G20

G20

Download Farsi Persian ondertitel

Release informatie

G20 2025 1080p WEB H264-ETHEL
G20 2025 720p WEB H264-JFF
G20 2025 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-BYNDR
G20 2025 1080p DS4K WEB-DL DDP5 1 X265-NeoNoir
G20 2025 720p WEBRip x264-YIFY
G20 2025 1080p WEBRip x264-YIFY
G20 2025 2160p AMZN WEB-DL DDP5 1 Atmos DV HDR H 265-APEX
G20 2025 2160p WEB H265-ETHEL
G20 2025 HDR 2160p WEB H265-ETHEL
G20 2025 DV 2160p WEB H265-ETHEL
Een commentaar door Ali__Master
🟨►► 𝙀𝙢𝙥𝙞𝙧𝙚𝘽𝙚𝙨𝙩𝙏𝙫.𝘾𝙤𝙢 | Ali_Master & مهدی ابوئی ◄◄🟨

Tags

webdl
Gepubliceerd op: 2025-04-10
Downloads: 121
Slechthorend: No

Voorbeeld van Farsi Persian ondertiteling

De eerste 200 regels.

‫اومده‌ش.

‫کیف رمزارز رو زیر زانوگیر بذار.

‫پول من چی؟

‫پولت رو بعد از اینکه

‫تراکنش‌ها روی بلاکچین تأیید بشن، می‌گیری.

‫راتلج باید مطمئن بشه تمام ‫بیت‌کوین‌هایی که قول دادی تو کیف هستن.

‫قرار ما پرداخت پس از تحویل بود.

‫نقشه‌ات بدون این ‫بیت‌کوین‌ها راه نمی‌افته.

‫یا همین الان پولم رو میدی ‫یا این کیف رمزارز مال منه.

‫توصیه می‌کنم منطقی باشی.

‫گوش کن.

‫من آدم منطقی‌ای هستم.

‫نمی‌دونم چه نقشه‌ای داری،

‫اما من پیک تو نیستم!

‫جلوشو بگیرین!

‫خانم. خانم.

‫خانم رئیس‌جمهور، وضعیت ‫اضطراری پیش اومده.

‫اَوید در حال حرکته.

‫سلام؟

‫میخوام سر این قضیه روز ‫یه نفر رو سیاه کنم، مَنی.

‫شک ندارم، خانم رئیس‌جمهور.

‫لعنتی!

‫مامور داردن.

‫خانم رئیس‌جمهور.

‫اَوید تو ساختمونه، خانم. تا ‫چند دقیقه دیگه دستگیر می‌شه.

‫- سریع کارو تموم کنین. ‫- چشم، خانم.

‫راتلِج، داره میاد سمت تو.

‫پیام رو دریافت کردم.

‫اَوید رو گرفتن، خانم.

‫مشکلی نیست. تموم شد.

‫بفرما. فقط آروم باش.

‫باید بیشتر صبر می‌بودی.

‫ها؟

‫نمی‌تونی مدام بذاری ‫اینطوری فرار کنه، داردن.

‫معذرت می‌خوام، خانم.

‫اَوید داره به اتاق بیضی می‌ره.

‫خیلی زیاده روی نکردی مامان؟

‫دهنتو ببند.

‫«جی۲۰»

‫مطمئن شین که سخت‌افزار ‫آراف‌آی‌دی رو بردارین.

‫من برمیدارمش، آقا.

‫- خیلی خب. ‫- کشوها رو چک کنین.

‫آخه واقعاً لازمه این ‫کارو بکنین؟ بیخیال.

‫نه، وایسا. بس کنین!

‫- اینو برای مدرسه لازم دارم. ‫- باید از قبل فکرشو می‌کردی.

‫حالا شده مدارک جرم. موبایل رو هم بده.

‫بده بهم.

‫من چهار ماه دیگه ۱۸ سالم ‫میشه. یعنی اصلاً نباید برم بیرون؟

‫بدون حضور مأمورین امنیتی نه، سرینا.

‫بدون محافظت اجازه خروج نداری.

‫و باید دقیقاً توضیح بدی ‫چطوری فرار کردی.

‫لطفاً.

‫اینقدر حفره امنیتی دارین که ‫می‌تونستم ده جور مختلف فرار کنم.

‫اینهمه هوش داری، اما تو راه ‫اشتباه استفاده می‌کنی، سرینا.

‫چطور می‌تونم ازش استفاده کنم ‫وقتی مثل یه حیوون تو قفس گیر کردم؟

‫خب، دِمِتریوس هم تو همین شرایط گیر کرده. ‫نمی‌بینیش که از این کارای عجیب غریب بکنه!

‫چون اصلاً دوستی نداره!

‫- من دوست دارم. ‫- همه‌شون کارتونی‌ان!

‫می‌دونست دارم قایمکی ‫بیرون میرم، ولی چیزی نگفت.

‫به من نگاه نکن. من پسره خوب قصه‌م.

‫- هر دو تون تنبیه‌ین. ‫- من دیگه ۱۲ سالم نیستش!

‫- ثابت کن. ‫- بهم اجازه نمیدی!

