200 baris pertama.
ت
تن
تنظ
تنظي
تنظيم
تنظيم م
تنظيم مج
تنظيم مجد
تنظيم مجدد
تنظيم مجدد ب
تنظيم مجدد بر
تنظيم مجدد برا
تنظيم مجدد براي
تنظيم مجدد براي 7
تنظيم مجدد براي 72
تنظيم مجدد براي 720
تنظيم مجدد براي 720p
تنظيم مجدد براي 720p :
تنظيم مجدد براي 720p : H
تنظيم مجدد براي 720p : HA
تنظيم مجدد براي 720p : HAM
تنظيم مجدد براي 720p : HAMI
تنظيم مجدد براي 720p : HAMID
تنظيم مجدد براي 720p : HAMID_
تنظيم مجدد براي 720p : HAMID_C
تنظيم مجدد براي 720p : HAMID_CU
تنظيم مجدد براي 720p : HAMID_CUT
تنظيم مجدد براي 720p : HAMID_CUTE
تنظيم مجدد براي 720p : HAMID_CUTEB
تنظيم مجدد براي 720p : HAMID_CUTEBO
تنظيم مجدد براي 720p : HAMID_CUTEBOY
تنظيم مجدد براي 720p : HAMID_CUTEBOY3
تنظيم مجدد براي 720p : HAMID_CUTEBOY3@
تنظيم مجدد براي 720p : HAMID_CUTEBOY3@Y
تنظيم مجدد براي 720p : HAMID_CUTEBOY3@YA
تنظيم مجدد براي 720p : HAMID_CUTEBOY3@YAH
تنظيم مجدد براي 720p : HAMID_CUTEBOY3@YAHO
تنظيم مجدد براي 720p : HAMID_CUTEBOY3@YAHOO
تنظيم مجدد براي 720p : HAMID_CUTEBOY3@YAHOO.
تنظيم مجدد براي 720p : [email protected]
. Cyril قطع کن
.مثه دفعه ي قبليه . شماره ي مورد نظر در شبکه موجود نمي باشد
. قطع کن
.بدش
! تو اشتباه گرفتيش . بزار من انجامش بدم
. اوکي ، بزارش رو بلند گو
، اگه دوباره اون پيغامو گرفتي قطع کن. باشه؟
.آره
. شروع کن
.شماره ي مورد نظر در شبکه موجود نمي باشد
شنيدي؟
.برو و بازي کن
. من دربان رو صدا مي زنم
. ما اون کار رو انجام داديم. شنيدي که
. پدرت رفته . بايد قبول کني
.اون دوچرخمو برام خريده
.از دربان بپرس که کجاست
! اون نمي دونه ! تلفن رو بده به من
! نه
! ولم کن
Cyril!
Cyril!
Alain! ! بگيرش
Cyril ، بيا پايين. از اون جا بيا پايين
.بيا پايين! يه وقت به خودت صدمه ميزني Cyril! !بزن بريم
!آروم باش . فقط آروم باش، باشه
تموم شد؟
. بيا
ميخواي کجا بري؟
.توالت
. از ظرف مخصوصش استفاده کن
. اون يکيه
به ناظم گفتي؟ - .آره -
. پس برو
هست؟ Val-Potet اين اتوبوس
.نه ، شماره ي 2 اونجاست - .اوکي ، ممنونم -
. دربان
. هستم ميخوام بابامو ببينم Cyril من
Cyril?
Cyril Catoul. طبقه ي پنجم
. پدرت يه ماه پيش اينجا رو ترک کرده
. اسمش اينجاست
. اون رفته
نميتونم برم بالا؟ - .کسي اونجا نيست -
.... ولي من ميخوام
. کمک پزشکي
الو؟
... من از دوچرخه افتادم
، طبقه ي همکف . در آبي قبل از بالا بر
! بابا
بابا ، تو اونجايي؟
چه خبره؟ .کسي اونجا زندگي نميکنه
. پدر من
. اينجا خاليه . از دربان بپرس
!اينجا نمون. برو پايين
!برو ديگه
. فقط برگرد پايين ، باشه
Cyril!
