De eerste 200 regels.
23.976 English RETAiL sync © 20.04.2021
ارواح گمشده (۲۰۰۰)
نگاهت کن. بیا اینجا
بهت گفته بودم، باید آنها را دوگره بزنی
بالاخره یکی از همین روزها باید برایت کفشهای زیپدار بگیریم
پدر
چرا داریم این کار رو میکنیم؟
میدونم، مایا
اما وقتی این مرد را ببینی، متوجه خواهی شد
تا ابد با هم، فارغ از هر آنچه پیش آید
اون درست مثل زمانی که با دیدنت آشنا شدم، در عذابه
من کلی مریض دارم. سیستمهای آبپاش هم که به راه افتادن
سیل راه افتاده. دیگه وقتشه یه کشتی بسازم
من رو به بخش تعمیرات وصل کن. داری جون به لبم میکنی
حکم دادگاه شماست، دکتر آلن
میدونی که با این کار موافق نیستم
بیمار از لحاظ قانونی حقش رو داره
بیمار دچار حملات تشنجی در لوب گیجگاهی بوده
دکتر، این خواسته خودِ بیماره
از این موضوع باخبرم، اما فکر نمیکنم اون در وضعیتی باشه که بتونه درخواستی داشته باشه
پدر، دارم سعی میکنم منطقتون رو خطاب قرار بدم
نگرانم که به بیمارم آسیبی برسه
پدر جرمی
شماس جان تاونسند از کلیسای سنت اورسولا و همکارمون، مایا لارکین
همکار؟
دستیارهای غیرروحانی اگه واجد شرایط باشن، حضورشون مجازه
منم باهات میام. تو پنج دقیقه هم اونجا دووم نمیاری
فقط در رو باز کن
نظرت در مورد رنگ این اتاق چیه؟
مثلاً قراره آرامشبخش باشه
سلام، هنری
میدانی برای چه اینجا هستیم
واقعاً مشتاق این لحظه هستم
بگذارید اتاق را مهیا کنیم
آن یکی را بیاور
لطفاً، آن یکی را انجام بده
خدایا، ای روحالقدس، بر ما رحم کن
خدایا، ای تثلیث مقدس، ای خدای واحد، بر ما رحم کن
مریم مقدس، برای ما دعا کن
ای مادر مقدسِ پروردگار، برای ما دعا کن
ای باکرهی برترِ باکرهها، برای ما دعا کن
میکائیلِ مقدس، جبرئیلِ مقدس، رافائلِ مقدس
ای فرشتگان و فرشتگانِ مقرب؛ ای تمامیِ رتبههای قدسیِ ارواحِ متبارک
یوحنای معمدانِ مقدس، یوسفِ مقدس
ای تمامیِ پدران و پیامبرانِ مقدس
پطرسِ مقدس، پولسِ مقدس
گناهانِ ما یا نیاکانمان؛ درود بر تو ای مریم، سرشار از فیض
ما را برای خطاهایمان کیفر مده؛ ما را در معرض وسوسه قرار مده
درود بر تو ای مریم؛ ما را برای خطاهایمان کیفر مده
ما را در معرض وسوسه قرار مده، بلکه ما را از شریر رهایی بخش
همهشون هنوز اونجا هستن. اون دیگه چه کوفتیه؟
توی اتاق «بردسون»ـه. یا عیسی مسیح
هالدول، کوژنتین و آتیوانِ پنج، دو، و دو میلیگرمیِ عضلانی بیارین
در رو باز کن
پدر
درود بر تو ای مریم، سرشار از فیض، خداوند با توست
مبارک هستی تو در میان زنان
درود بر تو ای مریم، سرشار از فیض، خداوند با توست
مبارک هستی تو در میان زنان
درود بر تو ای مریم، سرشار از فیض، خداوند با توست
مبارک هستی تو در میان زنان
و مبارک است میوهی رَحِمِ تو، عیسی
