De eerste 200 regels.
یه نقشه داری. تو دیگه کی هستی؟
یه ماشین دزدیدم، مامانم انداختم بیرون، واسه همین آقای کوهن منو آورد پیش خودش
قضیه این بچه چیه؟ منم قدیما همینجوری بودم
رایان قراره از این به بعد پیش ما بمونه. عالیه
میخوای امشب یه کاری کنیم؟ نکنه ازش خوشت اومده؟
با دوستدختر من چیکار داری؟
میدونی دخترا به چی میگن جذاب؟ اعتمادبهنفس
بذار یه چیزی رو بهت یادآوری کنم که من بهش میگم
«اون موقعی که تو مهمونیِ پدربزرگم منو بوسیدی»
داری درباره چی حرف میزنی؟
اصلاً نباید باهات بههم میزدم
اینکه چیکار باید بکنم... هر وقت تصمیمت رو گرفتی بهم بگو
جیمی داشته از پول مشتریهاش بالا میکشیده تا بدهیهاش رو صاف کنه
بابا! احساساتت نسبت به اون رو بذار کنار
اون یکی از قدیمیترین دوستامه
جیمی، کلِ این محل فکر میکنن تو یه جنایتکاری
دارید طلاق میگیرید. واقعاً متأسفم عزیزم
داری چیکار میکنی؟ نمیدونستم. ببخشید
هیچکس رو ندارم. اون دیگه رفته
چی؟ قرصهای مسکن نامادریمم همینطور
بیدار شو
بیدار شو
سه تا کنجدی دارم، یکی هم ساده
خوبم
ببین، فعلاً تا یه مدتی خبری از بیمارستان نمیشه
شماها برید دوش بگیرید و آماده شید
نباید واسه جلسهت با مدیرِ آموزشگاه دیر برسی
من میبرمشون مدرسه
واسه روز اولت نباید دیر کنی
خب، اگه نمیخوایم چیزی بخوریم، پس بزن بریم
اوه، سلام. سلام
همین الان دوباره خوابش برد
ولی بیدار بود و حالش هم خوب بود
ممنون که به بیمارستان زنگ زدی. و اینکه پیداش کردی
اگه با هلیکوپتر نرسونده بودنش، اون
کی میتونه بره خونه؟ گفتن یکی دو روز دیگه
میخوان تحت نظر باشه. قانون بیمارستانه دیگه
پس فکر کنم جای نگرانی نیست، نه؟
منظورم اینه که، یه دخترِ نوجوون یه مشت قرص مسکن میندازه بالا
و روش هم تکیلا میخوره
این کاملاً طبیعیه، نه؟ تو اینجا چیکار میکنی؟
من بهشون زنگ زدم
چیزی که ماریسا الان لازم داره اینه که پیش خانوادهش باشه. ملاقات ممنوع
خب، بیا بریم. باید بریم
اگه چیزی لازم داشتی... ممنون
به دل نگیر
جولی تازه بدترین کابوس هر پدرو مادری رو تجربه کرده
مطمئنم معذرتخواهی میکنه. واقعاً؟
داریم درباره جولی کوپر حرف میزنیمها
ببخشید. رایان، میتونم یه لحظه باهات حرف بزنم؟
نمیدونم تو مکزیک چه اتفاقی افتاد، ولی اینو خوب میدونم
از وقتی تو پیدات شده، زندگی ماریسا داغون شده
با گریه میاد خونه، نمیخواد بره به جشن رقصش
با دوستپسرش هم به مشکل خورده
و حالا میتونی یه افتخارِ درخشان دیگه رو هم
به لیست دستاوردهات اضافه کنی
علاوه بر ماشیندزدی و آتیش زدنِ خونهها
و رفیق شدن با آدمکشهای احتمالی
نزدیک بود دخترم رو به کشتن بدی
هر چقدر میخوای منو مقصر بدون
ولی من هیچوقت کاری نمیکنم که به ماریسا صدمه بزنه
خب، دیگه همچین فرصتی بهت نمیدم
