De eerste 200 regels.
ویل
چرا داره اینطوری میشه؟ نمیدونم
خیلی خوشگل شدی
بدشانسی میاره که داماد قبل عروسی عروس رو ببینه
راه رو باز کنید! بذارید رد شم! چطور جرئت میکنید
همین الان به آدمهات بگو عقب بکشن. میشنوی چی میگم؟
فرماندار وتربی سوان، خیلی وقت بود ندیده بودمتون
کاتلر بکت؟ در واقع، الان دیگه لوردم
لورد باشی یا نباشی، هیچ دلیل و اجازهای برای بازداشت این مرد نداری
در واقع، دارم. آقای مرسر؟
حکم بازداشت شخصی به اسم ویلیام ترنر
این حکم که برای الیزابت سوانه. واقعاً؟ چه رو اعصاب. اشتباه از من بود
بازداشتش کنید. به چه جرمی؟
آها. اینم حکم ویلیام ترنر
یکی دیگه هم برای آقای جیمز نورینگتون دارم
ایشون حضور دارن؟ جرمش چیه؟
کومودور نورینگتون چند ماه پیش از سمتش استعفا داد
این جواب سوالی که پرسیدم نبود
لورد بکت، توی دستهبندیِ سوالهای بیجواب
ما تحت نظارت فرماندار پادشاه در پورت رویال هستیم
و شما باید بگید که اتهام ما چیه
اتهام اینه: «توطئه برای آزاد کردن...»
«مردی که به خاطر جنایت علیه تاجوتخت و امپراتوری محکوم شده...»
«و به مرگ محکوم شده، که مجازاتش...»
که متأسفانه مجازاتش، اون هم مرگه
شاید دزد دریایی خاصی به اسم جک اسپارو رو یادتون باشه
کاپیتان
کاپیتان جک اسپارو
کاپیتان جک اسپارو
بله، فکر میکردم یادتون باشه
پونزده نفر روی صندوق مرد مرده
یو-هو-هو و یه بطری رام
نوشیدن و شیطان کار بقیه رو ساختن
یو-هو-هو و یه بطری رام
زندانیها، زود باشید
شرمنده رفیق
اشکالی نداره یه گشتوگذار کوچیک داشته باشیم؟
فکر نمیکردم مشکلی باشه
دقیقاً طبق نقشه پیش نرفت. یه سری پیچیدگیها پیش اومد، دنبالهدار شد
و برطرف شدن
پس چیزی که دنبالش بودی رو به دست آوردی؟
کاپیتان، فکر کنم خدمه، یعنی من هم همینطور
منتظر یه چیز یه کم پرزرقوبرقتر بودیم
با توجه به اینکه جزیره دِ موئرتا به فنا رفت و با گنجش رفت زیر آب
و نیروی دریایی پادشاهی که توی کل اقیانوس اطلس دنبالمونه
و طوفان. آره
در کل، انگار خیلی وقته که یه دزدی دریایی درستوحسابی نکردیم
پرزرقوبرق. آره، پرزرقوبرق
شما همهتون همچین حسی دارید؟
که شاید جکِ پیر و عزیز به عنوان کاپیتان، نفع شما رو در نظر نمیگیره؟
بندازیدش تو آب
این پرنده چی گفت؟ تقصیر پرنده نندازید
نشونمون بده روی اون تیکه پارچه چیه
میدونی که این به دردی نمیخوره. برای من میخوره
این یه کلیده. نه. خیلی بهتر از اون
این نقاشیِ یه کلیده
آقایان
کلیدها چیکار میکنن؟
کلیدها
قفلها رو باز میکنن؟
و این کلید هر چیزی رو که باز کنه، توش یه چیز باارزشه
پس میزنیم به چاک تا چیزی که این کلید بازش میکنه رو پیدا کنیم
نه
اگه کلید رو نداشته باشیم، نمیتونیم چیزی رو که نداریم و اون بازش میکنه، باز کنیم
