200 baris pertama.
قسمت 17
سلام؟
.سلام
حالت خوبه؟
.پرستار
.حالت خوبه
تو چه ...؟
.پا شو. زود باش .بايد از اينجا بريم بيرون
.يه لحظه واستا
چرا؟
.اون
چي؟
اين چيه؟
اون يه مرده رو زنده کرده؟
.بله .من که اينطور شنيدم
موضوع چيه، قربان؟
.مرده، زنده شده
چيکار کرده؟
.بِک کوانگيون .يه مرده رو زنده کرده
.يه کم يواشتر بگو
منظورت چيه؟ يه مرده؟
چطور همچين چيزي ممکنه؟
.عجله کنيد
.اون زندهست
.بِک کوانگيون داره ميارش
.سريع ببريدش به درمانگاه
.بله قربان
عصاره شيرين بيان و گل .آفتاب گردان رو آماده کنيد
.بله، قربان
.پرستارها، با من بياين
.بله بانوي من
.عجله کنيد - .بله قربان -
دوباره بگو؟
گفتي، يه مرده؟
.بله، قربان .اون مرده بود ولي الان زندهست
.همون مريضي که شما درمانش ميکرديد
چيزي تو سرت خورده؟ يه مرده؟
اين ديگه چه مزخرفاتيه که ميگي؟
.حقيقت داره
.کارآموز بِک، اونو تو مردهشور خونه درمان کرده
.الان تو درمانگاهه
چي ...؟
... قربان، قربان، قربان
نظرتون چيه؟
.نبضش ضعيفه، ولي ميزنه
.الان ناپايداره ولي احتمالاً زنده ميمونه
چطور ... چطور ...؟
تو اين مردُ درمان کردي؟
.بله، لرد کو
.توضيح بده ببينم
يه آدم زنده رو فرستادي مردهشور خونه؟
.به هيچ وجه، قربان
.اون مرده بود
.ديروز نه نفس ميکشيد و نه نبضش ميزد
.درسته، قربان
نه فقط من، بلکه همه پرستارهايي .که اونجا بودن، ديدن
پس تو واقعا اونو از مرگ برگردوندي؟
.نه، قربان، اصلاً
،درباره ديروز نميدونم .ولي تو مردهشور خونه زنده بود
.نبضش خيلي ضعيف بود
.داروخونه امروز عجيبه چه خبره؟
.قربان
شنيدين؟
چي رو شنيدم؟
چي؟ اون مرده زنده کرده؟
بله، همينطوره، قربان
... اون اسب چرون تو مردهشور خونه
.چرت نگو
.چيزي که ميگي مزخرفه
... قربان، چند نفر هم شاهد بودن
... نه
.منم نميتونستم باور کنم
.مطمئن بودم که مرده
.اما مطمئن يا نه، اون زنده بود
.و نبض ضعيفي داشت
... پس - پس؟ -
.طب سوزنيش کردم
کجاها رو؟
.به پنج نقطه مخصوص ضربه مغزي
قربان، چطوري اين اتفاق افتاده؟
اگه اين درست باشه، اون تو کما بوده
تو کما؟
توقف کوتاه مدت علائم .حياتي، که خيلي شبيه مرگه
،تو درمانگاه مرده به نظر اومده
ولي تو مردهشور خونه .نبضش خيلي ضعيف برگشته
،اما حتي با طب سوزني خوب هم
.مسئله دماي بدن مطرحه
.اون مطمئناً بايد به خاطر افت دماي بدن ميمرد
چطوري گرم نگهش داشتي؟
... خوب، قربان
.بدنش سرده
.اينطوري که نميشه
.کافي نيست .بايد بيشتر گرم شه
.منو ببخش
چيکار کنم ...؟
!اينطوري که يخ ميزنه چيکار ...؟
چيکار ...؟
... چيکار
صبر کن ، شايد اين زير؟
.درسته
.گِل
!خودشه
.اين گرمت ميکنه .زنده ميموني
.دووم بيار
گِل؟
.بله، قربان
خوکها و اسبها معمولاً از گل .براي گرم موندن استفاده ميکنند
.گفتم شايد روي انسان هم جواب بده
.پس اينطور
