De eerste 200 regels.
شنیدی؟
از این کار متنفرم
باید یه کاری کنیم؟
آره
لازمه
اینو ببین
آره
آره، داره یه نخی دود میکنه
زود باش، عکس بگیر
ادامه بده
یه سیگارِ آخر، پیرمرد
اوه، لعنت
زنبور نیشم زد
اینجا که زنبور نیست
گلی هم در کار نیست
از این زنبورهای خاکی؟
اون بیلِ کوفتیت رو بردار
خانم هانتر
ببینیم چی داریم
ساله ۷۲
داروها
شغلتون چی بود؟
از چهرههای سرشناسِ محافلِ اشرافی
بازنشسته
و دارید وزن کم میکنید تا بتونید بیشتر بخورید
آه، درسته
میخوام در مورد شوهرتون باهاتون صحبت کنم
باز چه مشکلی پیش اومده؟
خب، موضوع... موضوع حساسیه
اوم، یه جورایی مشکل خودِ شمایی
دکتر چی گفت؟
دکتر یه آدمِ عوضیه
خب، داری لاغرتر میشی
بهت گفت بیشتر بخوری؟
گفت به اون دخترهی تو اتاق انتظار بگو
تو این نوامبرِ کوفتی شلوارک نپوشه
اوه، دیشب یه خوابی دیدم
آره؟
یه خوابِ جنسیِ کثیف
جزئیاتش رو میخوای؟
نه
دخترا چطورن؟
انجمن بافتنی بدون تو دیگه صفا نداره
میدونی، فکر کنم «برندا» پشیمونه که چرا از گروه
بیرونت کردن
دلش برات تنگ شده
میگه خیلی بیرحمی
چه کلمهی دهنپرکنی
فکر میکنی منظورش چیه؟
خب، بیرحم بودن یعنی بری سراغِ دشمنت
نقطه ضعف رو بدون معطلی نشونه میگیره
معمولاً اون نقطه ضعف، خانوادهی طرفه
پس شاید برندا داره میگه اگه با من دربیفتی
میزنم خانوادهت رو به فنا میدم
باشه
باشه
تو چی؟
خبر جدیدی نیست؟
دریغ از یه ذره
نه دستاوردی، نه چشماندازی
باید از این شهر بزنم بیرون
درکت میکنم
باید با هم بریم، نه؟
گور بابای این خرابشده
باید بریم
هی، خروجی رو رد کردی
شاید فقط میخوام یکم بیشتر باهات وقت بگذرونم
خیلهخب
ولی شاید بهتر باشه یکم آرومتر بری
فقط یکم
خودشه؟
میخوای بیام تو؟
نه، ردیفه
آخر هفته قرار دارم
ببینش
خوشتیپه
ولی مگه اندازهی بازوی نوزاده؟
فقط نیاز دارم از این خونه بزنم بیرون
اوم
میخوای برم اون بالا؟
خوابت برد؟
نه
هفتهی بعد میبینمت
فعلاً
اِما
بله؟
اون بیرون مواظب خودت باش
هوم؟
چشم، حتماً
اوضاع چطوره، چیپ؟
اه، لعنتی، پاهات
دکتر گفت که ازت غافل شدم
ناخنها رو بگیر
کرم رو بزن
اون یارو مارموزه تو دفترچهش یادداشت کرد
با وجود اینهمه سختی و سن و سال بالام
و اصالت روحم باعث میشه
به این نتیجه برسم که همهچیز روبهراهه
فردا انجامش میدیم، باشه؟
وقتی خورشید صبح از پشت کوهها سرک میکشه
و ترانهی طبیعت شروع به نواختن میکنه
در عجبم چطور آهنگی که اینقدر کوتاه و دلنشینه
میتونه یه روز دیگه باز هم به همین خوبی باشه
اوه، با عشقی به حرارت داغترین تابستون دوستت داشتم
و وقتی تو رو چیدم که
مزخرفه
مثل بهار باطراوت بودی
