Angela's Christmas Wish

Angela's Christmas Wish

Download Farsi Persian ondertitel

Release informatie

angelas christmas wish 2020 1080p webrip ddp 5 1 10bit h 265-ivy
Een commentaar door warez
Translated subtitle from English to Persian Angela's Christmas Wish 2020 زیرنویس فارسی فیلم

Tags

webdl
Gepubliceerd op: 2026-01-28
Downloads: 17
Slechthorend: No

Voorbeeld van Farsi Persian ondertiteling

De eerste 200 regels.

کجا داریم می‌ریم؟

بیا دیگه، آنجلا

اما کی مراقب گوسفندها باشه؟

بابایی، می‌خوای شعرم رو برات بخونم؟

خداحافظ، آنجلا

بابایی

با بابایی خداحافظی کن

سفر بخیر! خداحافظ

خداحافظ بابایی

به سلامت

ای پدر ما که در آسمانی، نام تو مقدس باد

و... و

اه

یه چیز دیگه هم هست، عیسای کوچولو

اوه، آقای مک‌گینتی داره صاحب یه گوساله می‌شه

خب، خودِ آقای مک‌گینتی که گوساله نمی‌آره

گاوش داره گوساله می‌آره. مامان می‌گه اون یه کم نگرانه

چون با این اوضاع کریسمس و اینا، دستش تنگه و نمی‌تونه دکترِ گاو بیاره

شاید بتونی با اون بالاسری یه صحبتی بکنی

تا مطمئن بشی که همه چیز روبه‌راهه

این کار رو می‌کنی؟

ممنونم، عیسای کوچولو

می‌خوای خبر مهمم رو بشنوی؟

مامان قراره واسه کریسمس یه

سورپرایز بزرگ بهم بده

آنجلا

ببخشید

حالا، این بین خودمون بمونه

فکر کنم همون عروسکه باشه

همونی که تو اسباب‌بازی‌فروشی هارتیگانه

آنجلا

اوه، اون زیباترین عروسکه، عیسای کوچولو

موهای طلایی و چشم‌هایی به سبزیِ رودخونه شانون

و درست مثل تو بامزه است

آنجلا

موهات رو ببین

کلی گره خورده. امروز باید بشوریش

مامان این چند روزه تو یه حال و هوای خیلی عجیبی بوده

همش در حال تمیزکاری و سابیدن و وسواس به خرج دادنه

بیاین دیگه، مگه نه؟

هیس! فعلاً خداحافظ، عیسای کوچولو

خداحافظ یوسف! خداحافظ مریم

خداحافظ گوسفندها! خداحافظ الاغ

تمیز شد

عروسک! عروسک! عروسک! عروسک! عروسک

آره، خیلی قشنگه

شاید مامان برات دستکشِ بافتنی بخره

شما برید تو. من فقط باید یه کلمه با خانم بلیک حرف بزنم

اوه، خودتی

درباره اون سورپرایز بزرگ شنیدم

سورپرایز بزرگ کریسمس

خیلی ممنون می‌شم. اون خیلی ذوق می‌کنه

قراره از خوشحالی بال دربیاره

زود باش! وانمود کن داریم بازی می‌کنیم

خب، اگه پرنسس این‌طور دستور می‌ده

به حرف این احمق گوش نده

اون یه جفت موی بافته‌ی فضول بود که دیدم به سرعت رفت تو خونه؟

نه

نه؟

اوم، شاید؟

چرا من همیشه باید احمقه باشم؟ پت، تو می‌خوای کی باشی؟

نه پرنسس. اگیِ کوچولو می‌تونه پرنسس باشه

«سلام! من اگی هستم، پرنسس!»

از پرنسس فاصله بگیر! پناه بر خدا

اصلاً نمی‌تونم تمرکز کنم

ملکه‌ی من! پرنسس دستور داده براش قصه بگید

برو اتاقت رو مرتب کن

برو دیگه

راه بیفت. ملکه حالش گرفته است

دوباره شروع شد. پت

شبِ کریسمسه

به همه‌تون یه چیز خوب می‌رسه

حالا، برید دیگه. اتاقتون رو تمیز کنید

تمیز. تمیز. تمیز

صبر کن

واسه قصه همیشه وقت هست

بیاین. بشینین

قصه

آماده‌این؟

یکی بود، یکی نبود

توی یه سرزمین دور

استرالیا؟

یکی بود یکی نبود، توی استرالیا

یه پادشاهِ چاق و گنده بود و یه فقیرِ لاغر و مردنی

یه روز، پادشاه و اون فقیر خوردن به یه غولِ چراغ جادو

خب، غوله حالش خیلی خوب بود، واسه همین به هر کدومشون اجازه داد یه آرزو بکنن

هر کدوم یه آرزو؟

پادشاه با صدای بلند فریاد زد

«آرزو می‌کنم، آرزو می‌کنم تمام طلاهای دنیا مال من باشه!»

حالا نوبتِ اون فقیر بود که آرزو کنه

فقیره رفت یه گوشه

و پشتش رو به پادشاه و غوله کرد

چشماش رو بست

«آرزو می‌کنم، آرزو می‌کنم...»

