Father Brown

Father Brown

Download Farsi Persian ondertitel

Seizoen 13

Release informatie

Father Brown 2013 S13E07 The Bodhi Tree 720p iP WEB-DL AAC2 0 H 264-RAWR
Een commentaar door warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 13 قسمت 7 Father Brown 2013 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Gepubliceerd op: 2026-01-25
Downloads: 20
Slechthorend: No

Voorbeeld van Farsi Persian ondertiteling

De eerste 200 regels.

خیلی لطف دارن دوستتون که توی عمارت "دیوفیلد" از ما پذیرایی می‌کنن

لیدی فلیسیا

اوه، من و فرانسیس خیلی وقته همدیگه رو می‌شناسیم پدر

می‌خواد درِ خونه‌اش رو برای تعطیلات آخر هفته به روی بقیه باز کنه

ازم پرسید می‌تونم چندتا از دوستام رو بیارم تا اینجا رو امتحان کنن. اوه

خانواده دیوفیلد یه عبادتگاه کاتولیک دارن

امیدوارم فرصتی پیش بیاد تا یه نگاهی بهش بندازم

هنوز مطمئن نیستم که باید می‌اومدم یا نه

چرا؟ یه اقامت رایگان توی یه عمارت اعیونیه

آخه توی خونه جدید کلی کار رو سرم ریخته

شوهرها رو واسه همین وقت‌ها گذاشتن دیگه

تازه، هفته دیگه ناهار خیریه کلیسای سنت ماری برای فقرا رو داریم

خانم اس، هدف از این سفرِ کوتاه اینه که مشکلاتتون رو فراموش کنید

و بهم اعتماد کنید، فرانسیس دیوفیلد راه و رسم مهمون‌نوازی رو خوب بلده

قراره حسابی بهمون خوش بگذره

تاشی دلک

اوه! خوش اومدین مسافرها

برای به روشنگری رسیدن آماده‌اید؟

بودیسم؟

بودیسم دیگه چیه؟

یه سنت مذهبی و فلسفیه

که بر پایه آموزه‌های بوداست، دوشیزه پالمر

توی سفرم به هیمالیا باهاش آشنا شدم

عزیزانم، من دوباره متولد شدم

پیشخدمت جدیدتون رو هم همون‌جا پیدا کردین؟

اوه! نه

ماه‌ها پیش تمام خدمه مقیمم رو مرخص کردم

آیین بودا خوداتکایی رو موعظه می‌کنه

دیگه حتی راننده هم ندارم

ایشون مشاور معنوی منه

تنزین چودا

توی آسیا پیداش کردم

این همه‌اش بخشی از سرمایه‌گذاری جدیدمه

"درخت بودی" در عمارت دیوفیلد

درخت بودی همون‌جاییه که بودا به روشنگری معنوی رسید

دلم می‌خواد مهمون‌هام هم وقتی اینجا اقامت دارن

به همین شکل متحول بشن

ای وای

خیلی خوشحالم که تونستید بیاید

با وجود "مانتی" و ماجرای انتخابات، مطمئن نبودم بتونید بیاید

نگو که خیلی کسل‌کننده بوده

"ایدن" هفته‌هاست که اونو توی "وایت‌هال" حبس کرده

و از ملاقات با همراهان شما خیلی خوشوقتم

شما که از خانواده پالمرهای "باکینگهام‌شر" نیستید، هستید؟

نه

این‌ها دوستای من هستن

ایشون برندا هستن، خانه‌دارِ پدر براون

و ایشون هم ایزابل سالیوان، منشی کلیساشون. سلام

از دیدن همگی خوشبختم

بسیار خب، بذارید اتاق‌هاتون رو بهتون نشون بدم

می‌تونید لباس‌هاتون رو عوض کنید

تا سفرتون به سوی "نیروانا" رو شروع کنیم

نیروانا؟

لباس عوض کنیم؟

اوه

ناماسته، عزیزانم

این اتاق با چیزی که من یادمه خیلی فرق کرده

اینجا جاییه که توش مراقبه می‌کنیم

و جایی که تنزین ما رو در دعاها هدایت می‌کنه

اون یه راهب واقعیه، یا همون لاما. باورتون می‌شه؟

من فقط یه راهنما هستم

اوه! اون خیلی فروتنه

اون تونسته یه "رینپوچه" رو از صومعه‌اش متقاعد کنه که بیاد به ما سر بزنه

رینپوچه یه لامای عالی‌رتبه است

اون پس‌فردا میاد تا به کل این خلوتگاه برکت بده

و شخصاً به تک‌تک ما برکت ببخشه

خیلی امیدوارم که بتونید با ما همراه بشید

خیلی مشتاقم که شاهد این مراسم باشم

پس حالا تماشاچی هم داریم که مثل حیوونای باغ‌وحش بهمون زل بزنن

قبلاً درباره‌اش حرف زدیم، شاگی

کل هدف "درخت بودی" اینه که مردم رو با آداب و رسوم ما آشنا کنه

آداب و رسومِ "ما"

