De eerste 200 regels.
من از سگها خوشم نمیاد
بچگی گازم گرفتن
کلاً بهشون اعتماد ندارم
با «کارات» فرق میکنه
روزای خوب انگار با هم یکی میشیم
ارادهی من میشه ارادهی اون
عضلات اون میشه قدرت من
جفتمون میدونیم کی رئیسه
اما مرز کجاست؟
وقتی افسار دستته، تا کجا میتونی پیش بری؟
واسه رسیدن به اهدافم، چقدر میتونم بهش فشار بیارم؟
باید باور کنم که میدونم چی واسش بهترینه
اما شاید در واقع من فقط زندانبانشم
توماس لیندبرگ هستم. عملکردت خوب نیست
چرا نباید کل سرمایهم رو ببرم تو یه صندوق شاخصی؟
نه، تهدید نیست. یه سؤال منطقیه
خب، هر وقت جوابی داشتی بهم زنگ بزن
تحقیقات ما نشون میده که «رزورکتا» تلومرها رو طولانیتر میکنه
و پروتئین واکنشگر C رو پایین میآره
تلومرها رشتههای نوک DNA هستن که سن بیولوژیکی رو نشون میدن
دقیقاً. به عبارتی، عقربههای ساعت رو به عقب برمیگردونیم
خودتون از این درمان استفاده کردین؟ هنوز نه
فعلاً فقط برای مشتریهای مرد راهکار داریم
و چون DNA من سلولهای بنیادی نادری داره، تو موردِ من به این سادگیها نیست
رزورکتا قرصه؟ نه، یه مجتمع درمانیه
بهزودی مشتریهامون میتونن تو تأسیسات جدیدمون درمان بشن
ممکنه چند تا تصویر ببینیم؟ بله
تو کارخونهی قند قدیمی، یه مرکز درمانی انحصاری درست میکنیم
با هتل اختصاصی واسه مشتریهایی از سراسر دنیا
میشه یه نگاهی به آزمایشگاه بندازیم؟
نمیتونیم خبرنگارها رو ببریم اونجا. متأسفم
خیلیا میگن دارین تو یه روند طبیعی دست میبرین
پیری هیچچیز طبیعیای نداره. چطور مگه؟
پیری یه بیماریه. ترکیبی از بیماریهای مختلف
سرطان، دیابت، مشکلات قلبی. خودِ پیری اون بیماریایه
که مانعِ مبارزهی بدن با این مشکلات میشه
خیلیا این رو یه موضعِ افراطی میدونن
اسم مادرت چیه؟
اسمش آنا ماریا شاکه. درسته. همون نقاشه
زن خیلی بااستعدادیه. الان دیگه باید ۶۰ و خردهای سالش باشه، نه؟
اسم تو رو یادش هست؟ الان این مصاحبه دربارهی منه؟
وقتی میری دیدنش، اسمت یادش میآد؟
تو این رو از کجا میدونی؟ منم تحقیقات خودم رو دارم
زوال عقل وحشتناکه، مگه نه؟
متأسفانه واسه مادرت دیگه خیلی دیر شده
اما شاید واسه تو نه
سلام روبن. همین الان تو برنامهی «آجندا» دیدمت. میخوام یه سری بیای اینجا
ممنون
چقدر نازی تو
اون بچه بهت میآد. سلام روبن
خیلی نازه. بچهی شیرینیه
سلام! پسرِ گلی دارین. دانمارکی بلد نیست
همسایهست
عضلات لگنت قویه. یه سوارکار واقعی. ۲۷ سالته؟
نه، ۳۲. اوج باروری زنها تو ۱۶ سالگیه
میشه این رو به توماس هم بگی؟
المپیک بعدی سه سال دیگهست. زمانبندیت عالیه
روغن ماهی، ویتامین D و زینک. دوزش رو هم دوبرابر کن
سلام عزیزم
قراره معرکه بشه
قرار بود تا وقتی سرمایهگذار پیدا نکردم، عمومیش نکنیم
