيت بذاري
و اونا شکست بخورن، تنها کسايي نميشن که
شغلشون رو از دست ميدن
واس اينش آماده اي ؟
بله ؟
.ژنرال ها قربان، ميخواستين ما رو ببينين
داريم به يه گردش علمي کوچولو ميريم
کجا ؟
نيو مکزيکو
تو هواپيما بهتون ميگم
بله قربان
ميشه لطفا تنهامون بذارين، دکتر ؟
قطعا - ممنون -
اگه چيز غير طبيعي اونجا ديدي
ازت ميخوام بلافاصله بهم زنگ بزني، فهميدي ؟
بله قربان
راه بيوفت
ژنرال بلک استون يک دوست قديميه
معاون فرمانده 58مين يگان بال بمب هست
سال 47 کمکمون کرد کل افتضاح رازول رو پاک کنيم
جيمي - رايان -
خوشحالم ميبينمت
چقدر شده، حدود شيش سال ؟
بيشتر ميخوره
براي تو ده سال گذشته باشه
ژنرال
کاپيتان کويين، ژنرال هاينک
مطمئنم که ژنرال بهتون راجع به
وضعيتمون در اينجا گفته
طرف خودشو گفته، بله
شيش سال شده، هنوزم
محليا دارن در مورد، بيگانه ها که توي صحرا ميدوئن
دروغ ميگن
آره، گفتي يه اتاق پرونده آماده داري
براشون تا بتونن شروع کنن ؟
دادم گزارشات رو حي و حاضر کردن براتون
اگه چيزي لازم داشتين من همين بيرون هستم
ممنون - خواهش ميکنم، قربان -
.اينا همشون اصلاح شدن .اينجا هيچي نيست
ميدوني که اينجا بايد چيکار کنيم ديگه، درسته ؟
تمبر پلاستيکي بزنيمش و بريم
تو ميخواي همچين چيزي رو تمبر پلاستيکي بزني ؟
واقعيتش تماستو که گرفتم تسکينم داد
از بعد از دي سي، شهر دوباره به حرف افتاده
مردم دلشون نميخواد باور کنن
مردم ؟
چند نفر ؟
اگه اين فقط يه بالن هواشناسي بود
ديگه چرا اين همه پنهان کاري ؟
آخه، حتي يه عکس هم از محل سقوط نيست
!اين احمقانست
منظورم اينه که، کلش نميتونه فقط همين باشه
...دکي
منظورم اينه که، مشخصه که يه جرياني اينجا هست
گوش کن، اگه قضيه کلا سرپوش گذاشتن بود
هاردينگ نياوردمون - چرا، مياورد -
اگه فکر ميکرد قراره همکاري کنيم
بعد از قضيه دي سي، ما کسايي هستيم که
پرونده ها رو ميبنديم، يادته ؟
به اين معني نيست که همه پرونده ها الان سرپوش باشن
!برين برين برين - جريان چيه ؟ -
همين جا بمونين
ژنرال، يه گزارش از يه هواپيماي سقوط کرده
در حدود 50 مايلي شمال غربي اينجا گرفتيم
مال ماست ؟ - نه قربان -
اصلا نميدونيم چي هست
ولي ظاهرا کل صحرا آتيش گرفته
اوناهاش
اون ديگه چه کوفتيه ؟
خيلي خب، بياين اون پرچم رو از اونجا بيارين بيرون
يکم خاک بريزين روي اون آتيش، برين
منتظر چي هستين ؟ برين، برين، برين
هي، چي گير آوردي ؟
اين در محل پيدا شده بود، ولي قفله
باشه، لطفا بذار ببينمش
ممنون
دکي، چيه اون ؟
هنوز... نميدونم
هاردينگ ؟
روزي که سقوط رازول اصلي
...توي مطبوعات گزارش شد، جولاي
- ...نوزده ماه هشتم - بله، 1947
جيم. اسم تو روي اون جعبه ست
چطور ميدونستي چجوري اينکارو کني ؟
No comments yet. Be the first to leave one.