De eerste 200 regels.
اینجا ترینیداده. جزایر هند غربی
و قطعاً فرسنگها با هند فاصله داره
اما سه تا چیز تو کل دنیا همهجا هست
هوا، آب و
هندیها
من اینجا زندگی نمیکنم ولی
احتمالاً زیباترین دختر دنیا
و البته لجبازترینشون، اینجا زندگی میکنه
و من دیوانهوار عاشقشم
لوتوس! لوتوس
خیلی وقته دارم داد میزنم
کسی به من میگه این لوتوس کجاست؟
بالاخره پیدا شدی لوتوس
تو دیگه چه جور آدمی هستی؟
ببخشید؟
تو خودت خوب میدونی من چه جور آدمیم
خفه شو، لوتوس
منظورم این بود که تو دیگه چه جور پیشخدمتی هستی
تدارکات فیلمبرداری آمادهست؟
چی فکر کردی دوشیزه جاسمین کلسون، «دستیار شخصی»؟
اینا که تدارکات عروسی تو نیست
چطور جرئت میکنی با من اینطوری حرف بزنی؟ تو
تو هیچوقت هیچ کاری رو درست تموم نمیکنی اما
همیشه هم با لوس کردنِ شیمر قسر در میری
بنسون، بیا اینجا
اوه، بنسون بیا
بیا اینجا، بنسون
همین الان بیا اینجا
بهم بگو
کی بهتر به این خونه میرسه؟ جاسمین یا لوتوس؟
مشکل زنها همینه
وقتی میفهمن دارن میبازن، میزنن زیر گریه
خیلی بدجنسی
پسر، من که هندی بلد نیستم
چرا شماها همیشه با من این کارو میکنید؟
بیا اینجا
امروز دیگه به شیمر میگم
دیگه طاقت ندارم
شیمر
هنوز پرینتِ متنها رو نگرفتم
آب آلوئهورا رو هم هنوز برنداشتم
اوه، زود باش عزیزم. زود باش
عجله کن وگرنه هیچوقت سر وقت نمیرسیم
باشه
بنسون، ماشینو بیار
اینقدر جیغ نزن و عجله کن! یا عیسی مسیح
کفِ زمین چی کار میکنی؟
زود باش وگرنه دیرمون میشه
گوش کن، امیدوارم که
کجا رفت؟ همینجا بود
بیا، گوشیت اینجاست
ممنون
الو
شیمر کانهانی
تا ۴۵ دقیقهی دیگه
شیمر تا ۴۵ دقیقهی دیگه
چی؟ شیمر آمادهست؟
لعنتی
برید کنار
برید کنار، زود
برین اونور
دارین چی کار میکنید؟
بیا
و دارن تام کروز رو در نظر میگیرن که نقش مقابلت رو بازی کنه
اون زیادی کوتاهقد نیست؟
کاملاً درسته. شیمر
به فیلمبرداریِ ما خوش اومدی
اوه، ممنونم
سلام شیمر
همونطور که گفتی همه چیز بنفشه
صندلیها، میزها، کل صحنه
میبینم. میبینم، میبینم
حتی به سرم زد پیراهن بنفش بپوشم
سفیدش کن
قهوهم آمادهست؟ توی فنجون سفید
اوه، چقدر دوستت دارم لوتوس. سفید
شیمر، سخته که سفیدش کنیم
شیمر گوش کن
سفید کردنش غیرممکنه
صحنه سفید؟ چطوری کل صحنه رو سفید کنیم؟
مسخرهست! غیرممکنه
«بترکون!»
«داری منو نگاه میکنی، آره!»
«خوب منو برانداز کن!»
«بترکون!»
«بترکون!»
«بیا و منو تماشا کن. تکونش بده، تکونش بده!»
«بیا یه کم نزدیکتر. حالا تکونش بده، آره!»
«دارم حال میکنم با این!»
