De eerste 200 regels.
آیا روشهای بیرحمانهی او برای حرف کشیدن
اغلب شامل شکنجه و قساوت است؟
ویاچسلاو ایوانکوف
یکی از ترسناکترین و مورد احترامترین جنایتکارانی است
که از اتحاد جماهیر شوروی سابق ظهور کرده است
کسانی هستند که معتقدند شهرت ایوانکوف
بیشتر افسانه است تا واقعیت
چه چیزی روشن است؟
ویاچسلاو ایوانکوف از روسیه
با برنامهای مشخص به ایالات متحده آمد
در دوران روسیه کمونیستی
دولت رسماً وجود
جرایم سازمانیافته را تأیید نمیکرد
تصور میشد که باجگیری پدیدهای آمریکایی است
و این موضوع به شورویها نوعی احساس غرور میداد
اما در اواخر دوران پرسترویکا
پدیدهی جدید و عجیبی شروع به شکلگیری کرد
رستورانها منفجر میشدند
و مردم در خیابانها به رگبار بسته میشدند
شایعات مربوط به مافیای روسیه
در سراسر اتحاد جماهیر شوروی
و جهان شروع به پیچیدن کرد
در سال ۱۹۹۶، دولت آمریکا به پیروزی بزرگی دست یافت
و توانست رئیس احتمالی تبهکاران روسیه
یعنی ویاچسلاو ایوانکوف را محکوم کند
ویاچسلاو ایوانکوف
در اوایل دههی ۱۹۴۰ در جمهوری گرجستانِ اتحاد جماهیر شوروی متولد شد
او که کودکیاش را در مسکو گذرانده بود
در برابر شعارهای کمونیسم
و عظمتِ ادعاییِ استالین مقاومت میکرد
بسیاری از اعضای خانوادهی ایوانکوف
از جمله پدربزرگش
تحت سلطهی این دیکتاتور بیرحم رنجهای بسیاری کشیده بودند
ایوانکوف با رسیدن به سن بلوغ
به مسیر مقاومت ادامه داد
و هرگز مشروعیت کمونیسم را نپذیرفت
او در ورزش استعداد زیادی داشت
و در کشتی آماتور دوران بسیار موفقی را پشت سر گذاشت
در نهایت قهرمان شد
و در میان بسیاری از روسها به جایگاهی شبیه به یک ستاره دست یافت
برای مثال، او فعالیتش را
به عنوان بخشی از یک باند خیابانی
یا باندهای نوجوانان و اینجور چیزها شروع نکرد
او از تمام ظواهر امر
فردی کاملاً عادی و معمولی به نظر میرسید که
پس از آنچه خودش درگیری
برای دفاع از شرافت یک زن مینامید
دستگیر و به زندان فرستاده شد
و همانجا بود که شروع به برقراری ارتباط
با همبندیهایش در زندان کرد
و این موضوع باعث شد دید تازهای نسبت به پتانسیلهای
فعالیتهای مجرمانه پیدا کند
جیمز فینکنائور استاد
عدالت کیفری در دانشگاه راتگرز نیوجرسی است
او شش کتاب تالیف کرده که جدیدترین آنها
"مافیای روسیه در آمریکا" نام دارد
که نگاهی عمیق به مهاجران شوروی
در ایالات متحده و ریشههای آنها در اتحاد جماهیر شوروی سابق دارد
لقب ویاچسلاو ایوانکوف، «یاپونچیک» است
یاپونچیک در زبان روسی به معنای «ژاپنی کوچک» است
تا آنجایی که من متوجه شدم
دلیل انتخاب این لقب برای او
این بود که چهرهاش
رگههایی از نژاد آسیایی داشت
ایوانکوف پس از آزادی از زندان
زندگی مجرمانهی خود را آغاز کرد
و از اقتصاد پررونقِ بازار سیاه
در اتحاد جماهیر شوروی بهره جست
در دههی ۱۹۷۰، یک بازار سیاه پدید آمد
و دلیل آن تا حدی این بود که نقدینگی
