De eerste 200 regels.
روز سوم فصل شکار تمساحه
و سیلاب ایالتهای شمالی
داره مرداب رو میبلعه
که باعث شده شروع امسال یکی از غیرقابل پیشبینیترینها تو کل تاریخ باشه
وقتی سطح آب بالا و پایین میشه
شکار خیلی سختتر میشه
هیچی گیرمون نمیاد
به خاطر همین سیلابهای ناگهانی و بالا اومدن آب
یه شکارچی میره سراغ کلکهای قدیمی
از یه اسطوره که دیگه بینمون نیست
روش همیشگیمون برای ماهیگیری امسال جواب نمیده
اون یکی هم سس مخفیشو رو میکنه
خیلی وضع بدیه
بوی تعفن میده. چه خبره؟
تو همین حین، یه تیم میره به کمک کسی که درخواست فوری داده
همین الان از کنار این تله رد شدم، ببین چیکار دارن میکنن
حسابی خسارت زدن، پسر
بالا اومدن آب یه مشکل بزرگه
تمساحها هر جایی میتونن برن
اوه، تی
یکی دیگه هم آتیش یه رقابت قدیمی رو تندتر میکنه
تا فصلش رو با قدرت شروع کنه
من و دانیال، شاخبهشاخ
گرفتمش زک! اوه، مواظب باش
مراقب باش چی آرزو میکنی
یه شکارچی جوون هم داره اضافهکاری میکنه تا به خونوادهش کمک کنه
عجب غولیه
وقتی نون شبشون در میونه
انگار قرار نیست برنده بشیم
مردابنشینها با چنگ و دندون میجنگن
این یه هیولاست
تا فصلشون رو نجات بدن
بزنش
فقط روز سوم فصل شکار تمساحه
و انگار مادر طبیعت کمر بسته
که این فصل رو به یکی از سختترین فصلهای تاریخ تبدیل کنه
انگار جزر و مد امسال بدتر از همیشه راه افتاده
سر در نمیارم چی به چیه
سیلابهای ناگهانی و بیسابقه تو شمال
باعث شده سطح آب توی مردابها
تو ۲۴ ساعت گذشته به سرعت بالا بیاد
و طنابهای طعمهگذاری شده رو زیر آب ببره
دیگه دمدمای غروبه و پادشاه مرداب
داره جون میکنه تا بلکه یه فرجی تو اون ۹۰۰ تا مجوزش بشه
دقیقاً منظورم همینه که میبینی
دیروز این طناب رو گذاشتیم
مرغ یه وجب بالای آب بود
الان رفته زیر آب. هر روز همین بساطه
دو سومِ کل آمریکا
میریزه تو رودخونه میسیسیپی
و این خیلی روی کار ما تأثیر میذاره
ممکنه اصلاً روحمون هم از سیلابهای ناگهانی
توی تنسی یا کنتاکی خبردار نشه
اما یهو به خودت میای و میبینی یه هفته بعد
سطح رودخونه اینجا یه متر بالا اومده
اینم یکی دیگه، اینم یکی دیگه
فقط قلابه که بیرون زده
پیوی، این مسخرهبازی داره دیوونهم میکنه
آخه سه روز پیش
طعمه نیم متر بالای آب بود
امروز طعمه کلاً تو آبه
انگار قرار نیست به جایی برسیم
تا حالا ندیده بودم آب انقدر بالا و پایین بشه
دیگه حالم از اینکه هر روز طعمهها رو عوض کنم بهم میخوره
وقتی طعمه میافته تو آب
تمساح دیگه نمیتونه از فاصله دور بوش کنه
مثل وقتی که تو هوا معلق بود
سر و کله زدن با این بالا و پایین شدن آب دیوانهکنندهست
تازه میفتی رو غلتک و
دونهدونه طنابها رو چک میکنی که یهو
فرداش که برمیگردی
میبینی همه طعمههات رفته زیر آب
اصلاً نمیتونم رو روال بیفتم
و واقعاً این
بزرگترین ضدحالِ این فصله
روش همیشگیمون برای ماهیگیری امسال جواب نمیده
با نزدیک شدن به پایان روز
تروی و پیکل میدونن که باید استراتژیشون رو عوض کنن
تا بتونن با نوسان سطح آب کنار بیان
هی، آقای استرلینگ بهمون نشون داد
پارسال چطوری از اون یونولیتها استفاده کنیم
تا طعمه رو روی آب شناور نگه داریم
نظرت چیه؟ آره
شاید دقیقاً همون کاری باشه که باید بکنیم
آقای استرلینگ یکی از قدیمیهای این منطقه بود
و تازه از پیشمون رفته
ولی خیلی آدم باهوشی بود
و تو هر کاری که تو مرداب انجام میداد استاد بود
خب، اینطوری عمل میکنیم، باشه؟
درست به قلاب زدم؟
یه سوراخ تو یونولیت درست کن
دقیقاً همونجا این کارو بکن
قلاب رو رد کن... قلاب رو از توش رد کن
و بعد همینطوری بذارش اون بالا
اون به من و پیوی یاد داد چطوری طعمه رو شناور کنیم
پس میریم یکم یونولیت پیدا میکنیم
و برمیگردیم
