De eerste 200 regels.
یه روز خوب
بهم نگاه میکنی
و اون وقت میفهمی عشقمون
سرنوشتمون بوده
یه روز خوب
تو منو میخوای
برای خودت
آغوشی که آرزوشو دارم
باز میشه
و تو به داشتن من افتخار میکنی
درست کنار خودت
یه روز خوب
تو منو میخوای
برای خودت
آه، حالا میدونم تو
از اون پسرهایی هستی
که فقط دنبال خوشگذرونیه
من منتظر میمونم
و یه روزی، عزیزم
تو میای سراغم
وقتی بخوای سر و سامون بگیری
یه روز خوب
دوباره همدیگه رو میبینیم
و اون وقت عشقی رو میخوای
که قبلاً دور انداختی
یه روز خوب
تو منو میخوای
و یه روز خوب
تو منو میخوای
و یه روز خوب
تو منو میخوای
برای خودت
...شنیدم پسرم دیو جونیور
...دیو جونیور رو آخرین بار ملاقات کردی
این خبر عالیه. شنیدم، حالا
یکشنبه بهم اطلاع دادن که دیو جونیور
به اتهام سرقت بزرگ خودرو، به عنوان نوجوان محاکمه میشه
اوه، تبریک میگم
خبر عالیه. عالی
!۹۱۱
مامانی
مامان
هوم؟
مامانی، من خیلی تشنمه
باشه
باشه؟ باشه، عزیزم
ممم. شب بخیر
وایسا. یه قلپ دیگه مونده
نصف قلپ. لازمش نداری. شب بخیر
لازمش دارم. مامانی، لازمش دارم
باشه
حالا واقعاً شب بخیر. باشه؟
شب بخیر، مامان
شب بخیر، عزیزم
برای اردوی فردا خیلی ذوق دارم
من قایقهای بزرگ رو دوست دارم
خوبه
سیرکل لاین بزرگه، نه؟
آره
خوبه
مامان؟
!هیس
الان وقت خوابه
بابا فردا میاد بازی فوتبال منو ببینه؟
سعی میکنه، سمی
عزیزم، یادت میاد بهت توضیح دادم که
بابا برنامهاش با بقیه باباها فرق داره؟
آره
خب، نوازندهها همیشه نمیدونن
دقیقاً کی فرصت پیدا میکنن که ساز بزنن
پس، خب، ممکنه فردا نتونه بیاد
ولی سعی میکنه
آره. سعی میکنه
من دوستت دارم یه میلیون میلیارد، زیلیون بار
تو دوستش داری؟
ها، مامانی؟
من همیشه بابات رو دوست خواهم داشت
چون اون تو رو به من داد
حالا بخواب
مامان، خوابم نمیاد
خواب بد دیدم
تو فقط دو دقیقه خوابت برد
و خواب بد دیدی؟
!آخ
اوه
اوه، عزیزم
!اوه، لعنتی
اوه
فکر نمیکنم حتی میشناختمش
اصلاً خبر نداشتم. ازش طلاق گرفتم
سلام، جک
!سلام. بابا
!سلام، بابا! هی! گرفتمت! رر! رر! رر
مواظب باش
!مگی، مواظب باش
من همیشه این کارو میکنم، مامان
همیشه این کارو میکنه. باورم نمیشه
هنوز لولهکشی رو درست نکردی، جک
خب، چه خبر، کریستن؟
.میدونی که من و گرگ شنبه پیش ازدواج کردیم
اوه، آره. گرگ چطوره؟
.پایین تو ماشین با زخم معده منتظره
.امیدواره که تو بگی بله
.میخوام مگی رو برام نگهداری
.باشه. آره. تا حدود ساعت ۶ میتونم
کمک میکنه؟
.خب... نه
.برای کل هفته، بابا
!کل هفته
.قرار بود امروز صبح حرکت کنیم
...ماه عسلمون... اما پرستار زنگ زد که بگه
.باید بره از مادرش مراقبت کنه
.که تومور خوشخیم مادرش رو تو اوهایو درآوردن
.پدر و مادر گرگ خیلی پیرن
.مال منم خیلی دیوونهن. مال تو هم که فوت شدن
.پول بلیطها رو پس نمیدن
.پس فقط تو میمونی
