De eerste 149 regels.
منجمد، یخزده، سفت
آخرش هم به درد نخورد
پر از دیوکسینه
این رو یه مدتی بود به عنوان مدرک نگه داشته بودم
نخورش بچه قحطیزده
پس میخوای یه کلاهبردار رو بگیری؟ یه کلاهبردار ازدواج؟
انگار چارهی دیگهای ندارم
چه جور کلاهبرداریه؟ کلهگندهست؟
از این خردهریزههاست
فکر نکنم اسپایک پایهی این کار باشه
اِد جوجهکباب میخواد
گویا باید تنهایی انجامش بدم
شوخیت گرفته؟
بیخیال بابا
این افتضاحه
جداً
بهت یاد ندادن که باید خودت گندکاریات رو پاک کنی؟
داشتم فکر میکردم که منو یاد کی میندازی
الان فهمیدم. همون پسره که ابروهای نازکی داشت
ویتنی هاگاس ماتسوموتو
نمیدونم چرا یهو یادش افتادم
میخوای چیزی از گذشتهم بدونی که هیچکس دیگه نمیدونه؟
دوشیزه منلی، به نظرت به هوش اومده؟
بله دکتر، همینطوره
دوشیزه منلی، به نظرت اون شبیه یه پیرزنه؟
نه دکتر، نیست
فکر میکنی عملیات یخزداییش با موفقیت انجام شده؟
اینطور فکر میکنم، دکتر
صدام رو میشنوی؟
من دکتر باکوس هستم
باکوس، همون باکوسی که بیشتر از نپتون آدم غرق کرده
در موردش میدونی؟
ولی من قبلاً الکلی بودم. باکوس داشت به لطف باکوس غرق میشد
هی، عالی بود
خیلی خب، دهنت رو باز کن
مشکلی نیست. زخمی باقی نمونده و سلولها هم دارن به خوبی تقسیم میشن
حالا فقط یه مشکل داری که باید حلش کنی
اوه، فقط یه روند سادهست
میلیون برای عمل پایه و سودِ ۵۴ سال ۳۰
هی، چقدر میشه؟
میلیون. هزینههای بیمارستان رو هم بهش اضافه کنی، مجموعاً میشه ۳۰۰،۰۲۸،۰۰۰ وُلانگ ۲۷۳
بله، اگه این مبلغ رو پرداخت کنی آزاد میشی. متوجه شدی؟
متوجه نمیشم
آره، خودشه
چی؟
اینجا کجاست؟
من کیام؟
دوشیزه منلی؟
اون بازی نمیکنه، دکتر
من ویتنی هاگاس ماتسوموتو، وکیل شما هستم
وکیل؟
به درخواست شرکت بیمه «توتوس»، یه سری تحقیقات درباره گذشتهتون انجام دادم
دوشیزه فی ولنتاین
واقعاً اسمم اینه؟
اسم دوستداشتنیایه
خیلی بهتون میآد
و بعد؟
چقدر از حافظهتون یادتونه؟
این یه تلویزیونه
این یه کتری برقیه و اینم یه تلفن همراهه
همه چی رو میدونم
به جز چیزایی که مربوط به خودمه
متوجهم
و؟
بر اساس مدارک موجود، وقتی ۲۰ سالتون بود
خب، الانم همون ۲۰ سالتونه
ظاهراً دچار یه تصادف وحشتناک شده بودین
تصادف؟
طوری که تکنولوژی پزشکی اون زمان نمیتونست کاملاً درمانتون کنه
همونطور که میبینین، حالم کاملاً خوبه
یه خراش هم رو بدنم نیست
صبر کن، منظورت از «اون زمان» چیه؟
اون مال ۵۴ سال پیش بود
شما تا به امروز در خواب مصنوعی یا به عبارتی منجمد نگه داشته شده بودین
و حالا که میتونستین درمان لازم رو دریافت کنین، بیدارتون کردن
درست مثل زیبای خفته
