200 baris pertama.
آنچه در «ژاکت زردها» گذشت
گندش بزنن
میتونی از اینجا ببریمون؟ - آره -
بالاخره میتونیم برگردیم خونه
کیش و مات
نگران نباش، قبل از بازنشانی کردن گوشیش از محتویاتش کپی گرفتم
خوشحال میشم باهات به اشتراکشون بذارم
فقط کافیه ازم درخواست کنی
نتایج آزمایش خون نشون میده
که پیشروی سرطان متوقف شده
شاید دوباره
داره اتفاق میفته
اون پیشخدمت قربانی بود
وضعیت جدید روند بیماریت هدیهایه که در ازاش داده شده
میخواستم بهم افتخار کنی
چرا اصلا دربارهی بچهش چیزی نمیدونستیم؟
جن و ملیسا خیلی با هانا صمیمی شده بودن
آره، ولی جفتشون مُردن
ون - خدای من -
وضعیتش اورژانسیه
سرطان متاستاتیک داره
واقعا؟ - چی؟ -
بزنین بریم
من میمونم - این راه نجاتمونه -
نه - بقیهمون میریم -
جایی نمیرید
خداحافظ عزیزم
دوستت دارم مامانی - من بیشتر -
خداحافظ - بایبای -
هر خری که هستی بهتره همین الان بیای بیرون
شانا؟ اینجا چی کار میکنی؟
تو چرا زندهای؟
زنم قرار شام اون شب رو خراب کرد نه کسب و کارم
زنم دیوونهست
.من چنین آدمی نیستم ازم دست نکشین
فکر میکنم اومدی اینجا تا زندگیت رو از هم بپاشونی
لعنتی
بخورش - چی کار میکنی روانی؟ -
تایسا کجاست؟
هی
بههوش اومدی
آروم باش. تای هم اینجاست
میستی هم هستش
شانا رسما پیچوندت و رفت
ولی خب... انتظارش رو داشتی، نه؟
این دیگه چیه؟
دارم خواب میبینم؟
مُردم؟
مرگ... همهجا در کمینه
خیلیخب، چی میخوای؟
یه چیزی هست که باید ازت بپرسم
یه چیز خیلی مهم
فیلم «بچههای محلهی گون» رو یادته؟
ناموسا مسخرهم کردی؟
وای، یکی از بهترین سفرهای ماجراجوییه که ساخته شده
مایکی میفهمه که داره خونهش رو از دست میده
ولی بعد با دوستهاش
یه نقشه گنج دزدان دریایی پیدا میکنن
...و ماجراجوییشون رو آغاز میکنن تا
گنج رو پیدا کنن، آره، میدونم، دیدمش
حداقل یه صدباری بیشتر از تو
چرا داری اینها رو برام میگی؟
چون یه داستان قهرمانی کلاسیکه
ضربدر جایی که باید پیداش کنی رو نشون میده
تایسا سعی داشت نشونت بده
بهش گوش کن
این اواخر خیلی خودش نبوده
میدونم
این هم یه دلیل دیگه برای انجامش
اون هم بهش احتیاج داره
هی... اون چیه؟
یه چیز کوچیکه واسه تو راه
مگه قراره کجا برم؟
تا گنج رو پیدا کنی
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
هی. حالت چطوره؟
مثل کسی که یه سره داشته خون بالا میآورده
چیزی رو از دست دادم؟
هی
تای
هی. همه چی درست میشه
آره - بیخیال -
...اون سری رو یادته
که رفته بودیم لب دریا
و یه پیرمرده اونجا بودش و داشت
با ولع کل جعبه تافی رو میخورد؟
پرستارش گفت
تنها آرزوی قبل از مرگش همین بوده
به محض اینکه بریم خونه
بهترین تافی دنیا رو برات میخرم
هرچیزی که دلت بخواد
دیگه قرار نیست برگردیم خونه
اینجا هم نمیتونیم بمونیم عزیزم
میدونم
ولی تافی دوست ندارم
دست بردار تای
بچههای محلهی گون هرگز تسلیم نمیشن
یالا. فقط یه گاز کوچولو
واقعا مریضی
میدونی کی قراره حالش بد شه؟
خانوادهت
وقتی بفهمن اسم واقعی مامانی
...کلی نیست چون
یه زمانی آدمها رو میکشت و میخوردشون