‫بسه!

‫ساعت ۴ صبحه. همگی میریم خواب.

‫می‌دونی چقدر سخت کار ‫کردم تا به اینجا برسم؟

‫چرا می‌خوای سخت‌ترش کنی؟

‫- من اینو انتخاب نکردم. ‫- تو حق انتخاب نداری.

‫هرکاری که امشب برای فرار ‫کردی، دیگه تکرارش نمی‌کنی.

‫به نظر میاد سرینا هک کرده و ‫کلید آراف‌آی‌دی خودش رو ساخته.

‫باهوشه.

‫خیلی باهوش.

‫نمی‌دونه کی باید دست بکشه.

‫عجب... نمی‌دونم اینو از کی یاد گرفته!

‫داری قدرت رو با قدرت مقابله ‫می‌کنی. باید توازن منو بهم بزنی.

‫می‌تونم به خاطر گستاخیت جابه‌جات کنم.

‫آره، اما حداقل برای ۱۵ دقیقه دیگه نه.

‫آروم باش.

‫اگه تو جی۲۰ بلنگی، ‫اونوقته که من جابه‌جا میشم.

‫- زانوت چطوره؟ ‫- غز نمیزنه.

‫- اِه! قابل تحسینه برای یه نظامیِ ارتش. ‫- آره؟

‫فکر می‌کنی تفنگدارای ‫دریایی سرسخت‌ترن؟

‫بدک نیست.

‫مسلماً نخست‌وزیر اِوِرِت ‫تو جی۲۰ پشتت رو نمی‌گیره.

‫هیچ‌وقت از زنای قدرتمند خوشش نیومده.

‫چطور می‌خوام برای ‫برنامه‌م رای جمع کنم

‫اگر حتی حمایت انگلیس رو هم نداشته باشم؟

‫راهی پیدا می‌کنی.

‫- همیشه می‌کنی. ‫- هان.

‫بعد از فرار شبانه، خوابیدی؟

‫- ۴ دقیقه، خانم رئیس‌جمهور. ‫- باشه.

‫چهار تا نوجوون بزرگ ‫کردی. چطور هنوز سرپایی؟

‫جین. ‫(مشوربه)

‫کت‌تون، خانم.

‫همچنین باید برای مراسم ‫خوشامدگویی یه ست انتخاب کنیم.

‫- هوم. ‫- به نظر من قرمز.

‫این اولین رویداد بین‌المللی‌تونه.

‫می‌خوام روی برنامه‌م ‫متمرکز بشن، نه لباسام.

‫چی میشه اگه

‫براتون یه جفت پاشنه راحت گیر بیاریم؟

‫می‌تونی از همه بلندقدتر باشی، هان؟

‫جواب صادقانه می‌خوای؟

‫نه، اون نمی‌خواد.

‫زمان حرکت رسیده، خانم رئیس‌جمهور.

‫ممنون.

‫درحالی که ۲۰ کشور ثروتمند جهان ‫برای ارزیابی اقتصاد جهانی جمع شدن،

‫وقتشه بحران گرسنگی رو حل کنیم ‫که بدتر از هرچیزی تو دهه‌های اخیره.

‫در بسیاری از کشورهای ‫جنوب صحرای آفریقا،

‫کشاورزان دسترسی ما رو ‫به سیستم بانکداری ندارن.

‫وقتی زمان خرید بذر برای برداشت میرسه،

‫مجبورن به پول نقدی تکیه کنن که تو ‫جورابشون قایم کردن یا جایی پنهانش کردن.

‫میخوایم یه راه‌حل براشون ‫با ارز دیجیتال ارائه بدیم.

‫امن و سهل الاستفاده.

‫عموی من همیشه میگفت: «میتونی یه ‫ماهی بدی به یه آدم و یه روز سیرش کنی،

‫یا میتونی ماهیگیری یادش ‫بدی و مادام‌العمر سیرش کنی.»

‫با «برنامهٔ همکاری»، دقیقاً ‫همین کارو میخوایم بکنیم.

‫و از همه رهبران جهان در اجلاس ‫جی۲۰ تقاضا دارم به من بپیوندن.

‫رئیس‌جمهور به سوالات پاسخ میدن.

‫خانم رئیس‌جمهور، آیا خانواده‌تون ‫همراهتون به آفریقای جنوبی میان؟

‫همسرم همراهم خواهند بود و همچنین ‫وزیر محترم خزانه‌داری، جوآنا وُرث،

‫که با تحلیل هزینه-فایده آماده‌ست تا به ما ‫کمک کنه این دارو رو راحت‌تر قورت بدیم.

‫نظری در مورد ویدیویی که از دختر ‫نابالغ شما داره دست به دست میشه

‫که دیشب توسط سرویس مخفی در ‫یه بار تو جورج‌تاون دستگیر شد دارین؟

‫من و خانوادم مسائل شخصی‌مون ‫رو به صورت خصوصی حل می‌کنیم.

‫خانم رئیس‌جمهور، با احترام،

‫چطور میتونیم مطمئن باشیم شما ‫میتونین امنیت ما رو حفظ کنین

‫وقتی حتی نظم خونه خودتون ‫رو نمیتونین حفظ کنین؟

‫دیگه سوالی نیست.

