200 baris pertama.
♥کافه قانون♥
"لی سونگی"
"لی سه یونگ"
قانون ♥ کافه
...تمامی افراد، سازمان ها، مکان ها و حوادث"
"!در این سریال ساختگی بوده
گروه تولید در طول فیلمبرداری این سریال" "از امنیت حیوانات اطمینان حاصل کردند
!یو ری، چشمات رو بسته نگه دار
!ذهنت رو خالی کن
...مشکلی نیست
!چیزی نیست، یو ری
...توی کافه
...نورونگی
...نورونگی- !میدونم-
میدونم... من حواسم به همه چیز هست
!تو دراز بکش
...فعلا
!تو روی نتنفست تمرکز کن
"پزشکی قانونی"
"کافه حقوق"
...به نظر میاد که اون سگ روی تشک کشته شده و
!بعدش تمام این راه، تا اینجا کشیده شده
ولی این سگی نیست که شما نگهش میداشتین؟
یه جورایی من نگهش میداشتم
...زمین غرق خونه
!ولی دریغ از یه ردپا
...دوربین های مداربسته کافه و ساختمون هم شکسته
!به نظر میاد که اون عوضی، کاملا آماده اومده
...ما به دنبال اثر انگشتاشم میگردیم
...ولی اون عوضیِ دقیق، همچین چیزی از خودش
پس شما بخاظر دقیق بودنش، میخواین بیخیال تحقیق کردن بشین؟
شما الان چی فرمودین؟
...اگه قراره اینجوری به تحقیتون ادامه بدین
پس همین الان پرونده رو به دادستانی تحویل بدین
...شما چی
خدایا، کارآگاه جون
ممنون که این وقت شب، خودتون رو به اینجا رسوندین
...من از دادستانی مرکزی از
!بخش جنایی 3 ام، مامور جونگ مو شیکم
مدیر، چرا تنهایی اینجا اومدی؟
وقتی این وقت شب بهم زنگ زدی فکر کردم میخوای مشروب بزنیم
اصلا فکرشم نمیکردم که !بخاطر یه صحنه جرم نصف شبی، بهم زنگ زده باشی
ممنون که انقدر زحمت کشیدین همه چیز خوبه
بیا بریم- یه دوربین مداربسته پایین اینجا هست-
برین اطراف محله رو بگردین- باشه باباف بیا بریم-
به سختکوشی تون ادامه بدین- پس شما اینجا چیکاره این؟-
بیا بریم- ...اون مردک-
!اگه کارت رو درست انجام بدی، منم قاطی نمیکنم- آره، باشه-
دادستان کیم- !لعنتی-
!اینکه الان با پلیس درگیر بشی، دردی دوا نمیکنه
عصبانیتت رو کنترل کن
خانم کیم
حالتون خوبه؟
چی شد که اینجا اومدین؟ !فکر میکردم که رفتین
آره، خونه رفتم، ولی جونگ هو ازم خواست که بیام
در مورد این قضیه، نگران نباشین
جونگ هو طبقه پایینه و در مورد این موضوع با پلیس صحبت میکنه
...ممکنه که بخاطر شوکی که بهتون وارد شده، نتونین خوب بخوابین
پس منم سعی میکنم که !یه کمکی برسونم
خوبین دیگه؟
...وقتی از خواب بیدار شدم، دیگه بعدازظهر بودش
!کل روز رو توی خونه جونگ هو خوابیده بودم
...من یه لحظه میرم کلانتری
!جایی نری و یکم استراحت کنی
!خانم کیم
وااااای این چیه؟
خانم کیم، حالتون خوبه؟
چیشده؟
!تا حالا صحنه جر ندیده بودم
خدایا- ای وای-
قضیه چیه؟- چی شده؟-
خدایا- چه خبره؟-
حالت خوبه؟
بیا
!ممنونم
!دو دلار و پنجاه سنت میشه
اینجا چه خبر شده؟
!انگار اینجا جنگی چیزی شده
!خدایا، واقعا که
اینجا قبلا رستوران بوده و از 2 طبقه اش استفاده میکردن
...وقتی که رستوران دار از اینجا رفت، مستاجر طبقه اول
!اون دیوار رو ساخت و اون قسمت رو محدود کرد
"برای اجاره"
خدایا. حالا میخوای چیکار کنی؟
تو که تازه کار و بارت رو شروع کرده بودی
آخه این عوضی از کدوم گور اومده؟
هیچی به ذهنت نمیاد؟
من یه وکیلم، پس خیلی ها هستن که ازم کینه دارن
!مطمئنم که پلیس مقصر رو پیدا میکنه
انگار کلی دشمن داره- پس دشمنای زیادی داره-
اینو اونجا پیدا کردم
چیزی گم نشده؟
!فکر نمیکنم
...هی، یو ری
عـــه برگشتی. پلیس چی گفت؟
گفتم جایی نرو و توی خونه ام بمون
آخه چرا سرم داد میزنی؟
...من تمیزش میکنم