به تدریج از کنترل
مقامات مسکو خارج میشد
آنها بیش از حد پول تزریق میکردند
و این پول تقاضای مردم را
برای کالاهای مصرفی بیشتر کرد؛
تقاضایی که سیستم تولید
به شدت ناکارآمد شوروی قادر به پاسخگویی به آن نبود
بله، یاپونچیک شروع به پیشرفت
در دنیای جنایتکاران شوروی کرد
و طبق گزارشها در نقشههای اخاذی
باجگیری و قاچاق مواد مخدر دست داشت
او در نهایت باندی به نام «سولنتسفسکایا» را در مسکو تشکیل داد
یکی از شگردهای آنها جعل هویت افسران پلیس شوروی
و سرقت از خانههای روسهای ثروتمند بود
مردم گزارش سرقت یا موارد مشابه را میدادند
آنها به بهانهی تحقیق دربارهی این سرقتها میرفتند
و سپس اشیاء قیمتی را از خانه میدزدیدند
آنها این نقش بازی کردن
در قالب افسران پلیس را
راهی برای نفوذ و ارتکاب فعالیتهای مجرمانه میدیدند
او توسط همکاران مجرم و حرفهایاش
به عنوان فردی سرسخت و باهوش شناخته میشد؛
از آن دست آدمهایی که به قول معروف زیر بار حرف زور نمیروند
اگر بخواهید گروههای جنایتکار تشکیل دهید
او دقیقاً همان کسی است که دنبالش هستید؛
کسی که عقبنشینی نمیکند
و میتواند ارادهی خود را
چه از نظر جسمی و چه روحی به دیگران تحمیل کند
و او چنین آدمی است
در سال ۱۹۸۱، ایوانکوف دستگیر
و به اتهام سرقت، قاچاق مواد مخدر
حمل سلاح گرم و جعل اسناد محکوم شد
او به تحمل ۱۴ سال حبس
در یکی از سختترین زندانهای سیبری در اتحاد جماهیر شوروی محکوم شد
در طول دوران حبس
ابهت و شهرت ایوانکوف همچنان رو به رشد بود
او جنایتکارِ کارکشتهای بود که مقابل کمونیستها ایستاد
و برای اصلاح سیستم زندانهای شوروی مبارزه کرد
یاپونچیک که مورد تحسین سایر زندانیان بود
به مقام «وُر وی زاکونه»
یا همان «دزد در قانون» برگزیده شد؛
جایگاهی که تنها در اختیار تعداد محدودی از جنایتکاران حرفهای بود
که رهبرانی قدرتمند، کاریزماتیک و متقاعدکننده بودند
اینها جنایتکاران حرفهای هستند
که هرگونه رابطه یا همکاری
با نهادهای حکومتی را رد میکنند
آنها به هیچ وجه حاضر به همکاری با مقامات نیستند
آنها از کار کردن امتناع میکنند
از مشارکت در آموزش خودداری میکنند
و به سادگی تمام هنجارهای رسمی و
ساختارهای موجود را رد میکنند
و زندگی مجرمانه را برمیگزینند
خانواده و پیوندهای خانوادگی و تمام این مسائل را کنار میگذارند
جیم مودی، معاون سابق دستیار مدیر
در بخش تحقیقات جنایی افبیآی است
او نزدیک به ۳۰ سال با جرایم سازمانیافته مبارزه کرد
و گمان میرود اولین مأمور افبیآی باشد
که به طور رسمی از اتحاد جماهیر شوروی بازدید کرده است
یاپونچیک یک «دزد در قانون» بود
او مراسم تاجگذاری را پشت سر گذاشته بود
او دوران محکومیت خود را
در زندان شوروی به دلیل شکنجه
و اخاذی پول از افراد سپری میکرد
بنابراین او یک اخاذ بزرگ بود و در روسیه فعالیت داشت
و این همان چیزی بود که دفعهی پیش بابتش محکومش کردیم