آقای سیلبرمن، شما تمام عمرتون رو در یک شرکت کار کردین
درسته؟ بله، درسته
و در دو سال گذشته با متهم، «جورج ویزنیک»
در یک اتاق همکار بودین؟
بله
اون رو چطور توصیف میکنین؟
ساکت. خیلی ساکت
و در روز وقوع قتلها، وضعیت روحیش چطور بود؟
عصبی به نظر میرسید. یه کم
در روز قتلها، متهم چه درخواستی داشت؟
اون خواست که زود بره خونه
گفت از دست همهی آدمهایی که
مدام بهش میگفتن چی کار کنه، کلافه شده
گفت از دست همهی آدمهایی که
مدام بهش میگفتن چی کار کنه، کلافه شده؟
این چیزی بود که گفتین؟ بله
به هیئتمنصفه بگین که چند نفر توی اون دفتر
با شما و آقای ویزنیک کار میکنن
چند نفر؟ خب، فقط من
ممکنه اون صداها از بیرون اومده باشن؟
اتاق بغلی؟
سلام، آقای کلسون. سلام، رابرت
ممنون
این هم مدارکی که در مورد خودشیفتگیِ بیمارگونه میخواستین
در مورد اون غیبگو چی؟ اسمش چی بود؟ سابو؟
میتونه پنجشنبه شما رو ببینه
من هنوز هم فکر میکنم این اتلاف وقته
پلیس از اون به عنوان شاهد در پرونده استفاده کرده
اگه بهم نیاز داشتین، امشب خونهی برادرم هستم
«دی» مساوی با دو
«ای» مساوی با سه
پس چهار باید پنج باشه
«اچ» شیشه. یک مساوی با هفته
«جی» مساوی با هشته
«کی»... نُه
«اِن»... دوازده
پس «ای» مساوی با
«کی»... «پی» بیست و چهاره
۱۳... «ای»
۲... «تی»
۱۳... «ای»
۲۶... «آر»
«کلسون»
خوشآمد میگیم به پیتر کلسون
نویسندهی کتاب پرفروش «نیت شرورانه»
در بخشی از گزارش امروز دربارهی محاکمهی قاتل زنجیرهای، جورج ویزنیک
خیلی ممنون که به ما پیوستی، پیتر
ممنون از دعوتتون، سالی
پیتر، تو حرفهات رو صرف مطالعهی قاتلهای جنجالی کردی
چه حسی داره که هر روز با قاتلها رو در رو میشی؟
مواجههی طولانیمدت با این مسائل
باعث میشه نوعی درک بالینی نسبت به این موضوع پیدا کنی
اینطور به نظر میرسه که انگار داری میگی هر چی به شر نزدیکتر میشی
از شرارتش کم میشه
نه، فقط کمتر مرموز و مبهم میشه
خیر و شر صرفاً توهم هستند
من به «شر» با «شین» بزرگ اعتقاد ندارم
چون این یعنی پای یک نیروی خارجی در میونه
یعنی یک شخصیت شرورِ ثالث که داره پشت پرده همهچیز رو کنترل میکنه
منظورت تلاشهای تیم دفاعیه
برای اثبات اینکه جورج ویزنیک توسط صداهای شیطانی شکنجه میشه؟
هیچ صدایی در کار نبود
حتی ناشی از بیماری روانی، اونطور که وکلای مدافع ادعا میکنن؟
داری سعی میکنی من رو وادار کنی که بگم
دلیل دیگهای واسه اون صداها وجود داره؟
نه. ویزنیک یه آدم فریبکاره
اون دچار چیزیه که من بهش میگم «خودشیفتگی بدخیم»
سلام خوشگله
عمو جیمز
چطوری؟ خوبم، ممنون
عالیه
تو چطوری؟ مثل همیشه دوستداشتنی
آمادهای؟
آره. اینا ده ساله که هفتهای دو بار
این کار رو انجام میدن و هنوزم نمیتونن درست از آب درش بیارن
خیلی خب، ای عجوزههای جیغجیغو