شوخی میکنی، نه؟ دارم جدی حرف میزنم
پس این یه خوابه
نه، الان دقیقاً سال ۲۰۶۸ هستش
و اینم تلویزیون نیست
بلکه یه ماشین لباسشوییئه
اینم کتری برقی نیست، بلکه یه دستگاه صورتشوره
اینم تلفن نیست، دماسنجآبه
این قسمت گرد رو میذاری تو دهنت
مسخرهام نکن
همینطوری شروع میکنی به گفتن این حرفها و انتظار داری من
۷۵ دمای بدن: ۳۴.۵ درجه سانتیگراد. نبض: ۵۴. فشار خون: ۴۰ روی
هنوز پایینه. یه لحظه صبر کن
خاطرات شما مربوط به زمانیه که تلفنهای همراه هنوز این شکلی بودن
پس بهم بگو
چه جور تصادفی؟ من چه شکلی بودم؟
من کیام؟
آروم باش. اگه هیجانزده بشی
چی؟ چه اتفاقی میافته؟
خوابت میگیره
یکی میخوای؟
هی
صبر کن
دوشیزه ولنتاین
صبر کن
نزدیک من نیا
با فرار کردن چی کار میتونی بکنی؟
دوشیزه ولنتاین
من نمیتونم ۳۰۰ میلیون بدم
این بیانصافیه که منو به زندگی برگردونن و بعد انتظار داشته باشن بدهیشون رو بدم
من حتی هیچی در مورد خودم نمیدونم
باید چی کار کنم؟
درباره بدهی، میتونیم کمکم پیش بریم
من کمکت میکنم
ممکنه یه روزی حافظهت برگرده
اگه به زندگی ادامه بدی، ممکنه با یه آدم فوقالعاده آشنا بشی
این... چیه؟
یه کارت شناسایی
اینطوری اگه بمیری یا خودت رو فراموش کنی
میفهمن کی هستی و اهل کجایی
و من اونو ندارم
چی؟! مأمورهای وصول بدهی
شرکت بیمه طاقتش تموم شده! حالا چی کار کنیم؟
با این وضع، هردومون به فنا میریم
از ماشین پیاده شو و فرار کن. پس تو چی؟
مطب دکتر همدیگه رو میبینیم. باشه؟
چرا داری بهم کمک میکنی؟
شاهزاده باید از زیبای خفتهش محافظت کنه
همین الان کارهای اداریش رو تموم کردیم
اون به ما گفت که اگه اتفاقی براش افتاد، تمام داراییهاش رو به شما بدیم
اگه اینجا یه انگشت بزنی، هر چی داره مال تو میشه
ویتنی
تو واقعاً هوامو داشتی
حالا، اینجا رو انگشت بزن
چرا همهی عددها قرمزن؟
خب، میگن که بدهی خودش یه جور داراییه
بدهی؟
شوخیت گرفته؟
الان که فکر میکنم، اون موقع خیلی احمق بودم
منظورم اینه که، اون جونش رو به خطر انداخت تا منو نجات بده
بدهی اون در مقایسه با مال من هیچی نبود
واقعاً اونقدرها هم زیاد نبود
تمام مدت اونجا بودی؟
قصهت خیلی طولانی بود
تو زنِ وحشتناکی هستی
مطمئنم اون بیچاره توی اون دنیا داره زار میزنه
حالا که بدون دادن بدهیش جیم شدی
دست خودم نیست. مبلغی نیست که بتونم از پسش بربیام
حالا دیگه قیافه حق به جانب هم میگیری
خیلی رو داری، نه؟ من خیلی از تو بزرگترم
گذشتهت همهش دروغه. اون قضیه کولیها چی بود؟
این قصه رو هم خودت سر هم کردی؟
نه دروغه، نه ساختگی
فقط حقیقت رو نمیدونم
No comments yet. Be the first to leave one.