پس چه فایدهای داره پیدا کردنِ چیزی که نیاز به باز شدن داره
در حالی که نداریمش، اونم بدون اینکه اول کلیدی رو پیدا کرده باشیم که بازش میکنه؟
پس میریم دنبال این کلید
اصلاً حرفهات معنی نمیده
سوال دیگهای نیست؟
خب، مسیری داریم؟
مسیر
بادبونها رو بکشید به سمتِ
یه جهت
اونوری
کاپیتان؟
یالا، بجنبید و راه بیفتید. خودتون میدونید روال چیه. زود باشید
تازگیها متوجه شدی
که کاپیتان انگار یه کم عجیبوغریبتر رفتار میکنه؟
بدون اینکه بدونه مسیرش کدوم طرفه راه میافته
یه چیزی جک رو کلافه کرده، خط و نشون من رو یادت باشه
چیزی که برای جک اسپارو بدشگون باشه، برای همهمون بدشگونه
لورد بکت، زندانی طبق دستور، قربان
نیازی به اونها نیست
کمپانی هند شرقی به خدمات شما نیاز داره
میخوایم به عنوان نمایندهی ما عمل کنید
توی یه معاملهی تجاری با دوست مشترکمون، کاپیتان اسپارو
بیشتر یه آشناست. شما چطور میشناسیدش؟
قبلاً با هم معامله داشتیم
و هر کدوممون روی اون یکی اثری گذاشتیم
اون چه اثری روی شما گذاشته؟
با تلاشهای تو بود که جک اسپارو آزاد شد
ازت میخوام بری پیشش
و مال خاصی که پیششه رو پس بگیری
پس بگیرم؟ با زور شمشیر؟
معامله
حکم مأموریت رسمی
تو چیزی رو پیشنهاد میدی که در واقع عفو کامله
جک آزاد میشه، به عنوان یه مزدور در خدمت انگلستان
یه جورایی شک دارم جک "خدمت کردن" رو با "آزادی" یکی بدونه
آزادی
نسل امثال جک اسپارو داره منقرض میشه
دنیا داره کوچیک میشه
جاهای خالی نقشه دارن پر میشن
جک باید جاش رو توی دنیای جدید پیدا کنه وگرنه نابود میشه
درست مثل خودت، آقای ترنر
تو و نامزدت با طناب دار روبرو هستید
پس تو جک و بلک پرل رو میخوای. بلک پرل؟
اون مالی که میخوای و پیش اونه. یه کشتی؟ اصلاً
چیزی که ازش حرف میزنیم خیلی کوچیکتر و خیلی باارزشتره
چیزی که اسپارو همیشه همراه خودش داره
یه قطبنما؟
خودشه
اون قطبنما رو بیار وگرنه معاملهای در کار نیست
چرا همیشه رام تموم میشه؟
به همین خاطر
به کارتون برسید، آقایان
وقتت تمومه، جک
بوتاسترپ
بیل ترنر
خوب به نظر میای، جک
این یه خوابه؟
نه
حدس میزدم نباشه. اگه بود، الان رام داشتم
میبینم که "پرل" رو پس گرفتی
راستی، برای پس گرفتن پرل یه کمکی داشتم
پسرت
ویلیام؟
بالاخره اونم یه دزد دریایی شد
و بابت چی باید از دیدن ریخت و قیافهی دربوداغونت خوشحال باشم؟
اون منو فرستاده
دیوی جونز
پس خودتی
به زور آوردت توی خدمتش، هان؟
خودم انتخابش کردم
جک، به خاطر نقشی که توی شورش علیه تو داشتم متأسفم
من ازت دفاع کردم
بعد از اون همه چیز به هم ریخت
منو بستن به یه توپ جنگی. از ته اقیانوس سر درآوردم
سنگینیِ آب داشت لهَم میکرد
نه میتونستم حرکت کنم
