Hotel King

Hotel King (호텔킹)

Muat Turun Sari Kata Farsi Persian

Specials

Maklumat siaran

Hotel King E05 2014
Ulasan oleh niloo1991
ترجمه و زیرنویس: نیلوفر

Tag

other
Diterbitkan pada: 2014-05-02
Muat Turun: 30
Masalah Pendengaran: Yes

Pratonton sari kata Farsi Persian

200 baris pertama.

قسمت پنجم

،فراموش نکن

.من صاحبتم

بهش دارویی دادی که نباید می خورده؟

به دستور لی جونگ گو؟

.باید جلوی مونه رو بگیری

،لی جونگ گو هر اتفاقی هم که بیوفته

.کسی نیست که تنهایی بمیره

.و تو اینُ خیلی خوب می دونی

!چی کار می کنی؟ ولم کن

چی...الان دیگه چه حقه ای تو سرته؟

.اشتباه می کنید

چی؟

.رییس گل های وحشی کنار باغچه رو ترجیح می دادن

.درست مثل شما

فکر می کنی من نمی دونم بابام چه گل هایی دوست داشته؟

.هوای شب هنوز خیلی سرده

.لطفا همین الان برید داخل

...من

.به تو نمی بازم

اون دیگه چی بود؟

اون دقیقا می خواد چی کار کنه؟

.ایش

،پس

پرنس کجا رفته؟

.مطمئنا موقع شام اینجا بود

اما وقتی اومدم قبل از خواب درها .رو چک کنم، فقط افسارش مونده بود

.چون خیلی قویه شاید افسارش رو پاره کرده و فرار کرده

الان داری چی بهم می بافی؟

.معذرت می خوام. الان می رم پیداش می کنم

!چه احمق بی مصرفی

چیه؟

.پرنس، تو

.حالا، حالا

چرا اومدی اینجا؟

.از ملاقات با دکتر مون اومدم

دلیل واقعیت برای آوردن من به اینجا این بود

که ازم استفاده کنی بابای خودمُ شکنجه کنم

و بکشم؟

.سوء تفاهم شده

،نمی دونم کجا و چی شنیدی

.اما همه چیزُ فراموش کن

.تو باید حرف منُ باور کنی

،منشی ای که درست بعد از فوت بابام استعفا داد

.الان یه مهمونخونه ی شیک توی جیجو داره

،اون کسیه که بیشتر از 10 سال به رییس خدمت کرد

اشتباه بود که براش جبران بشه؟

این هزینه ی این نبود که برای مدت طولانی داروهای اونُ مدیریت می کرده؟

تا شما بتونید رییس رو بکشید؟

داری می گی دارو دادن به یه مریض

جرمه؟

!شما اونُ مریض کردید

،در نهایت

.همونطور که می خواستید دیوونه اش کردید

.اونطوری چیزی طی کالبد شکافی مشخص نمی شد

...خودت شخصا خفه اش نکردی، اما

...در آخر کسی که کشتش

.تو بودی

حتی اگه

چزی که گفتی حقیقت داشته باشه

.تو نمی تونی از من دوری کنی

روزی که برم اداره ی پلیس

اختلاس، فرار از مالیات، درآمدهای غیر قانونی

.و خیلی اتهاماتی که علیهت هستن، هم دنبال من میان

،چشم هات هیچ وقت، حتی یه بار

.هم منُ صادقانه باور نکرد

شکایت بیخودی نکن. کسی تو رو فریب .نداده، خودت خواستی خودتُ فریب بدی

.تو می خواستی این هتلُ به چنگ بیاری

،اگه هنوزم می خوای به همون دنیای آشغالدونی برگردی

.خوشحال می شم کمکت کنم

.من دوسِت دارم جیدِن

شما

.یه چیزی رو فراموش کردید

،اگه من برگردم به زمان جِیدن بودنم

،چیزی ندارم که از دست بدم

.یا ازش بترسم

...اما برای شما هم

همینطوره؟

لی دابه

.مدیر ارشد، من پایین پله هام

مطمئنید بابام خواسته بیام اینجا؟

.اوه، ترسوندیم

.حوصله ندارم باهات حرف بزنم

.پس برو

...بیشتر از دو ساعت توی باغ بودید، به همین خاطر

فکر کردم براتون بهتره که قبل از خواب یه مقدار .چای داغ بخورید، واسه همین ترتیبش رو دادم

