Carnivàle

Carnivàle

Muat Turun Sari Kata Farsi Persian

Musim 1

Maklumat siaran

Carnivàle(2003)-S01E11-TheDayoftheDead(1080pAMZNWEBRipx265Panda)
Ulasan oleh SubAvaliHa

Tag

webrip
web
BRip
1080
x265
Web-DL
web-dl
WEB-DL
720p
720
x264
Diterbitkan pada: 2024-02-25
Muat Turun: 36
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi Persian

200 baris pertama.

‫بدن مسیح ‫بدن مسیح

‫نه... اون نیست

‫هر دومون می‌دونیم ‫این تنها راه برای رسیدن به پسره‌ست

‫بیا تو

‫کلانتر برای سهمش اومده

‫ساعت چنده؟

‫تقریبا غروبه

‫تموم روز رو خواب بودی

‫باید برم ‫نه

‫ولم کن... من نباید اینجا باشم

‫اصلا نباید میومدم اینجا تو خیلی خسته بودی

‫نگران خواب هات بودی

‫اون اتفاق افتاد ‫اون یه گناه‌ـه

‫هیچکس به من نمیتونه بگه تو تختم چیکار کنم

‫حتى خدا ‫به من دست نزن

‫نگرانش نباش

‫بیا... این لباس‌ها رو ببر ‫پیش لایلا تا درستشون کنه

‫من دیگه اون کارو نکردم اصلاً خنده دار نیست

‫چیه؟

‫اون چطوری رفته اون تو

‫باید اونجا باشه

‫کرمه

‫مکزیکی‌ها میگن...

