Agatha Christie's Seven Dials

Agatha Christie's Seven Dials

Download Farsi Persian ondertitel

Seizoen 1

Release informatie

Agatha Christies Seven Dials S01E03 The Finger Points 720p NF WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-playWEB
Een commentaar door warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 3 Agatha Christie's Seven Dials 2026 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Gepubliceerd op: 2026-01-30
Downloads: 19
Slechthorend: No

Voorbeeld van Farsi Persian ondertiteling

De eerste 200 regels.

زنده است

جیمی! جیمی، فکر کردم مُردی

کی این کار رو باهات کرد؟ کی بهت شلیک کرد؟

اگه اجازه بدین، لیدی آیلین

ممنون

گرفتینش؟ کی رو قربان؟

اون مردِ نقاب‌دار رو

همم؟ نقاب‌دار؟

مـ... مـ... من یه صدایی شنیدم و اومدم پایین

و دیدم داره سعی می‌کنه از پنجره فرار کنه

طرف مثل غول قوی بود

دکتر ماتیپ کجاست؟

ظاهراً هنوز نیومده پایین

لیدی آیلین، صبر کن. صبر کن

مُرده؟

نه

بیشتر یه داروی بیهوشیِ ضعیفه تا یه ضربه‌ی کاری

این همون داروی خواب‌آوریه که «جری» رو کُشت

چی؟

همونی که لیدی کوت به امیلی داد

متوجه نمیشین؟

یه مسمومیت دیگه و یه سوءقصد به قتل

مگه معلوم نیست چه اتفاقی داره می‌افته؟ نه، اصلاً معلوم نیست

من معتقد‌م بعضی چیزها اون‌طوری که به نظر می‌رسن، نیستن

و بعضی چیزهای دیگه

دقیقاً همون‌طوری هستن که به نظر میان

این دیگه یعنی چی؟

وسایل دکتر ماتیپ

دزدیده شدن

خانم‌ها و آقایان، امنیتِ عمارت تامین شده

هیچ‌کس اجازه نداره بدون اجازه‌ی من اینجا رو ترک کنه

دکتر به وضعیت آقای تسیگر رسیدگی کرده و الان پیش دکتر ماتیپ هست

بَتِل، نباید بذاری اوضاع این‌جوری بمونه. همم؟

من به دکتر ماتیپ اطمینان دادم که این صومعه امن‌ترین جای دنیاست

اگه اتفاقی بیفته، نخست‌وزیر پوستم رو می‌کنه

یه کاری بکن

قبلاً انجام دادم، آقای لوماکس

آدم‌هام یه خطاکار رو که می‌خواست به زور وارد بشه، دستگیر کردن

بچه‌ها، بیارینش تو. بله قربان

لورین؟ لورین؟

سلام جیمی. فکر کنم یکم حماقت کردم

این خانم رو می‌شناسین؟

هردومون می‌شناسیمش. دلیل اومدن من به اینجا، جیمی بود

از وقتی جری مُرده، تو تنها کسی بودی که بهم محبت کردی

فکر کردم ممکنه تو خطر باشی. نتونستم جلوی خودم رو بگیرم

لورین، من اصلاً خبر نداشتم

ببخشـ... ببخشید، بازرسی بدنی شده؟

بله قربان. چیزی همراهش نیست

مگه من چی کار کردم؟ من می‌تونم شهادت بدم

یه مرد هیکلی بود که سعی کرد من رو از پا دربیاره

سر آزوالد کجاست؟

سوال خیلی خوبیه، لیدی آیلین

منم همین فکر رو کردم. مطمئنم دیدمش

نه، با وجود این همه سر و صدا هم هنوز نیومده پایین