این سر و صدا رو تموم کنید! راهتون رو بکشید برید
کلر! بچهها یه کم دیر کردید. هی، برادر کوچیکه
هی، ویل. وقتش بود دیگه پسر
دارم از گرسنگی میمیرم
خوشحالم که شماها رو اینجا توی این خونه میبینم
باید بیشتر بیاید اینجا
بفرما کلر، بعد از تو
بار الها، ما را برای این نعمتهایت متبرک بگردان
از کرمِ تو، به واسطهی مسیح، پروردگارمان
و برکتی خاص برای آندریا، مادر پیتر و ویلیام
و پدرشون، جک
که هر سال به یاد اونها اینجا دور هم جمع میشیم
باشد که ارواح آنها و ارواح مومنان درگذشته
در آرامش بیارامند. آمین
آمین
خب، بفرمایید میل کنید
برای شام تولد پیتر توی رستوران «مارکو» میز رزرو کردم
اما دارم فکر میکنم باید میسپردم شما غذا رو تهیه کنید
ممنونم
برای چه ساعتی رزرو کردی؟ ساعت هشت. خوبه؟
اون خوابی رو که وقتی بچه بودم همیشه میدیدم، یادت هست؟
همون که دربارهی خرس روی کوه بود؟
میدونی، درست بعد از اون اتفاق
نمیدونم. شاید فشار دادگاه روم تأثیر گذاشته
چون هر شب دارم این خواب عجیب رو میبینم
واقعاً؟
چیزی به من نگفته بودی
احتمالاً چیز پیشپاافتادهایه
اگه تکرار میشه، پس شاید اونقدرها هم پیشپاافتاده نباشه
باشه، برات تعریف میکنم
دارم یه کتاب میخونم
و وقتی بیدار میشم، اصلاً یادم نمیاد کتابه چی بود
اما وسطهای کتاب متوجه میشم
که در واقع این چیزیه که خودم نوشتم، یا قراره بنویسم
و به هر حال، به آخر کتاب میرسم
و احساس رضایت خیلی زیادی دارم
و جلد کتاب رو میبندم تا عنوانش رو بخونم
و روی عنوانش فقط نوشته: «ایکس، ئی، اس»
فقط سه تا حرف
به یه دلیلی، این بهم حس خیلی خوبی میده
بعدش بیدار میشم
معمولاً به من هم حس خیلی خوبی میده، اما بلافاصله بعدش خوابم میبره
منظورت چیه؟
«ایکس، ئی، اس» برعکسِ کلمهی «سکس» هست
چی بگم؟ من توی فهمیدن چیزهای بدیهی استاد نیستم
حتی نه به خاطر بیماری روانی، اونطور که دفاعیه ادعا میکنه؟
داری سعی میکنی از زبونم بکشی که بگم
علت دیگهای برای اون صداهای توی سر وجود داره، سالی؟
نه، ویزنیک یه آدم فریبکاره. اون باهوشه
اون دچار چیزیه که من بهش میگم «خودشیفتگی بدخیم»
به طرز خطرناکی درگیر خودشه، اما روانپریش نیست
اون ناتوانه. هیچ گنجایشی برای درک
یا توانایی برای به رسمیت شناختن هیچ قدرت برتری رو نداره
دربارهی پیتر کلسون چی؟ قطبنمای اخلاقیت کجاست؟
دوست دارم فکر کنم که من خودِ عقربهی قطبنما هستم
اخلاقیات، بسته به موقعیت دشواری که توش هستی، جهتیه که رو به اون میایستی
اما عقربه، همیشه رو به شماله
«نویسندهی پرفروش... متولد نیویورک.»
«والدینش طی یک جنایت حلنشده به قتل رسیدهاند.»
جان، میدونم اون کیه
چه خبر شده؟
بردسون داره یه سری عدد رو تکرار میکنه
No comments yet. Be the first to leave one.