باعث افتخاره. ممنون
ممنون. لطف دارید
اوه جیگر. باز هم گل کاشتی. فوقالعاده بود
مرسی شیمر. مثل همیشه یه کم استرس داشتم
جیگر، کی بهم رقص یاد میدی؟
یاد میدم، حتماً یاد میدم
ممنون. همیشه بهت میگم
تو باید آکادمی رقص خودت رو داشته باشی
هنوز نمیفهمم چرا میخوای دیجی بشی
شیمر، چرا هیچکس از دیجی شدنم حمایت نمیکنه؟
دیجی بودن عشقِ منه
اصلاً تا حالا دیدی من آهنگها رو میکس کنم؟ نه
واسه همینه! تو نمیفهمی
پیش میآد. واسه بهترینها هم پیش میآد
حتی بقیه حرفهای انیشتین رو هم نمیفهمیدن
مگه نه؟ انیشتین دیجی بود؟
نه، پیشخدمت بود
هر دوتاتون خفه شید
دربارهی پارتیِ اون شب شنیدی؟
نه
باید اونجا میبودی. معرکه بود
قرار بود نیمهشب تموم شه ولی به خاطر موسیقیِ من
به خاطر موسیقیِ من تا دمِ صبح ادامه داشت
گوش میدی؟ میتونی از تانوی بپرسی
اوه، یادم افتاد. حال اون دوستدخترت چطوره؟
آخرین باری که دیدمش، داشت دعوا میکرد. پس فکر کنم حالش خوبه
اوه، خوب اومدی جیگر. میخوای جایی برسونمت؟
نه، خوبم! مرسی
مطمئنی؟ آره
خیلی خب، پس من رفتم. خداحافظ عزیزم
اوه، من عاشق میکیام
لوتوس! جاسمین
شیمر! بیا
تانوی! سلام
کجا بودی؟ خیلی وقته دارم زنگ میزنم بهت
چی شده؟ همه چیز روبهراهه؟
آره، البته که همه چیز روبهراهه
اون پارتی که توش آهنگ میزدی
قرار بود تا ساعت ۴ صبح طول بکشه
ولی به خاطر موسیقیِ تو، همه زیرِ یک ساعت گذاشتن رفتن
جیگر، تو فقط تا سپتامبر وقت داری
پدرم منو میفرسته توباگو
گوش کن... اگه این کار رو هم از دست بدی
اونوقت یادت باشه! هیچوقت نمیتونیم با هم ازدواج کنیم
الو! الو! تانوی! تانوی
فردا دوستت
دونسای مهمونی گرفته
به چه مناسبتی؟
تولد دوستدخترشه
بهونهش هر چی که باشه
پارتیِ دونسایه و من حتماً باید برم
شیمر من نمیفهمم تو چطوری از دونسای خوشت میآد
من تو تمام عمرم آدمِ به گیجیِ اون ندیدم
پدر و مادرش اسمش رو گذاشتن «تج دانراج»
ولی اون همه رو مجبور میکنه دونسای صداش کنن
دونسای، یعنی مایه
میدونی که اون دونسای رو خودش به عنوان اسم انتخاب نکرده
دونسای! دونسای
اون طبق قوانین خودش زندگی میکنه
درست مثل من
هر دختری میدونه که دونسای هیچوقت ازدواج نمیکنه
ولی با این حال همهشون شانسشون رو امتحان میکنن
دونسای
دونسای! من اینجام
اون اجازه میده دخترا بهش نزدیک بشن
و به نظر من این خیلی از بزرگمنشیِ اونه، مگه نه؟
آره عزیزم. بیا
شیمر، هر چقدر میخوای ازش تعریف کن
ولی همین الان دونسای داره قلب یه دختر رو میشکنه
دونسای
دونسای
چرا این مهمونی رو واسه من گرفتی؟
اگه میدونستم واسه تولدت اینقدر خوشحال و هیجانزده میشی
یه مهمونیِ مجللتر میگرفتم
دونسای
فردا تولد من نیست
بیخیال
شایلا، این یکی رو دیگه محاله اشتباه کرده باشم
مِی، درسته؟ ۲۳
خیلی خوب یادمه که هفتهی پیش گفتی
مِی مهمترین روزِ زندگیته ۲۳
آره، گفتم، چون
مِی روزیه که ما برای اولین بار همدیگه رو بوسیدیم ۲۳
بوسه؟ آره، بوسه
ولی روی کیک نوشته «تولدت مبارک»
چی؟
من... عیبی نداره، یکی دیگه سفارش میدم
کیک؟ آره
تو واقعاً غیرقابلباوری
چی؟ خب یکی دیگه میگیرم. منظورم اینه که
چیزایی که دربارهت شنیده بودم حقیقت داشت! چی؟
این رابطه برات هیچ ارزشی نداره، تو هیچوقت عاشق کسی نمیشی
شایلا
بهم بگو، تو تو این رابطه چه تضمینی میتونی بدی؟
تضمین؟ مگه من گارانتی دارم؟
من به خاطر تو هندی یاد گرفتم
و برات مهمونی گرفتم
شایلا
آخه من چی رو میتونم تضمین کنم؟
ازدواج! ازدواج
شایلا! ازدواج چیزی نیست که من هیچوقت انجامش بدم
خب پس خیلی هم عالی. این رابطه تمومه
شایلا
مهمونیِ فردا فقط واسه توئه
نمیشه پسفردا بهم بزنیم؟
چی؟ تو عجب آدمِ
سلام، سفارشتون خانم
یه شات ودکا، یه شات باکاردی
یه قطره گرنادین، تریپل سک، آبِ آناناس
و یه ذره هم اسپرایت
همین، کافیه
No comments yet. Be the first to leave one.