اصلاً شبیه اون نیست. معمولاً اولین کسیه که اعتراض می‌کنه

شماها اینجا بیدار چی کار می‌کنین؟

کجا بودی، آزوالد؟

اوه، داشتم قدم می‌زدم

این رو پیدا کردم

آه

اه

اوه؟

می‌دونین که به اون بنده خدا شلیک شده، نه؟

بله

بله، روی چمن‌ها پیداش کردم

اوه، بله. ممنون. من این رو می‌گیرم

از ظاهرش معلومه که «ماوزر»ـه

جسارتاً قربان، بهتر بود

این رو دقیقاً همون‌طوری که بود به حال خودش رها می‌کردین

خب! واقعاً عذر می‌خوام

سر آزوالد، اصلاً چرا روی چمن‌ها بودین؟

خوابم نمی‌برد، زدم بیرون قدم بزنم. اون رو پیدا کردم

واقعاً؟ آره

احتمالاً مهاجمی که به جیمی حمله کرده، انداختتش

موقعی که داشته فلنگ رو می‌بسته

همم، انگار کلی ماجرا رو اینجا از دست دادم

اوه، یه دخترِ جدید هم که هست. این کیه؟

اووم، از همه‌تون خواهش می‌کنم برگردین به اتاق‌هاتون

تا من و آدم‌هام به کارمون برسیم

آقای لوماکس، من مهمان جدیدمون رو

موقت در یکی از اتاق‌ها اسکان میدم. ایشون تحت نظر می‌مونن

محوطه‌ی عمارت کاملاً تحت گشته. هیچ‌کس حق ورود یا خروج نداره

امیدوارم با سپیده دم اطلاعات بیشتری براتون داشته باشم

اما فعلاً، لطفاً برین به اتاق‌هاتون

اوه

آه. همم. آقای لوماکس

نگران نباشین، نگران نباشین. پلیس‌ها هنوز سر پست‌شون هستن

می‌بینم که شما هم خوابتون نمی‌برد

ما هردو خیلی

به قول فرانسوی‌ها، «سمپا» هستیم

هستیم؟ نترسید. تعرضی در کار نیست

حتی فکرِ جلوتر اومدن رو هم نمی‌کنم. البته، آدم می‌تونه رویاپردازی کنه

چیزی می‌خواستین؟ معلومه که متوجهش شدین

می‌دونستم می‌فهمین

این همون غریزه‌تونه، هرچند زمخت و تربیت‌نشده‌ست

چرا پشت درِ اتاقِ منین؟

باید رک حرفم رو بزنم

این همون چیزیه که شما می‌خواین. در واقع ذاتِ شماست

حرفت رو بزن لوماکس، وگرنه خونت به جوش میاد

حالتون کاملاً خوبه؟

امیدوارم باشم

امیدوارم باشم

اگه اجازه داشته باشم که... شما رو

اوه، خدای من

حتماً منظورتون این نیست که

متوجه شدین. چقدر هم بهتون میاد

آقای لوماکس، دارین از من خواستگاری می‌کنین؟

بله، همین‌طوره

تنها چیزی که در عوض می‌خوام

یه نشونه‌ی کوچیک از پذیرفتنِ عشق و علاقه‌ی من به

اوه

لیدی آیلین؟

لیدی آیلین؟

صبح بخیر، لیدی آیلین

امیدوارم همه چیز رو به راه باشه

نه کاملاً

همین الان به سختی از یه پیشنهاد ازدواج قسر در رفتم

از طرف جورج لوماکس

نظرت چیه؟

خب، مسلماً سوالِ به‌جاتر اینه که

نظرِ خودتون در این باره چیه؟

واقعاً نمی‌خوام بهش فکر کنم. اصلاً ازش خوشم نمیاد

حالا، داریم به چی نگاه می‌کنیم؟

«ما» به هیچ‌چیزی نگاه نمی‌کنیم

کاملاً در اشتباهین، بازرس

لطفاً توضیح بدین چرا انقدر درگیر این چمن‌ها شدین

فکرم درگیرِ ردپاهاست

مالِ سر آزوالد؟ یا مهاجمِ جیمی؟

نه، وایسا

فقط یه جفت ردپا اینجاست

دقیقاً