چون دیگه هیچوقت قرار نیست ببینیش
اگه حتی امتحان کنی، برتمیگردونم کانون اصلاح و تربیت، همونجایی که بهش تعلق داری
* کالیفرنیا، داریم میایم *
* دقیقاً همونجایی که ازش شروع کردیم *
* کالیفرنیا *
* کالیفرنیا...*
* کالی... *
* اوه *
اون اینو نمیدونه. چرا بهش نمیگی؟
فقط خوشحالم که ماریسا حالش خوبه
من میرم یه سری به کمیته برگزاری مراسم بزنم
تو دفتر مدیر بهتون میرسم
باشه. رایان، استرس نداشته باش
کارت عالی میشه
اینجا مدرسه است؟ اوهوم
آه، هفته ثبتنامه، رایان. بهترین زمانِ ساله واسه من
چون بقیه دانشآموزا نیستن که گند بزنن بهش
به جز اینا
شماها زمین تنیس و استخر دارید؟
حدس میزنم تو مدرسه قبلیت نداشتی، نه؟
خب، یه حلقه بسکتبال داشتیم
اوه، سلام بچهها. دکتر تالی، خانم کامارا، حالتون چطوره؟
خوبیم
محبوبیت مامانم از من بیشتره
میدونم، یه جورایی ترحمبرانگیزه
هی، بعد از جلسهت، باید عکست رو بگیریم
واسه کارت دانشآموزیت. یه عکسِ پرونده دیگه؟
اگه حتماً باید اینقدر بدبین باشی
اوه، آره. این عکسِ خوبیه
کی اسکن عنبیه رو انجام میدیم؟
جمعه. داشتم شوخی میکردم
منم همینطور. خوب شد واسه حاضرجوابیت استخدامت نکردیم
خب، خدا همهچی رو با هم به آدم نمیده
زود باش. وقتشه با تیمت آشنا شی
خب، یه محقق، دو تا دستیار حقوقی بهت میدیم
و یه بایگان که همه کارای سخت رو برات انجام بدن
حالا که حرفش شد، بذار باشگاه فوقمدرنمون رو نشونت بدم
اوه، شماها باشگاه دارید؟ تو دفتر وکیل تسخیری نداشتید؟
خب، یه حلقه بسکتبال داشتیم
همهچی درست میشه
فقط قضیه اینه که
تو چینو هیلز، یه جورایی فقط میرفتی سر کلاس
خبری از مقاله و مصاحبه و آزمون نبود
رایان، مدرسه هاربر یکی از بهترین مدرسههای خصوصیِ
پیشدانشگاهی تو کل کشوره
اگه از اینجا فارغالتحصیل شی، میتونی وارد هر کدوم از دانشگاههای ایالتی شی
حتی شاید یه دانشگاهِ تراز اول
فکر نکنم من از اون تیپهای دانشگاههای تاپ باشم
یکی دو سال که اینجا باشی، میشی
دانشگاه، آره؟ آره
برنامهت چیه؟ چی بهت افتاده؟
آه، تاریخ پیشرفته، انگلیسی، حسابان
۴ و فیزیک و زبان فرانسه
خوبه که اصلاً زندگیِ شخصی ندارم. چیه؟ استرس داری؟
ست، میشه لطفاً به رایان بگی که دکتر کیم خیلی مهربونه؟
اوه، آره، خیلی گله
کرستن، چطوری؟ سلام. از دیدنت خوشحالم
خوشحالم میبینمت
ست، دیدنت همیشه جالبه. تو هم باید رایان باشی
چرا نمیآید بریم تو اتاقم؟
خب، اینجا که بدک نیست
این شیواییِ کلامت تو جایگاه شهود خیلی به کارت میاد
انگار شماها اصلاً پاتون به دادگاه هم میرسه
تو دیگه الان یکی از مایی، سندی
بهتره کمکم بهش عادت کنی
خب، خونوادهت واسه روز اول کارت هیجان دارن؟
زنم عاشق اینه که شوهرش یه خودشیرینِ شرکتی شده
درسته، درسته، دارم بهش عادت میکنم