ما پولش رو نداریم. بحثِ پول نیست
بحثِ اول بودن در میونه. این کار پیشگامانهست
اگه زیاد معطل کنیم
یکی تو چین یا استنفورد چیزی که من کشف کردم رو کشف میکره
اونوقت دیگه خیلی دیر میشه. این درمان هنوز تأیید نشده
فقط دارم سعی میکنم یکم هیجان راه بندازم، باشه؟
آزمایشهات بهزور فاز یک رو رد کردن. آره، خیلی کند پیش میره
«پیتر روزنتال-هفنر» رو میشناسی؟ این عکس مال سال گذشتهست
اینم قیافهی الانش
فتوشاپه؟ گوگلش کن. الان واقعاً همین شکلیه
آدمایی مثل اون پشیزی واسه سازمان غذا و دارو و آژانس دارویی ارزش قائل نیستن
اونا همین الان زندگیشون رو میخوان
اگه بتونن بهش برسن... پول دیگه مسئلهای نیست توماس
از این به بعد طبق قوانین پیش میری. بدون تأیید من هیچ کاری نمیکنی
وگرنه چی؟ من صاحب کارخونهم
میتونم جلوی ورودت به آزمایشگاه رو بگیرم. که اینطور. خب
من ۱۴ تا دلیل دارم که تو هیچوقت همچین کاری نمیکنی
تا دلیل... خیلی زیرپوستی بود ۱۴
من فقط دارم با کارتهایی که بهم دادی بازی میکنم
فقط طبق قوانین بازی کن، باشه؟ باشه. هر چی تو بگی
خوششانسه که تو رو داره. خیلی زیبایی
میشه این رو بهش بگی؟ اون حرف تو رو بهتر گوش میده
روال کار اینطوری نیست. اول ظرف کلوچه رو بهش نشون بده
بعد بهش بگو حق نداره دست بزنه
با اون همیشه همینطوری بوده
نظرت چیه؟ خوشتیپه؟
این کیه؟ واسه «سالتوم» کار میکنه
میخوان اسپانسر من بشن
دوست داری بریم شام بیرون؟
نمیتونم. با اون قرار شام دارم. کی خونهای؟
باید ساعت ۵ صبح بیدار شم، واسه همین تو اتاق مهمان میخوابم
من مشکلی با زود بیدار شدن ندارم
باید تخت بخوابم که پوستم خراب نشه
داری رژ لبم رو خراب میکنی
مطمئنی؟ آره
توماس؟ من نمیتونم اون کار رو بکنم
اما این درست نیست. از چی خجالت میکشی؟
هر چی بخوای بهت میدم
به جز یه چیز کوچیک. «یه چیز کوچیک»؟
موقع بحث نذار نرو. چرا اینقدر عجیبغریب شدی لعنتی؟
صدام رو میشنوه؟ - خبری ندارم
واسه بیهوش کردن گاوها ازش استفاده میکنن
پاشو
داری تو ماشین من بالا میآری؟
میتونی صبر کنی تا برگردیم؟ وقتی بیهوشه کار راحتتره
صدا رو کم کن. مگه از آهنگ خوشت نمیآد؟
از اون طرف نمیتونیم بریم، جاده بستهست
بهت که گفتم. اینجا بزن کنار
بزن کنار. باید دور بزنی
از کدوم طرف برم؟ دور بزن و برگرد
نمیدونستم جاده بستهست
واسه زنها قیافه همیشه مهمترین چیز نیست
فقط کافیه تو تخت واسشون مایه بذاری. متأسفانه اونم دیگه جواب نمیده
سالها پیش بهت گفتم مصرف «راپامایسین» رو شروع کن. میدونم. اشتباه کردم
این یه توافقنامهی عدم افشاست. تا وقتی امضاش نکنی، نمیتونیم بیشتر حرف بزنیم
ما به نتایجمون افتخار میکنیم
این پیتر روزنتال-هفنر نیست؟ باید اون عکس رو بردارم
