50 baris pertama.
حال و احوالت خوبه؟
تو چي؟
يه ذره هم تغيير نكردي
باحالتر شدي؟
قبلا نبودم؟
سرت شلوغه؟
آره
قرار دارم. بايد برم
پس يكم بمون
چرا همش مياي اينجا؟ اگه تهجون ببينتت چي؟
نهبيِ من. بهت خيلي افتخار ميكنم
!نصيحتت برا نيازمند بودن خوب كار ساز بود
وقتي زجرديده به نظر اومدم، تهجون دلداريم داد
نميخوام اون احساسو فراموش كنم، پس دوش نگرفتم
!خداي من! برو دوش بگير
از الان ديگه هميشه از اين اتفاقا ميفته
برنامه بعدي چيه؟
تهجون هنوز يهبوم رو فراموش نكرده
!بايد كاملا كاري كني از ذهنش و قلبش پاك شه
بُكشمش و يه جا دفنش كنم؟
ديونه شدي؟
ميخواي بقيه عمرتو بيفتي گوشه زندون؟
اين چطوره؟
سلول عشقشو دربيارم؟
اون وقت نميتونه هيچ احساسي نسبت به تهجون داشته باشه حتي اگرم ببينتش
باورم نميشه به همچين چيزي فكر كردي
خيلي بدجنس به نظر مياي
!چون هيچ شفقتي تو قلبت نيست
برنامهاتو ديدم
موفق شدي
قبلا آسونتر بود
چرا همونجا وايسادي؟
چته؟
برو
برام يكم ماهي درست كن
گفتم برو
خيلي گشنمه
بعدا. فقط برو
"هي نگو "بعدا
!بعدا نه! الان
سلول عشقم رو گذاشتم بانك
ميفهمم
!گفتم بعدا
!بعدا نه، الان
!خيلي بيرحمي! ظالم
!گفتم برو گم شو
امروز يهبوم رو ديدم
چي؟
!پنج سال اخير خوب بود
!خوب بودم
No comments yet. Be the first to leave one.