و دقیقاً همونطوری که آقای استرلینگ نشونمون داد انجام میدیم
سالیان سال همین کارو میکرد
دلیلی نمیبینم برای ما جواب نده
اینا رو چقدر بزرگ میبرید؟
خیلی بزرگ نه، پی
فکر کنم جواب بده
اوه، صد در صد
نمیدونم چرا زودتر به فکرمون نرسید
حالا دیگه لازم نیست نگران بالا و پایین شدن آب باشیم
آب بیاد بالا خیالمون راحته، بره پایین هم خیالمون راحته
باید بتونیم حداقل ۱۵ یا ۲۰ تا رو همینطوری درست کنیم
فکر کنم یه راهی پیدا کردیم
فکر کنم حق با توئه
اونطرف تو مرداب «بیتر روت»
بروس میچل، شکارچی کهنهکار تمساح
و دستیارش آنا ریبک
اونا هم دارن با سطح بالای آب دست و پنجه نرم میکنن
چی گیرت اومد؟
تمساحی در کار نیست
وقتی آب میاد بالا
تمساحها همه جا پخش میشن
و دارن دنبال غذا میگردن
نمیتونی بگیریشون، چون خیلی عقب رفتن
یکی رو اون پایین دیدم، آقای بروس
چیزی میبینی؟
آره، طناب اونجاست
اوضاع خوب به نظر نمیرسه
باید یه کار متفاوت بکنیم، آقای بروس
چیکار کنیم مثلاً؟
یه فکری به حالش میکنیم
میدونم اینطوری جواب نمیده
امروز روزِ خوبی برامون نبوده
تمساحها لب به طعمه نمیزنن، واقعاً خبری نیست
خب، وضعمون تعریفی نداره. یه فکری دارم
بیا برگردیم به اسکله
میخوام یه سس مخفی درست کنم
قبلاً ازش استفاده کردم و جواب داده
توش چیه؟
الان حتی نمیتونم بهت بگم
بالاخره بهت نشون میدم
باشه. نمیدونم چطوری ولی جواب میده
خیلی خب، بریم به اسکله
به آنا گفتم که یه نقشهای تو سرم دارم
بپر اون تو و اون دیگ رو بیار
باشه. قراره یه چیز معرکهای درست کنم
دیگ کوچیکمو برداشتم و شروع کردم به قاطی کردن مواد
یکم سیر ریختم و با پودر شربت قاطی کردم
و چند تا چیز مخفی دیگه هم اینجا قاطیش کردم
اون ماده قرمزه چیه؟
اوه! داره اثر میکنه
بالا اومدن آب به تمساحهای بزرگ اجازه میده
که تا جاهای دورتری توی مرداب برن
و فقط تمساحهای کوچیک رو باقی بذارن
اما بروس امیدواره که بوی تند سس مخفیش
اون غولها رو به سمت طنابهاش بکشونه
اوه
خیلی افتضاحه. میدونم
انگار از مرغ گندیده هم بدتره
آره والا
تمساحها حس بویایی فوقالعاده قویای دارن
چیزی شبیه به سگها
این حس که هم برای شکار و هم پیدا کردن جفت تکامل یافته
باعث میشه بتونن بوها رو از صدها متر دورتر تشخیص بدن
فقط... فقط نذار بریزه رو لباست
بروس به معجونش ایمان داره
اما ساعت نزدیک ۶ عصره
و مالیدن سس به تمام طعمهها
یعنی شبزندهداری برای شکارچیها
باید دوباره بزنیم به دل مرداب
و همه طعمهها رو با اون مرغهایی
که تو این سس قرمز خوابوندیم، عوض کنیم
خیلی امیدوارم جواب بده آقای بروس
چون حسابی تو دردسر افتادیم. میدونم
اونطرف تو فرانکلین
هر طور شده باید امروز
یکم پول بیشتر دربیاریم
نیمی از تیم «ادگار»
جوی ادگار و دخترش کالی
دارن یه روز کسلکننده از چک کردن طنابها رو تموم میکنن
با ۴۸۵ تا مجوزی که باید این فصل پر کنن
این پدر و دختر امیدوارن آخرین طنابشون نشونه خوبی باشه
سطح آب بالاست. آره
این آب عمیق تو این چهار گوشه
برای تمساحها عالیه
یکی دیگه درست همونجاست
اونم یکی دیگه که همونجاست
این فقط سال دومیه که با هم توی قایقیم
کالی واقعاً از پسش براومده
انگار تمام عمرمون رو با هم شکار میکردیم
خودشه، همینه عزیزم
با اینکه سال دوممه
که به عنوان شکارچی تجاری تمساح کار میکنم
ولی فکر کنم هر روز دارم یه چیز جدید یاد میگیرم
منظورم اینه که همیشه یه اتفاقی میافته
بابام همیشه کلکهای جدید بهم یاد میده
منظورم اینه که فقط میدونم
با این کار میتونم هر روز یه درس جدید بگیرم
خب توتی، اینجا رو نگاه کن
سنگینه؟ هنوز معلوم نیست
ولی ریسک نمیکنم
اوه، حسابی طناب رو کشیده
اوه، مواظب باش
نگهش دار. نذار بره
No comments yet. Be the first to leave one.