شاگی

ایشون شاگی گائور هستن

اون توی آسیا شاگردِ تنزین بود

متأسفانه این دوتا با هم اومدن

متوجه شدم که زیاد ازش خوشت نمیاد. اصرار داره توی یه چادرِ مندرس زندگی کنه

درست روی چمن‌های جلوی خونه‌ام، و فقط غذاهایی رو می‌خوره که از توی باغ پیدا کرده

راستش رو بخوای فرانسیس

برام سخته که بفهمم جذابیت این کارها توی چیه

ببخشید دیر کردم

داشتم مراقبه می‌کردم و زمان از دستم در رفت

خیلی خوشحالیم که تونستی به ما ملحق بشی

باستین از تمام دارایی‌هاش گذشت تا راه بودا رو دنبال کنه

شاید فقط همین لباسی که تنمه رو داشته باشم، اما از راه‌های دیگه ثروتمندم

مثل عشقِ یه زنِ خوب

می‌فهمم چرا ازش خوشت میاد

ما در واقع توی یه سطح معنویِ خیلی عمیق با هم ارتباط داریم، فلیسیا

اوه

و اینجا هم باغِ تفکر و تأمل ماست

چقدر قشنگه. بفرمایید بشینید تا چای بخوریم

تابیتا؟ لیدی فلیسیا، سلام

ایشون برادرزاده فرانسیس هستن

فکر می‌کردم هنوز مدرسه تشریفات هستی

اون تازه با رتبه اول کلاسش فارغ‌التحصیل شده

اوه. اون خیلی از من عاقل‌تره

خب، بالاخره یکی از ما باید بزرگتر رفتار کنه

اوه. این چیه؟

اوه، فکر کنم اشتباهی به جای شکر

نمک ریختید

در واقع، این "پو چا" یا همون چای کره‌ایه

این پای ثابتِ رژیم غذاییِ تبتی‌هاست

قطعاً ذائقه‌ی خاصی می‌خواد

حال‌به‌هم‌زنه. معمولاً کس دیگه‌ای لب بهش نمی‌زنه

اما عمه فرانسیس اصرار داره هر روزش رو با یه فنجون از این شروع کنه

بهم کمک می‌کنه احساس نزدیکی بیشتری به بوداها داشته باشم

در ضمن قراره به کاهش وزن هم کمک کنه

فکر کنم من همون چای دارجیلینگ خودم رو بخورم بهتره

از گردنبندت خوشم میاد

اوه. کادوی تولدِ پیش از موعد از طرف عمه فرانسیسه

فردا ۲۱ سالش تموم می‌شه. باورتون می‌شه؟

نه؟

کیتی کوچولو دیگه واسه خودش خانمی شده

سال‌هاست کسی اینطوری صدام نکرده

یه اسم مستعارِ دوران کودکیه

پدرم عاشق بازی با کلمات بود

تابیتا، گربه تابی

کیتی

کی برای "حمام صوت" آماده‌ست؟

ببخشید، چی؟

مثل حموم کردنه، اما به جای آب با صدا

خیلی کیف می‌ده

اونوقت چطوری آدم تمیز می‌شه؟

قرار نیست جسمت رو پاک کنی برندا

ذهن و روحت رو پاک می‌کنی

اوم

فکر کنم من همون آب و صابون رو ترجیح می‌دم. هیس

باز هم حمام صوت؟

دوشیزه پالمر، من بیشتر امیدوارم که این صدای گانگِ شام باشه

اوه

آه! اتاق مراقبه خصوصیِ من

اتاق غذاخوری از این طرفه. آه

حرف من اینه که یه کم مشکوک و اتفاقیه

ببین تنزین، اگه تو برش داشتی فقط بهم بگو

شاید بهتر باشه بدون

