Sister Boniface Mysteries

Sister Boniface Mysteries

Download Farsi Persian ondertitel

Seizoen 3

Release informatie

Sister Boniface Mysteries S03E03 720p WEB H264-DiMEPiECE
Een commentaar door warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 3 قسمت 3 Sister Boniface Mysteries 2022 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Gepubliceerd op: 2025-11-28
Downloads: 15
Slechthorend: No

Voorbeeld van Farsi Persian ondertiteling

De eerste 200 regels.

##

##

##

پروفسور، شناسایی شدیم.

باید فوراً متفرق بشیم!

محاله، عزیزم. کنسول از کار افتاده.

هاها. ممنون.

یه چیزی با اون... اون، اِم... ور رفته بود.

اوه... -مدارها؟

آره، همون.

فکر کنم مشکل

توی خود سفینه است.

-چارلی، این یه...

یه... یه... -زیبوک!

به دارتیکس نفوذ شده!

الان دست ماست!

تا وقتی از روی جنازه من رد نشی، این کشتی رو نمی‌بری.

همانطور که شما امر می‌کنید.

##

##

پروفسور؟ -خودمم.

با من بیا جوون، داریم می‌ریم یه ماجراجویی.

##

##

##

فکر می‌کنم آقای فبریکانت اینجاست

برایِ، اوم، علمی-تخیلیِ

کنفرانسِ، اوم، همون چیز.

مطمئنم نامزدتون خوشش میاد.

نه بابا، ویکتوریا با خاله‌اش تو لندن مونده.

می‌دونی، داره جاهای دیدنی رو می‌بینه

و برای عروسی آماده میشه.

آه، من که عاشق بهانه‌ام تا یه کلاه جدید بخرم!

به هر حال، این کنفرانس برای چیه؟

و چرا تو گریت سلاوتره؟

پروفسور وای، فن کلاب اینجاست.

زیبوکمانیا به برمودا نرسید؟

به لطف بازپخش‌هاش، هنوز کلی طرفدار داره.

متاسفانه چند سال پیش تموم شد.

اما خوشبختانه، پایان من نبود.

یا حرفه‌ی درخشانم.

صبح بخیر، آقای فابریکانت. -صبح شما هم بخیر.

اجازه بدید بگم که چقدر از تماشای شما لذت می‌بردم

توی «دیکسون آو داک گرین»؟

بله، حتماً.

آقای فابریکانت، این اواخر مشغول چه کاری بودید؟

آه، برگشتم به ریشه‌هام --

صحنه تئاتر.

باید بگم که واقعاً جای تعجب داره

که یک بازیگر معروف، مثل شما،

تو «سی‌ویو» پیش ما مونده.

آه، پسر خوبم، آدم یه جای... ترجیح می‌ده.

روستایی.

بفرمایید، آقای فابریکانت.

آه، چه لذتی! ممنونم.

فکر نمی‌کنم مزاحمتون بشم اگه

برای یه امضا ازتون بخوام؟

چه تقارن جالبی.

من توی مراسم امضا می‌کنم.

نفری دو بلیط رایگان.

من اصرار دارم.

##

##

یک، دو. یک، دو.

مقررات ۱۳ سی –

رئیس خودش به تمام امور مدیریت استعدادها رسیدگی می‌کنه.

افراد رده‌پایین‌تر هم پخش می‌کنن...

...چای و قهوه رو. – چه خوب می‌شد.

اگه من و خواهر پیتر حداقل می‌تونستیم

به بازیگرا یه سلامی بکنیم.

ولی اونا فقط می‌خوان با من حرف بزنن، خب...

خواهش می‌کنم، راجر، با توجه به این وضعیت این انصاف نیست که...

تمام کارهایی که من کردم.

اه، واسه...

خیله خب! -

باورم نمیشه که قراره پروفسور و چارلی رو ببینیم.

خودش! -کمی ادب؟

الان وقت مناسبیه؟ -آره، آره. اِم... بله هست.

ما، یعنی انجمن قدردانی از «پروفسور وای»،

مأموریت خودمون قرار دادیم که این برنامه رو احیا کنیم.

ما یه طومار با ۱۹۶ امضا جمع کردیم.

که کانال به اشتباهش پی ببره.

امضاش کردی؟

دوبار.

مثل اینکه فردا یه اکران ویژه قراره باشه؟

«حمله زیبوک‌ها»!

همون داستانی که به خاطر اعتصاب تکنسین‌ها توی سال ۶۱ ناتموم موند؟

اوهوم. ولی چطور؟

تو کاری نداشته باش، نورمن.

وقتشه.

بذارید طرفدارا بیان تو! -

خوش اومدید. خوش اومدید. بیایید تو.

##

##

##

تو بخار میشی! -

تام، داری سعی می‌کنی

خانم کلم رو سکته بدی؟

ترس نداره.

این تمام افتخار و خوشحالی منه --

زیباک واقعی

که پروفسور رو توی قسمت آخر از پا درآورد.