ایوانکوف نیز مانند پیشینیان خود
کارهای خود را از داخل زندان مدیریت میکرد
بر اساس گزارشها، او برای مشارکت تهاجمیتر
در قاچاق مواد مخدر تلاش میکرد
و خواستار جنگ علیه چچنیها
و سایر گروهها برای شکستن انحصار مواد مخدر آنها بود
در حالی که یاپونچیک دوران محکومیت خود را در زندان میگذراند
اتحاد جماهیر شوروی تحت رهبریِ جدیدِ میخائیل گورباچف
دستخوش اصلاحات گسترده و مترقی بود
۱۹۸۰ اصلاحات گورباچف در دههی
نسخهای تمامعیار
برای ایجاد معضل جرایم سازمانیافته بود
منظورم این است که اولین کاری که او در ماهِ اولِ صدارتش انجام داد
برقراریِ قانونِ منعِ فروشِ الکل بود
و همین کار به جنایتکاران سازمانیافته اجازه داد سالانه ۱۰ درصد
از درآمدهای ملی را به جیب بزنند
در طول این سالها حجم عظیمی از سرمایه
از روسیه خارج شد؛
از جمله اموالی که متعلق به حزب کمونیست بود
و در حسابهای بانکی خارجی ناپدید گشت
در سال ۱۹۹۱، ایوانکوف از زندان آزاد شد
در همان سال
سرانجام پردهها در اتحاد جماهیر شوروی فرو افتاد
که به معنای پایان یک دوران بود
پلیس فدرال توسط وزارت کشور روسیه
مطلع شد که ایوانکوف توسط سایر «وُریها»
یا همان دزدها به ایالات متحده اعزام شده است
His mission to take control
ماموریت او به دست گرفتن کنترل
و سازماندهی فعالیتهای جنایی روسیه در آمریکا بود
اما برای درک بهتر ایوانکوف
ابتدا باید ریشههای
جرایم سازمانیافتهی روسیه را درک کرد
یکی از رهبران قدیمی مافیای روسیه زمانی گفته بود
که کمونیستهای شوروی توانستند از شر
بورژواها و روشنفکران خلاص شوند
اما هرگز نتوانستند ما را به زانو درآورند
ما پناهگاههای خاص خودمان را داشتیم
و به روش جمعیِ خودمان زندگی میکردیم
ما طرفدار روسیه بودیم، نه طرفدار کمونیسم
در آستانهی قرن بیستم
مرزهای روسیه از افغانستان تا چین گسترده شده بود
و قلمروی وسیعی در امتداد سواحل اقیانوس آرام داشت
در سال ۱۸۹۴، نیکلای دوم
آخرین تزار روسیه، بر تخت سلطنت نشست
همیشه شکاف بزرگی
بین داراها و ندارها در روسیه وجود داشته است
پس از جنگ روسیه و ژاپن
نکلای دوم مجبور شد به اصلاحطلبان امتیازاتی بدهد
که از جملهی آنها ایجاد
یک مجلس قانونگذاری منتخب به نام «دوما» بود
با صنعتی شدنِ بسیاری از شهرهای غربی
کارگران روسیه شروع به سازماندهی
در تشکلهای سیاسی محلی
یا «شوراها»ی متحد تحت حزب سوسیال دموکرات کردند
در سال ۱۹۱۲، حزب سوسیال دموکرات
به دو حزب مجزا تقسیم شد؛
بلشویکهای رادیکال به رهبری ولادیمیر لنین
و منشویکهای میانهروتر
جرایم سازمانیافته در روسیه
از ابتدای این قرن همیشه
پیوند بسیار نزدیکی با دولت داشت
استیون هندلمن، خبرنگار خارجی و باسابقه
شش سال را در مسکو به عنوان رئیس دفتر نشریهی تورنتو استار گذراند
او نویسندهی کتاب «رفیق جنایتکار» است
No comments yet. Be the first to leave one.