200 baris pertama.
بدن مسیح بدن مسیح
نه... اون نیست
هر دومون میدونیم این تنها راه برای رسیدن به پسرهست
بیا تو
کلانتر برای سهمش اومده
ساعت چنده؟
تقریبا غروبه
تموم روز رو خواب بودی
باید برم نه
ولم کن... من نباید اینجا باشم
اصلا نباید میومدم اینجا تو خیلی خسته بودی
نگران خواب هات بودی
اون اتفاق افتاد اون یه گناهـه
هیچکس به من نمیتونه بگه تو تختم چیکار کنم
حتى خدا به من دست نزن
نگرانش نباش
بیا... این لباسها رو ببر پیش لایلا تا درستشون کنه
من دیگه اون کارو نکردم اصلاً خنده دار نیست
چیه؟
اون چطوری رفته اون تو
باید اونجا باشه
کرمه
مکزیکیها میگن...
اگه اونو بخوری
بهت قدرت جادویی میده
البته تو اون قدرت جادویی رو داری
من ندارم. مامانم داره
جادوی اون زیاد هم قوی نیست
تا حالا ندیدم اشتباه بکنه
اون هر چی تو کارتها میبینه درسته
اما اون گفت که ما از اینجا میریم
اون یه مورد رو اشتباه کرده
اره
میدونی تو منو یاد کی میندازی؟
کترین هیرن
دیوونه ای
نه جدی میگم
مثل تو فیلم نیلوفر
اون خیلی قویه
نمیخوام حرفهای عجیب بزنم
مرسی منظورم اون نبود
چی؟ عجیب غریب؟
خواب اور
بیا... اخرش رو تموم کن
فکر کنم حالم داره بد میشه
برای جشن اومدی آقا؟
جشن؟
اونا چی رو دارن جشن میگیرن؟ بازگشت روح ها
به لامورته
به سلامتی اون میخوریم
اون تو رو میترسونه؟
من ادم مرده هم دیدم
من پول ندارم
چیه؟ بهشون بگو هیچی ندارم
اونا میدونن پس چشون شده؟
دارن گریه میکنن
چرا؟ برای غم تو
حتی مرده هم باید غذا بخوره
امین
زانو بزن پسرم
آخرین بار کی اعتراف کردی؟
تا حالا این کارو نکردم
آیا حاضری گناهانت رو اعتراف کنی تا بخشیده بشی؟
توسط تو؟
به فرمان خدا
اون نمیتونه درستش کنه
من یه ادم رو گشتم
بله
و با زنی که باهاش ازدواج نکردم کار بدی کردم
من دروغ گفتم
دزدی کردم
ادامه بده
گذاشتم اون بمیره
مادرت خودش خواست بمیره
تو کی هستی؟
یکشنبه گذشته من یه چیزی دیدم
یه چیزی که نمیتونم توضیحش بدم
منظورت چیه؟
وقتی رو پیشونیش علامت صلیب رو کشیدم
اب مقدس تبدیل به خون شد
خون؟ حتما اشتباه میکنی
من پیر هستم ایریس
اما احمق نیستم مطمئنم چی دیدم
شاید نور افتاده یا خسته بودی
وقتشه با حقیقت رو برو بشیم
شاید اون تحت تاثیر یه چیز خطرناکه
من میدونم اون خادم خداست
من هر جفتتون رو تو کلیسا بزرگ کردم
ایریس
انجیل میگه یک سری از شیاطین میتونن وارد بدن انسان ها بشن
شیاطین؟ اونا روح هستند
این امکانش هست منظورت جن گیریه؟
این دیوانگیه
خودت میدونی که اینجوری نیست تنها دلیلش این میتونه باشه
مواظب باش چی داری میگی نورمن
چه سورپرایزی جاستین
متاسفانه میخواستم برم
بین خودمون بمونه
اگه دیر برم بدون من شروع میکنن
فیلکس... برو یکم شکر برام بیار
خودت برو شکر بیار
اگه جای تو بودم یکم مهربون میبودم حالا که نیستی
البته همون بهتر که مثل اون نیستی
اون زن کیه؟ رییس کارناواله؟
فکر میکنه هست
الان بخندین اما اوضاع عوض میشه
مخصوصا حالا که سمسون تو کامیون میخوابه
دیگه کافیه سمسون هنوز رییس اینجاست
