200 baris pertama.
سه قرن پیش،دانشمند بزرگ انگلیسی سر آیزاک نیوتون نوشت
انگار من بچه ای هستم که در ساحل بازی می کنم
درحالیکه اقیانوس بزرگ حقیقت در پشت من کشف نشده قرار دارد
امروز یکبار دیگر ما مثل بچه هایی هستیم که در کنار دریا مشغول بازی هستیم
ولی اقیانوس حقیقت دیگر برای ما کشف نشده نیست
ما رازهای ماده را حل کرده ایم...اتم
ما مولکول های حیات را آشکار ساخته ایم...دی ان ای
و ما شکلی از هوش مصنوعی را درست کرده ایم...کامپیوتر
اکتشاف قوانین اساسی طبیعت در قرن 20
احتمالات بی نظیری برای قرن 21 می گشاید
ما در حال یک گذر تاریخی
از عصر اکتشافات علمی به عصر سلطه ی علمی هستیم
که ما قادر خواهیم بود طبیعت را به دلخواه خود دستکاری کنیم
من به شما نشان خواهم داد که چطور علم به سرعت و اساسا زندگی ما را تغییر می دهد
من باور دارم که این مسئله ما را با مشکلات و انتخابات عمیقی رو به رو خواهد کرد
آنقدر عمیق که ما باید آنها را از الان مشخص کنیم
در دهه های پیش رو ما خواهیم دید که چطور ما به اربابان هوش تبدیل خواهیم شد
که چطور علم به ما اجازه خواهد داد تا هوش را همانطور که می خواهیم درست و دستکاری کنیم
این سلطه ی هوش ما را قادر می سازد تا دنیاهای جدیدی خلق کنیم
ولی این تازه قدم اول است
از داشتن علم ساخت ماشین های هوشمند به درست کردن ماشین های هوشمند روی می آوریم
خوش آمدید دکتر کاکو...خوشحالم که اینجام آسیمو
و سرانجام ما ذهن خودمان را دوباره طراحی می کنیم
این رشد تعریفی قدرت کامپیوتر است
این یک آی بی ام 1401 قدیمی است
در دهه ی 60 میلادی این جدیدترین تکنولوژی موجود بود
این یک اعجاز مهندسی بود.یک اتاق را پر می کرد و 4 تن وزن آن بود
و به پول امروز یک میلیون پوند قیمت داشت
چهارده صفر یک قدیمی فقط می توانست در هر ثانیه 4 هزار محاسبه را انجام دهد
این یک موبایل امروزی است
حدود 50 پوند قیمت دارد
به اندازه ی یک ناخن میکروچیپ یا ریزتراشه دارد
و می تواند حدود یک میلیارد محاسبه را در هر ثانیه انجام بدهد
این 300 هزار بار سریعتر از 1401 قدیمی است
رشد نمائی قدرت کامپیوتر تمدن انسانی را عمیقا تغییر شکل می دهد
تا سال 2020 یک تراشه با قدرت پردازش امروزی حدود یک پنی قیمت خواهد داشت
این قیمت یک کاغذ ضایعاتی است که ما به راحتی دور می اندازیم
و کودکان تعجب خواهند کرد که چگونه ما می توانستیم در دنیایی به این کند ذهنی زندگی کرده باشیم؟
جهان ما همین الان بسیار باهوش تر از 10 سال پیش است
و همانطور که قدرت محاسبات هر 18 ماه دو برابر می شود
ما را به سمت آینده ای کاملا متفاوت پیش می برد
من در این ماشین نشسته ام ولی در حال رانندگی نیستم
پای من روی پدال گاز نیست.من اصلا رانندگی نمی کنم.ماشین خود را کنترل می کند
این ماشین از سیستم جی پی اس و سنسورهای لیزری استفاده می کند
تا راه خود را پیدا کند و از موانع دوری کند.کاملا خودکار و خودگردان
و همه ی این دست آورد توسط پردازش فقط 8 کامپیوتر کوچک به دست آمده است
به زودی نه تنها ماشین های ما بلکه جاده های ما نیز هوشمند خواهند شد
که با ریزتراشه ها ساخته می شوند و ترافیک را کنترل خواهند کرد و چیزی که قبلا یک تصور آینده نگرانه به نظر می آمد
به زودی به واقعیت تبدیل خواهد شد
شهر آینده
خودروها به صورت الکترونیکی سرعت می گیرند
جاده های سفر بصورت قابل ملاحظه ای امن،سریع و کارآمد می شوند
من اعتقاد دارم که در آینده واژه های ترافیک تصادف یا ترافیک فشرده
از زبان انگلیسی محو خواهد شد
