200 baris pertama.
سلام
ببخشید، حسش رو ندارم
حسش رو نداری سلام کنی؟
من "سلام"هات رو میشناسم، عزیزم
و این یکی داشت برام یه لیوان شراب پر میکرد
،خب، چند روزی گذشته و فکر کنم به زیاد بودنش
شدتش و شهوت خالص از مرگ برگشتهات عادت کردم
اونقدرها هم جنونآمیز نبوده
عزیزم، ما توی دستشویی فروشگاه تارگت سکس کردیم چون تابلوشون حشریت کرده بود
واضحه طوری طراحی شده تا شبیه چوچوله به نظر بیاد
فقط حس میکنم یکم انرژیم کم شده
شاید باید آدمهایی رو بخورم که آهن بیشتری توی رژیم غذاییشون مصرف میکنن
اشکالی نداره. لازم نیست هر روز یه میز پر از پوشک بچه رو بشکنیم
چطوره پاهات رو ماساژ بدم؟ لازم نیست کار دیگهای بکنیم
...آه
باید کیک شکلاتی بپزم - الان؟ ساعت 1 نصف شبه -
،باید فردا یه سر به لیسا بزنیم تا مردم مشکوک نشن
و هیچی مثل یه بشقاب کیک شکلاتی تازه
"نمیگه: "ما شوهرت رو نکشتیم
میشه حداقل واسه همدیگه بخوریم؟
یه چیزی بهم بده خب
زیرنویس از آرمان اسدی .: Arman333 :.
خب دن هنوز رسماً گمشده حساب میشه
ولی احتمالاً باید با این واقعیت روبرو بشم که اون هیچوقت برنمیگرده
خیلی وحشتناکه - خیلی متاسفیم -
میتونم یه کیک شکلاتی بخورم؟ - البته -
یکم برام آسونتر شده حالا که فهمیدم دن پلیس فاسد بود
و صد هزار دلار قایم کرده بود در حالی که
من با کیف تقلبی 40 دلاری اینور و اونور میرفتم
بیخیال، اون تقلبی بود؟ - واسه همین وقتی بارون میبارید نمیتونستم برش دارم -
به نظر میاد همه دارم به خوبی با عزا کنار میان - وقت کبابه -
اوه، سلام. نمیدونستم مهمون داریم - اوه، تویی -
اینجایی. چه عالی
جول، شیلا، همکار دن رو یادتونه، آن
تو چند روز گذشته خیلی به من و اریک کمک کرده
به نظرم این چیزی بود که دن میخواست - برام مثل تکیهگاهه -
واو - آهان -
شما شیشلیک نمیخواین؟
نه، مرسی، ما کباب دوست نداریم
فقط اومدیم حال لیسا رو بپرسیم
و حالا که این کار رو کردیم، برمیگردیم به خونهامون تا تلویزیون نگاه کنیم
راجعبه اون یارو لوکی بهشون گفتی؟
اون یارو لوکی؟
فکر میکردیم دن یه موادفروش به اسم لوکی رو کشته
آپارتمانش رو به هم ریخته و خونآلود پیدا کردیم
ولی معلوم شد که یارو نمرده
همم
!همم
!همم
هیچی مثل یه گوجهی تازه و آبدار نمیشه - آن توی باغچهاش گوجه میکاره -
فکر میکردم امسال خیلی خشک باشن
گوجه. دیگه چه کاری مونده که نتونن انجام بدن؟
رای بدن؟ رانندگی کنن؟ نمیدونم. ولی لوکی؟
آهان، توی مسافرخونهی استارلایت بود
میگفت یه زوج سعی داشتن گازش بگیرن
به احتمال زیاد مواد بدی کشیده بود چون همه جا هم پر از استفراغ بود
پس دن دو نفر رو نکشته
فقط یه نفر رو کشته و 100 هزار دلار پول داشت
اونوقت بهم میگفت پول نداریم ماهی یه بار نظافتچی بیاریم
دقیقاً چقدر استفراغ کرده بود، آن؟
استفراغ خیلی زیادی بود
.همهامون فکر کردی مرده ولی فرداش، رفت
این سوال عجیبیه، ولی به طور اتفاقی
یه چیزی شبیه یه توپ کوچیک قرمز پیدا نکردین؟
نه
فقط این توپ متوسط قرمز رو پیدا کردیم
خدای من
