Cosmopolis

Cosmopolis

Download Farsi Persian ondertitel

Release informatie

Cosmopolis 2012 1080p BluRay DTS x264-VietHD
Een commentaar door warez
Translated subtitle from English to Persian Cosmopolis 2012 زیرنویس فارسی فیلم

Tags

bluray
Gepubliceerd op: 2026-03-15
Downloads: 18
Slechthorend: No

Voorbeeld van Farsi Persian ondertiteling

De eerste 200 regels.

کجا؟

می‌خوام موهام رو کوتاه کنم

رئیس‌جمهور توی شهره

برامون مهم نیست. باید موهام رو کوتاه کنم. باید بریم اون‌ور شهر

می‌خوریم به ترافیکی که سانت به سانت جلو می‌ره

فقط محض اطلاع، داریم درباره‌ی کدوم رئیس‌جمهور حرف می‌زنیم؟

ایالات متحده

راهبند می‌ذارن، کل خیابون‌ها از نقشه حذف می‌شن

ماشینم رو نشونم بده

خب، چی دستگیرمون شد؟

سیستممون امنه، نفوذناپذیریم. هیچ برنامه‌ی مخربی وجود نداره

اما به نظر می‌رسه که... اریک، نه. ما هر تستی رو انجام دادیم

هیچ‌کس سیستم رو بیش از حد بارگذاری نکرده یا سایت‌هامون رو دستکاری نکرده

کی این کارها رو کردیم؟

دیروز. توی مجتمع. تیم واکنش سریع‌مون

هیچ نقطه‌ی ورود آسیب‌پذیری وجود نداره

بیمه‌گرمون تحلیل تهدید انجام داد. در برابر حملات ضربه‌گیر داریم

همه جا؟ بله

شامل ماشین هم می‌شه؟ بله، قطعاً شامل اون هم می‌شه

ماشین من، همین ماشین؟ اریک، بله، خواهش می‌کنم

من و تو با هم بودیم، از همون موقع که یه استارت‌آپ فسقلی بودیم

ازت می‌خوام بهم بگی که هنوز هم برای انجام این کار طاقت داری

تمرکز روی هدف. این ماشین، ماشین توئه

اراده‌ی بی‌وقفه

چون مدام دارم درباره‌ی افسانه‌مون می‌شنوم

که همه‌مون جوونیم، باهوشیم و گرگ‌ها بزرگمون کردن

اما پدیده‌ی شهرت چیز حساسیه

آدم با یه کلمه بالا می‌ره و با یه هجا سقوط می‌کنه

می‌دونم دارم از آدم اشتباهی می‌پرسم. اوه، چی؟

دیشب بعد از اینکه تست‌ها رو انجام دادی، ماشین کجا بود؟

من، اوم... نمی‌دونم

این همه لیموزین شب‌ها کجا می‌رن؟

می‌دونم دارم بحث رو عوض می‌کنم. زیاد نخوابیدم

کتاب نگاه می‌کنم و برندی می‌خورم

اما چه بلایی سر این همه لیموزین‌های کشیده می‌آد

که تمام روز دارن توی این شهرِ تپنده پرسه می‌زنن؟

شب رو کجا می‌گذرونن؟

چی؟

تا حالا این حس بهت دست داده که گاهی نمی‌دونی دور و برت چه خبره؟

آیا می‌خوام ازت بپرسم منظورت از این حرف چیه؟

این همه خوش‌بینی. داشتم شکوفا می‌شدم و اوج می‌گرفتم

اتفاق‌ها اینجوری می‌افتن

بنگ! اینه و اون. همزمان

دستم رو دراز می‌کنم، و چی حس می‌کنم؟

می‌دونم هزاران چیز هست که هر ۱۰ دقیقه تحلیل می‌کنی

الگوها، نسبت‌ها، شاخص‌ها، نقشه‌های کاملی از اطلاعات

من عاشق اطلاعاتم. اریک، این شیرینی و روشنایی ماست

این یه شگفتیِ تمام‌عیاره. و ما توی این دنیا معنا داریم

مردم در سایه‌ی کارهایی که ما می‌کنیم می‌خورن و می‌خوابن

اما در عین حال، چی؟

دلیل خاصی داره که به جای دفتر، توی ماشینیم؟

چی باعث می‌شه فکر کنی به جای دفتر، توی ماشینیم؟

اگه به اون سوال جواب بدم... بر اساس چه پیش‌فرضی؟

می‌دونم چیزی می‌گم که تا حدی هوشمندانه است اما بیشتر سطحیه

و احتمالاً تا یه سطحی هم نادرست