تا سال 2020 هوش و اطلاعات در همه جا رسوخ خواهد کرد
نه تنها در ماشینها و یا جاده ها بلکه در تمام اشیاء این اتفاق می افتد
دانشمندان به آن محاسبات فراگیر می گویند
چیزی که در جلوی ما قرار دارد اگر به سه دهه ی گذشته نگاه کنید امری اجتناب ناپذیر است
دهه ی 80 دهه ی ریزپردازنده ها بود
که نشان آن توسط کامپیوتر های شخصی رقم می خورد.هنگامی که ما کامپیوتر های خود را ساختیم
دهه ی 90 دهه ی شبکه ها و ارتباطات بود که نشان آن وب جهان گستر بود
هنگامی که ما کامپیوتر های خود را به یکدیگر متصل کردیم
در این دهه محاسبات در همه جا است و به همه چیز وصل است
و در همه چیز جاسازی شده بود.هنگامی که شما تشخیص می دهید که کامپیوتر ها نامرئی یا ناپدید شده اند
شما می دانید که محاسبات فراگیر آمده است
همین الان ما کامپیوترهایی در موبایل ها،دستگاه های تلویزیون،ضبط ها،ساعت های مچی و ماشین های ظرفشوییمان داریم
ولی در آینده کامپیوترها در تار و پود زندگیمان بیشتر فرو خواهند رفت
تنها در چند سال آینده ریزتراشه های اساسی و پایه آنقدر ارزان خواهند شد
که آنها می توانند درون هر چیزی که ما می خریم ساخته شوند.یک شبکه ی هوشمند نامرئی
که در دیوارهای ما،اثاث خانه و یا حتی لباس ما پنهان شوند
کامپیوترهای پوشیدنی همواره سلامت ما را نشان می دهند.مثل این می ماند که همیشه یک دکتر شخصی را
همراه خود داشته باشید
در موارد اضطراری مانند حمله ی قلبی لباس شما تمام مدارک پزشکی شما را آپلود خواهد کرد
موقعیت شما را مشخص خواهد کرد و به یک آمبولانس خبر خواهد داد حتی اگر شما بیهوش باشید
ما در حدی به کامپیوترها و شبکه ها متکی خواهیم بود که هیچ وقت تصورش را هم نمی کردیم
ما تقریبا همانند شخصیت بلانچه دوبیوس در فیلم اتوبوسی به نام هوس خواهیم بود
جایی که او می گوید:من همیشه بر مهربانی غریبه ها تکیه کرده ام
در این مورد غریبه ها دستگاه هایی هستند که در گمنامی کامل کار می کنند
شما حتی نمی دانید که آنها وجود دارند
این قرص آسپیرین را می بینید؟به نظر معمولی می آید
ولی باور کنید یا نه در آینده این می تواند به یک کامپیوتر یا یک دوربین انرژی برساند
و از تمام اندام های داخلی شما عکس بگیرد
مثل این می ماند که یک آزمایشگاه درمانی کامل را قورت دهید
پس در آینده کامپیوتر ها می توانند از بیرون و درون سلامت شما را نشان دهند
ولی بزرگترین برخورد هنگامی اتفاق می افتد که هوش فراگیر با یک تکنولوژی دیگر ترکیب شود
اینترنت
در آینده اینترنت همه جا خواهد بود حتی در عینک شما
و از شیشه ی عینک به شبکه ی چشم تابیده می شود
یا شما از لنز عینکتان به عنوان نمایشگر یک فیلم استفاده می کنید
به عبارت دیگر عینک شما می تواند مرکز سرگرمی های آینده باشد
عینک شما یک گردش اطلاعاتی همیشگی برای شما فراهم می کند
آنها صورت مردم را تشخیص خواهند داد و پروفایل شخصی آنها را دانلود می کند
پانصد سال پیش توزیع جمعی کتابها باعث یک موج فکری شد
که این اتفاق با رنسانس همزمان بود
ولی امروزه با اینترنت و محاسبات فراگیر این اتفاق یک انقلاب بزرگتر می باشد
اولا که این مسائل جهانی خواهد بود و فقط برای نخبگان نیست
دوم اینکه این یک مسئله ی محاوره ای است و ایده ها تشریح می شوند
این یک دموکراسی خالص است
این انقلاب مرحله ی اول در سلطه ی ما بر هوش ماشینی است
و نه تنها ایده های ما را تغییر می دهد بلکه رابطه ی ما با یکدیگر را نیز تغییر خواهد داد
خب من اینجام و دارم توی یک دنیای مجازی می رقصم
یارهای رقصنده ی من واقعی هستند