اون شروع کنیم

اوه، ممنونم

اوه فرانسیس، امیدوارم زیرِ این درپوش یکی از اون

رول‌های قرقاولِ فوق‌العاده‌ات باشه

از اون هم بهتره عزیزم

کوکوی زردک

ای بابا

از زمان جنگ تا حالا از این‌ها نخوردم

یعنی از قرقاول خبری نیست؟ معلومه که نه

یه کم احترام بگذارید

لیدی فلیسیا، بیشترِ راهب‌های بودایی گیاهخوار هستن

اون‌ها گوشت نمی‌خورن

حتی مرغ هم نه؟

ما به اصل "آهیمسا" اعتقاد داریم

احترام به همه موجودات زنده، چه انسان و چه حیوان

بفرمایید، از خودتون پذیرایی کنید. تابیتا

نگران نباشید. چندتا سوسیس توی آشپزخونه قایم کردم

لیدی فلیسیا، باید بگم که هاله شما واقعاً می‌درخشه

قبلاً هم بهم گفتن

حتماً به خاطر اصالت خانوادگیمه

این زیاد هم بد به نظر نمی‌رسه

شراب قرمز ندارید؟

اوه، مگه نگفتم عزیزم؟

راهب‌های بودایی الکل هم نمی‌نوشن

کلِ این خلوتگاه ممنوعیتِ الکل داره

اوه، چه عالی

آقای هاثورن

مراسم تبرک چطوری انجام می‌شه؟

آه، اجازه می‌دم لامای مقیممون به این سوال جواب بده پدر

امم

کسانی که مایل به دریافت تبرک شخصی هستن

به رینپوچه یه "خاتاگ" هدیه می‌دن

یه شال سفید که نمادِ خلوص نیتشونه

و اون هم بهشون یه "سونگکو" می‌ده

یه ریسمانِ محافظت‌شده‌ی متبرک

من این یکی رو

سال‌ها پیش توی بوتان گرفتم

این نشونه‌ی پیوندِ من با بوداست

هیچ‌وقت از خودم جداش نمی‌کنم

واضحه که غذاها جای بهتر شدن دارن

اما حمام صوت، یه راهبِ واقعی؟

مردم پول خوبی بابت این‌ها می‌دن

ما هم امیدواریم همین‌طور باشه

با این حال، رزروها اون‌قدر که انتظار داشتیم زیاد نبوده

باستین به شهرهای مختلفی سر زده

تا برای اینجا تبلیغ کنه، اما کار سختی بوده

امیدوار بودیم که شما بتونید

دوست‌های بانفوذِ بیشتری رو با خودتون بیارید

مطمئنم رزروها بیشتر می‌شه

به محض اینکه تبرکِ رینپوچه رو بگیریم

مردم نباید بتونن روشنگریِ معنوی رو با پول بخرن

همیشه از این کارها می‌کنه

خیلی زیاد

خب، می‌تونم چندتا تماس تلفنی بگیرم و سعی کنم خبرش رو پخش کنم

اوه، تو واقعاً معرکه‌ای

فکر کنم وقتِ استراحته

به این زودی؟ اما بیرون که هنوز روشنه

اینجا خلوتگاهه عزیزم. خواب بدن رو دوباره هماهنگ می‌کنه

تازه، فردا هم یوگا داریم

اوه نه، انگار توی بهشت مشکلی پیش اومده

نه، ممنون

اوه نگران نباش، این چای انگلیسیه. اوه

تاشی دلک

دیشب یه قوریِ تازه "پو چا" براتون دم کردم، دوشیزه دیوفیلد

اوه تنزین، تو یه فرشته‌ای

Opmerkingen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left