72 baris pertama.
"دنياي سريالها"
وضعت بيمارا؟
مرد، 30 ساله، يه تير به قفسه سينه زن، 20 ساله، استنشاق دود آتش
مرده رو ببرين اتاق عمل و زنه رو ببرين آيسييو - چشم -
***قسمت ششم***
خوب، به همچين روزي ميگم وحشتناك
جون؟
!همه چي تموم شد. خوب، بياين بخوريم
پنج نوع غذا داريم كه ظرف سه !دقيقه حاضر شدن. خيله خب
!انگار تو آشپزخونهمون يه سرآشپز جهاني داريم
ديگه نميخواد شام بريم بيرون بخوريم
!غذاي منجمد پارك. آشپزيتون رو به ما بسپاريد
انگار اومدم رستوران - غذاي منجمد پارك -
!خانم
حالش چطوره؟
حالش خوب ميشه. خيلي نگران نباشيد
سويون چي؟
به زودي مرخص ميشه
اون موضوع اورژانسي كه گفتي چي بود؟
ببخشيد؟
گفتي اورژانسيه و جون رو با خودت بردي
آ... آتيش؟
شوهرم رو از دست دادم، قبل از اينكه بميرم نميخوام پسرمم از دست بدم
خسته نباشي، كلر
چي ميخواي؟
نصف ديگه پولو بايد بهم بدي
هدف رو كه نزدي، بازم ميگي پول؟
انقدر يه دفعهاي پريد وسط راه كه كار ديگهاي نميشد كرد
يه فكر ديگه دارم
حالا حتماً دختره رو بايد بكشيم؟
نميخواد
پس ببرم دنياي خودم
حتماً
پيوست سوم زندگي رو نجات بده، عشق ببر
به اندازه بابات يه دندهاي
اگه قبلاً رستوران رو ميبستي هيچ كدوم از اين اتفاقا نميافتاد
...مادر جان
خيلي به جون و باباش فشار آوردم
حالا شوهرم به خاطرم مُرده و پسرمم افتاده يه گوشه بيمارستان
نگران نباشيد، مادرجان. همه چيز درست ميشه
گفتم بهم اعتماد كنيد، نگفتم؟
ممنون، عزيزم
آتيش خسارت زيادي زده فكر كنم سخت بشه حامي مالي پيدا كرد
تو رستوران بايد از نو باسازي بشه و
چون يكي بايد تو اين مدت به كارا برسه، جون بايد تصميم بگيره
فقط بهش يكم زمان بدين
تصميم درست رو ميگيره
اگه اينكارو بكنه كه عالي ميشه
...و گااين
بله، مادرجان؟
اين حلقه مال مادر شوهرمه
گفت بدمش به عروس آينده جون
تو صاحب اين حلقهاي
خيلي خوشگله
واقعاً؟
بهتره برم با دكتر صحبت كنم. پيشش كه ميموني، نه؟
البته
بر ميگردم
تقريباً سريال تمومه - منم آمادهام -
خوب بخواب
شوهرم
...جون! جون پارك
بابا، ميتونم يه چيزي ازتون بپرسم؟
چرا اينكارو كردين؟
ميخواستم هر چه زودتر غذاي آماده پارك رو به تو بدم
اينجوري ميتونستي روياهات رو به واقعيت تبديل كني
اما بازم
چطور تونستيد اينطوري بريد؟
بازم، به لطف اون، ميتوني با بستن رستوران
تصميم درست رو بگيري
من؟
ميخوايد آتيش رو خاموش كنيد؟
No comments yet. Be the first to leave one.