و اون‌وقت تو به حال من که به دنیا اومدم دل می‌سوزونی

ما توی ماشینیم چون باید موهام رو کوتاه کنم

خب بگو آرایشگر بیاد دفتر، همون‌جا موهات رو کوتاه کن

یا بگو آرایشگر بیاد توی ماشینت

فقط موهات رو کوتاه کن و برو دفتر

اصلاحِ سر مگه چی داره؟

تداعی‌ها. تقویم روی دیوار، آینه‌ها در همه جا

اینجا صندلی آرایشگری نیست. هیچ‌چیز نمی‌چرخه جز صندلی‌ای که

تو روش نشستی، شاینر

ماشینت کجاست؟

انگار نمی‌تونیم پیداش کنیم

می‌خواستم برسونمت

نمی‌تونستم. اصلاً. می‌دونم که حین راه هم کار می‌کنی

و من تاکسی دوست دارم. هیچ‌وقت جغرافیام خوب نبود

و با پرسیدن از راننده‌ها که اهل کجان، چیزها یاد می‌گیرم

اونا از وحشت و ناامیدی می‌آن

بله، دقیقاً

آدم با سوار شدن به تاکسی‌های اینجا، درباره‌ی کشورهایی که توشون ناآرامیه چیز یاد می‌گیره

مدتیه ندیدمت

امروز صبح دنبالت گشتم

چشمات آبیه

صبحونه خوردی؟

نه

خوبه. هوس یه چیز غلیظ و جویدنی کردم

هیچ‌وقت بهم نگفته بودی چشم‌هات آبیه

قراره در مورد چی حرف بزنیم؟

ما روی پشت‌بوم یه باند بالگرد می‌خوایم

من امتیاز حریم هوایی رو گرفتم، اما هنوز به مجوز تغییر کاربری نیاز داریم

نمی‌خوای چیزی بخوری؟

و یه میدان تیر کنارِ مجموعه‌ی آسانسورها

بیا در مورد خودمون حرف بزنیم

من و تو؟ حالا که اینجاییم، پس چه بهتر

کی قراره دوباره با هم بخوابیم؟

این کار رو می‌کنیم. قول می‌دم

مدتیه که نداشتیم

وقتی کار می‌کنم، می‌دونی که انرژی ارزشمنده

وقتی می‌نویسی؟

بله

کجا این کار رو می‌کنی؟ دنبالت می‌گردم، الیس

یه گوشه کز می‌کنم

همیشه این کار رو می‌کردم

مادرم قدیما آدم می‌فرستاد دنبالم تا پیدام کنن

خدمتکارها و باغبون‌ها که خونه و حیاط رو زیر و رو می‌کردن

فکر می‌کرد من توی آب حل می‌شم

از مادرت خوشم می‌آد

سینه‌هات مثل مادرت می‌مونه

سینه‌های اون؟

سینه‌های سرپا و عالی‌ای هستن

این رو بهم بگو. الان کجا می‌ری؟

سر یه جلسه جایی؟ به دفترت؟

دفترت کجاست؟ دقیقاً چیکار می‌کنی؟

تو چیزها رو می‌دونی. فکر می‌کنم کارِت همینه

فکر می‌کنم تو وقفِ دونستن شدی

فکر می‌کنم اطلاعات رو به دست می‌آری و به چیزی عظیم و وحشتناک تبدیلش می‌کنی

تو آدم خطرناکی هستی. موافقی؟

یه صاحب‌نظر؟

یه گزارش از مجتمع

این یه تهدید جدیه که نمی‌شه نادیده‌اش گرفت، یعنی رفتن به اون‌ور شهر

ما تهدیدهای زیادی داشتیم، همه‌شون هم جدی. هنوز که من اینجا ایستادم

تهدیدی برای امنیتِ تو نیست. برای اونِ

"اون" دیگه کدوم خریه؟ رئیس‌جمهور

این یعنی رفتن به اون‌ور شهر

اتفاق نمی‌افته مگر اینکه کل روز رو با شیر و بیسکویت سر کنیم

مردم هنوز به رئیس‌جمهورها شلیک می‌کنن؟ فکر می‌کردم هدف‌های محرک‌تری هم وجود داشته باشه

توی بلوک بعدی، دو تا آرایشگاه هست

یکی اونجاست و اون هم دومی. نیازی نیست تا اون‌ور شهر بریم

اوضاع پایدار نیست

بفرما

اون لبخند رو می‌شناسم، مایکل

فکر می‌کنم یوآن... یعنی دلیلی هست که باور کنیم داریم بیش از حد بی‌پروایانه اهرم می‌کنیم

اوضاع به نفع ما برمی‌گرده. بله، می‌دونم. همیشه همین‌طور بوده

اون بی‌پروایی که فکر می‌کنی می‌بینی. چیزی که داره اتفاق می‌افته توی نمودارها نمی‌آد