ولی موقعیت آنها صدها مایل دور تر از اینجاست پس من دارم با یک عکس مجازی سه بعدی می رقصم
که به من در دنیای واقعی مخابره می شود
در یک زمان تصویر من هم برای او مخابره می شود
که به این تکنولوژی دور حضوری می گویند
تکنولوژی های سه بعدی مثل دور حضوری احتمالات مجازی نامحدودی دارند
آنها می توانند جانشینان فرگشتی تلفن باشند و یا حتی از سفرهای هوایی بکاهند
در حال حاضر این تکنولوژی در مقدمات کار خود است
ولی تصور کنید در آینده یک کنفرانس تجاری کامل را در یک دنیای مجازی داشته باشیم
تصور کنید که یک مهمانی کریسمس را با دوستان و آشنایان در یک اتاق مجازی به صورت مجازی برگذار کنیم
حتی اگر هزاران مایل فاصله داشته باشد
یک برنامه ی تلویزیونی مجازی را تصور کنید که شما در میان تماشاگران نشسته اید
یا اینجا در یک زمین بازی در یک بازی فوتبال هیجان انگیز می دوید
و چیزی که این را یک سناریو باور کردنی می سازد رشد بی سابقه ای در ارتباطات درون خطی است
که ما همین الان هم شاهد آن هستیم
فیس بوک،مای اسپیس و پیام دادن لحظه ای به مسیر اصلی خود در حال حرکت هستند
و با واقعیت مجازی آنها یک قدم به جلوتر می روند
ما می توانیم دنیاهای مجازی با اشخاص مجازی درست کنیم
آواتارهایی که توسط قیود دنیای واقعی محدود نمی شوند
بازیهای آنلاین مانند زندگی دوم به ما اجازه می دهند تا دنیاهایی درست کنیم
که همه چیز و هر چیزی ممکن است.اینها جهان هایی از خود اختراع های بی پایان است
جایی که ما می توانیم هیکل،جنسیت
و یا حتی گونه ی خود را عوض کنیم
با توجه به آواتار من
تصمیم گرفتم چند سالی جوان شوم
این یک سرگرمی فرار از واقعیت نیست.در واقع مردم در این دنیاها زندگی می کنند
آنها حتی عاشق می شوند
من یک قطعه زمین بغل یک ساختمان زیبا انتخاب کردم و معلوم شد که این متعلق به اوست
کریس چیزی بسیار نامنظم و پر پیچ و خم و آینده نگرانه ساخته بود که من بسیار مجذوب آن شدم
اتفاقا در یک زمینه ی زیبا بود.یک منطقه ی زیباو سبز با رود هایی که از اطراف آن می گذشت
من برایان را برنامه ریزی کردم تا بتواند خانه را کنترل کند،پنجره ها را رنگ بزند،در را قفل کند
حتی یک استخر را از زیرزمین هر وقت که من خواستم ظاهر کند
ایلین قبلا به برایان سر می زد تا حال او را بپرسد
اولین باری که ما بیرون رفتیم با هم قرار گذاشته بودیم
این قرار بر روی یک جزیره ی رمانتیک و متروک در زندگی دوم بود.بله.ما وقت گذروندیم و حرف زدیم
و مسخره بازی در می اوردیم.شش ماه بعد بعد از اولین ملاقاتشون در دنیای مجازی
در واقعیت آلین وارتل و کریس ادوارد با هم ازدواج کردند
زندگی دوم در مسائل زیادی زندگی من را تغییر داد
حالا به جای آمریکا من در انگلیس زندگی می کنم و شوهرم را می بینم
حتی یک شغل جدید دارم
آلین با فروختن محصولات مجازی در یک دنیای مجازی پول واقعی به دست می آورد
حرفه ی اصلی من لوازم یدکی است
من جواهرات و کفش و کیف زنانه و چیزهای دیگر برای آواتارها درست می کنم
اینکه چطور به نظر برسید قسمت مهمی از اینجا بودن است
پس من کاری برای خودم دست و پا کرده ام
در حقیقت من درآمد بیشتری از کار قبلیم دارم
این برای من بسیار هیجان انگیز است که تا اینجا پیشرفت کرده است.این بسیار فوق العاده است
من شگفت زده شدم که چقدر سریع به این دنیا کشیده شده ام
فقط در 4 سال زندگی دوم از چند هزار طرفدار به بیش از 5 میلیون طرفدار رسیده است
تا سال 2020 یک جهان کاملا سه بعدی در فضای مجازی وجود خواهد داشت