داری شوخی میکنی دیگه؟
آره، فکر کردم میخوای سریع بری سرِ اصلِ مطلب
لایهبرداریِ شیمیایی که گند زده شده بهش... خیرهکننده است
تزریق بوتاکسِ ناموفق
شکایت از سروصدا توی قایق تفریحی. هیجانانگیز نیست؟
به معنای واقعیِ کلمه
افادهای نباش. فقط ازشون دفاع کن. باشه
پولدارها هم به وکیل احتیاج دارن
نمرههای ضعیف، غیبت از مدرسه، یه یادداشت هم درباره
فعالیتهای مجرمانه
فقط یه جرمِ کوچیک بود. حبس تعلیقی
با این حال، زیاد به دردِ مدرسه هاربر نمیخوره
دکتر کیم، رایان سختیهای زیادی رو پشت سر گذاشته
من و سندی حس میکنیم اگه تو محیط مناسبی باشه
واقعاً میتونه بدرخشه
شکی نیست که آقای اتوود آیندهی خیلی درخشانی داره
فقط نگرانم که آمادگیِ کافی نداشته باشه
واسه سختیهای برنامه درسیِ ما
یا شایدم نگرانِ فشارِ والدینِ بقیه هستید
که نمیخوان رایان اینجا باشه؟
خب اون هم قطعاً یکی از ملاحظاتمونه
ولی تعیینکننده نیست
کرستن، تو هم مثل من خوب میدونی
که دانشآموزای ما چقدر باهوش و باانگیزهان
اونایی که واسه دانشگاه کالیفرنیای جنوبی ساخته نشدن، میرن هاروارد و ییل
من فقط فکر میکنم جایی مثل نیوپورت یونیون
واسه دانشآموزی با سابقه رایان مناسبتر باشه
سابقه من؟
من نمیتونم گذشتهم رو عوض کنم
ولی میتونم آیندهم رو بسازم
رایان، میدونی که اگه شکست بخوری
یه سال رو از دست میدی، بماند که اعتمادبهنفسِت هم داغون میشه
با تمامِ احترامی که براتون قائلم دکتر کیم، اگه فکر میکنید راه ندادنِ من
باعثِ تقویتِ اعتمادبهنفس میشه
بهم یه فرصت بدید
نمرههای آزمونت که عالیه
از مقالهی شخصیت هم واقعاً خوشم اومد
نمرههات لبهی مرزن ولی قابلقبولن
اگه بتونی تو امتحانِ تعیین سطح قبول شی
این تستِ هوش نیست، آمادگیت رو میسنجه
اینکه چی یاد گرفتی، نه اینکه چقدر باهوشی
فقط بگید کی و کجا
سامر
هی. سلام
خیلی عجیبه که الان تو مدرسهایم
اونم بین این همه آدم که انگار
اصلاً تو باغ نیستن
میدونم. با ماریسا حرف زدی؟
با مامانش حرف زدم. تو چی؟
امروز صبح رفتیم پیشش ولی خواب بود
ولی فکر کنم حالش خوب بشه
هنوزم باورم نمیشه، میدونی؟
فکر کردم مرده. منم همینطور
خب، وقتی حالش بهتر شد، ما... آم
میبریمش بیرون تا حال و هواش عوض شه
میبریمش سینما یا... شهربازیِ سیکس فلگز
نمیدونم
آره... شاید
شاید قبل از اون، اگه بخوای، من و تو
میتونیم بریم یه فیلمی ببینیم
میدونی... یه همچین چیزی
دختر ۱: هی، سامر
دختر ۲: هی، سامر، چه خبر؟
سلام بچهها
ببین کوهن، امسال همهچی ریخته بههم
منظورم اینه که، ماریسا تو بیمارستانه
دیگه هیچوقت با لوک یا هالی حرف نمیزنم
من و تو هم... نه، میفهمم، مشکلی نیست
الان برگشتیم مدرسه. دوباره همون قانونای قدیمی حکمفرماست
متأسفم
No comments yet. Be the first to leave one.