‫ممنون. دیگه سوالی پذیرفته نمیشه.

‫هر برنامه‌ای که برای این ‫آخر هفته داشتی، پرید.

‫تو و برادرت همراه ما به کیپ‌تاون میاین.

‫چرا؟

‫به خاطر اتفاقی که ‫امروز با خبرنگارا افتاد؟

‫چرا اینطوری هستی؟

‫همه تلاشت اینه که خودت رو خوب جلوه بدی.

‫سرینا.

‫ویدیویی از سرینا ساتن که در ‫یه بار جورج‌تاون مشغول پارتیه

‫بدون محافظینش، در شبکه‌های ‫اجتماعی داره دست به دست میشه.

‫بعداً دستگیر شد...

‫داری نمک به زخم میزنی؟

‫- هان. ‫- بگیر.

‫- ممنون عزیزم. ‫- اهوم.

‫خب، من زخمش رو پوشش دادم.

‫دنبال دوز روزانهٔ نمک می‌گردم.

‫سایه انداخته بر روی

‫کنفرانس امروز رئیس‌جمهور ‫برای اعلام «برنامه همکاری»

‫و اون رو در معرض انتقادات ‫بیشتری از سوی منتقدان قرار داده.

‫اون احترام رهبران خارجی رو نداره

‫و فاقد دیپلماسی لازمه ‫که همه روسای جمهور...

‫هوم.

‫دخترم ازم متنفره.

‫اون یه نوجوونه.

‫از همه متنفره.

‫هی.

‫تو یه مادر فوق‌العاده‌ای.

‫داره منو خسته می‌کنه.

‫یه روزی میبینه که تو ‫واقعاً چقدر آدم بزرگی هستی.

‫بریتانیا فرانسه رو همراه خودش میکشه.

‫اگه میخوان متحد ‫بمونن، باید هماهنگ بشن.

‫اما نمیتونی با زور مجبورشون کنی.

‫از کی تا حال جنابعالی دل نازک شدی؟

‫یادمه توی تبلیغات انتخابات ‫اولیه بهم میگفتین «جنگ‌طلب».

‫خب دنی، اون موقع طوری رفتار کردم ‫که انگار به یه قهرمان جنگ حسودیم شده،

‫و نامزدی رو از دست دادم.

‫اما بعد دوباره با هم دوست شدیم.

‫جو، ما هیچوقت دوستی‌مون قطع نشد.

‫درسته؟

‫اما همین قوی بودن ما رو به اینجا رسونده.

‫حدود صد سال پیش، ‫هیچکدوممون حق رای نداشتیم.

‫اما حالا من و تو اینجاییم، توی ‫ایرفورس وان، در راه اجلاس جی۲۰.

‫خانم، معاون رئیس‌جمهور و ‫مدیر سیا آقای میکلسون منتظرن

‫برای جلسه امنیتی، اگر آماده هستید.

‫بله.

‫میکلسون، هارولد.

‫- خانم رئیس‌جمهور. ‫- خانم رئیس‌جمهور.

‫بریم سر اصل مطلب. امروز ‫چه کسی میخواد منو بکشه؟

‫خب، افزایش چشمگیری ‫در گفتمان خشونت‌آمیز

‫درباره بخش ارز دیجیتال ‫برنامه‌تون وجود داره.

‫- سطح تهدید چقدره؟ ‫- این هتل یه قلعه نظامیه.

‫اما با توجه به کم‌تجربگی کشور میزبان،

‫ما شرکت پکس ورلدواید سکوریتی ‫رو برای پشتیبانی اضافی آوردیم.

‫می‌دونی نظر من در مورد ‫پیمانکاران خصوصی چیه.

‫دنی، این بهترین راهه.

‫تیم پکس رو شش ماه گذشته بررسی کردیم.

‫بین اونها، سرویس مخفی و ‫تیم ضدحمله نیروهای ویژه ما...

‫براشون سوئیت ماه عسل رو گرفتیم.

‫- تو دستای مطمئنی هستین خانم رئیس‌جمهور. ‫- موفق باشید اونجا.

‫مرسی رفیق.

‫سرجوخه راتلج!

‫خدای من رفیق!

‫آخرین بار که دیدمت، گیر افتاده بودیم، تیرمون ‫تموم شده بود، شن تا مغز استخونمون رفته بود.

‫برادر، خوشحالم میبینمت رفیق.

‫خوش‌تیپ شدی. ها؟

‫خیلی تعجب کردم که خواستی بیای ‫و تو بخش تدارکات برامون کار کنی.

‫آها، نه نه نه، مرسی که ‫هواپیمای شرکت رو فرستادی.

‫خب، بیشتر این بچه‌ها رو می‌شناسی. ‫اکثرشون زیر نظر تو خدمت کردن.

‫اوناهایی رو هم که ‫نمی‌شناسی، تو رو می‌شناسن.

‫خدایا، انگار یه عمر ازش گذشته، مگه نه؟

‫- آره. ‫- آره؟

Opmerkingen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left