.تو درست مثل مزاحم ها می مونی

اگه حواست به من نباشه چا جه وان شلاقت می زنه؟

...از اونهایی نیستی که کتک بخوری

می دونید فردا جلسه ی هیئت مدیره است، درسته؟

.الکی نچرخید و زود برید بخوابید

...اون واقعا

.می دونم. چون می دونم دارم این کارُ می کنم

.بابام واقعا عجیبه

.اون یه کم پیش با من توی خونه بود

.باشه، صبر می کنم

.همه چیز ضبط شده

،اگه دابه در مورد "مهربون ترین بابای دنیا"ش بدونه

خیلی شکه می شه، اینطور نیست؟

...تو...تو جرات می کنی

،نه، نه

،تو نمی تونی کاری به دابه داشته باشی

،هیچ وقت نمی تونی کاری به دابه داشته باشی

،فردا

.من تو رو رییس می کنم

...معذرت می خوام، پس

...فعلا بذار دابه رو بفرستیم بره

.خیلی دیر شده

!جِیدِن

گفتی اون هتل، بهشت بود، درسته؟

...برای منم، اینجا تنها بهشته

...مایه ی آرامشه

.که می تونم اینجا بمیرم

...نمایشی که 20 سال برام بازی کردی

کافی نبود؟

،اینکه دخترم بدونه من یه قاتلم

.مثل زندگی توی جهنمه

.خوب زندگی کن، جِیدن

.ولم کن

!ولم کن

!ولم کن! ولم کن

.جِیدن

با من نمیای؟

،نه

!ولت می کنم

.بمیر

!بمیر

.اوه پام

.باور نمی کنی

.اما این حقیقت داره که من سیِل رو دوست داشتم

.من رییس آه رو نکشتم

تو ممکنه بخوای از روی عذاب وجدان ،هتل رو دو دستی تقدیم مونه کنی

.نه

مونه فقط می تونه مثل باباش

.به عنوان یه آدم دیوونه بمیره

.دهنت رو ببند

،از الان به بعد، اگه می خوای زنده بمونی .دهنتُ ببند و مثل یه مرده زندگی کن

...اگه نمی خوای دابه بفهمه باباش یه قاتله

.باید کمکم می کرد

.اون عوضی خودخواه

اینها دیگه چیَن؟

...اعتماد، وقار، عقل

باید با تغییر قیافه اتون این حقیقت که شما این سه فاکتور رو ندارید، پنهان کنیم

عقل؟

!خانم! من باهوش و باوقارم

...تو ممکنه ندونی، اما من دانشگاه نیویورک می رفتم

.اینها لباسهایی هستن که توی جلسه ی هیئت مدیره می پوشید

،خانم، من نمی تونم اینها رو بپوشم به نظر می رسه نمی دونی اما

لباسهای من شامل لباس های با تعداد .محدود از معروفترین برندهای جهانی هستن

دارم می گم اینها لباس های طراحهای مشهورین که .تو حتی نمی تونی با درآمد یه سالت هم بخریشون

.من خانم نیستم، مدیر بک هستم

.این مدل لعنتی حرف زدنتون رو عوض کنید

الان گفتید "لعنتی"؟

می خواید همه چیزُ ول کنید؟

.برای یه رییس، لباس هم بخشی از استراتژی تجاریشه

از الان به بعد، مضمون پوششتون برای مراسم .رسمی باید وقار، اعتماد و مقاومت باشه

شما باید ظاهر ساده ای انتخاب .کنید که شامل حداقل تزئینات می شه

.باشه

.هر کاری بخوای می کنم

.4ساعت تا جلسه ی هیئت مدیره وقت دارید

.وقت ندارید، پس سریع حفظش کنید

همه ی اینها توی 4 ساعت؟

.شما روی اتاق کنفرانس می بینم

...آه...این

اینها چین؟ اینها کلمه اند؟

وارونه است؟

فکر نمی کنی این یه کم برای هدیه ی فارغ التحصیلی دبیرستان زیاد باشه؟

.این سنگ تولدته

!شکی درش نیست، بابای من توی دنیا بهترینه

،بوکسون

معنی سنگ اِمرالد رو می دونی؟

چیه؟

.خوشحالی

،حالا که تو یه بزرگسال شدی

.با کلی لحظات تصمیم گیری مواجه می شی

هر وقت این اتفاق افتاد، باید .خوشحالی" فاکتور اصلی انتخابت باشه"

اگه برای بدست آوردن چیزی باید رنج می کشیدی، بی خیالش شو

. و پیدا کردن خوشحالی می تونه انتخاب بهتری باشه

.اینُ فراموش نکن دخترم

.من سعی دارم خوشحال باشم

.برام آرزوی موفقیت کن بابا

دوشیزه مو نه رییس می شه؟

.امکان نداره...معاون رییس می شه

یون داجونگ، تنها کاری که ما باید بکنیم اینه که .هر کسی هم رییس بشه، کارمون رو خوب انجام بدیم

...ایش

مگه من چه اشتباهی کردم؟

،جونگ هیون، من، مدیر جانگ هو ایل .فکر می کنم این بار اشتباه می کنی

اگه دوشیزه مونه رییس بشه، کی بیشتر از همه منفعت می بره؟

.سون وو هیون، مرد شاهزاده خانم

.تو خیلی تیزی

پس فکر می کنید عاقلانه باشه که ما کارمونُ ادامه بدیم؟

.نه. قطعا اینطور نیست

.ما هم باید خوشحال باشیم و ازش سود ببریم. زندگی همینه

،بنابراین، من، مدیر جانگ هو ایل

صادقانه و خالصانه برای خانم آرزو .می کنم که روی صندلی ریاست بشینن

.آمین. سلام بر خدایان

شایعات که وو هیون رییس آینده رو دوست داره، توسط شما همه جا پخش شده، درسته؟

.آه، یه نفرم توی این هتل نیست که اینُ ندونه

.باید خبرهای خوبُ پخش کرد. ما همه از یه دنیاییم

صبر کن. اون عوضی های آشغال دارن چی کار می کنن که جلوی سون ووهیون وایسادن؟

More Farsi Persian subtitles for Hotel King

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left