با کشورها و دولتمردان مجازی،مدرسه ها و دانشگاهها،مایملک و اموال مجازی
و دوستان و آشنایان مجازی
حقیقت مجازی بیشتر و بیشتر شبیه دنیای واقعی می شود ولی با برتری های به خصوص
که من می توانم یک محیط ریست واقعیت مجازی را با کس دیگری در دوردستها به اشتراک بگذارم
ما می توانیم مردم دیگر باشیم و محیط را سریعا عوض کنیم
برتری های بسیاری نسبت به واقعیت خواهد داشت
من فکر می کنم در 10 سال آینده چیزهایی مانند زندگی دوم مثل ایمیل شایع خواهد شد
و جهان های مجازی یک راه آشنا برای مردم برای پیش هم بودن و مشارکت خواهد شد
من این قابلیت را در آینده می بینم
و من عاشق آن خواهم شد
هنگامی که من بچه بودم درباره ی شخصیت خیالی ای به نام والتر میتیز می خواندم
در مدت روز او یک شخص معمولی خسته کننده بود
ولی در شب او فانتزی های بسیار زیادی داشت
اینجا ما همه به نوعی والتر میتیز هستیم ولی با زندگی دوم و واقعیت مجازی
ما می توانیم رویاهایمان را زنده کنیم
و در آینده خط بین رویاهای خیالی ما و واقعیت فیزیکی
بسیار کم و محو خواهد بود
یک تصور این است که واقعیت مجازی وجه مشترک جامع در بدن انسان باشد
ما می توانیم یک نمایشگرساخته شده با لیزر درون چشم یا درون تارهای بینایی
یا واقعا درون خود مغز داشته باشیم
ولی این احتمالات سوالات آزاردهنده ی دیگری را برمی انگیزد
چه اتفاقی می افتد اگر ما فرض کنیم که هویت یا شخصیت های زیادی که ما شروع می کنیم بتواند حس هویت خودمان را از بین ببرد؟
چه اتفاقی می افتد اگر ما شبکه های اجتماعی مجازی خود را به شبکه های واقعی اجتماعی خود ترجیح بدهیم؟
و خانواده.آیا خانواده از اینکه ما وقت بیشتری با خانواده ی مجازیمان نسبت
به خانواده ی واقعیمان می گذرانیم عذاب می کشند؟
اگر شما بیشتر از یک آواتار یا یک شخصیت داشته باشید
می تواند تاثیر زیادی بر روی اینکه شما چطور خود را می بینید بگذارد
انسان ها همیشه چند شخصیتی بوده اند
من رفتارم با یک دختر یا خواهر یا یک دوست فرق می کند
ما خود را با زمان و مکان و گروهی از مردم که با آنها هستیم وفق می دهیم
انسان های مختلف احساسات مختلفی در شما بر می انگیزند ولی امکان دارد این دنیای آواتارها ده برابر بزرگتر باشد
چه کاری می توانم من برای شما انجام بدهم؟
تا الان بیش از 30 میلیون انسان در جهان در هفته به طور میانگین 20 ساعت در جهان های مجازی سر می کنند
بعضی مانند سارا راجرز ارتباطات مجازی را به ارتباط در جهان فیزیکی ترجیح می دهد
در زندگی واقعی من یک آدم ساکت و خجالتی هستم ولی اگر شما از دوستان آنلاین من بپرسید
که آیا من خجالتی هستم آنها قطعا به شما می گویند نه
من قادر هستم آزادانه صحبت کنم
چون من وقت دارم تا بر روی چیزی که می خواهم بگویم فکر کنم
این بسیار آزادانه است.چون من هنگامی که در زیرفشار اجتماع نباشم بیشتر خودم هستم
در زندگی واقعی سارا راجرز دانشجوی تاریخ است
در بازی آنلاین ورلد آف وارکرافت او یک کشیش ارواح است
بازیهای آنلاین وقت زیادی از من می گیرند
بعضی روزها من شش تا هشت ساعت بازی می کنم
به هر حال برای من بسیار هیجان انگیز تر است تا بروم و چندتا هیولا را بکشم
تا اینکه درباره ی تاریخ بخوانم
شما می توانید قاتل اژدها باشید یا یک پرنس یا هر چیز دیگری
ولی شما زبان بدن ندارید.شما فرمون یا فکرهای درونی ندارید
شاید در آینده ی پیش رو ما بگویم:اه.مکالمه ی واقعی؟
من نمی توانم این کار را انجام دهم.من ترجیح می دهم این برهم کنش تمیز را داشته باشم
No comments yet. Be the first to leave one.