برو بالا و یکم استراحت کن
چرا تو اینجا رو تمیز کنی؟ اینجا کافه منه ها
...راستی
!ببخشید که دیشب خونه تو موندم
...ولی قول میدم که آخرین باره
!دیگه واقعا واقعا مزاحمت نمیشم
...تا وقتی که مجرم دستگیر میشه
!یه چند روز دیگه خونه من بمون
!اینجوری که خیلی ناجور میشه
و تو میخوای کجا بمونی؟
...روی زمین یا کنار در میخوابم
...فقط همینجا بمون
!به هر حال که جای دیگه ای برای رفتن نداری
...هی... حتی با همه اینام
...چطور میشه که من و تو
توی یه اتاق بمونیم؟
ما که نمیدونیم اون عوضی !میخواد جات رو پیدا کنه و بهت صدمه بزنه، یا نه
چطور میتونم تنهات بذارم؟
!خودت گفتی که اسباب مزاحمت نشم
...خودم حواسم هست، پس
چیزی ه باعث آزار و مزاحمتم میشه !نگران تو بودنه
کی ازت خواست نگران من باشی؟
...بعدشم گفتی که یه مرد و یه زن نباید نوشیدنی بخورن
نصف شبی، منو از خونه ات بیرون انداختی ها
الان میگی اونجا بخوابم؟
یعنی الان این موضوع اصلا باعث نگرانی تو نمیشه؟
!معلومه که نمیشه
...من و تو
!خب، مثل خانواده میمونیم
مثل یه برادر و خواهریم
نه- نه-
یه برادر و چی؟
...یعنی اونقدری بهم نزدیک نیستیم که
بگیم مثل یه خانواده ایم؟
گفتی خانواده؟
آره خانواده
خانـــــواده؟
!خانواده ات، به یه ورم
باشه بابا اونجا میخوابم، میام ور دلت میخوابم
!من که یه بار اونجا خوابیدم، بازم میخوابم
...پس چرا ما
...خواهر و برادر روی یه تخت و
زیر یه پتو هم نخوابیم؟
اصلا بیا روی یه تخت بخوابیم و از یه پتو هم استفاده کنیم
مامان- ...ای دختره ی-
الان داشتی چی میگفتی؟
!تو که حتی ازدواجم نکردی، گیس بریده
روی یه تخت، و زیر یه پتو؟
!بیا اینجا ببینم
خانم- !اگه بگیرمتا-
!بیا اینجا ببینم- نه-
مامان اینطور که فکر میکنی نیستا !بعدشم اول اون گفت که اونجا بخوابم
...به هر حال، دوره زمونه الانم اینجوریه که
!آدما فقط بعد از ازدواج با هم نمیخوابن
بیا اینجا زوووود
!فقط کشتمتا
برگرد اینجا
بیا ببینم
بیا اینجا- مامان-
!تو
خانم- بیا اینجا-
!ولم کن
برگرد اینجا ببینم- لطفا آروم باشین-
خدایا- بیا اینجا یالا-
"کافه قانون"
!جونگ هو، تو
مسئولیت یو ری ما رو به عهده میگیری؟
منظورتون چیه، خانم؟
مسئول اون شمایین
!جونگ هو، هنوزم مثل همیشه خیلی شوخی ها
به پای زیبایی همیشگی شما نمیرسه که !زمان براش مفهومی نداره
!نگاش کنا
جونگ هو، هنوزم توی زن ها سلیقه خوبی داری
ممنونم
شنیدم که تو صاحب ملکشی
میدونم که شما دوستین ...ولی اگه بذاری خونه ات بمونه
ممکنه اتفاقای دیگه ای هم بیفته
!که البته من خوشحالم میشم
!خودت ببین چی داری میگی
...میفهمم که چه حسی دارین
ولی میدونین که بین ما همچین چیزی نیست
...دیروز
!وقتی پیش نیومد که اونو برگردونم خونه
درسته. این دیگه چه بلایی بودش؟
خدایا، بسه دیگه
میز خیلی وقته که پر شده
ما که نمیتونیم همشو تموم کنیم
...دخترم بالاخره بعد از مدت ها به خونه سر زده
!پس بذار هر غذایی که میخوام، سر میز بیارم
من اومدم- اومدی؟-
اومدین؟
هی، یو ری
حالتون خوب بوده؟
...حدود 14، 15 سال از وقتی که
!اونا زندگی مشترکشون رو شروع کردن، میگذره
ناپدری من مرد فوق العاده ایه
از وقتی که دانشگاهی بودم، توی یه خوابگاه بیرون از خونه زندگی میکردم
بخاطر همینم وقتی همدیگه رو میبینیم همه چیز ...فقط یکمــــــی
!ناجور میشه
کِی میخوای به جای اینکه کل شب رو بازی کنی، یکم درس بخونی، بچه؟
!اصلا موندم که این بچه به کی رفته
!خب البته معلومه که به تو رفته
No comments yet. Be the first to leave one.