به نظر من این کوچیک حساب میشه، استر - شاید. من دستهای کوچیکی دارم -
بازم - چیز دیگهای جا نذاشته؟ -
دفترچه. سایزش رو حدس نمیزنم
این متوسط حساب میشه
نگاه کن - "باید کشت" -
وای خدا. ما با اینکه آدمهای خوبی هستیم تا حالا سه نفر رو کشتیم
میتونی تصور کنی یه شخص از مرگ برگشته
که از قبل قاتل بود چیکار میکنه؟
.و همهاش تقصیر ماست - ما خیلی آشغالیم -
باید جلوش رو بگیریم
به نظرم وسایل زیادی خریدیم
.ما تا حالا یه آدم مرده رو نکشتیم نمیدونستم واسه این چطوری خرید کنم
میتونی با این شروع کنی که طرف راهروی لوازم آرایشی نری
برس لازم داشتم خب
دلم میخواد شده یه بار فقط با چیزهایی که تو لیست بوده از مغازه بیام خونه
یادم نمیاد ست مانیکور مردانه تو لیستمون بوده باشه
حالا دیگه لازم نیست مال تو رو قرض بگیرم
ببین، بعد از اینکه برس رو خریدی کل سیستم به هم ریخت
من فقط هرج و مرج رو پذیرفتم
قشنگ شد
این کلاه من رو شبیه "اِج" کرده؟
.نه. وایسا، آره کدوم رو میخوای بشنوی؟
خب، میذارمش - محشر شدی -
به نظرت بهتره یه اسلحه بگیریم؟
،از نظر آماری، اگه اسلحه داشتیم
2.7برابر احتمال صدمه زدن به خودمون بیشتر از روکی بود
حقمونه داشته باشیم
به نظرم با یخ خردکن و اون چیزِ که هم چکش و هم چاقوـه
،و ناخنهای خوشگلت قراره کار رو به انجام برسونیم
چه کاری رو به انجام برسونین؟
:همون کاری که هر روز انجام میدیم فروش خونه
توی محلهی بدیه
سوال بزرگتر اینه که چرا تو مدرسه نیستی؟
چون یه خونه رو توی محلهی بد میفروشم
دیدین این بهونه چقدر ضایع هستش؟
گفته بودیم قراره باهمدیگه روراست باشیم، خب؟
.من زنگ آخر کلاس نداشتم نوبت شماست
عزیزم، ما قرار نیست دیگه بهت دروغ بگیم
ولی با روراست بودن قرار نیست تو رو توی کاری قاطی کنیم
که من ممکنه به خاطرش شبیه اِج شده باشم
نظری روی تیپم نداری؟
.آره. برش دار من رو هم با خودتون ببرین
معلومه که میخواین باحالترین کاری
که تا حالا کسی توی خانواده انجام داده رو بکنین - تو قرار نیست بیای -
و ما باهمدیگه سوار جتپک آبی شدیم و اون خیلی باحال بود
و تو تونستی دوبار سوار شی و من فقط یه بار سوار شدم
با اینکه فکر من بودش
این مزخرفه. ایدهی جتپک هم فکر تو نبود
اون دلال معاملات ملکی بلیطهاش رو بهت داد چون خودش واسه پرواز کردن زیادی چاق بود
اشتباه کردیم؟
ما به عنوان پدر و مادر اشتباههای زیادی کردیم ولی هیچوقت قرار نیست بچهامون رو پیش یه قاتل ببریم
به نظرم بهتره روی این قضیه محکم رفتار کنیم
کلاه رو درآوردم
سلام. از دیدن سهگانهی ماتریکس اومدیم
لوکی قراره یه نفر رو جلوی این همه آدم بکشه؟
اون کاملاً از کنترل خارج شده
جول؟
لوکی؟
صد در صد وسایل زیادی خریدیم
.مال بابامه میخوام تعمیرش کنم و برونمش
چرا باید فقط پدر و مادرم کارهای باحال بکنن؟
منظورت کشتن آدمهاست؟ - فقط آدمهای بد رو میکشن -
.یالا. یکی از چرخها گیر کرده یه کمکی بکن
کجا میبریمش؟
یه کارگاه غیرقانونی اوراق اتومبیل دو خیابون پایینتره
کارگاه اوراق ماشین؟ اونا موتور رو اوراق میکنن تعمیر که نمیکنن
وقتی میترسی بامزه میشی