چطور میتونی چنین کاری بکنی؟
تا الان دیگه باید برات روشن شده باشه
بخورش
ملیسا
در رو باز کن
«ژاکت زردها» «قسمت نهم: آخر قصه»
حق نداری برای همه تعیین و تکلیف کنی شانا
چرا، همین کار هم کردم
...انجامش هم میدن پس
داره چی میشه؟
همهتون متوجه میشید که تصمیم درست همینه
ما عملا داشتیم وسط جهنم زندگی میکردیم
حق نداری مجبورمون کنی توش بمونیم
با من نیست. اون اینطور میخواد
کسی نگفته قراره تا ابد اینجا بمونیم
ولی الان که کلی کار ناتموم مونده
رفتن اصلا کار منطقیای نیست
هوشمندانه هم نیست
مثل اینکه کلی حرف دارین باهم بزنید
پس بشینید موهای همدیگه رو ببافید
و دورهمی یه پرس آدمیزاد بخورید و خوش باشید
ما که رفتیم
اجازه نداری
:کانال زیرنویسهای فیلمکیو @SubKio
مطمئنی میخوای این کار رو بکنی؟
خریت نکن شانا
به اون بگو
اصلا مطمئنی بلدی چطور ازش استفاده کنی کوچولو؟
نگران نباش. دوست پسرم یادم داده
شانا
میتونیم تا تصمیم بگیریم میخوایم چه کنیم
بفرستیمشون تو آغل حیوونها
باشه
کفشهاشون رو دربیارید
راه بیفت
یالا
هی. هی
اون حرفه رو جدی گفتی؟
درباره اینکه بالاخره یه روزی میریم؟
این یارو محققها وقتی مربی رو دیدن
شاشیدن تو خودشون
تصور کن وقتی بقیه دنیا بیان اینجا چطور بشه
ون، اگه قرار باشه با برگشتن
زندگیمون رو نابود کنیم اصلا چه فایدهای داره برگردیم؟
میدونم که ذهن آدم
یه چیزهایی رو فراموش میکنه
تا ازش محافظت کنه، یا حالا هرچی
ولی میشه سعی کنی به کارش بگیری
و یادت بیاد زمستون پارسال چی کشیدیم؟
جون سالم به در بردیم
یه بچه رو خوردیم
این بار دیگه آمادگیش رو داریم - نه -
بالاخره دیر یا زود میرسه روزی
که دیگه چیزی برای شکار نمونه
و هردومون خوب میدونیم بعدش چی میشه
پس خوبه که با کارتها تمرین کردی
بهم اعتماد کن، باشه؟
از این وضعیت نجاتمون میدم
صرفا باید هوشمندانه عمل کنیم
« مترجم: عاطفه بدوی » ::. Atefeh Badavi .::
چطور اون یارو تو تعمیرگاه تونست این رو وصل کنه
ولی من نمیتونم؟
حدودا 20 دقیقه تا خونه دختره فاصله داریم
چهل دقیقه هم تا کلونیال ویلیامزبرگ
گفتم شاید کسی دلش خواست بعد از پیدا کردن شانا بره کره درست کنه
و بیایید قبول کنیم، شاید مجبور بشیم برای پلیس شاهد جور کنیم
آره، ولی هنوز نمیدونیم شانا کاری کرده باشه یا نه
اوه، صحیح
مطمئنا منطقیترین روش ممکن رو به کار گرفته
این هم یه دلیل دیگه که چرا باید زودتر خودمون رو برسونیم
ولی اگه احتیاج داشتی میتونیم یه توقف کوتاه بکنیم، باشه؟
نه مرسی، خوبم
خدایا
باورم نمیشه کسی هم هست
که حال و روزش از امروز من خرابتر باشه
وایسا. وایسا
...اون شبیه - اوه -
کیر توش - ماشین رو نگه دار -
ملیسا؟
فکر کنم میستی درست میگه - چی؟ -
گندش بزنن
ملیسا! ملیسا
دندهعقب بگیر
برو، برو. همین حالا
داره فرار میکنه - خیلیخب -
میگیرمش
چی کار میکنه؟
نمیذارم
این بار دیگه گرفتمت
هی
نمیدونم چطور هنوز زندهای
ولی اگه باهامون همکاری نکنی زیاد دووم نمیاری
ضربدر جایی که باید پیداش کنی رو نشون میده
...خب
چه خبرها؟
خدایا
No comments yet. Be the first to leave one.