نه میتونستم بمیرم، جک
و با خودم فکر کردم حتی اگه کوچیکترین امیدی برای فرار از این سرنوشت باشه، قبولش میکنم
حاضرم هر چیزی رو براش معامله کنم
جالبه که یه آدم برای عقب انداختن روز حسابش چیکارها که نمیکنه
تو هم باهاش معامله کردی، جک
اون پرل رو از اعماق برای تو بیرون کشید
ساله که کاپیتانش بودی ۱۳
از لحاظ فنی... جک
این دفعه با زبونبازی نمیتونی خودت رو خلاص کنی
همون شرایطی که شامل حال من شد، برای تو هم هست
یک روح محکوم به ۱۰۰ سال خدمت توی کشتیش
هلندیِ سرگردان همین الان هم کاپیتان داره
پس مقصدت "قبرستون دیوی جونزه"
هیولای وحشتناک جونز پیدات میکنه
و پرل رو دوباره میکشه به اعماق و تو رو هم با خودش میبره
خبری داری که جونز کی ممکنه اون حیوون زبونبسته و وحشتناک رو آزاد کنه؟
قبلاً بهت گفتم، جک
وقتت تمومه
همین الان میاد سراغت
با گرسنگیِ سیریناپذیر میاد سراغ مردی که "لکه سیاه" رو داره
همه روی عرشه! طنابها رو محکم ببندید
روی عرشه! بجنبید
بجنبید! حرکت ببینم! تکون بخورید! بجنبید
بادبونها رو بکشید بالا! جهت رو حفظ کنید! طنابها رو بکشید
بدوید! بدوید! همینطور بدوید! جوری بدوید که انگار خودِ شیطان افتاده دنبالمون
مسیری داریم؟ بدوید! خشکی
کدوم بندر؟ نگفتم "بندر"، گفتم "خشکی". هر خشک
کلاه جک! کشتی رو دور بزنید! نه، نه
ولش کنید
فرار کنید
همهتون برگردید سر پستهاتون
جک؟
محض رضای خدا جک، چی افتاده دنبالمون؟
هیچی
همین الان، تو نمیتونی اینجا باشی. فکر کنم ببینی که میتونه
آقای سوان
هنوز هم "فرماندار" سوان
فکر کردی این کلاهگیس رو برای این میذارم که سرم گرم بمونه؟
قطبنمای جک؟ بکت اون رو برای چی میخواد؟
مگه فرقی هم میکنه؟ من باید جک رو پیدا کنم و راضیش کنم برگرده پورت رویال
در عوض، اتهامات علیه ما لغو میشه
نه. ما باید راهِ خودمون رو برای تضمین آزادی تو پیدا کنیم
این یعنی به جک اعتماد نداری یا به من؟
اینکه تو جونت رو برای نجات اسپارو به خطر میندازی
معنیش این نیست که اون هم برای بقیه همین کار رو میکنه
حالا، اون سگه با کلیدها کجاست؟
من بهت ایمان دارم
به هردوتون
کجا پیداش میکنی؟
تورتوگا. از اونجا شروع میکنم و تا پیداش نکنم دست از جستوجو برنمیدارم
و بعدش قصد دارم برگردم اینجا تا باهات ازدواج کنم
یه عروسی درستوحسابی؟ با کمال میل، اگه هنوز منو بخوای
اگه این میلهها نبودن، همین الان هم مال من بودی
منتظرت میمونم. چشمت به افق باشه
کاپیتان جک اسپارو؟
چهار تا سکه طلا بهم بدهکاره. شنیدم مُرده
سنگاپور. من اینطور شنیدم. مست و پاتیل، با یه لبخند روی لبش
مثل جزر و مد حتمییه که جک اسپارو توی سنگاپور پیداش بشه
جک اسپارو؟
یه ماهه ندیدمش
No comments yet. Be the first to leave one.