153 baris pertama.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
..."آنچه گذشت در"بزرگ کردن کنان
.این کاریه که اون میتونه بکنه
،وقتی توجهم رو میخواد .با زندگیم بازی میکنه
،من حتی یادم نیست که اون شب چه اتفاقی افتاد
.و تو داری با آدم اشتباهی حرف میزنی
.ولی نمیدونم که باید حرفشو باور کنم
،حس میکنم چیزای بیشتری هست که باید بدونم
،ولی هر دفعه که میخوام بگردم عصبی میشه و
.بهم میگه که تو حال خودش بذارمش
!میخوام از خونم بری بیرون
کجا برم؟ .من ی قرون هم ندارم
من به اون داداش استودیو رو میدادم
.که واسهی دوستدخترش میخواست
.میدونم که دارن ی کارایی میکنن
تو اصلا مامان منو یادته؟ - .معلومه -
.توی هارلم زندگی میکنه
.دوبار طلاق گرفته، بچه ای هم نداره
،تو کل زندگیت فکر میکردی دف کان باباته
.ولی نیست
.منم
.اون نمیدونه چی راسته چی دروغ
.ما همین الانشم توی بیزلی و فورتیز کار میکنیم
واقعا لازمه که با جرسیها هم در بیفتیم؟
.داریم کسب و کارمونو توسعه میدیم، رفقا
.درسته
.همه توطئه میچینن
،همه نقشهی خودشونو دارن
،دستورکارشونو
...دسیسهی لعنتی خودشونو
.چون همه دنبال ی برگه ان
!گمشو بیا بیرون
هیچی پاش به نیوآرک نمیرسه
.مگه اینکه سال بوسلی سهمش رو بگیره
.اینطوری زمین لعنتی میچرخه
.اینجا فقط قدرتمندان که زنده میمونن
هنر هر چیزی که بخوای بدونی رو
.بهت میگه
.صراحت. زبردستی
.برای خودشون داستانهایی دارن
.یک هنرمند واقعی به خریدوفروش توجهی نمیکنه، نه
.اونا با بینش و الهامات خودشون سرشون شلوغه
،آره، ولی اگه کسی چیزی که میفروشی رو نخره
.اینطوری تو فقط ی بازنده با یک قلمویی
...و راستی تو هیچکی رو
.با اینطوری حرف زدنت نمیتونی خر کنی
،من میدونم تو کی ای .و میدونم از کجا میای
.فورت گرین توی این لعنتی دیده میشه
.خب، من توی موقعیتهای مختلف، متفاوت حرف میزنم، راک
.توی گالری، من کارتیرم
.توی خیابونا هم، کارتیرم
.فقط اینکه سخت تلاش میکنم
.من باورم نمیشه امروز اومدی پیشم
فکر میکردم که واقعا ازم خوشت نمیاد
.وقتی توی استودیوی لو دیدمت
.اون روز سختی بود واسم
.ولی الان اینجام - .البته -
،میخوام بفهمم کاری که میکنی رو چطوری میکنی
.کاری که کردی رو چطوری کردی
پایین شهر زندگی کردن، نقاشی نگه داشتن
.و طوری حرف زدن انگار که تابستونت رو توی اینکول بودی
تنها محدودیتی که ما داریم
.چیزاییه که خودمون واسه خودمون ایجاد میکنیم
.تو متفاوتی
.تو چیزای متفاوتی رو هم دوست داری
.مثل این چیزای هنری
.نمیفهمم من
.من این چیزا رو دوست ندارم
راک، توی چی توی کسب و کارت داری که خیلی زیاده؟
.مشکل
.نه
من دارم راجع به چیزی حرف میزنم که تو میتونی بهش دست بزنی و نگهش داری
.ولی نمیتونی ازش خلاص شی
.چیزی که همش به خاطر اونه
...چیزی که واسش خیلی کار میکنی
.پول
.پول
.اونقدری دارم که بقیه ازش کش میرن
.مادربهخطا
.تو اینجا پولشویی میکنی
،تو واسهی این چرندیات هنری پول میدی
.میاریشون اینجا و پولت رو میشوری
.خیلی زود میفهمی، راک
.این خصوصیتت رو دوست دارم
.بین چیزای دیگه
.بهم گفتن که خونوادهام اومدن ملاقاتم
تو دیگه کدوم خری ای؟
.کنان
.کنان استارک
.پسر دف کان
بچهی راک؟
!عجب. کنان
،پسر، آخرین باری که دیدمت
.تو ی بچهی کوچولو بودی، پسر، ی نوزاد
.حالا اینقدر بزرگ شدی
.اینقدر گنده شدی
چرا اومدی اینجا، پسر؟
.چون من نمیتونم واست کاری بکنم، کنان
.اصلا چیزی ازم نخواه
.فقط میخوام راجع به پدرم حرف بزنم
.حرف بزن، پس، کاکا
خب، من میخوام بدونم که راجع به من
.چیا میگفته
یعنی، لعنت، اصلا راجع به من حرف هم میزده؟
.تو فقط ی بچهی کوچولو بودی، پسر
.چیزی نبوده که بخواد راجع به تو بگه
...پس
راک گفته دف چی میگفته؟
.قبلا واسم داستان از اینکه چقدر باهوش بوده، تعریف میکرد
.آها
.اینکه چقدر مردم بهش احترام میذاشتن
.درسته
.کل اهالی جنوب شهر تحت کنترل دف بودن، پسر
و اون واقعا پدر منه، درسته؟
چه کوفتی بود الان ازم پرسیدی؟
اون واقعا باباته؟
پس کدوم خری باباته، ها؟
چی، چی، راک بهت گفته که
با یکی دیگه بوده اونموقع؟
.چی. نه، نه، نه
...نه، اینطوری .اینطوری نگفته
.بعضیا چرند میگفتن
،مردم همیشه چرند میگن، کنان
مخصوصا وقتی یکی دوروبر نیست
.که از خودش دفاع کنه
.تو منو یاد دف مینداری
،آره، آره، آره ،چشمات دقیقا مثل مال اونه، پسر
.قلب اونو داری
.و اون هم اگه بود، همچین کاری که تو داری رو میکنی رو میکرد
اون هم دقیقا پامیشد میومد اینجا و توی چشمام زل میزد و
.ازم این سوالا رو میپرسید
.تو دیگه مرد شدی، کنان
،لعنت، موقعی که دف همسن تو بود
،اون داشت مواد توی خیابون میفروخت
،خونهی خودش رو داشت
.جلوی هر کسی وایمیستاد
.وقت تو رسیده، کنان
.درست مثل بابات
.وقت تمومه، استارک
هی، عمو ورننت و
کمیسیونش رو فراموش نکنی ها، باشه؟
.هزینهی سیگار اینجا بالا رفته
میدونستم اونجا رفتن بیشتر از اینکه ارزش داشته باشه
.دردسر سازه
مارو و راک میدونن؟
پس چرا به من زنگ زدی؟ .به اونا زنگ بزن
.بهت که گفتم، من با نیوجرسیها در نمیوفتم
.لو
این شوخیه؟
چی شوخیه؟
کی شوخی میکنه؟
.ای، وای
آخه، باید از هیئت مدیره خلاص میشدم تا
No comments yet. Be the first to leave one.