Musim 1

Maklumat siaran

이상한 변호사 우영우 Strange Lawyer Woo Young-Woo S01E06 NF Sunflowermag
Ulasan oleh sunflowermag
🌻 مجله آفتابگردان @sunflowermag 🌻

Tag

other
Diterbitkan pada: 2023-01-09
Muat Turun: 13
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi Persian

200 baris pertama.

اسمتون چیه؟- !گه هیانگ شیم-

!گه ها نه گِه

"یتیم خانه گوریوم"

اسم دخترتون چیه؟

!گه ها یون

به نظرتون اسمش خیلی رو بورس نیست؟

چون میگفتن که این یه اسم محبوب توی کره اس، ها یون رو انتخاب کردم

...از اونجایی که فامیلیش عجیبه

پس حداقل اسمش یکم محبوب باشه که !بتونه با فامیلیش جور بشه

سنگین نیست؟ چرا روی مبل اونجا دخترتون رو نخوابونیم؟

نه

مشکلی نیست

میخوام توی بغلم نگهش دارم

...از اونجایی که دیگه لنگ ظهره، خیلی خوابیده ها

!بهش دارو دادم

دارو؟ به دخترتون؟

...اگه ها یون بیدار باشه

!هیچ جوره ازم جدا نمیشه

!که اینطور

آدرس شما چیه؟

...من ها یونم رو ول نمیکنم

...شما نمیتونین اونو به فرزندخوندگی کسی بدین

!من دوباره برمیگردم که با خودم ببرمش

!خیلی خب

...ولی اول، ما نیاز به یه آدرس داریم که- چرا اصلا حرفام رو جدی نمیگیرین؟-

...من اصلا ها یونم رو ول نمیکنم

...دارم موقتا دخترمو اینجا میذارم چون

!ممکنه مجبور بشم که به اردوگاه کار اصلاحی برم

اردوگاه کار اصلاحی؟

!منظورم زندانه

زندان

احیانا شما... یه فراری از کره شمالی هستین؟

...چون دخترم، دخترِ یه فراری از کره شمالیه، در حقش تبعیض قائل نشین

!یا چون دختر یه جنایتکاره، باهاش بدرفتاری نکنین

!بخاطر دخترمم که شده، هر جوری شده برمیگردم که پسش بگیرم

باشه

!مامان

!مامان- نمیشه تنهایی بری-

!مامان- نمیتونی بری-

!مامان

!ها یون- !مامان-

!مامان- ...مامانی-

!زودی برمیگرده

!مامان، نرو

!مامان

!مامان

!مامان

!مامان

!مامان

!مامان

!مامان

!مامان

!مامان

"پرونده ششم" "...اگه من یه نهنگ بودم"

!عـــه

بله؟- وکیل جونگ، شما منو صدا کردین؟-

...اوهوم. خب وکیل چوی یه پرونده ی عام المنفعه داره

پرونده اش در مورد یه فراری از کره شمالیه که به جراحتِ ناشی از سرقت متهم شده

پرونده اش در مورد یه فراری از کره شمالیه که" "به جراحتِ ناشی از سرقت متهم شده

اونطور که من فهمیدم، نمیشه برای این پرونده کار زیادی بکنین

ولی خب چطور بگم؟ فکر میکنم که وکیل چوی داره زیادی شلوغش میکنه

...به نظر میاد که داره زیادی با متهم، همدردی میکنه

پس با خودم فکر کردم که ...میتونی این پرونده رو همراه اون به عهده بگیری

!جلوش رو با گفتن چیزی مثل" آروم آروم" بگیری

مثل "آروم، آروم"؟

آره، نذاری که وکیل چوی جوگیر بشه و !با این پرونده عاطفی برخورد نکنه

...اینجوری

!آروم، آروم

!آروم، آروم- ...آره، دقیقا همینطوری-

!آروم، آروم- !آروم، آروم-

...نفس عمیق بکش، آروم

!خیلی خب، دیگه برو

...آروم- !نذاری جوگیر بشه-

!آروم، آروم

!آروم، آروم

!آروم، آروم

!بفرمایین

...خب

سرکار نیومدی یا خونه نرفتی؟

خونه رفتن"؟ خونه رفتن چی هست؟"

یعنی بعد از کار، برای خودت زندگی داشته باشی؟

همونی که فقط توی خواب و خیال هست و توی زندگی واقعی نیست؟

...خب

...خب

تو چطور؟ کار زیادی نداری؟

کار؟

!چرا، خیلی دارم

!چون دیروز بیشتر از 10 ساعت تایپ میکردم، مچ دستم درد گرفت

...من که از قبل سندرم آسپرگر* رو دارم

ولی اگه با همین فرمون پیش برم، احتمالا به !سندرم تونل کارپال* هم مبتلا میشم عارضه ای که بخاطر فشار روی عصب مدیان دست رخ میده) (و فشار به مچ دست از عوامل بروز این عارضه هستش