! صبر کن
تو از دوچرخت افتادي؟
تو ساختمون گم شدي؟ - .يه ذره -
. اين ديگه بهتره
کجات زخمي شده؟ - .پام -
خونريزي ميکنه؟ - .نه -
سرت به جايي خورده؟ - .نه -
.اسمتو بگو
.ما مشاوران اون هستيم ... اون از مدرسه فرار کرده
.به فکر باش. با ما بيا
! صدامو نشنيدي؟ بيا
!بيا بريم دنباله زنه ! با ما بيا
!اينقدر محکم نه ، درد داره
. همين الآن خانمو رها کنيد
! من پيش جاي بابا مي ايستم
. اون رفته
! دوچرخه ي منم اينجاست
. ميتوني منو بگيري ولي نه اينقدر محکم
Cyril بيا ديگه - !نه -
. ميتونم بزارم آپارتمانش رو ببينه
فهميدي دربان (سرايدار) چي گفت؟
.ميريم و محل زندگي باباتو مي بينيم
.معذرت مي خوام
؟Cyril حالا مياي
... Cyril
.مدير ميخواد تو رو ببينه
.بيدار شو. ميدونم که اونجايي
.بقيه دارن صبحانه ميخورن
نمي خواي بلند شي؟
ساعت چنده؟ - .ده دقيقه به نه -
.امروز شنبه است .من ده دقيقه ي ديگه وقت دارم
.مدير ميخواد تو رو ببينه .بايد بري
نميخواي بلند شي؟
.پس بهش ميگم که نميخواي ببينيش
اون زني رو که تو بخش کمک هاي پزشکي بغل کرده بودي يادت مياد؟
.اون اينجاست ، ميخواد باهات حرف بزنه
مي شنوي دارم چي ميگم؟
.دوچرخه ات رو گير آوردم
پدرم رو ديدي؟ - .نه -
چطور پيداش کردي؟
.لباست رو بپوش
چطوري پيداش کردي؟
تو به سرايدار گفته بودي که يه دوچرخه ي .سياه مدل کروم فورکه
. بنابراين منم يه اين مدليشو پيدا کردم
کجا بود؟
يه پسر رو ديدم که اون اطراف داشت سواري مي کرد . منم رفتم و از پدرش اين دوچرخه رو خريدم
خريدي؟
. گفت که پدرت اونو بهش فروخته
. اون يه دروغگوه . اون دزديدش و بعد به تو فروختش
. يا مال من نيست
. اينجاش خراشيده شده. مال منه .اون از پدرم اينو دزديده
چقدر براش پرداخت کردي؟ - .مهم نيست -
. شايد پدرت به پول نياز داشته
. اون هيچوقت نمي فروختش
.از خانم تشکر کن - .ممنونم -
! نگاه کن
!آفرين
.نگاه کن
.خداحافظ - .خداحافظ. ممنون -
الان مياي صبحانه بخوري؟
! مواظب باش ، Cyril
.برگرد ، Cyril
ميتونم آخر هفته ها بيام پيشتون؟
.من بايد از مدير بپرسم
، اون قبول ميکنه . اون به خانواده براي پرورش بچه ها نياز داره
.نه، همينطوري هم براي کار ديرم شده .باهاش تماس ميگيرم ، خداحافظ
. اينو ميگي ولي انجامش نميدي
.انجامش ميدم
.خداحافظ
.من اونو نمي شناسم
. ولي اون گفت که اومده اينجا
. شايد گفته که ميخواد بره کجا
من اونو يادم نمياد . حتي حرفش رو هم يادم نمياد
.بزار رد شم
.اون يه کلاه طلايي داشت. اين بايد يادت بياره
.من يادم نمياد. تمومش کن
.بله
دارم دوچرخه سواري مي کنم
.اطراف محله
.يه پسر سعي کرد که دوچرخه رو بدزده
.شايد اون کسي که ازش خريديد
مويش شه رنگي بود؟
. در هر صورت بگو
. اون نبوده
.يکم ديگه سواري مي کنم ، بعد بر مي گردم
تو با اون بودي؟
.آره يه صبح يکشنبه بود
. اونو يادمه ، ولي نميدونستم که ميخواد بره
.نمي تونم کمکت کنم
.باشه، خداحافظ
تو پسرش هستي؟ - .بله -
نگفت که کجا ميخواد بره؟ - .گفت ، ولي من فراموش کردم -
. اينجا باک موتورسيکلتش رو اينجا پر کرده .يه کلاه طلايي داشت
قديمي نداشت؟ BMW 750 اون يه
.بله ، سبز و زرد
.يه آگهي براي موتورش گذاشت
.اونجاست ، توي پنجره ي مغازه
چه زماني؟
.حدود يک ماه پيش
مي خواست کجا بره؟
چرا بايد به من مي گفت؟
.شايد يه آدرسي چيزي روي آگهي باشه
No comments yet. Be the first to leave one.