پس اين بچه يه راهي براي گرم نگداشتنش .تو هواي يخبندون پيدا کرده
صبر کن، پس بعد از طب سوزني از گل استفاده کرده؟
مثل کاري که با حيوونها ميکنن؟
.اينجوري شنيدم
.ايول بابا کارش درسته
.پس اينجوري نجاتش دادي
.تو موفق شدي .جونشو نجات دادي
.قربان
.کارت خوب بود. تو تسليم نشدي .واقعاً کارت خوب بود
طب سوزني بدون اجازه؟
.اين نقض قوانينه
يعني بايد ميذاشت بميره؟
فقط به خاطر اجراي قوانين؟
.قربان
چي داره آزارت ميده؟
مقررات قصر؟
يا اين حقيقت که اون کارشو به اين خوبي انجام داده؟
درمانگاه امروز صبح .يکم شلوغ شده بود
... ميدونيد، قربان
.همکارشونو توي مردهشور خونه حبس کردن
.واقعاً چقدر مهربون بودن
.اين چيزها مسئوليتش با توئه
خوب؟
قربان، ترتيبي ميدم که .ديگه از اين اتفاقها نيفته
جداً؟ .بايد ببينم تا باور کنم
.حالا گزارش نمرهها رو برگردون
قربان؟
اون به خاطر شوخي زشت همکلاسيهاش .امتحان ارتقاء رتبه رو از دست داده
.ولي در عوض، زندگي يه نفرُ نجات داده
.دوباره امتحان بگير
دوباره؟
.بله، قربان. حتماً
،عاليه، عاليه .يه شانس ديگه تو امتحان
.خيلي عاليه
.درسته .فکر کردم افتادم
.کارت حرف نداره
... اگه من جاي تو بودم
.خودمم يه جنازه ميشدم
.چيز عجيبي نيست
منم انقدر ترسيده بودم .که مغزم از کار افتاده بود
.آقايون
.بهتره گذشته رو فراموش کنيم
.اون جوري نگاه نکن
.همه چيز خوب پيش رفت
.حالا ميتونيم مثل چند تا مرد با هم کار کنيم
موافقي، تِساپ؟
... يعني من مجبورم با اون
بو گندو درس بخونم؟
پس غرورم چي ميشه؟
.نميتونم تحمل کنم
.ديگه کافيه
... تِجو
غرور؟ ميدوني غرور واقعي چيه؟
.اون عزت نفسشُ بدست آورد
.افتخارُ بايد در جاي مناسبش، خرج کرد
.بعضي از مردم خوش شانس به دنيا ميان
.متأسفم. قصد ترسوندنتو نداشتم
ولي ترسوندي. فکر کردم .دوباره تا حد مرگ زدنت
.پرستار، من اينجا کلي کار دارم
.نميخوام به خاطر کتک خوردن، دربرم که
.با اين وجود، بازم نگران بودم
پس، کارم خوبه؟
"خوبه؟"
تو تمام مدتي که تو "چينگ" درس ميخوندم، همچين چيزي نديده بودم
.فکر ميکردم تو درس خوندن، زرنگم
.ديدن تو باعث ميشه حس رقابتم تحريک شه
... حالا ديگه داري مسخره ميکني
.خيلي خوب، باشه، گرفتم
من تکنيکهاي طب سوزني ويژه ... مخفي رو بهت ياد ميدم
چي؟
کنجکاوي که بدوني؟
.اگه هستي، پنج سکه ميشه
چي؟ .خودتو مسخره نکن
بازم داري ميزني؟
.حالا شد نُه سکه !گوشه هم داشته باشه
.ديوونه
ميدوني چرا ازت پول ميگيرم؟
کنجکاوي که بدوني؟
.اگه هستي، پنج سکه ميشه
.برو ببينم
.قربان
حالا ديگه آوازهش به خاطر زنده .کردن يه مرده، بيشتر پخش ميشه
شنيدي؟
درمانگاه يه جادوگر .سوزن به دست داره
.آره شنيدم .اون يه مرده رو زنده کرده
.الکي نگو
.الکي چيه، حقيقت داره
.اون منو درمان ميکنه
.منم همينطور
.و من
... قربان
No comments yet. Be the first to leave one.