خب، خیلی چیزها میشه از این حرفت برداشت کرد
حتماً، جیگر، میتونم براتون تعمیرش کنم
.در ازاش پول، مواد یا کون قبول میکنم البته خودم پول و مواد دارم
رفیق، من 16 سالمه - آره، منم همینطور -
کی خواست تو رو بکنه، کون گهی
متوجهم
.ببین، من 400 دلار دارم تا کِی میتونی درستش کنی؟
فردا - خیلی هم خوب -
در ازای 1200 تا - 1200تا؟ -
.این پول دو سال پرستاری بچهاس که جمع کردم همهاش همین رو دارم
خیلی متاسفم. معلومه که مشکلاتت به تخمم نیست
گندش بزنن - شاید من بتونم کمک کنم -
چی... ؟
اونو از کجا آوردی؟ - اینو میگی؟ -
از پولهایی که ناپدریم قایم کرده برداشتم
و همینجوری همراهت داشتی و منتظر یمان خوبی بودی تا درش بیاری؟
خب، دیشب تو بستنیفروشی به دخترِ 89 دلار انعام دادم
.ولی هیچکدومتون نگاه نکردین پس... شاید من بتونم کمک کنم
تمام دنیام توی اون مسافرخونه تغییر کرد
انگار هر چیزی که منو عقب نگه میداشت رو دور ریختم
...و بیدار شدم و انرژی جدید و
.تمرکز؟ این دقیقاً همون چیزی بود که من حس میکردم میتونی بخوابی؟
به سختی - منم همینطور -
درد هم حس میکنی؟
هیچوقت. یه کندوی زنبور رو از حیاطمون بیرون انداختم
یه ساعت به خورشید خیره شدم
یه بطری خوردم تا یکم مست بیرون پارک رانندگی کنم
جداً؟ کِی؟ - پنجشنبه -
باورم نمیشه میخواستیم چاقو رو تو مغزت فرو کنیم
ما چیزهای مشترک زیادی داریم
یه سوالی دارم
توی دفترچهات نوشته بودی امشب ساعت هشت باید بکشی
نقشه داشتی کی رو بکشی، لوکی؟
همه رو - یا خدا -
با موسیقیم
چیزی که میخواستم توی اجرام اتفاق بیفته رو داشتم واقعگرایانه میکردم
.و جواب هم داد یه زوج از چتسورث یه سیدی خریدن
چقدر عالی. منم یکی میخوام
لوکی: خیلی زندهاس" خوشم اومد"
یکم طعنهآمیزه، ولی طعنهاش برای شنوندههای خاصه
19دلار، یکم گرون به نظر میاد
و فقط هفت تا آهنگه و یکیش معرفیه، پس شش تاست
شگفت انگیز نیست که برگشتن از مرگ
ما رو آزاد کرده تا کسی که میخوایم باشیم؟
آره! همیشه به موسیقی علاقه داشتم
،ولی اعتماد به نفس نداشتم واسه همین به جاش طرف خشونت رفتم
مثل یه قطره شبنم که لبهی چمن رو به آغوش میکشه
یه لحظه وایسا
"مثل یه قطره شبنم که لبهی چمن رو به آغوش میکشه"
خوبه
واقعاً؟ خوشت اومد؟ این استعاره یکم آشنا به نظر میاد
.به نظرم زیباست لبهی چمن. لبه؟ خشونت
پیچیدگی که توی آشنا بودنشه باعث میشه خیلی عمیق باشه
پس نظرمون یکی نیست
پس برنامه داری کی رو بخوری، لوکی؟ چون داری آدمها رو میکشی، درسته؟
فقط خوندن و رقصیدن نیست - با گروه قبلیم معامله کردم -
اگه بذارن برم، هروقت خواستن از شر یه جنازه خلاص بشن
میذارنش توی ون من توی پارکینگ شهربازی
راستی، این سومین اتفاق بدیه
که توی اون پارکینگ اتفاق میافته
هی، شما هم باید بعضیوقتها واسه خوردن بهم ملحق بشین
راستش، جول آدمها رو نمیخوره
اون یکی از ما نیست
اوه. عیبی نداره
واقعاً؟ چون حس میکنم دارین در موردم بد قضاوت میکنین
عزیزم، میشه میز حساب کنی تا بتونیم بریم؟
No comments yet. Be the first to leave one.