می‌آد. فقط باید یه کم بیشتر بگردی

به مدل‌های استاندارد اعتماد نکن

خارج از محدوده‌ها فکر کن

یوآن داره پیامی می‌ده. بخونش و بعد جهش کن

ما داریم اینجا سرمایه‌گذاری عظیمی می‌کنیم

اون لبخند رو می‌شناسم و می‌خوام بهش احترام بذارم. اما یوآن نمی‌تونه از این بالاتر بره

می‌خوام بهش اعتماد کنم

داریم مبالغ بسیار بسیار کلانی قرض می‌کنیم

هرگونه یورش به مرزهای ادراک، در ابتدا بی‌پروایانه به نظر می‌رسه

اریک، بی‌خیال. داریم توی خلاء گمانه‌زنی می‌کنیم

مادرت تقصیرِ اون لبخند رو گردن پدرت می‌انداخت

اون هم تقصیر رو گردنِ مادرت می‌انداخت. یه چیز مرگبار توی اون لبخند هست

فکر می‌کرد باید تو رو توی مشاوره ویژه ثبت‌نام کنه

فکر می‌کنم باید تعدیل کنیم

شاینر کجاست؟

در راه فرودگاهه

چرا بهشون می‌گن فرودگاه؟

می‌دونم که نمی‌تونم بدون از دست دادن احترامت، به این سوال‌ها جواب بدم

شاینر بهم گفت که شبکه‌مون امنه

و همین‌طوره

از نفوذ در امانه

پس چرا دارم چیزهایی رو می‌بینم که هنوز اتفاق نیفتادن؟

چند سالته؟ ۲۲ سال

چی؟ ۲۲ سال. جوون‌تر به نظر می‌آی

من همیشه از هر کسی که دور و برم بود جوون‌تر بودم. یه روز این موضوع شروع کرد به تغییر کردن

حس جوونی نمی‌کنم. حس می‌کنم دقیقاً هیچ‌جا نیستم

فکر می‌کنم آماده‌ام که ول کنم. اساساً، کل بیزینس رو

یه تیکه آدامس بذار توی دهنت و سعی کن نجوییش

برای کسی در سن تو، با استعدادهایی که داری، فقط یه چیز توی دنیا هست

که ارزش دنبال کردن داشته باشه، هم حرفه‌ای و هم فکری

اون چیه، مایکل؟

تعامل بین تکنولوژی و سرمایه

جدایی‌ناپذیری‌شون

دبیرستان آخرین چالش واقعی بود

یه شعری خوندم که توش موش تبدیل به واحد پول می‌شه

بله. جالب می‌شد

آره، این روی اقتصاد جهانی تأثیر می‌ذاره

فقط اسمش. بهتر از "دونگ" یا "کواچا" است

اسمش همه‌چیز رو می‌گه

بله. موش

بله، امروز قیمت موش در برابر یورو پایین‌تر بسته شد

بله، نگرانی‌های فزاینده‌ای وجود داره که ارزش موشِ روسیه کاهش پیدا کنه

موش‌های سفید. بهش فکر کن

بله. موش‌های حامله

فروش عمده‌ی موش‌های حاملۀ روسی

بریتانیا واحد پولش رو به موش تغییر می‌ده

به جریان واحد پول جهانی می‌پیونده

بله، آمریکا استانداردِ موش رو وضع می‌کنه

بله. هر دلار آمریکا قابل تبدیل به موشه

موش‌های مرده

بله، انبار کردنِ موش‌های مرده تهدیدی برای سلامت جهانی نامیده شد

چند سالته

حالا که دیگه از بقیه جوون‌تر نیستی؟

منتظرت بودم؟

داشتم رد می‌شدم

فکر کردی یه سری بزنی، آره؟ خوبه. خوشحالم

خیلی وقت گذشته

البته در موردش خوندم

یا شایدم توی تلویزیون دیدمش؟

چی رو؟

چی رو؟ عروسی رو. عجیبه که بهم نگفتی

چندان هم عجیب نیست. چندان هم عجیب نیست؟

دو تا ثروت کلان

مثل یکی از اون ازدواج‌های مصلحتیِ بزرگ توی اروپای قدیم

با این تفاوت که من یه شهروند جهانی‌ام با خایه‌های نیویورکی

خب، شما دو تا روی هم نماینده‌ی چند میلیارد ثروتید؟

اون شاعره

واقعاً شاعره؟ فکر می‌کردم یه شیفرینه

یه کم از هر دو

خیلی پولدار و شسته رُفته

می‌ذاره به جاهای خصوصیش دست بزنی؟

امروز خیره‌کننده شدی

برای کسی که ۴۱ سالشه و بالاخره فهمیده مشکلش چیه

More Farsi Persian subtitles for Cosmopolis

Opmerkingen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left