200 baris pertama.
"شیطان"
"قسمت هفتم"
اسم کسی که روح شیطانی رو ساخت چیه؟
کیه؟
اگه بهت بگم، هه سانگ رو ول میکنی؟
پروفسور رو میگی؟
تو واقعا کی هستی؟
از هه سانگ مخفیش کن
دنبال زنی به اسم چوی مان وول بگرد
چوی مان وول؟
...کیه
کجایی؟
بیا بیرون
گفتم، بیا بیرون
کجایی؟
بیا بیرون
"گل سرِ دونه گلابی" "قطعات سفالی آبی"
:ترجمه و زیرنویس ≡ Zamilton ، Lufan ، شادی ≡
این فرد همراه با پروفسور گو گانگ مو به اینجا اومد؟
از کجا همو میشناختن؟
گفتن موقع انجام بررسی محلی
اتفاقی باهم آشنا شدن
چیز دیگه ای نگفتن؟
فقط همینا رو درباره شون میدونم
لطفا هرچی که یادتون اومد
حتی اگه بی اهمیت بهم بگین
...این فرد
مادرم مرحوممه
...قبل اینکه برن
... ازم خواستن
یه کاری براشون بکنم
...خواستن که برای بچه فوت شده
سوترا بخونم
"سال 1995"
"یوم هه جین" "تاریخ فوت: 17 مارچ 1995"
این اسمش بود
یوم هه جین؟
گفت اسم بچه ش بوده که
توی رحمش فوت شده
گفت اگه اتفاقی براش بیفته
دیگه کسی نیست برای این بچه مراسم یادبود بگیره
تاریخ احتمالی زایمان؟
بچه دوم باید بمیره
بچه ای که برای فراخوندن روح نوجوان قربانی میشد
حتما باید بچه دوم میبود
اینم نیست
آدم ربایی و پرونده قتل هردو توسط چوی مان وول تو سال 1958 انجام شدن
بله، پرفسور یوم؟
الان کجایی؟ من پیشت میام
یه چیزی هست که باید رو در رو بهت بگم
منم همینطور
الان توی ایستگاه پلیس گوانگ چون هستم ...پس بیا اینجا
نه هیچی، توی رستوران سوپ خماری میبینمت
باشه
"گو سان یونگ"
الو؟
الو؟
چون باید یه سوالی میپرسیدم تماس گرفتم
پرفسور یوم، چیزی ازم قایم میکنی؟
چرا همچین سوالی میکنی؟
...اگه یه موقع چیزی داری قایم میکنی
نه، همچین چیزی نیست
باشه
میفهمم
"دبیرستان"
نمیتونم به پروفسور یوم یا اون پسر اعتماد کنم
باید بدونم کیه چجور آدمی بوده
و چرا مرده
اینارو که بفهمم
متوجه میشم چرا روح شیطانی منو به سمتش هدایت کرده
و اینجوری میتونم بفهمم که
چوی مان وول کیه
تصاویر مربوط به یونیفرم دبیرستان جانگیل
"سال 1999"
ممنون اجازه دادین منو و پسر نالایقم اینجا زندگی کنیم
تا روزی که بمیرم این لفطتون روفراموش نمیکنم خانم
خاکسپاری زنت چی؟
با تشکر از شما بدون هیچ مشکلی برگزار شد
میخوای همونجا بشینی؟ بیارش
زمین رو تمیز کن و بچه ت رو کنترل کن
به خاطر میسپارمش
ترسوندیم
چیکار میکنی؟
به مدرسه خوبی میری
گمونم زندگی بچه پولدارا فرق داره
چرا از اونجا بیرون میای؟ اونجا اتاق خواب مادربزرگمه
میدونم هیچ چیز جالبی اونجا نبود
جای باحالی نیست؟
میخوای بندازنت بیرون؟
هیچکی خونه نیست
خانم خدمتکار هم رفته خواروبار بخره
خانم نمک دریایی هم با پدرم بیرونه
نمک دریایی؟
مادربزرگم رو میگی؟
مادربزرگت حرف ندازه
چجوری میتونه کسی که تازه دیده رو سریع خام کنه؟
...وایستا
هی
دیوونه ای؟ اون مال پدر خدابیامرزمه
نمیتونی به وسایلای اینجا دست بزنی
حتی وقتی که پدربزرگم بودش هم کسی به اینجا دست نزده و جای چیزی عوض شده
وسایل ساخته شدن که آدم ها ازشون استفاده کنن
اینکه فقط نگاهشون کنی به چه دردی میخوره؟
گوش ندادی چی گفتم نه؟
هی وایستا
زودباش بذار سرجاش- صبرکن-
بذار سرجاش- این مال پدرت بود؟-
انگار یه فیلمی داخلشه- ببین کی این نامه رو فرستاده-
بله خانم- فقط جواب نده، همین الان برو بفهم-
خانم نمک دریایی کفریه
فکرکنم داره میاد اینجا