!باشه، کریستن، من خیلی دوست دارم... لطفا این کار رو انجام بده
.ولی، میدونی که من الان دارم رو یه داستان کار میکنم
.تو همیشه داری رو یه داستان کار میکنی
.خب، آره. این کاریه که من میکنم
.همون داستان قدیمی همیشگیه
.درباره یه بابای خوشگذرون که هر دو هفته یه بار میاد
.که مسئولیت براش یه کلمه زشته
.یه نکته بگم، کریستن
...تو همچین تلاش برای دستکاری که الان داری میکنی
.من با چاپلوسی پیش میرفتم
چرا من همیشه باید آدم بزرگ باشم؟
و تو همیشه بچه کوچولو بمونی؟
...چون اوایل رابطه
...وقتی داشتیم نقشامون رو انتخاب میکردیم
.تو اول آدم بزرگ رو انتخاب کردی
.این همون چیزیه که واقعا میخوای، کریستن
...نه. چیزی که من واقعا میخوام
.اینه که فقط یه بار تو یه فداکاری کنی
.توی شغلت برای دخترت
!بیا اینجا، ورموش کوچولو! موجود کوچولوی من! گررر
!اوه! ها ها ها
!آه! ها ها ها! رر
.برو دستشویی. و دست و صورتت رو بشور
.و دندوناتو مسواک بزن
.امروز صبح یه کم عجله داریم
.چون باید دوستت مگی رو ببریم مدرسه
.و به خاطر اردوی مدرسه نباید دیر کنیم
.من از مگی متنفرم
.اون فکر میکنه خیلی بامزهست
.مگی
.هی، جک، این شماره دکتر مگیه
.و شماره یه پرستار بچه خیلی خوب
.که فردا میتونه کمکت کنه
.اون امروز یه نقش کوچیک تو یه سریال داره
.و یه چیز آخر. این واقعا مهمه
.قرار بود همسایهم مگی رو ببره
.امروز صبح، برای من، به مدرسه مونتهسوری وستساید
.باشه؟ اون تو ساختمون ما زندگی میکنه
!جک. جک؟ بالا! هوپ
.آپارتمان ۵۰۱. این شمارهشه
.باشه
.اسمش ملانی پارکر هست
...حالا، اگه میخوای اون مگی رو برات ببره مدرسه
...اگه میخوای اون مگی رو برات ببره مدرسه
.مگی رو بیار خونهش
.قبل از ساعت ۸ تا ازشون جا نمونی
...اگه نه، به مل زنگ بزن و بهش بگو
.که لازم نیست مگی رو ببره
.جک، باشه؟ از پروازم جا میمونم
.فکر نمیکنم ایده خیلی خوبی باشه
.شاید باید ماه عسلم رو کنسل کنم
.ماه عسلت رو کنسل نکن. اینا رو بده به من
.مطمئنی؟ آره
.باشه. اونها شماره تلفنن
!به گرگ سلام برسون. خداحافظ عزیزم
!خداحافظ
.خداحافظ، عزیزم
!خداحافظ، عزیزم
!آه! اوه، عزیزم، اوه! اوه
!اوه! اوه
.زود باش، مامان
.باشه
.شماره ۲ رو فشار بده، عزیزم
!چی... آه
.نمیدونم کجان
!- بازم؟ ها ها
.اسمور داریم ولی بازم لازم داریم
.ما داریم تو منهتن کمپ میکنیم
چرا درو نمیکوبی؟
.نمیتونیم در خونه ماه عسلیها رو بکوبیم
مدرسهات ساعت چند شروع میشه؟
.نمیدونم
.احتمالا حدود ساعت ۹ شروع میشه
.همه چی حدود ساعت ۹ شروع میشه
.چند دقیقه زودتر میرسیم اونجا
.فقط برای محکمکاری
مدرسهتون تو کدوم خیابونه؟
.نمیدونم
.هه. کارمون ساختهست
سفر با قایق رو از دست میدم، مگه نه؟
.اونا هیچوقت سر وقت راه نمیافتن
.میرسیم. قول میدم
بیا بدویم محض احتیاط
No comments yet. Be the first to leave one.