اون فرورفتگی. همم؟

اونجا همون‌جاییه که سر آزوالد تپانچه رو پیدا کرد؟

باید همین‌طور فرض کنیم، بله

که مهاجم جیمی موقع فرار انداخته

به جز اینکه اگه فقط یه جفت ردپا وجود داشته باشه

پس اون فرضیه نمی‌تونه درست باشه، مگه نه؟

ولی سر آزوالد به ما گفت که اسلحه رو روی چمن پیدا کرده

حالا می‌فهمم درگیرِ چی هستین

فقط یه جفت ردپا

در حالی که به ما گفتن دو نفر اینجا بودن

همم

با هم جور درنمیاد، نه؟

خیلی چیزها با هم جور درنمیان

اون تپانچه حسابی چمن رو گود کرده

این چمن‌های زیبا رو داغون کرده

که اگه فقط توسط کسی که داشته فرار می‌کرده افتاده باشه، یکم عجیبه

حدس می‌زنم فرضیه‌ی من این باشه که

پرتاب شده

از یه فاصله‌ی نسبتاً دور

با قدرتِ خیلی زیاد

نظرت در مورد سر آزوالد چیه؟

اوه. لیدی آیلین، من الان به خیلی چیزها فکر می‌کنم

ولی تا وقتی که فکر کردن به یقین تبدیل نشه، ترجیح میدم بلند به زبون نیارمشون

روشِ خیلی جدیدیه

همم

امیدوارم بقیه هم یاد بگیرن

اوه، از آدم‌هام خواستم که... همه رو صدا کنن بیان تو

شما خیلی کمک کردین

واقعاً؟ از چه لحاظ؟

دو تا گلوله

یکی توی این اتاق پیدا شد، اون یکی

بیرون

خب

دوشیزه وید... دوشیزه وید؟ خب، این گلوله... از... شلیک شده

لـ... لیدی کوت، مشکلی پیش اومده؟ بله

انگار یکی از گوشواره‌هاتون نیست. واقعاً؟

اگه بشه تمرکز کنیم... دارم تمرکز می‌کنم

این‌ها هدیه‌ی برادرم بودن. حتماً توی اتاقم جا مونده. باید برم بیارمش

یکی از مامورهاتون با من میاد؟

یه لحظه هم طول نمی‌کشه

ترنر، راه بیفت پسرم. همین الان، سریع

دکتر ماتیپ، حالتون چطوره؟

حس می‌کنم بهم خیانت شده

من با وعده‌ی امنیتِ کامل به اینجا اومدم

بهم دارو خوروندن. حاصلِ زحماتِ کلِ عمرم دزدیده شده

و یه نفر توی این اتاق، بیشتر از چیزی که به ما میگه، خبر داره

که به اون هم می‌رسم، دکتر ماتیپ

و فرمول هم نمی‌تونه از محوطه‌ی عمارت خارج شده باشه

من به بازرس اعتمادِ کامل دارم

من هنوز نگرانم که کی دیشب داشت به من تیراندازی می‌کرد

خب... خب... و اینکه آیا اون برمی‌گرده؟

یا اینکه تو همین اتاقه؟

همین‌جا بین ما نشسته؟ جلوی چشمِ همه

چی؟

چی؟ منظورت چیه تسیگر؟ خب، من

آقایان، خانم‌ها، خواهش می‌کنم

همه‌چیز به نوبت

همون‌طور که گفتم، دو تا گلوله

این چیه بازرس؟

لیدی آیلین، من واقعاً می‌خوام توضـ

خیلی خب، باشه

مدرکِ «زد»

این یه دستکشه، یا بهتر بگم، قبلاً بود

توی شومینه پیداش کردیم. تقریباً سوخته، ولی نه کاملاً

کسی مایل هست امتحانش کنه؟

همم؟

همم؟

اگه بخواین، من امتحان می‌کنم. آه! ممنون قربان

خیلی لطف کردین

More Farsi Persian subtitles for Agatha Christie's Seven Dials

Opmerkingen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left