وقتی پاییز شد، تو رو در آغوش گرفتم
حالا خورشیدِ غروب داره پایین میره و راهیِ خونه میشه
همونطور که با یه روزِ آرومِ دیگه خداحافظی میکنم
در ضلع جنوبیِ یه شهر قدیمی و تپهای
که اینجا زیرِ آسمون تگزاس آروم گرفته
و وقتی دستم رو لمس میکنی، میدونم که هنوز دوستم داری
و من
یا مسیحِ مصلوب
دوباره شروع شد
خانم هانتر
آن
چه خبر شده؟
ما حکم دادگاه داریم که شما رو به یه مرکز مراقبتی منتقل کنیم
آن؟
شما کی هستید؟
قیم قانونی شما
اسم من ریوراست
میتونید این رو توی ون بخونید
باید چند تا وسیله بردارم
برمیگردیم برشون میداریم
تو فقط حرف میزنی
تو فقط حرف میزنی
تو فقط حرف میزنی
تو فقط حرف میزنی
من فقط راهِ خودمو میرم
من فقط راهِ خودمو میرم
من فقط با قلبم قدم برمیدارم
دنبالِ خدا برو
دنبالِ خدا برو چون هدفمون نوکِ قلهست
تو پایِ هزینهش نیستی
تو پایِ
دارم میرم بیرون. هوم
کجا داری میری؟
برم برندا و دخترا رو ببینم
ولی قبلش، قراره یه بابایی رو ببینم
اوه؟
فقط مواظب باش
مواظبِ چی؟
مواظبِ... هوم؟
کاری به کارِ چارلز نداشته باش
تمام روز داشته موشها رو از توی سقف میکشیده بیرون
خب، پس بگو چرا اینقدر اشتها داره
خب، راستی اون... امم... چطور بود؟
دکتر چی گفت؟
حالِ "جی" خوبه
"جی" ابدیه
گل گفتی
بابام چطوره؟
میگه حالش خوبه
نه خیلی تعریفی، ولی خب، خودت که میدونی
هوم
خب، اگه اون زنه هی مست نمیکرد و
کل روز تو صورتش سیگار نمیکشید، حالش بهتر میشد
باید برم ببینمش
باید بری
"جی" عصبیش میکنه
تو قدیمای اون رو ندیدی
پدر معرکهای بود
مثل شیر قوی بود
میپرستیدمش
تا اینکه با "خودت میدونی کی" آشنا شد و مادرم رو ول کرد
حالا بهزور میتونه تعادلش رو حفظ کنه
باشه
فردا اولِ ماهه
اون رو از کجا آوردی؟
مراقب باش
ما کجاییم؟
نمیدونم
یکی اشتباه کرده
فکر نکنم اشتباهی در کار باشه
میخوام برم خونه
این حرفِ دلِ خودت نیست، چیپ
اوضاع ردیف میشه
من این قضیه رو حلوفصلش میکنم
بیا کاری کنیم این عشق تا ولنتاین دووم بیاره
بیا امشب رو با هم بگذرونیم
دیر کردی
سرِ قرار بودم
دقیقاً همون چیزی بود که هر دختری آرزوش رو داره
دیر اومد، بعدش هم تا تو دستشویی دنبالم راه افتاد
که جیش کردنم رو ببینه
بعضی مردا تو این فازان
تو آخه چی از این چیزا میدونی، کلر؟
منم چهار تا پیرهن بیشتر از تو پاره کردم
این زندگیِ نکبتیِ منه
کارم رو از دست دادم
دوباره برگشتم خونهی مامانم
توی وقتهای آزادم هم ازم میخوان
که جلوی مردهای غریبه بشاشم
تو چیکار کردی؟
یه چیزی زیر لب منمن کردم و زدم بیرون
شاید چراغسبزِ اشتباهی نشون دادی
فقط یه کلمهی دیگه بگو
No comments yet. Be the first to leave one.