«آرزو می‌کنم...»

فقیره چه آرزویی کرد؟

سال‌ها بعد، پادشاه و اون فقیر دوباره همدیگه رو دیدن

خب، مگه نه اینکه پادشاه از دست اون همه طلا دیوونه شده بود؟

طلاها تو جورابش بود

تو چکمه‌هاش

زیر بالشش

اما اون فقیر

خب، اون فقیر خوشحال‌ترین آدمِ روی زمین بود

پادشاه بدجوری می‌خواست بدونه

که آخه تو رو خدا، اون فقیر چه آرزویی کرده بود؟

پادشاه التماس کرد و التماس کرد

«آرزوت رو بهم بگو»

«آرزوت رو بهم بگو»

«آرزوت رو بهم بگو»

فقیره لبخندی زد

گفت: «باشه، بهت می‌گم.»

«من آرزو کردم...»

«آرزو کردم...»

«آرزو کردم...»

چی آرزو کرد؟

اتاقت رو تمیز کن تا بهت بگم

مامان

یالا. بدو، بدو، بدو

باید این خونه رو مثل دسته‌ی گل کنیم

اون خوشحال‌ترین آدمِ روی زمین بود

شاید آرزو کرد... شاید این بود که

تام؟ فکر می‌کنی حال مامان خوبه؟

چند روزه که رفتارش عجیب شده

همش عجله داره و وسواس به خرج می‌ده

هر سال همینه

مامان دلش واسه بابا تنگ شده

کریسمس، سال نو، تولد تو

چون بابا دوره و داره کار می‌کنه، واسش سخته

اول تو بگو

دلم لک زده که شعرم رو براش بخونم

نوبت توئه. دلت واسه چی تنگ شده؟

اون بوی اسب که می‌داد

اسب؟

نه، مثل بوی زینِ اسب

گرم و... چرمی

تو دلت واسه چی تنگ شده؟

خنده‌هاش

همون خنده‌هایی که موقع بازی کردن با ما می‌کرد

و مامان؟

فکر می‌کنی مامان دلش واسه چی تنگ شده؟

یه بار بهم گفت دلش واسه

اگی داره عکسِ بابا رو می‌خوره

اوه، مواظب باش اگی

و تو هم دلت واسه بابایی تنگ شده؟

مامان

بابایی

مامان

تام؟ بله مامان؟

بیا پایین تو جابه‌جا کردنِ زغال‌ها بهم کمک کن

مامان دلتنگ باباست. پت دلتنگ باباست

تام دلتنگ باباست

منم دلتنگ بابام

می‌دونم باید چیکار کنیم

زمین رو می‌کنیم تا برسیم به استرالیا و بابا رو واسه کریسمس بیاریم خونه

به مامان چیزی نگو

می‌دونی این چقدر طول می‌کشه؟

سال‌ها زمان می‌بره

دارین با حیاطِ من چیکار می‌کنین؟

هیچی

برید یه جای دیگه آتیش بسوزونید

ای بابا

چیه؟

فرار کن

دخترِ قشنگم

شما دوتا دارین چیکار می‌کنین؟

هیچی

می‌شه بریم مغازه‌ها رو ببینیم؟

برید. برید که دست و پا گیرِ من نباشید

و دیر نکنیدها

نمی‌کنیم

جدی می‌گم. رأس ساعت پنج اینجا باشید

حتماً! اصلاً مگه می‌شه نیایم

می‌دونم کجا زندگی می‌کنید، یادتون نره

کی تو کندنِ چاله مهارت داره؟

اون یارو که تو کلیساست

اون همیشه تو زمینِ پشتِ کلیسای سنت جوزف داره چاله می‌کنه

یا سگِ جک وایت

چقدر کندیم؟

اوم

به اندازه‌ی یه چکمه؟

شاید حق با تام بود

سال‌ها طول می‌کشه تا بشه تا استرالیا رو کند

حتی با کمک فرانکی و سگِ جک وایت

هیچ‌وقت نمی‌تونیم بابا رو واسه کریسمس برسونیم خونه

خب

اگه قراره زمین رو نکنیم

از کجا بفهمیم از کدوم طرف باید بریم؟

باید بریم نقشه رو نگاه کنیم

سلام، سورپرایزِ کریسمس

لحظه‌شماری می‌کنم که با بابام آشنا بشی

آه

یه سیبِ آب‌نباتی؟

یه سیبِ آب‌نباتی به اندازه‌ی سرِ من

فکر می‌کنی فقیره همچین آرزویی کرده؟

خب، این‌ها منو خوشحال می‌کنن

این همون چیزیه که تو آرزو می‌کنی؟

من آرزوی اون فیلی رو می‌کنم که تو کتابِ تصویریِ تیمی کوئین بود

حالا، این فیل قراره تو لیمریک زندگی کنه؟

اوم. نه، به نظر نمی‌رسید اهلِ اینجا باشه

چون هیچ‌کس تو لیمریک فیل نگه نمی‌داره

More Farsi Persian subtitles for Angela's Christmas Wish

Opmerkingen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left