200 baris pertama.
"پاندورا: زیر بهشت"
...من از صمیم قلب در مقابل مردمم سوگند میخورم
که صادقانه وظایف ریاست جمهوری به جا بیارم
با در نظر گرفتن قانون اساسی دفاع از کشورم
گسترش آزادی و رفاه مردم کشورم
و تلاش در جهت توسعه فرهنگ ملی
"قسمت دوم"
میخوای خواهرت رو ببینی؟
پس کاری که میگم رو انجام بده
چون اگه خواهرت نتونه، تو باید براش کار رو تموم کنی
وگرنه، خواهرت میمیره
نه، لطفا از جون خواهرم بگذرین
به تو بستگی داره، شماره 105
اینا همش برای خواهرته
شماره 105
...من از صمیم قلب در مقابل مردمم سوگند میخورم
رئیس جمهور کو ته سون
این کارو برای خواهرم انجام میدم
همش برای خواهرمه
یالا
!لعنتی
به آقای جو زنگ بزن
بهش بگو اگه اون زنیکه رو گم کنه، همتون به دست من !میمیرین
نونا، خیلی دلم برات تنگ شده بود
چی شده؟
چه اتفاقی افتاد؟
چرا اینجایی؟
فکر کردم توی مدرسه ای، مشغول انجام کارایی که بقیه بچه ها میکنن
چرا شماره 105شدی؟چرا؟
مدیر گفت اگه طبق دستورش عمل نکنم هیچ وقت نمی بینمت
...واسه همین
چرا انقدر طول کشید بیای، نونا؟
میدونی چقدر منتظرت بودم؟میدونی چقدر ترسیده بودم؟
منو ببخش، هاجون
همش تقصیر منه
واقعا روحم هم خبر نداشت
متاسفم، خیلی متاسفم
!هی!اونجا رو بگردین
!اونجا
!گفتم برید نزدیک تر!نزدیک تر
از شرشون خلاص بشین
!نه
اون موقع و الان، این راه نفرت انگیز توی تقدیر منه
من یه آدم ناچیزم که فقط طبق دستوری که بهش بدن عمل میکنه
اگه مادر بهم دستور قتل بده، میکشم !واسه همین به کو ته سون شلیک کردم
!نه
کار تو نبود، تقصیر تو نیست
من انجامش دادم، من کشتمش
فراموش کن اون روز چه اتفاقی افتاد، همشو فراموش کن، باشه؟
چرا برات مهمه که من چطوری زندگی میکنم؟
چرا این حرفو میزنی، هاجون؟
میتونی همه چیزو رها کنی؟
میتونی بقیه عمرت رو، برای جه هیون یا جیو نه
بلکه فقط برای من، زندگی کنی؟
جوابمو بده
میتونی زندگیت به عنوان ته را رو رها کنی تا ما مثل گذشته یه خانواده باشیم؟
اگه این کارو بکنی، منم همه اینا رو رها میکنم
ولی هیچ کس یا هیچ چیزی رو رها نمیکنی
چون منو رها کردی تا از اونا محافظت کنی
پس فقط به ادامه این زندگی باشکوهت تظاهر کن
و سرت به کار خودت باشه
"تماس دریافتی، گنج من"
بله، جیو
مامانی الان داره میاد خونه
باشه، فهمیدم
من انجامش دادم، من کشتمش
فراموش کن اون روز چه اتفاقی افتاد، همشو فراموش کن، باشه؟
بهم بگو، هونگ ته را
تو شماره 50، همون قاتلی هستی که به پدرم شلیک کرد؟
!جوابمو بده
تقصیر رو جای من گردن میگیری، ها؟
توقع داشتی ازت تشکر کنم؟
"اخبار فوری"
چند لحظه قبل، رئیس سونگ جومان گروه مانهو درگذشت
گمان میره که دلیل مرگ، انفارکتوس حاد میوکارد بوده
چی بهت گفتم؟
پلیس میگه قراره کالبدشکافی انجام بشه- شماره 105توی کارش حرف نداره-
وفاداریم رو بهت ثابت کردم، آقای پیو؟
مدرک اینکه هان پول سونگ رو دریافت کرده به دادستانی رسیده
همچین راحت ازش نمیگذرن
چطور جرات میکنن برعلیهت اقدام کنن
باید تقاص گناهاشون رو پس بدن، نه؟
چا پیل سونگ
میتونیم بهش اعتماد کنیم؟
خودت دیدی که چطور به دستوراتم عمل کرد
اگه دستور بدم جونشو میذاره کف دستش و میره توی خطر
لازم نیست نگران باشی، آقا
فکر کنم زیادی به خودت مطمئنی
میدونی که چی میگن، خون از آب غلیظ تره
شماره 105 منو مادر خودش میدونه
پونزده ساله که شرایطی رو براش ایجاد کردم که منو مادر خودش میدونه
این کار اصلا بهت نمیاد
اینکه روی یکی اعتماد کورکورانه داشته باشی
با این وجود، بهرحال برادر ته رائه
ممکنه همین الانشم لغزیده باشه
عصر بخیر، مدیر مادر
کارت عالی بود، آفرین
ممنونم
همه چیز خوب پیش رفت؟گزارش جدیدی داری؟
چیزی نیست، خانم
مراقب باش اطراف پیو چطور رفتار میکنی و حسابی دقت کن
...اون کسیه که قراره برای ما
قدرت زیادی رو فراهم کنه
فقط فکر کن که یه هدیه از خواهرته