بخاطر نخوابیدن، موهام شروع به سفید شدن کردن

توی پرونده عام المنفعه ای که بهت سپرده شده، قراره با تو کار کنم

همون فراری از کره شمالی که !به جراحت ناشی از سرقت متهم شده

چی؟ پرونده هیانگ شیم اونی؟

هیانگ شیم اونی؟

...اسم متهم گه هیانگ شیم هستش

!من یه بار به ملاقاتش رفتم و زن خیلی باحالیه

مثل یه خواهر بزرگتر سرسخت میمونه

وکیل جونگ اینجوری فکر میکنه که ...داری زیادی به این پرونده دل میبندی

!و داری با متهم ارتباط احساسی برقرار میکنی

واقعا؟- آره-

"بهم گفت که هی بهت بگم" آروم، آروم

آروم، آروم

آروم، آروم

آروم، آروم

یونگ وو... تا الان به بازداشتگاه رفتی؟

نه، تا الان یه بارم نرفتم

پس زود باش و درخواست ملاقات پر کن بیا بریم و هیانگ شیم رو ببینیم

!خدایا

!خواهر وکیلم

حال و احوالت چطوره؟

...ایشون وکیل ووئه

!قراره با من روی پرونده ات کار کنه

...سلام، من وو یونگ وو از موسسه حقوقی هانبادا هستم

!چه اسمم رو از چپ بخونین و چه از راست، میشه وو یونگ وو

Kayak, deed, rotator, noon, racecar !همشون مثل وو یونگ وو هستن

!درسته

وو هیانگ وو؟

چی؟

نه- ...چطوره که-

اول بشینیم؟

باشه

زندگی کردن اینجا چطوره؟ !شرط می بندم که واقعا برات سخته

اینجا موندن؟

...بهم غذا میدن و یه سقفی هم بالا سرمه

!اینجا برام مثل یه هتل میمونه

!فقط دلم برای دخترم، ها یون تنگ شده

فقط یکم دلم میشکنه، همین

...خانم گه، شنیدم که شما یه فراری از کره شمالی هستین

ولی چرا با لهجه ی شمالی حرف نمیزنین؟

!رفیق وو هیانگ وو

چرا داری اینو بهم میگی؟ از وقتی که فرار کردم، خیلی سال میگذره

!خدایا! بازداشتگاه های چوسون جنوبی، مثل هتل میمونن

حتما باید اینطوری صحبت کنم که یه فراری از کره شمالی باشم؟

!درسته، متاسفم

چطوره که دیگه در مورد پرونده حرف بزنیم؟

بیا از اول ماجرا شروع کنیم چون وکیل وو اولین باره که ماجرا رو میشنوه

تو و قربانی لی سون یونگ، از قبل از اون اتفاق همدیگه رو میشناختین؟

...نه. لی سون یونگ یه فراری از کره شمالی نیست

!و دلیلی هم نداشت که راهمون به هم بربخوره

!روزی که برای گرفتنِ پول رفتم، اولین باری بود که باهاش ملاقات کردم

فقط بخاطر اینکه "مامان" بهم گفت، باهاش آشنا شدم

مامان؟

منظورتون دلال فرارِ کره شمالی، چوی یونگ هوی ئه؟

!اون مادر واقعیم نیست و مادر خونده امه

فقط همه مون "مامان" صداش میکنیم

...کاش مامان پولی رو که ازم قرض گرفته بود، بهم پس میداد

...بخوام خلاصه کنم

...پنج سال پیش

...از "مامان"، دلال فرارِ کره شمالی، چوی یونگ هوی، خواسته بودی که

!ده میلیون وونی که ازت قرض کرده بود رو، بهت بده

...پس چوی یونگ هوی، به جای اینکه مستقیما بهت پول بده

...بهت گفت که لی سون یونگ پول داره که بهت بده

!و به جاش باید پولت رو از اون بگیری

آره

ده میلیون وون بدهیش به مامان به ما سپرده شد !یعنی من و جونگ هوی طلبکارش شدیم

جونگ هوی؟

خانم کیم جونگ هوی، همدست شماست؟

...رفیق وو هیانگ وو

از اینکه کلی آدم توی این پرونده درگیرن، سردرد گرفتی؟

نه

تو با خانم کیم جونگ هوی دوست بودی، درسته؟

...خب ما واقعا با هم دوست نیستیم

!از طریق مامان با هم آشنا شدیم

!پس منم فقط اونو دوستم صدا میزدم

!اونم یه فراری از کره شمالیه و هم سن منم هست

وقتی از لی سون یونگ قرضت رو گرفتی، میخواستی با اون تقسیمش کنی؟

...آره! مشکل این بود که یعنی لی سون یونگ همینطوری

پولی رو که حتی به مامان نداده بود رو به ما میداد؟

پس ما میخواستیم که جلوی دروغ گفتنش رو بگیریم که !یهو نگه که پول ندارم

پس ما نمیتونستیم مثل کسایی باشیم که اون بتونه ازشون سوء استفاده کنه

!خداروشکر، حتی در رو هم قفل نمیکنه

یعنی انقدر نترسه؟

خیلی شجاعه ها

جونگ هوی، خوب حواست رو جمع کنی

...به این راحتیا نمیتونیم پول مون رو ازش بگیریم

از اونجایی که حتی پول مامان رو برنگردونده میشه گفت که زن خشنی ئه، نه؟

!یه فکری به حال خودت بکن... اصلا نمیتونی وحشی باشی

!توی شبه جزیره کره، هیچکسی به پای وحشی بازی های من نمیرسه

بیا بریم

!تو هم یکی بردار

!لی سون یونگ

!یالا بیا بیرون

!بیا بیرون ببینم

کدوم گوری رفتی؟

تو

!پول مامان رو پس بده

کدوم پول؟- "کدوم پول؟"-

!همون 10 میلیون وون مامان رو که به جیب زدی و پسش نمیدی

!تو

پول ها رو کجا قایم کردی؟

توی اتاقن؟

نه

خواهش می کنم این یه بار رو بگذر !واقعا اوضاع سختی دارم

!هی

...هی، زنیکه عوضی

فکر میکنی اوضاع ما خیلی ازت بهتره که داریم اینکارا رو میکنیم؟

!درسته، برو کنار ببینم

!نه، شما نمیتونین

ول کن

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left