چرند محضه. همش پرت و پلاست!

ممنون.

##

باید بگم، اینا همش کلی خوش میگذره.

می‌دونستم که خوشت میاد.

من همیشه اون چیزهایی رو که به شکلی متعالی...

ماهیت ابعادی فضاپیما

خیلی هم جذابه.

خواهر پیتر.

اوه، سام نگاه کن. اونا چقدر دوست‌داشتنین؟

مم. -آه.

آه، حیف. پولم بهش نمی‌رسه.

هدیه‌ای از طرف من به شماست.

برای تشکر از اینکه اومدین.

خیلی ممنونم.

لذت ببرید.

چرا نورمن اینقدر گرفته‌ست؟

اوه، فکر کردم عاشق این سریال بود.

می‌خوای فرار کنی تا دیر نشده؟

##

نورمن، چی شده؟

کلم میگه من کم‌کاری می‌کنم.

تا دوشنبه صبح بهم مهلت داده.

که یه خبر داغ براش بیارم.

و یه خبر از یه سریال تلویزیونی تموم شده، به دردش نمی‌خوره.

خب... خب، شاید یکی از مهمونا...

یه خبر اختصاصی بهتون بده؟-

به اولین همایش جهانی «پروفسور وای» خوش آمدید!

من رئیس شما، راجر کربتری هستم.

اما قبل از اینکه شروع کنیم، یه نفر خاص دوست داره...

چند کلمه‌ای صحبت کنم...

فقط یه چیز می‌خوام بگم: «بچه‌ها، با من بیاین!

همه‌مون داریم میریم یه ماجراجویی!»

سلست کارمایکل بعداً میاد.

و نابغه بی‌نظیری که پشت این برنامه است،

سازنده، داگلاس وایزمن!

##

ممنونم، می‌دونی.

همین که گوش دادی.

دلم می‌خواد ببینم بعدش چی میشه.

به وقتش.

اول، یه جایزه هست که فردا شب باید بگیری.

با تو کنارم.

اوه خدای من، خودشه!

به اون دستمزد نجومی فکر کن. -راست میگی.

ولی من حتی دستم به یکی از اون آدمای کثیف و از خود راضی نمی‌خوره.

هی!

به جشن کوچیک ما خوش اومدی.

این بزرگترین افتخار زندگی منه.

دستمزد، همین الان.

وگرنه هیچی! -البته، ام...

بفرمایید. -آره.

و این تلگرام هم زودتر برای شما رسیده بود.

اوه.

میشه من...

شاید ترغیبت کنم که یکی از لباس‌های قدیمی‌تو بپوشی؟

متأسفانه، من هیچ کدوم رو ندارم. -شانس آوردی!

من کلی از لباس‌های قدیمی‌تو جمع کردم.

بیا تمومش کنیم بره.

##

##

می‌تونید رو ما حساب کنید، ما هرگز تسلیم نمی‌شیم.

برای برگردوندن برنامه محبوبت.

به خاطر من خودتو به زحمت ننداز.

من حسابی سرم شلوغه با این...

...کارِ موفقِ نامزد شده‌ی انجمن هنر‌های سینمایی و تلویزیونی.

پیوندهای ناگسستنی.

آها، امم، خب...

می‌دونم که خیلی‌ها دنبال یه سری جوابن،

پس، حالا نوبت شماست.

چطور تونستی ما رو اینجوری معلق بذاری؟ پوف!

یه جور زبان فضایی؟

اِم، اگه اجازه بدید؟

چطور تونستی ما رو اینجوری تو خماری نگه داری؟ تق!

امتیازات داشت سقوط می‌کرد، واسه همین، شبکه پخشش رو قطع کرد.

که اتفاقاً برام خیلی خوب شد.

خانم کارمایکل. - بله.

من این شیوه رو تأیید نمی‌کنم...

اون مرد جوون داره بد باهات رفتار می‌کنه

تو «رشته‌های پیوند».

خب... -یه درامه.

خب، فقط تمومش کنین.

با کمال میل می‌گم که همین‌طور میشه.

میشه فقط به همه یادآوری کنم که اینجا

گردهمایی «رشته‌های پیوند» نیست!

شاید باید باشه. -بله، شما.

موفقیت عظیم رو بهتون تبریک میگم

که «رشته‌های پیوند» هست.

افتخار می‌کنم اگه افتخار مصاحبه رو

برای «آلبیون باگل» بهم بدین؟

یه نفر با سلیقه.

صبح بیا هتل "اسلاتر".

-همه چی خوبه؟

رک و پوست‌کنده بگم، نه.

میدونین، الان من روی درام جدی کار می‌کنم، و راستش،

ترجیح می‌دم هیچ‌کس یادش نیاد این...

اثر بچگانه و مبتذل رو.

بیاین!

Sister Boniface Mysteries subtitles in other languages

Opmerkingen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left