هی، پس من چی؟- نمیدونم-
بیا از اینجا بریم بیرون
زودباش
هی، اونجا چیه؟
ساکت باش
اونجا چیه؟
سوله ست- چی توشه؟-
بجز ات و آشغال دور انداختنی چی میخواد توی سوله باشه؟
کلی چیز داری ولی نمیدونی که چیا داری
چیه؟
چی؟ چیزی روی صورتمه؟
هیچی
دوباره اینکارو نکن
هی چی شد؟
اگه نمیخوای ازش استفاده کنی بده به من
"نام: چوی مان وول" "...محل تولد:5-3جانگجین ری"
"شغل: شمن" "متولد 1924"
شما کارآگاه لی هونگ سه هستین؟
شما؟
"نائب مدیر کیم چی وون از جونگ هیون کپیتال"
سریع میرم سر اصل مطلب
...دلمون میخواد که شما
بهمون بگین که شریکتون کارآگاه سو مون چون مشغول چه کارهایه
چرا باید بهتون کمک کنم؟
شنیدم بعد از بی توجهی به کار گروهی و اقدامات خودسرانه
به سختی از دانشکده پلیس فارغ التحصیل شدین
همکارهاتون حرفای خوبی درباره شما نزدن
ولی شنیدم که مهارت های تحقیقاتی عالی دارین
پیشینه منو چک کردین؟
میخواین شما هم برو پیشینه مارو چک کنین
ما یه شرکت وام دهنده هستیم
مشتری های تاثیرگذار زیادی داریم
...و به خاطر همینم
از اسرار شرکت های زیادی خبر داریم
اطلاعات سطح بالایی که میتونه توی ترفیع گرفتن بهتون کمک کنه
وانمود میکنم هیچکدوم از حرفای امروزتون رو نشنیدم
این رشوه نیست این اطلاعات برای منفعت عمومیه
...ما فقط
میخوایم بدونیم کارآگاه سو مون چون مشغول چه کاریه
چرا اینکارو میکنین؟
باید بدونم چی میخواین تا درست ته و توش رو دربیارم
هرچیزی مربوط به پروفسور یوم هه سانگ رو بهمون بگین
فقط کافیه بفهمین پروفسور یوم و کارآگاه سو مون چون
وقتی همو ملاقات میکنن درباره چی حرف میزنن درباره چه چیزهایی کنجکاون
و چه اطلاعاتی باهم رد و بدل میکنن
حتی بی اهمیت ترین چیزها
هی
غذا خوردی؟- نمیخوام-
مشروب هم نمیخوام
چه عجیب تو که یه جوری مشروب میزنی انگار آبه
خب، اینجوری به نفع منه
من یه برادر کوچیکتر داشتم
چی میگی؟
یه برادر کوچیکتر متولد نشده داشتم
"بچه دوم باید بمیره"
برادر کوچیکترم بچه دوم بود به خاطر همین توسط روح شیطانی کشته شد
توی جانگجین ری، یه روح نوجوان توسط دومین بچه ساخته شد
روح انتقام جو دنبال انتقامش بودد
روح نوجوان؟
...همیشه برام سوال بود که چرا مادرم
سعی کرد از دست اون روح شیطانی خلاص بشه
و چرا روح شیطانی کشتش
من فکر میکنم توی خونه مون یه روح شیطانی بود
قبل اینکه بمیره
پرفسور گو از یه شمنِ سوترا خوانی که میشناخت
درخواست کرده بود براش مرز ممنوعیت بسازه
یه دقیقه
مادرت پروفسور گو گانگ مو مرحوم رو میشناخت؟
آره
فکر کنم باید چیزهای بیشتری درباره پروفسور گو گانگ مو بفهمم
...فکر کنم باید
روی پرونده های خودکشی که اطراف پروفسور گو گانگ مو اتفاق افتادن
باید تحقیق کنم
نه، من همین حالاشم رو شون تحقیق کردم
...راستش، بجز اونا
بگیر، یه نگاه بنداز
این چیه؟
نه، باید با احتیاط بهشون دست بزنی
اصلی هستن و به سختی تونستم به دستشون بیارم
حتی قبل از پرونده مادرت
آدمایی بودن که خودکشی کردن و روی مچ دستشون کبودی قرمز داشتن
"لی موک دان"
"دختر بچه ای که دو هفته گم شده بود"
از این پرونده هم اطلاع داری؟
هی، چه حسابی رو من کردی؟ ناسلامتی کارآگاهم
فکرکنم لزومی نداره توضیح بدم
چون همین حالاشم درباره این پرونده میدونی
این مقاله رو میبینی؟
این ملاقه توی دفترچه ای بود که چند وقت پیش ازم خواستی به دست بیارم
No comments yet. Be the first to leave one.