ما فقط طی کمپین آقای پیو، هونگ ته را رو زنده نگه میداریم
چه اتفاقی براش میفته؟مثل هونگ یورا میمیره؟
...پیو بالاخره
انگار آقای پیو توی خوندن ذهن بقیه استعداد داره
اگه نمیتونی ازش متنفر باشی، وابستگیت بهش رو مخفی کن
...اگه دوباره ضعیف ببینمت، اون زنیکه شماره 50
کلکش کنده میشه
چطور میتونم باورت کنم، آقای اوم؟
طبق دستورات پدرم مادر جه هیون رو کشتی؟
این کاملا حقیقت داره
پس چرا داری اینو بهم میگی، ها؟
بهم میگی چی کار کنم؟
دست از تحقیق بردارین
اگه با خانم کو بیشتر از این تحقیق کنین، کومجو رو توی خطر میندازین
"شماره 1 کاملا آماده" "ما به هان کیونگ روک اعتماد داریم"
!بسه، عکس نگیرین- !یالا-
چی کار کنیم؟
این اصلا عادلانه نیست
!فقط یه غذا باهاش خوردم، یه غذا
البته، میدونم
ولی خبرنگارها از این قضیه خبردار شدن
این کلی سروصدا به پا میکنه، یه نگاه بندازین
این توی ماشینم بوده؟
من اصلا خبرنداشتم
حتما آدمای رئیس سونگ اینو یواشکی گذاشتن من از کجا میدونستم؟
منو میشناسین، من یه آدم کاملا روراستم
هیچ اتفاقی نیفتاده، اینا همش شایعات بی اساسن
این ماجرا بوی یه افترای سیاسی میده
رئیس سونگ کاملا یه غریبه بوده، اون روز برای اولین بار همو دیدیم
شما بی گناهین، قربان؟- !لطفا مشخص کنین-
قبلا هیچ وقت ندیدینش؟- یه حرفی به ما بزنین-
این قضیه بوداره
همچین تحقیق و بررسی دقیقی تصادفی نیست
واضحه که یه چیزی پشت مرگ رئیس سونگ هست
جانگ کومو درخواست کنفرانس مطبوعاتی کرده
فکر کنم میخواد یه چیزی رو راجع به مرگ مادر مرحوم پیو فاش کنه
به ما کمک میکنه
به محض اینکه توجه عموم به تاریخچه خانوادگی پیو جلب بشه
حمله میکنیم
اینطوره؟
کومجو میتونه اسپانسر جدیدم بشه؟- تبریک میگم، قربان-
...میشه به این نگاه
!از سر راه برید کنار- !آقای هان-
انگار پدر واقعا میخواد بهمون کمک کنه
اگه میخواد کنفرانس مطبوعاتی برگزار کنه
از دیروز عجیب رفتار میکنی
اتفاقی افتاده؟
نه، همه چیز خوبه
میدونم مضطربی ولی باید خودتو کنترل کنی
اوضاع دیگه هیچ وقت بین ما و جه هیون مثل قبل نمیشه
میدونم
"گروه کومجو"
از همتون ممنون که با وجود برنامه کاری شلوغتون به اینجا اومدین
باور دارم که به شما گفتن حقیقت رو بدهکارم
ادعایی که رهبر کی دی پی، هان کیونگ روک داره
یکمی با حقیقت، فرق داره
دکتر کیم سوهه تمام عمرش رو به تحقیق اختصاص داد
و هیچ وقت دنبال جایگاه و مقام نبود
اون هرگز بودجه تحقیقات رو به جیب خودش نزد
برام عمیقا تاسف آمیزه که همچین دکتر حاذقی
قربانی تبلیغات غلط سیاسی شده
الان چی گفت؟
منظورتون اینه که تمام این حرف ها
فقط مانورهای سیاسی آقای هان بوده؟
منظورتون اینه که دکتر کیم به صنایع دارویی کومجو
هیچ صدمه ای وارد نکرده؟
این بیانیه رسمی شما برای حمایت از کاندیدا پیوئه؟
من فقط یه تاجرم و هیچ کاری با مسائل سیاسی ندارم
...من فقط
حقیقت رو به شما گفتم
بریم
!صبر کنین- !یه لحظه، قربان-
!یه حرف دیگه- !لطفا، قربان-
!جناب رئیس- !یه لحظه-
!لطفا صبر کنین- !یه حرف دیگه بزنین-
واقعا که حرف ندارین، پدرجان چطور تونستین اینجوری ما رو دور بزنین؟
احیانا با پیو جه هیون معامله ای کردین؟
مراقب زبونت باش
چطور جرات میکنی اینجا صداتو ببری بالا
این اولین باری بود که ازتون کمک خواستم، پدرجان
حق دارم سوال بپرسم، ندارم؟
!منم جزوی از کومجو ام
ولی تاحالا منو عضو خانواده تون دونستین؟
ازتون که نمیخوام یه داستان دروغ بسازین
فقط میخوام که حقیقت رو بگین
چطور تونستین همه چیزو اینجوری خراب کنین؟
جه هیون چیزی ازت داره؟
!دهنتو ببند
زود از جلو چشمم دور شو
احمق بودم که بهتون اعتماد کردم
دیگه هیچوقت ازتون کمک نمیگیرم
داری چیکار میکنی؟
نمیخوای بری دنبال زنت؟
چرا این کارو کردی؟
چیه؟ تو هم میخوای سرم غر بزنی؟
هیچ پشیمونی ندارم
No comments yet. Be the first to leave one.