رییس جدید به زودی معلوم میشه
خفه شو لایلا کسی درباره رئیس جدید حرفی نزده
عزیزم... صبر کن تا ببینی به زودی همه چیز معلوم میشه
عمراً همچین اتفاقی بیفته
دیگه کم مونده به کور رییس ما بشه
اون داره با مدیر کار میکنه
برام مهم نیست کی کجا میخوابه من برای سمسون کار میکنم
شما هر کاری میخواین میتونین بکنین فقط خواستم بهتون بگم
تا یه دفعه جا نخورین
به همه خوش میگذره؟
داری شایعه پراکنی میکنی؟
دیگه حرفهاتون رو تموم کنید کار داریم
درود بر رییس
صبح بخیر مادر
فکر کردی دیشب خیلی بامزه بودی؟
خودت میدونی منظورم چیه بحث رو عوض نکن
اون کرم رو که تکون دادی خیلی کار جالبی بود
گفتم چطوره یکم موهات رو کوتاه کنی
الان سال 1934 هست و دیگه موی بلند مد نیست
باید یکم تابع مد باشی
خب... یه کم درباره این تجاوز بهم بگو
چون خیلی دربارش فکر کردم
تجاوز بود... اره؟
خودت گفتی
اما فقط داستان رو از زبون تو شنیدم
اما مادر تو از من بدت میاد
اشکالی نداره چون من دوست دارم
فکر نکنم به اون بشه گفت رقص
مگه چشه؟ مثل سگها خودت رو تکون میدی
چی؟
بدون ریتم می رقصی
بدون تکنیک
نمیدونم چرا استامپی آوردت اینجا
مادرم بعضی وقتها خیلی عوضی میشه
بذار یه کم یادت بدم
این کارو بکن
بدش من
مرسی کلیتون
خوشگله... مگه نه؟
زیاد بد نیست خیلی طول کشید تا بفهمم
اگه به خاطر تو نبود هنوزم نمیفهمیدم چرا
تو منو بیدار کردی بهت مدیونم
موضوع اینه که حالا که من آمادگیش رو دارم...
اون اماده نیست
برای چی؟
دیشب ما یکم...
به هم نزدیک شدیم
و یه اتفاقایی داشت میفتاد اما اون رفت
عجیبه... نگفت چرا؟
گفت میخواد اروم پیش بره
بعضی وقتها اروم خیلی بهتره واقعا؟
نمیشه هر چیزی رو به زور به دست آورد
شاید پای یکی دیگه وسط باشه
اما تو گفتی که خیلی خوش شانسم که اون رو دارم
درسته حق با تو بود
موضوع اینه که...
اون یه بار قلبم رو شکسته
تو این زندگی به هیچ چیز نمیشه اعتماد کرد
اما تو تجربه ات بیشتره
بهتر میدونی
به نظرت میتونم بهش اعتماد کنم؟
اره میتونی
گفتی باید به اطرافیانم اعتماد کنم
باشه... میخوام به تو اعتماد کنم
من همیشه اسکادر رو میبینم
تو خواب هام تو بیداری
تو بابیلون دیدمش دیشب تو یه کلیسا دیدمش
نمیدونم چرا
نمیدونم واقعیه یا نه
اگه میدونی چرا این چیزا رو میبینم
بهت اعتماد میکنم و حاضرم به حرفت گوش کنم
نمیدونم چرا این چیزا رو می بینی
ای کاش میدونستم
تو گفتی قدیما یه اتفاق بدی افتاده چه اتفاقی؟
فقط میدونم مربوط به لودزه
هرچی هست درباره اون عوضیه
همین؟
فقط همینو میدونی؟
میتونم اینو بهت بگم... ما تو رو اتفاقی تو میلغی با خودمون نبردیم
مدیر گفت باید این کارو بکنیم
باید؟ این دیگه یعنی چی؟
مواظب خودت باش
چرا؟ یه خبرایی هست پسر
میتونم حسش کنم
وقتی اتفاق بیفته...
باید لباسای اون عوضی رو بدوزم
وقت تلف کردن
اول دامنش رو براش دوختم
حالا زیر بغلش هم پاره شده
اینم که بدوزم
باید برم به پاسم کمک کنم
بدبختی هر کی کم میاره کارش رو به من میگه
No comments yet. Be the first to leave one.