‫اگه اونو بخوری

‫بهت قدرت جادویی میده

‫البته تو اون قدرت جادویی رو داری

‫من ندارم. مامانم داره

‫جادوی اون زیاد هم قوی نیست

‫تا حالا ندیدم اشتباه بکنه

‫اون هر چی تو کارت‌ها میبینه درسته

‫اما اون گفت که ما از اینجا میریم

‫اون یه مورد رو اشتباه کرده

‫اره

‫میدونی تو منو یاد کی میندازی؟

‫کترین هیرن

‫دیوونه ای

‫نه جدی میگم

‫مثل تو فیلم نیلوفر

‫اون خیلی قویه

‫نمیخوام حرفهای عجیب بزنم

‫مرسی ‫منظورم اون نبود

‫چی؟ عجیب غریب؟

‫خواب اور

‫بیا... اخرش رو تموم کن

‫فکر کنم حالم داره بد میشه

‫برای جشن اومدی آقا؟

‫جشن؟

‫اونا چی رو دارن جشن میگیرن؟ ‫بازگشت روح ها

‫به لامورته

‫به سلامتی اون میخوریم

‫اون تو رو میترسونه؟

‫من ادم مرده هم دیدم

‫من پول ندارم

‫چیه؟ بهشون بگو هیچی ندارم

‫اونا میدونن ‫پس چشون شده؟

‫دارن گریه میکنن

‫چرا؟ ‫برای غم تو

‫حتی مرده هم باید غذا بخوره

‫امین

‫زانو بزن پسرم

‫آخرین بار کی اعتراف کردی؟

‫تا حالا این کارو نکردم

‫آیا حاضری گناهانت رو اعتراف کنی ‫تا بخشیده بشی؟

‫توسط تو؟

‫به فرمان خدا

‫اون نمیتونه درستش کنه

‫من یه ادم رو گشتم

‫بله

‫و با زنی که باهاش ‫ازدواج نکردم کار بدی کردم

‫من دروغ گفتم

‫دزدی کردم

‫ادامه بده

‫گذاشتم اون بمیره

‫مادرت خودش خواست بمیره

‫تو کی هستی؟

‫یکشنبه گذشته من یه چیزی دیدم

‫یه چیزی که نمیتونم توضیحش بدم

‫منظورت چیه؟

‫وقتی رو پیشونیش ‫علامت صلیب رو کشیدم

‫اب مقدس تبدیل به خون شد

‫خون؟ حتما اشتباه میکنی

‫من پیر هستم ایریس

‫اما احمق نیستم ‫مطمئنم چی دیدم

‫شاید نور افتاده یا خسته بودی

‫وقتشه با حقیقت رو برو بشیم

‫شاید اون تحت تاثیر یه چیز خطرناکه

‫من میدونم اون خادم خداست

‫من هر جفتتون رو تو کلیسا بزرگ کردم

‫ایریس

‫انجیل میگه یک سری از ‫شیاطین میتونن وارد بدن انسان ها بشن

‫شیاطین؟ ‫اونا روح هستند

‫این امکانش هست ‫منظورت جن گیریه؟

‫این دیوانگیه

‫خودت میدونی که اینجوری نیست تنها دلیلش این میتونه باشه

‫مواظب باش چی داری میگی نورمن

‫چه سورپرایزی ‫جاستین

‫متاسفانه میخواستم برم

‫بین خودمون بمونه

‫اگه دیر برم ‫بدون من شروع میکنن

‫فیلکس... برو یکم شکر برام بیار

‫خودت برو شکر بیار

‫اگه جای تو بودم یکم مهربون میبودم ‫حالا که نیستی

‫البته همون بهتر که مثل اون نیستی

‫اون زن کیه؟ ‫رییس کارناواله؟

‫فکر میکنه هست

‫الان بخندین ‫اما اوضاع عوض میشه

‫مخصوصا حالا که سمسون تو کامیون میخوابه

‫دیگه کافیه ‫سمسون هنوز رییس اینجاست

‫رییس جدید به زودی معلوم میشه

‫خفه شو لایلا ‫کسی درباره رئیس جدید حرفی نزده

‫عزیزم... صبر کن تا ببینی ‫به زودی همه چیز معلوم میشه

‫عمراً همچین اتفاقی بیفته

‫دیگه کم مونده به کور ‫رییس ما بشه

‫اون داره با مدیر کار میکنه

‫برام مهم نیست کی کجا میخوابه من برای سمسون کار میکنم

‫شما هر کاری میخواین میتونین بکنین ‫فقط خواستم بهتون بگم

‫تا یه دفعه جا نخورین

‫به همه خوش میگذره؟

‫داری شایعه پراکنی میکنی؟

‫دیگه حرفهاتون رو تموم کنید ‫کار داریم

‫درود بر رییس

‫صبح بخیر مادر

‫فکر کردی دیشب خیلی ‫بامزه بودی؟

‫خودت میدونی منظورم چیه ‫بحث رو عوض نکن

‫اون کرم رو که تکون دادی خیلی کار جالبی بود

‫گفتم چطوره یکم ‫موهات رو کوتاه کنی

‫الان سال 1934 هست ‫و دیگه موی بلند مد نیست

‫باید یکم تابع مد باشی

‫خب... یه کم درباره این تجاوز بهم بگو

‫چون خیلی دربارش فکر کردم

‫تجاوز بود... اره؟

‫خودت گفتی

‫اما فقط داستان رو از زبون تو شنیدم

‫اما مادر ‫تو از من بدت میاد

‫اشکالی نداره ‫چون من دوست دارم

‫فکر نکنم به اون بشه گفت رقص

‫مگه چشه؟ ‫مثل سگها خودت رو تکون میدی

‫چی؟

‫بدون ریتم می رقصی

‫بدون تکنیک

‫نمیدونم چرا استامپی آوردت اینجا

‫مادرم بعضی وقت‌ها خیلی عوضی میشه

‫بذار یه کم یادت بدم

‫این کارو بکن

‫بدش من

‫مرسی کلیتون

‫خوشگله... مگه نه؟

‫زیاد بد نیست ‫خیلی طول کشید تا بفهمم

‫اگه به خاطر تو نبود هنوزم نمی‌فهمیدم ‫چرا

‫تو منو بیدار کردی ‫بهت مدیونم

‫موضوع اینه که ‫حالا که من آمادگیش رو دارم...

‫اون اماده نیست

‫برای چی؟

‫دیشب ما یکم...

‫به هم نزدیک شدیم

‫و یه اتفاقایی داشت میفتاد ‫اما اون رفت

‫عجیبه... نگفت چرا؟

‫گفت میخواد اروم پیش بره

‫بعضی وقتها اروم خیلی بهتره ‫واقعا؟

‫نمیشه هر چیزی رو به زور ‫به دست آورد

‫شاید پای یکی دیگه وسط باشه

‫اما تو گفتی که خیلی خوش شانسم که ‫اون رو دارم

‫درسته ‫حق با تو بود

‫موضوع اینه که...

‫اون یه بار قلبم رو شکسته

‫تو این زندگی ‫به هیچ چیز نمیشه اعتماد کرد

‫اما تو تجربه ات بیشتره

‫بهتر میدونی

‫به نظرت میتونم بهش اعتماد کنم؟

‫اره میتونی

‫گفتی باید به اطرافیانم اعتماد کنم

‫باشه... میخوام به تو اعتماد کنم

‫من همیشه اسکادر رو میبینم

‫تو خواب هام تو بیداری

‫تو بابیلون دیدمش ‫دیشب تو یه کلیسا دیدمش

‫نمیدونم چرا

‫نمیدونم واقعیه یا نه

‫اگه میدونی چرا این چیزا رو میبینم

‫بهت اعتماد میکنم و حاضرم به حرفت گوش کنم

‫نمیدونم چرا این چیزا رو می بینی

‫ای کاش میدونستم

‫تو گفتی قدیما یه اتفاق بدی افتاده ‫چه اتفاقی؟

‫فقط میدونم مربوط به لودزه

‫هرچی هست درباره اون عوضیه

‫همین؟

‫فقط همینو میدونی؟

‫میتونم اینو بهت بگم... ما تو رو ‫اتفاقی تو میلغی با خودمون نبردیم

‫مدیر گفت باید این کارو بکنیم

‫باید؟ ‫این دیگه یعنی چی؟

‫مواظب خودت باش

‫چرا؟ ‫یه خبرایی هست پسر

‫میتونم حسش کنم

‫وقتی اتفاق بیفته...

‫باید لباسای اون عوضی رو بدوزم

‫وقت تلف کردن

‫اول دامنش رو براش دوختم

‫حالا زیر بغلش هم پاره شده

‫اینم که بدوزم

‫باید برم به پاسم کمک کنم

‫بدبختی هر کی کم میاره کارش رو به من میگه

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left