ما اینجا اسم نداریم. فقط شماره. - مثل حساب بانکی سوئیسی
آره. میشه اینطوری گفت. با این تفاوت که با کریپتو پرداخت میکنی
این یه مذاکره نیست
خب، مبلغش چندان مهم نیست. بشین
دهنت رو کاملاً باز کن
دستت رو بیار جلو لطفاً
میشه یکم دربارهی روند درمان بهم بگی؟
چطوری انجام میشه؟ نمیتونم روشهام رو فاش کنم
آزمایشگاه تو اون یکی ساختمونه؟ ظرفیتمون اینجا محدوده
یه لیست انتظار طولانی از مشتریهایی دارم که زیاد سؤال نمیپرسن
نمیتونم این رفتار رو قبول کنم. باشه. پس همینجا تمومش میکنیم
بفرما
وقتی دامپزشکی، قانونیه که بنویسی «دکتر»؟
تو ۵۰ تا کشور فروخته میشه، پس فکر کنم مشکلی نباشه
واقعاً فکر میکنی جواب میده؟ همش چرند نیست؟
فکر میکنی روبن چند سالشه؟ اوایل چهل سالگی؟
سالشه ۶۱
عمراً
تو این ده سالی که میشناسمش، یه روز هم پیرتر نشده
باشه، یکم از اون رو بده به من. نچ. تو که علاقهای نداشتی
چه اتفاقی واست افتاده؟
دیروز از روی «کارات» افتادم. اون واقعاً جای کبودیِ زمین خوردنه؟
آره
آخ! درد داره؟
آره
آخ! توماس. درد داره؟
آره... آخ
کمک! دارن دنبالم میگردن
توماس، یه پتو بیار
یه پتو بیار لعنتی! سردشه
منو گرفتن. دارن دنبالم میگردن
نمیتونم! توماس! پتو
بهم دست نزن
حالش طبیعی نیست. میبرمش بیمارستان
باید ببریمش پیش پلیس
منم باهات میآم. نه. تو همینجا بمون
سلام عزیزم. همهچی مرتبه؟
و... لطفاً زود برگرد خونه، خب؟
اینجا کجاست؟
اینجا که بیمارستان نیست
هی
هی! داری چه غلطی میکنی؟
نه! نه
اسمش نیکاست. فامیلیش رو نمیدونم. احتمالاً یه چیز روسیه
شوهرم بردش. توماس لیندبرگ
شاید به اسم اون پذیرش شده باشه؟
ممکنه یه بیمارستان دیگه باشه؟
باشه. ممنون
توماس، اون بستری شده
روبن؟
روبن؟ بشین توماس
فقط بشین
اون مردی که بردش کی بود؟ فقط یه سرایداره که استخدامش کردم
«سگ». دستیارش هم «خوک»ـه. اینجا رو اونا اداره میکنن
گفتی زنها داوطلبانه میآن. نقشه همین بود
اما اصلاً امکانپذیر نبود. این غیرقابلقبوله
بهت گفتم که فقط موقتیه. موقتی؟
زنها رو زندانی میکنی و روشون آزمایش انجام میدی؟
بهم نگاه کن. چند نفر اونجان؟
من هر روز بهش فکر میکنم
نگران نباش. واسه تو مشکلی پیش نمیآد
واسه من! الی چی؟ البته
توماس
از پسش برمیآی. من کمکت میکنم
توماس. تو این پروژه کارشکنی نکن
خرابش نکن! توماس
ورود ممنوع
لعنتی
کمکم کن! چی؟
چی گفتی؟ هان؟
بس کن! ولم کن! ولم کن
خب، خب
بیا اینجا
لعنت
بزن بریم
میا؟
میا؟
سلام توماس. - کجاست؟
حالش خوبه
لباسهات رو دربیار
روبن میدونه من اینجام؟ من میشناسمش. بذار باهاش حرف بزنم
همین الان. فقط هر چی بهت میگن انجام بده
No comments yet. Be the first to leave one.